Skip to content
 

۴- مناسبات مدنی و نظام‌های اجتماعی در دوران نوسنگی و مس

درآمدی بر شکل‌گیری مناسبات مدنی جوامع باستان و غلبه سلطه‌گری

نگاهی به گذشته و چشم‌اندازی به آینده

بخش نخست: مناسبات مدنی و سیر تطور نظام‌های اجتماعی
۲- دوران نوسنگی و مس

بازگشت به فهرست

در حدود ده هزار سال پیش، آخرین دوره یخبندان به پایان می‌رسد و دوره جدیدی از وضعیت آب‌وهوایی گرم و مرطوب همراه با افزایش مواد غذایی گیاهی آغاز می‌شود. انسان به مانند عصر یخبندان نیاز چندانی به شکار ندارد. رطوبت و گرمای هوا موجب پدید آمدن مراتع و زمین‌های حاصلخیز می‌شود. زنان ساکن در قرارگاه‌های عصر میان‌سنگی بطور اتفاقی در می‌یابند که از محل دانه‌هایی که بر زمین انداخته شده بود، جوانه‌هایی سر می‌زند. کشاورزی آرام‌آرام آغاز می‌شود، گسترش می‌یابد و تا اندازه زیادی جای شکار را می‌گیرد. چرا که کشت زمین در قیاس با شکار محاسن و امتیازهای بیشتری داشت. این امتیازها از جمله عبارت بودند از: محصول فراوان‌تر، فرایند تولید آسان‌تر، عملیات بی‌خطرتر، در کنار هم بودن، و از همه مهم‌تر «احساس امنیت و اطمینان به آینده داشتن». اکنون مردان شکارچی که وظیفه داشتند شکار خود را تحویل ذخیره‌گاه دهند و مطابق نیاز خود، غذایی از آنجا دریافت کنند، به کار در کشتزارها روی می‌آورند. آنان همراه با نقل مکان خود، در می‌یابند که می‌توانند نمونه کمینگاه‌هایی را که به شکل چاله‌هایی یک نفره در نزدیکی آبگیرها و مراکز تجمع حیوانات در زمین می‌کنده‌اند، برای اقامت خود در مجاورت زمین‌های زراعی ایجاد کنند.

قرارگاه‌هایی که قبلاً برای ذخیره مواد غذایی ساخته شده بود، به مرور و ضمن تغییرات آب‌وهوایی، اهلی شدن حیوانات، آشنایی با کشاورزی، تجمع انسان‌ها در یک مکان برای فعالیت‌های دامی و زراعی، و نیز ساخته‌شدن نخستین خانه‌ها، تبدیل به مکانی می‌شوند که می‌توان نام آنها را «روستا» نهاد.

اکنون نخستین روستاها و نخستین نمونه‌های زندگی اجتماعی بشر همراه با طلیعه‌های فرهنگ عمومی پا به عرصه وجود نهاده است. ریسندگی و بافندگی پدید می‌آیند. ظرف‌های سفالی و ابزار کشاورزی از سنگ و چوب و استخوان ساخته می‌شوند. چرخ اختراع می‌شود و علاوه بر اینکه جابجایی محصولات را آسان و سریع می‌کند، تحولاتی شگرف در زندگی بشر برجای می‌گذارد. مجموعه تغییرات و دستاوردهای عظیم این دوره که در سراسر زندگی بشر بی‌همتا بود، موجب دگرگونی‌های وسیع در شکل و شیوه زندگانی بشر می‌شود. تغییراتی که به اندازه‌ای گسترده و عمیق بوده است که از آن با نام «انقلاب نوسنگی» یاد می‌گردد. مشابه چنین دگرگونی وسیع در زندگی بشر تا زمان انقلاب صنعتی (سده هجدهم و نوزدهم میلادی) و اختراع موتور دیده نشد.

در جامعه عصر نوسنگی به مانند عصر میان‌سنگی، قاعده زن‌سالاری/ مادرسالاری همچنان برقرار است. فرزند از نسل مادر شناخته می‌شود و پیکره خدایان به شکل مادینه ساخته می‌شوند. هنوز نظام خانواده متشکل از زن و شوهر متداول نشده و خانواده در این زمان عبارت است از زنی که با فرزندان خود و حداکثر با مادر، خواهران و برادران خود زندگی می‌کند. قراردادهای اجتماعی اصراری بر شناسایی پدر کودک را ندارد و به احتمال زیاد از نقش مرد در بارداری زن بی‌اطلاع بوده‌اند.

در اواخر این دوره، در حدود هفت هزار سال پیش، شرابه‌های مایعی غریب و ناشناخته از دل سنگ‌های مجاور کوره‌های سفالگری تراوش می‌کند که در آینده‌ای نه چندان دور، ساختار جامعه را بطور کلی دگرگون می‌کند: مس کشف شده است. اولین فلزی که انسان به آن دست می‌یابد و ابتدا با چکش‌کاری و سپس با ریخته‌گری، اشیای لازم و نه چندان سخت خود را می‌سازد و زندگانی خود را رونقی مضاعف می‌دهد.

کشف مس و ساخت ابزار مسی، موجب تقسیم نیروی کار و دگرگونی در نیروهای تولیدی جامعه و روابط تولیدی می‌گردد. اگر تاکنون همه مردم به همه کارها دست می‌یازیدند، اکنون نیاز به تخصصی شدن حرفه‌ها پدید آمده است. چرا که از یک سو، استخراج سنگ مس و ذوب کردن آن و سپس چکش‌کاری یا قالب‌سازی آن، چندین شغل تخصصی و تمام‌وقت است که همگان را توانایی انجام آن نیست؛ و از طرف دیگر، پدید آمدن شغل‌های تخصصی و تقسیم کار نیازمند پیدایش مازاد محصول است. مازاد محصولی که بتوان با آن غذا و نیازمندی‌های صاحبان حرف تخصصی را تأمین کرد.

