Skip to content
 

پستان‌های گاو شیرده قبلی خشکیده است

نگران آینده‌ای هستم که چوبه‌های دار جدیدی به نام نژادگرایی و باستان‌‌ستایی و کوروش‌پرستی بر پای شود. نشانه‌های این سوء‌استفاده و نگرانی نه فقط در داخل، که به شکل زیرکانه‌ای در برخی کشورهای با سابقه استعماری دیده می‌شود.

اگر دعوت برای سخنرانی در مراسم دولتی جشن نوروز را نپذیرفتم، علاوه بر دوری‌گزینی از دولتیان، بخاطر مخالفت با چنین پدیده نگران‌کننده‌ای بود.

آقای ایلار برمن- پژوهشگر شورای روابط خارجی آمریکا- پیشنهاد داده است که: “غرب از این مسئله باید درسی بسیار مهم بگیرد و آمریکا با تاکید بر قدمت و محبوبیت ناسیونالیسم (ملی‌گرایی) ایرانی می‌تواند یک بدیل ایدئولوژیک بسیار نیرومند در برابر حکومت فعلی آیت‌الله‌ها را تقویت کند. علاوه بر این آمریکا با این روش می‌تواند به بسیاری از مردم عادی در ایران نشان دهد که با تاریخ آن کشور آشناست و از مبارزه آن‌ها برای آزادی حمایت می‌کند.”

پرسشی که متعاقب نظرات آقای برمن در ذهنم ایجاد می‌شود این است که چرا قدرت‌های بزرگ در یکی- دو قرن اخیر همواره به دنبال تثبیت نوعی ایدئولوژی در ایران بوده‌اند؟ چرا هنگاهی که موضوع ایران مطرح می‌شود، عملاً تبلیغ ایدئولوژی‌ها جای دموکراسی و مردم‌سالاریِ محبوب غرب را می‌گیرند؟ چرا از قبل بجای اراده مردم تصمیم گرفته می‌شود و این تصمیم با تبلیغات وسیع رسانه‌ای به مردم تحمیل می‌گردد؟ چرا آقای برمن از گرایش جدید و شدید دولت ایران در تبلیغ ناسیونالیسم با سکوت عبور می‌کند و دقیقاً برعکس آنرا مطرح می‌کند؟ و نیز اینکه چرا ما ایرانیان از این چرخه مکرر تغییر ایدئولوژی‌ها در یک قرن اخیر درس نمی‌گیریم؟

امیدوارم این نظرات آقای برمن، فقط نظر یک روحیهٔ استعماری و سلطه‌گر باشد و مغایر با نظر غالب دیگر همکاران خود.