Skip to content
 

۳- مناسبات مدنی و نظام‌های اجتماعی در دوران پارینه‌سنگی و میان‌سنگی

درآمدی بر شکل‌گیری مناسبات مدنی جوامع باستان و غلبه سلطه‌گری

نگاهی به گذشته و چشم‌اندازی به آینده

بخش نخست: مناسبات مدنی و سیر تطور نظام‌های اجتماعی
۱- دوران پارینه‌سنگی و میان‌سنگی

بازگشت به فهرست

انسان ذاتاً موجودی اجتماعی نیست و زندگی اجتماعی را از روی ناچاری و به گونه اکتسابی و برای برخورداری از منافع مترتب بر آن و نیز برای دستیابی به «احساس امنیت» فرا گرفته است.

برای «تمدن» یا «مدنیت» تعریف‌های گوناگونی ارائه شده‌ که هیچکدام جامع و کامل نیستند. در ساده‌ترین و کوتا‌ه‌ترین تعریف، می‌توان گفت که تمدن یا مدنیت عبارت است از شکل‌گیری و اجرای قراردادهایی در میان انسان‌ها که موجب ایجاد تفاهم در همزیستی و زندگی اجتماعی شود. تمدن برخلاف تداول عامه، مترادف با فرهنگ و یا دستاوردهای علمی- تکنولوژیکی نیست. بلکه همه اینها «محصولاتی» منبعث از تمدن هستند.

بنا به یافته‌های فعلی باستان‌شناختی، از عمر انسان و انسان‌نماها بر روی زمین حدود چهار میلیون سال می‌گذرد. در حالیکه زندگی اجتماعی انسان، پیشینه‌ای در حدود ده هزار سال دارد. اگر این زمان چهار میلیون ساله را به مقیاس کوتاه نماییم و آنرا تنها یکسال فرض کنیم، آنگاه می‌توان گفت که انسان ۳۶۴ روز از عمر یکساله خود را بصورت انفرادی و یا در دسته‌های متفرق اما نزدیک به هم سپری کرده و فقط در آخرین روز اسفندماه به زندگی اجتماعی روی آورده است.

انسان در طول این دوران حیات پرفراز و نشیب خود، دریافته بود که نوعی همیاری و همکاری با یکدیگر بهتر می‌تواند او را در برابر خطرات بالقوه محفوظ دارد. او در دوره‌های گرم و مرطوب، از جیره غذایی گیاهی بهره‌مند بود و آنرا به فراوانی و آسانی از دل طبیعت به دست می‌آورد. با اینکه انسان تمایل و نیازی به شکار و غذای جانوری در خود نمی‌دید، اما ددان و حیوانات وحشی به شکار او تمایل نشان می‌دادند و انسانِ تنها و بی‌دفاع، از توان مقابله انفرادی با آنها برخوردار نبود. از سوی دیگر، آدمی در دوره‌های سرد یخبندان، از روی ناچاری و به دلیل کمبود یا نبود مواد غذاییِ گیاهی، به جیره غذایی جانوری روی آورد. اکنون علاوه بر وجود خطر قبلی در معارضه با وحوش، با خطر گرسنگیِ ناشی از کمبود مواد غذایی و دشواری در شکار موفقیت‌آمیز نیز روبرو بود.

در باره دوره‌های یخچالی و بین یخچالی بنگرید به «مهاجرت‌های آریاییان و چگونگی آب‌وهوا و دریاهای باستانی ایران» از همین نگارنده، چاپ سوم، ۱۳۸۴، صفحه ۱۷ به بعد.

پس از تجربه‌های تلخ و ناگواری که به فراوانی روی داد، انسانِ عصر «پارینه‌سنگی» در می‌یابد که می‌تواند به نوعی اشتراک مساعی با همنوعان خود دست یازد. او می‌آموزد که می‌تواند به همنوع خود به هنگام گرفتاری در چنگال حیوانات وحشی و یا دیگر خطرات طبیعی یاری برساند و متقابلاً از او همین انتظار را داشته باشد. او می‌آموزد که می‌تواند غذای اضافی از شکار موفقیت‌آمیز خود را با دیگرانی که ناکام مانده‌اند، تقسیم کند و انتظار داشته باشد تا آنان نیز با او به همین‌گونه رفتار کنند. این «بیمه» ابتدایی و بسیار کهن، نخستین سرآغازها و سرچشمه‌های قراردادهای اجتماعی و پیدایش تمدن است.

در باره زمان‌بندی دوره‌های زندگی بشری بنگرید به «سرگذشت انسان در ایران».

در حدود پانزده هزار سال پیش و آغاز عصر «میان‌سنگی» یعنی در اوایل آخرین دوره یخبندان که انسان مجدداً دچار کمبود مواد غذایی شده بود، نوآوریِ تازه‌ای در زندگی بشر دیده شد که عبارت است از «ذخیره مواد غذایی». راهکاری که انسان تاکنون نه آنرا بلد بود و نه امکانات آنرا داشت. چرا که تا پیش از آن، یا مواد غذایی به اندازه‌ای زیاد بود که نیازی به ذخیره آن نبود و یا آنقدر کم بود که عملاً فرصتی برای ذخیره‌سازی و پس‌انداز فراهم نمی‌شد. دستیابی به این نوآوری، از سویی مدیون موفقیت‌های فکری انسان در ابداع و ساخت ابزارهای نوین شکار بود؛ و از سویی دیگر، کسب مهارت در کمین و تله‌گذاری برای حیوانات و استفاده از حیله و ترفند بجای زور بازو. همه اینها، موجبات بهبود نسبی وضعیت آذوقه و برجای ماندن مقدار اندکی اضافه محصول را ایجاد کرده بود.

این فکر تازه برای ذخیره مواد غذایی از ابداعات زنان بود و خود نیز آنرا به اجرا می‌گذارند. آنان در حالی با ساختن قرارگاه‌های چوبین وظیفه نگهداری آذوقهٔ مازاد بر نیاز را به عهده می‌گیرند، که فکر بکر دیگری نیز به ذهنشان راه می‌یابد. آنان در می‌یابند که شکار نکردن حیوان آبستن می‌تواند منفعت بیشتری در بر داشته باشد؛ مشروط بر اینکه بتوان از گریز حیوان جلوگیری کرد تا زمان زایمان او فرا رسد. این فکر موجب می‌شود که حیوانات باردار نیز به عنوان نوعی دیگر از ذخیرهٔ غذایی به قرارگاه زنان منتقل شوند. زنان که تا این زمان پا به پای مردان در جستجوی شکار و ساخت کمینگاه بودند، وظیفه نگهداری از مواد غذایی مازاد و نیز حیوانات آبستن را بر عهده می‌گیرند. علاوه بر اینها، زنان وقت اضافه خود را صرف گردآوری و ذخیره مواد غذاییِ گیاهی نیز می‌کنند که کم و بیش در پیرامون آنان پیدا می‌شد. تا این زمان و هزاران سال پس از این زمان، هنوز ساختار خانواده و روابط زن و شوهری به وجود نیامده است.

تداوم این نوآوری‌ها که می‌توان گفت نجات‌بخش نسل بشر از آخرین دوره سخت یخبندان بود، موجب تغییرات و تحولاتی نسبتاً عمیق در مناسبات و زندگی انسان‌ها گشت. زاد و ولد متناوب و مکرر حیوانات، موجب افزایش تعداد آنان می‌شود و نگهداری از آنان- برخلاف گذشته- منحصر به حیوانات باردار نمی‌ماند. اکنون روند اهلی شدن و همچنین انس‌گرفتن حیوان با انسان نیز آغاز می‌گردد. چرا که انسان در می‌یابد حیواناتی که طی چند نسل در اختیار او و گوش به فرمان او بوده‌اند، حتی در زمان باز بودنِ بندها نیز تمایلی به فرار از خود نشان نمی‌دهند.

تحول دیگری نیز که در این دوره رخ می‌دهد، از اهمیت فراوانی برخوردار است. قرارگاهی که زن در آنجا حفاظت‌گاه جانوران و ذخیره‌گاه خوراکی‌های دیگر را ایجاد کرده بود، تبدیل به پناهگاه مردان گرسنه می‌شود. مردانی که در دستیابی به خوراک و شکار ناموفق بوده‌اند و با وعده جبران در آینده به نزد زنانی می‌آیند که انواعی از خوراکی‌ها را به علاوه برخی وسایل رفاهی در اختیار دارند. استفاده مردان از منابع نسبتاً غنی زنان، موجب بدهکاری آنان می‌گردد. بدهکاری‌ای که می‌باید با کار بیشتر و حمل مواد غذایی بیشتری به قرارگاه زنان جبران شود. این کار توان‌فرسا که بیشتر متکی به شکار و توأم با خطرات جانی است، آرام آرام مرد را تبدیل به یک نیروی کار می‌کند که همچون دیگر حیوانات و دارایی‌ها، بخشی از اختیارات یک زن رئیس است. فعالیت‌‌های سخت و خطرناک مردان در عصر یخبندان، موجب مرگ و میر فراوان و کاهش شدید جمعیت آنان در قیاس با زنان می‌گردد.

در این دوره، زنان نه تنها هسته اصلی زندگانی بشری بشمار می‌روند، که تولیدکننده نسل بشر، انتخاب‌کننده مرد دلخواه، و صاحب‌اختیار نیازمندی‌های ضروری انسان نیز هستند. و هم اینان بودند که با این نوآوری‌ها از انقراض قطعی نسل بشر در طی آخرین عصر یخبندان جلوگیری کردند.

ادامه دارد



web analytics