چندی پیش، این افتخار دست داد تا به فراخوان انجمنی از دوستداران پژوهش در تاریخ و فرهنگ ایران، به نشست هفتگی آنان در فرهنگسرای خاوران رفته و سخنانی بگویم. با اینکه کم و بیش با چنین انجمنها و گروههایی آشنا هستم، اما آنان این انتقاد بر حق را نیز دارند که سخن چندانی در باره کوششهای آنان نمیگویم. در نشستها، دیدارها و گفتگوهایی که با این دوستان انجام شد، آنانرا جوانانی پر شور، کوشا و واقعنگر دیدم. هر چند که ویژگی نخستین- یعنی پر شور بودن- در میان بسیاری از کوششگران انجمنهای ملیگرایانه دیده میشود، اما دو ویژگی سپسین- یعنی مطالعه فراوان و تلاشی منصفانه و بیطرفانه برای دستیابی به واقعیتهای تاریخی- آنچنان رایج نیست و بیشتر رنگ و بوی شعارزدگی و بازگویی سخنان تکراری و احساسی را دارد. ویژگی تحسینبرانگیز دیگر این دوستان در این است که به سادگی و بدون بررسی، تسلیم موجهای جنجالی کسانی نمیشوند که میکوشند به چنین انجمنها و جوانانی بقبولانند که تنها میباید نگران آن چیزی باشند که آنان آنرا قابل نگرانی و شایسته واکنش تشخیص دادهاند.
این انجمن، وبلاگی نیز بنام کانون تاریخ ایران دارد که مدیر آن- آقای سینا پازوکی- همواره میکوشد تا هر چه بیشتر آنرا از شکل نخستین خود به درک و دریافتهای تازه و مفید برساند. سینا در آخرین نوشته خود به گفتاری در تلویزیون و مقالهای در روزنامه اعتماد که چارشنبهسوری را جشنی عربی دانسته بود، و نیز به افزودهشدن ماهی قرمز بر سفره هفتسین انتقاد کرده و ریشه آنرا به احتمالی در نام عربی ماهی (یعنی سمک) دانسته است.
این نگارنده نیز بر این باور است که گذاردن ماهی سرخ وارداتی (که حتی بومی ایران نیست) بر سفره هفتسین نوروزی در تهران و چند شهر بزرگ، به آیین دیرین ایرانیان نیست و در هیچیک از متون و منابع کهن ایرانی اشارهای بدان نرفته است. حتی در نقاشیهای سفره هفتسین که از عصر قاجاریان بجای مانده است و نیز در نقاشی معروف «هفت سین» از استاد حسین شیخ (۱۲۸۹ – ۱۳۷۰) متعلق به عصر رضاشاهی، نگارهای از تنگ ماهی به چشم نمیخورد. امروزه نیز در کشورهای دیگر حوزه فرهنگ ایرانی (همچون افغانستان و تاجیکستان و دیگر سرزمینهای ایرانیتبار آسیای میانه و قفقاز) و حتی در بسیاری از روستاهای ایران، چنین رسمی ناشناخته است. خوشبختانه در چند سال گذشته، بسیاری از پژوهشگران و فعالان محیط زیست، کوششی شایسته برای آگاهی به مردم بکار بستهاند که تا اندازه زیادی موفقیتآمیز بوده است.
سفره هفتسین نوروزی ایرانیان، آکنده است از نمادهایی برای زندگی آشتیجویانه بشری، پاسداشت پدیدههای طبیعت و روابط متقابل انسان و محیط زیست. شکنجه و کشتار بیرحمانه هزاران هزار ماهی سرخ کوچک و بیگناهی که در زندان تنگها به بند بازیگوشی میافتند و به دست ما و به بهانه جشن و شادی ما از گرسنگی و بیماری میمیرند، نه تنها آیین کهن و شناختهشده ایرانی نیست که خشونت و جنایتی غیر انسانی است. جنایتی که با سرمایه و تبلیغ سوداگران در مطبوعات و رادیو و تلویزیون نیز بدآن دامن زده شده است. نوروز ایرانیان هنگام اسطورههای کهن زایش و جشن نوزایی و گرامیداشت طبیعت است و نه یک «جشن مرگ».
از دوست هنرمند و پژوهشگر نقاشی ایرانی، خانم هلنا شین دشتگل بخاطر آگاهیهایی پیرامون استاد شیخ سپاسگزارم.
ـــــــــــ
گفتگو با آقای فؤاد روستایی، رادیو فرانسه: حاجی فیروز و ماهی قرمز، ۳ مگابایت، هفت دقیقه.
گفتارهای دیگر:
