Skip to content
 

ادعای گم شدن هزاران سند در میراث فرهنگی و اعتراض‌های دیرهنگام و شائبه‌برانگیز

ادعای گم شدن هزاران سند در میراث فرهنگی: زمینه‌سازی برای گم‌شدن‌های جدید؟

اخیراً ادعا شده که سال‌ها پیش و در زمان دولت آقای احمدی‌نژاد، هزاران سند و کتاب و امثال آن در سازمان میراث فرهنگی «مفقود» شده یا «فروخته» شده است. همچنین ادعا شده که خریدار آنها، کتابفروشی شهرکتاب نیاوران (به مدیریت آقای محمد زهرایی مدیر انتشارات کارنامه) بوده است. از چگونگی نقل مدعی این ادعا به روشنی دریافته می‌شود که خود در این مفقود شدن‌ها و معامله‌ها دست داشته و یا از آنها خبر داشته است.

به گمان نگارنده، چنین ادعایی (با توجه به زمان بیان آن) می‌تواند مصداق ضرب‌المثل فارسی «شریک دزد و رفیق قافله» باشد. عده‌ای در زمان همان دولت و بلایی که بر سر سازمان نازل کردند، نه تنها در قبال تمامی ویرانگری‌ها و بی‌مسئولیتی‌ها سکوت کردند، که حتی در حال مشارکت و هم‌سفره‌ای با آنان نیز بوده‌اند. اکنون که آن سفره برچیده شده، همان عده برای گمراه کردن عامه در صف پیدا کردن مقصرین ایستاده‌اند.

به گمان نگارنده، چنین ادعاهایی می‌تواند در بهترین حالت نشانه فرصت‌طلبی و در بدترین حالت نشانه زمینه‌سازی برای مفقود شدن‌ها و مفقود کردن‌های گسترده و جدیدی است که در راه است و صدای آن هشت سال دیگر و در دولت بعدی در می‌آید. مفقودشدن‌هایی که گویا قرار است آنها را به گردن یک شخص واهی بیندازند. امیدوارم اعمال چنین اشخاصی که در زمان لازم سکوت کرده و در زمان غیرلازم و به منظور رفع اتهام از خود، داد و فغان و وااسفا به راه انداخته‌اند، مورد دقت و مراقبت کافی قرار گیرد.

متأسفانه از آنجا که جامعه ما جامعه‌ای دهان‌بین و ساده‌انگار و سطحی‌نگر و زودباور است، عده زیادی این خبر را بدون مداقه کافی و بدون بررسی جوانب نگران کننده آن منتشر کردند و نادانسته با آن اهداف سوء همدست و همداستان شدند.

بهانه‌ای برای گم شدن‌های بیشتر

۲۴ شهریور ۱۳۹۵

ماجرای مبهم و سوء‌ظن برانگیز گم شدن اشیاء و اسناد سازمان میراث فرهنگی را در گفتگویی با خانم آزاده کریمی خبرنگار مقیم لندن بشنوید(+). نحوه انتشار اخبار و اظهارنظرها در این باره، از زمینه‌سازی برای یک سری اقدامات سوء دیگر خبر می‌دهد. گویا قرار است چیزهای تازه‌ای گم شوند و به گردن پیشینیان انداخته شوند.

اعتراض‌های دیرهنگام و شائبه‌برانگیز

۴ خرداد ۱۳۹۵

دیده می‌شود که عده‌ای در زمان تصدی مدیران قبلی بر سازمان میراث فرهنگی و اعمال مخرب و ناهنجار آنان سکوت اختیار کردند و ای بسا با آنان همکاری و همدستی نمودند، و اکنون لب به انتقاد و اعتراض دیرهنگام گشوده‌اند. این نکته بدیهی را همگان می‌دانند که وقت مناسب برای بیان اعتراض نسبت به هرگونه تخریب یا تهدید آثار تاریخی و طبیعی و اجتماعی و واکنش‌های روشنگرانه در قبال عملکردها و مدیریت‌های ناصحیح، هنگامی است که آن واقعه زیان‌بخش در حال رخ دادن و آن مدیر بر مسند کار است.

اعتراض‌ها و انتقادهای دیرهنگام و پس از تغییر مدیران و جابجایی مسئولان و ویران شدن آنچه باید ویران می‌شد، یک اعتراض بجا و مؤثر نیست، بلکه هیاهویی کاذب و شیرین‌کاری بی‌اثر است. اعتراض دیرهنگام حتی می‌تواند این شائبه را ایجاد می‌کند که ای بسا می‌خواهند حیف و میل‌های امروزیان را به گردن دیروزیان بیندازند.

سکوت کردن در هنگامی که باید فریاد زد، و فریاد زدن در هنگامی که وقت آن گذشته است، نوعی فرصت‌طلبی و خودشیرینی است.



web analytics