Skip to content
 

هویت ساختگی برای ماهی قرمز: نمونه‌ای تازه از دستکاری در اسناد و آثار تاریخی

پیش از این، در چندین نوشتار دیگر به این نکته مهم اشاره شد که امروزه آسیب رساندن و تحریف و دستکاری در واقعیت‌های تاریخی، بیشتر به دست کسانی انجام می‌شود که خود را از دوستداران فرهنگ ایران و کوششگر پاسداری از آثار باستانی می‌دانند. اینان هرگاه که واقعیت‌های تاریخی را مطابق با خواست و مصلحت خود ندانند، بی‌محابا دست به تغییر و تحریف آن می‌زنند تا داده‌های تاریخی را به شکل دلخواهانه و مفیدی برای خود تبدیل کنند. گسترش چنین شیوه‌ای می‌تواند به مرور زمان آسیب‌هایی جدی به آیین و فرهنگ ایرانی وارد کند.

بتازگی نیز کسانی که می‌کوشیدند تا در برابر مخالفان آزار و قتل‌عام هزاران ماهی‌ قرمز، شاهدی تاریخی پیدا کنند و پیدا نکردند، مانند همیشه دست بکار یک تحریف هنری دیگر و دستکاری در یک اثر باستانی شدند. نمونه‌ای از همان آثار باستانی که آنان خود را پاسبان و حافظ آن می‌دانند.

این دستکاری تازه در اثری باستانی، عبارت است از پاک کردن نام و امضای هنرمند بزرگ ایرانی از میانه تصویر بشقابی مشهور در موزه برلین شرقی، و افزودن دو ماهی قرمز دلخواهانه بجای آن.

بشقاب با نقش برج فلکیطرح اصلی بشقاب

بشقاب با تصویر برجهای نجومیطرح جعل‌شده همان بشقاب

این بشقاب به خاطر نگاره‌های کیهانی دوازده برج فلکی در پیرامون آن، و سبک خاص نگارگری آن، شهرت و اهمیت فراوانی در میان پژوهشگران نجوم باستانی دارد. تحریف کنندگان این نگاره و نیز منتشرکنندگان دوباره آن به اندازه‌ای از آگاهی‌های نجومی کهن و سنت‌های نگارگری ایرانی بدور بوده‌اند که نه تنها نمی‌دانسته‌اند در میان دوازده برج فلکی، اینچنین بر روی برج ماهی (حوت) تأکید نمی‌شود، بلکه در هیچ آوند باستانی دیگری، نقشی از یک ماهی سرخ دیده نشده است.

دستکاری دیگری که در نگاره‌های این بشقاب انجام شده، عبارت است از تغییر گردش راست به چپ حرکت برج‌ها، به گردش چپ به راست. عملی که موجب می‌شود بیننده این نگاره، آگاهی‌های نجومی ایرانیان را به اندازه‌ای اندک و ابتدایی بداند که حتی از توان تشخیص مسیر گردش برج‌ها نیز عاجز بوده‌اند.

هر اثر فرهنگی باستانی (به ویژه اثری بی‌همتا که دارای نام پدیدآورنده و تاریخ ساخت است) سندی ارزشمند برای پژوهش در بنیان‌های هنری و فرهنگی، و آیین‌های دیرین یک ملت کهنسال است. تخریب و تباهی مکرر و چندین باره آثار و تاریخ یک ملت، آنهم بدست کسانی که خود را دوستدار و نجات‌بخش و نگران آثار باستانی ایران می‌‌دانند، معنای خوبی در بر ندارد.

آگاهی از این دستکاری تازه را مدیون پژوهشگر گرامی تاریخ نقاشی ایران، خانم هلنا شین دشتگل هستم که روز گذشته در نامه‌ای مهرآمیز خبر انتشار مقاله‌ای از خود بنام «ماهی‌های قرمز مصنوعی در لابلای آثار تاریخی چه می‌کنند؟» در وب سایت رادیو زمانه را دادند. ایشان پیش از این نیز یادداشت ارزنده‌ای از نقاشی نوروزی استاد حسین شیخ را به خواهش این نگارنده نوشته بودند.  برای این هنرمند و پژوهشگر نقاشی ایرانی بهترین آرزوها را دارم.

گفتگو با آقای فؤاد روستایی، رادیو فرانسه: حاجی فیروز و ماهی قرمز، 3 مگابایت، هفت دقیقه.



web analytics