اما آنچه که از همه مهم‌تر و موضوع گفتار ماست، شکل‌گیری مناسبات و قراردادهای اجتماعی است. به موجب این قراردادها، انسان بخشی از آزادی و اختیار خود را از دست می‌داده تا از منافع مترتب بر آن بهره‌مند شود. هر انسانی حق داشته است که قرارداد را نپذیرد، اما نپذیرفتن قرارداد به معنای ناتوانی از تهیه غذای کافی، ناتوانی در مقابله با خطرات طبیعی، و در نتیجه مرگ قطعی بوده است.

قراردادهای میان انسان‌ها در عصر پارینه‌سنگی بسیار ساده بود: تبادل غذا و تبادل کمک‌رسانی. اما در دوره میان‌سنگی اندکی پیچیده‌تر شد: شکار و کمک‌رسانی گروهی، انتقال مواد غذایی به قرارگاه یا ذخیره‌گاه عمومی و مصرف مطابق با نیاز.

بنیاد این قرار و قانون‌ها در دوره نوسنگی تغییری نکرد، اما پیچیده‌تر و دقیق‌تر شد و جزئیات بیشتری از نظام تولید و مصرف و همیاری میان مردمان را در بر گرفت. همه با هم کار می‌کنند و محصولات دامی و کشاورزی را تحویل قرارگاه می‌دهند. قرارگاهی که حالا می‌توان نام آنرا «انبار عمومی روستا» نهاد. آب، مرتع، زمین زراعی و ابزار کار متعلق به عموم اهالی روستا است و همگان به میزان برابر از محصول آن بهره‌مند می‌شوند. نظام توزیعِ محصولِ مصرفی پیچیدگی زیادی نداشته و آنچه که موجب کارکرد صحیح و بدون اختلاف در آن می‌شده، صرفاً «تفاهم عمومی» بر خودداری از مالکیت خصوصی و پایبندی به قراردادها بوده است.

این تفاهم عمومی که زیر نظر و نفوذ زنان استوار بوده، به اندازه‌ای مستحکم و مطابق با نیازها و خواست‌های بشری بوده است، که تا مدت حدود چهار هزار سال دوام می‌آورد. در طول این مدت چهار هزار ساله، نزاع و نبردی در میان انسان‌ها و جوامع انسانی دیده نمی‌شود. انسان بطور کلی و عموماً با جنگ و خونریزی بیگانه است و نیازی به آن در خود احساس نمی‌کند.

بدیهی است که زندگی اجتماعی در روستا در قیاس با گروه‌های انسانیِ دوران پارینه‌سنگی و میان‌سنگی نیاز به قراردادهای پیچیده‌تری دارد. قراردادهایی که به مرور شکل می‌گیرند و به اجرا در می‌آیند. هنجارها و مفاهیم «خوب- بد» با صیقل یافتن رفتارهای مردمان معنا و مصداق می‌یابند. آیین‌های دینی و پرستش خدایان که عموماً برگرفته از ستارگان و رخدادهای کیهانی بوده است، با اشتراک مساعی همگانی گسترش می‌یابند. در جوامع ساکن در مناطق گرمسیری، ستارگان زمستانی و در جوامع ساکن در مناطق سردسیری، ستارگان تابستانی مورد توجه و الوهیت قرار می‌گیرند. قراردادهای اجتماعی بر پذیرش تنوع خدایان صحه می‌گذارند و پیکرک‌های گلی به نشانه آنها و در تعداد و تنوع زیاد ساخته می‌شوند. فراوانی و گوناگونیِ پیکره خدایان نشان از روحیه آزادمنشی مذهبی و بردباری دارد. در جامعه‌ای که خدایان گوناگون در ضمنِ وجود صلح و آرامی پرستیده شوند، بی‌گمان مردمان پرستنده آن خدایان نیز از چنین روحیه‌ای برخوردارند و بخوبی مرز میان حق و اختیار خود را با حق و اختیار دیگران درک می‌کنند. باورهای دینی چیزی بیش از درک و دریافت شخصی از سرای خدایان به منظور دستیابی به آرامش و یا مأمنی برای دشواری‌های خارج از توان بشری نبوده است.

شواهد موجود، نشان از جوامعی سالم، خوشبخت و سعادتمند در دوران نوسنگی و مس حکایت می‌کند: نبود حکومت مرکزی و دین رسمی، نبود صاحبان قدرت و ثروت، ساخت پیکره‌ها و آثار هنریِ بیگانه با خشونت، سفال‌های بسیار زیبای نگارین، آثار زینتی و زیورافزار فراوان، بزک‌ساب‌ها و عطرساب‌های بی‌شمار، افزایش جمعیت و افزایش متوسط طول عمر، نقاشی‌ها و نگارکندهای آکنده از نشان‌های همبستگی و همزیستی مسالمت‌جویانه، و بسیاری دیگر از بازمانده‌های انسان در این دوران چهار هزار ساله که نشان از رفاه، آرامش و خوشبختی‌ای دارد که هیچگاه در سراسر عمر بشر تکرار نشد.

ادامه دارد



web analytics