جناب آقای علیرضا صدفی در گفتاری به نام «مسئله وجود تاریخی مهر پیامبر» که در شمارههای ۴۱۸ و ۴۱۹ ماهنامه فروهر منتشر شده است، پرسشی دیرین را پیش کشیدهاند. ایشان با طرح فراخوانی درخواست کردهاند تا کوشش شود که یا اسناد کافی از وجود تاریخی مهر پیامبر (که استاد ذبیح بهروز در نیم قرن پیش مطرح کرده بودند) ارائه شود و یا از تکرار این ادعا دست برداشته شود.
ایشان در آن نوشتار از آقایان اصلان غفاری، دکتر علی حصوری، فرزندان روانشاد بهروز و نیز از این نگارنده خواستهاند تا به اظهارنظر بپردازیم و همچنین این سخن را از قول من آوردهاند که قلباً مایلم این موضوع ثابت شود.
خلاصه نظر این نگارنده که به کوتاهی برای ایشان فرستادم، چنین است که هیچ تردیدی در رواج چشمگیر دین و آیین میترا/ مهر در سده سوم پیش از میلاد نیست و بسیاری از سنتهای دین نوظهور مسیحیت و از جمله تقویم میلادی که به شکل مسیحی شده آن در سده چهارم میلادی رایج شد، از کیش مهر برگرفته شده است. نفوذ دین و آیین مهر در دین مسیحیت به اندازهای گسترده و فراوان است که میتوان گمان داد برخی از باورهای مسیحی که خاستگاه آنها ناشناخته است، با پژوهشها و یافتههای آتی، به ریشه آنها در باورها و سنتهای ایرانی پی برد.
روایتهای تولد، زندگی و مرگ مسیح به اندازهای در میان پژوهشگران و حتی در میان پیروان او، فراوان و متناقض است که دانسته میشود تمامی این روایتها از رویدادهای متفاوتی در زمانها و مکانهای گوناگون اقتباس و تلفیق شدهاند که در بسیاری از آنها رد باورهای ایرانی به دیده میآید.
اشارهها و اسنادی که استاد ذبیح بهروز در کتاب «تقویم و تاریخ در ایران» (چاپ ۱۳۳۱، صفحه ۹۴ تا ۱۰۶) با استناد به رساله دوم پولس، سکههای اشکانی، تاریخ سیستان، مروجالذهب، متون مانوی تورفان، قرآن و تاریخ طبری آورده و فرضیه شخصیت خاصی به نام مهر پیامبر را پیش کشیده است، میتواند درست باشد و حتی در صورت درستی، میتواند راهگشای حل بسیاری از مسئلههای غامض تاریخ دینی عصر اشکانی باشد. به عبارت دیگر، هر پژوهشگری ممکن است که با در نظر داشتن مجموعهای از روایتهای مبهم تاریخی در این زمینه، به چنین استنباطی برسد.
اما با این وجود، هنوز کمترین دلایل و اسناد کافی و صریح در زمینه اثبات یا حتی در حد طرح فرضیه وجود تاریخی شخصی به نام مهر پیامبر وجود ندارد و دلایلی که استاد بهروز پیش کشیدهاند، تنها خبر از نفوذ دین و اسطوره میترا/ مهر بر دین مسیحیت و عیسی مسیح میدهد تا پیامبری به نام مهر. در هیچیک از آن منابع، برخلاف نتیجهگیری نهایی مؤلف کتاب، کمترین اشارهای به زمان زایش و مرگ شخصیتی به نام مهر نشده است.
به گمان این نگارنده، تا زمانی که چنین کمبودی وجود دارد، شایستهتر است تا بجای بازگویی و تکرار این فرضیه، برای یافتن اسناد تاریخی کافی و مطمئن کوشش شود.
گفتارهای دیگر:
