Skip to content
 

بیاد استاد مصطفوی: مرد دل‌نگران هامون و چشم‌براه نجات‌بخشان ایران

برگرفته از سخنرانی پیشین این نگارنده در
گردهمایی یادبود درگذشت روانشاد استاد علی اصغر مصطفوی

امروز ما در فراق مردی گرد هم آمده‌ایم که همواره آرزو می‌کرد تا همه ما را در کنار هم ببیند، همه آنانی را که دلی به گروی مهر ایران سپرده‌اند. اما هرگز ندید، آنگونه که آرزو داشت.

در آخرین دیدارها، هنگامی که از چاپ تازه کتاب «سرزمین موعود» که با نام «سوشیانت» منتشر می‌شد و از دریاچه هامون می‌پرسیدم، با چنان وجد بی‌پایان و پر شوری از آخرین ویرایش این نوشته ارجمندش خبر می‌داد که درخشندگی آب‌های هامون را در چشمانش می‌دیدم، و نیز پهناوری آنرا، ژرفای آنرا، و هم رنگ آبیِ آبیِ آنرا.

استاد را بیش از آنکه پژوهشگری دقیق و توانا بدانم، عاشقش می‌دانستم. سخت عاشق و سخت شیدا. دلبسته دریاچه هامون، شیدای کوه خواجه، شیفته سوشیانت‌ها و «مادران» آنان، و عاشق هر آنچه بوی سربلندی و سرافرازی و شادکامی ایران و ایرانیان را می‌داد. چشمان مصطفوی همواره سوشیانت‌ها را جستجو می‌کرد؛ همیشه و همه جا. او منتظر بود. منتظرتر از همه ما.

افسوس که او دیگر نیست تا ببیند چگونه هامون پر آب و پر آب‌تر می‌شود. افسوس نیست تا ببیند موج‌های هامون بر گونه کوه خواجه می‌کوبد و دختران ایرانی و مادران نجات‌بخشان ایران را به خود فرا می‌خواند. آب دریاچه هامون، شیرین‌ترین آب همه دریاچه‌ها در همه سرزمین‌های ایرانیست. به روزگاری، آب همه دریاچه‌های ایران‌زمین شیرین بوده‌اند؛ حتی دریاچه نمک کاشان.
افسوس نیست تا ببیند هیرمند رایومندِ فرهمند با خیزاب‌های سپیدش سرکشی می‌کند و نرم‌نرمک بوی خوش روزهای خوب را با خود فرا می‌آورد. بوی خوش روزگاران خوب را!

از یاد نخواهم برد آنگاه که سال‌ها پیش نشانیِ آرامگاه استادش ابراهیم پورداود در شهر رشت را از او می‌پرسیدم، با چه شور و شوقی سخن می‌راند و آنگاه که از کسانی که پس از مرگ استاد پورداود از قبایش برای خود ردایی دوخته بودند، سخن می‌راند؛ چه محزون بود و چه غمگین. آن هنگام بود که برق اشک‌هایش را در چشمانش می‌دیدی. آن اشک‌ها هم به زلالی هامون و به زلالی مادر سوشیانت‌ها بود.

و اینک آن آرامگاه تنها و فراموش‌شده در «سبزه میدان» رشت، تنها یادآور پورداود نیست که برایم یادآور علی اصغر مصطفوی هم هست.

روانش به مینودر و در سرای فرخنده نیاکان به شادی و آرامی و پدرامی باد.

رضا

گفتارهای دیگر:

  1. حمله اوباش کمیته نجات پاسارگاد به زنده‌یاد رجبی (با سه پیوست تازه)
  2. زمین سوخته: جزیره مسموم و اقلیم ایران