Skip to content
 

پان‌ترکیسم

سرشت تاریخ، تلخی آن است. چنانکه می‌گویند «واقعیت تلخ است». می‌توان چشم بر واقعیت‌ها بست و یا با دروغ‌های زیبا کام خود را شیرین کرد. اما هیچکس مجبور نیست با کسانی که می‌خواهند خود را و یا دیگران را به گمراهی بکشند، همراهی کند. حتی کسی مجبور نیست با کسانی که قصد خوشبخت کردن مردم را دارند، همراهی کند و در ستایششان سخن بگوید.

پان‌ترکیسم (همچون پان‌ایرانیسم) برخلاف آنچه متداول است، یک مکتب نیست؛ بلکه ابزاری است در دست استعمارگران و قدرت‌های بزرگ برای گسترش اختلاف‌ها و تفرقه‌های ناحیه‌ای و بهره‌گیری از نزاع‌های بی‌حاصل، و نیز ابزاری در دست عده‌ای سلطه‌جو برای فریفتن توده‌ها. روش‌ها و منش‌های پان‌ترکیسم (همچون دیگر پان‌ها) به طرز چشمگیری با آنچه در مقاله «چقدر فاشیست هستیم؟» آوردم، شباهت دارد.

مهمترین اتکای پان‌ترکیسم بر روی تبعیض‌ها و نابرابری‌های موجود در جامعه است. تبعیض‌هایی که عده‌ای از کوشندگان راستین و انسان‌گرا در پی مبارزهٔ با آن و دستیابی به برابری در امکانات و فرصت‌ها هستند. اما پان‌ترکیسم، این آرمان‌های عدالت‌جویانه را صرف شعارهای تبلیغاتی خود می‌کند و از آن به عنوان چماقی برای کوفتن بر سر حریف استفاده می‌کند. در واقع آنان نه تنها در فکر و آرزوی چنان آرزوها و آرمان‌هایی نیستند، که حتی در عمل و با لوث‌کردن آن، به آن آرمان‌ها و اندیشه‌ها آسیب می‌رساند و آنرا به تباهی می‌کشند. چنانکه آریاانگاران نیز با همین شیوه، به آرمان‌های دوستداران سربلندی و سرافرازی ایران آسیب و خلل وارد می‌کنند.

اتکای دوم پان‌ترکان بر جهل و جعل است. انبوهی از توده‌های ساده‌دل که در ابتدا با شعارها و ادعاهایی در زمینه تبعیض‌های موجود به حلقه وابستگان و سینه‌زنان زیر بیرق پان‌ترکیسم در می‌آیند و سپس آهسته آهسته ذهن آنان را با دروغ‌های تاریخی آکنده می‌سازند.

آنان در ابتدا سعی می‌کنند تا نوعی تفاوت و تضاد ساختگی میان دو مفهوم «ایرانی» و «ایرانیان ترک‌زبان» بسازند. آنان نه فقط تعریف کامل و جامعی از مفهوم «ایران» و «ترک» و «فارس» در ذهن ندارند، که با تبلیغات نادرست و محرک‌های احساسی به تمایز و تفاوت «نژادی» آنان با یکدیگر دامن می‌زنند. این در حالی است که اصولاً در سراسر جهان و بخصوص در مشرق‌زمین، هیچ نژاد یا قوم خالصی وجود ندارد و بخصوص چیزی به نام «نژاد آریایی» توهمی محض و از ساخته‌های استعماری در سده نوزدهم میلادی است. هیچ احدی از نظر نژادی نه ترک است و نه فارس و نه آریایی و نه عرب و نه هیچ چیز دیگر. دامنه مهاجرت‌ها و اختلاط‌ها و هجوم‌ها و تجاوزات بیش از آن بوده که کسی بتواند خود را از نژادی خالص بداند. این ویژگی بخصوص در پیوند میان ترک و فارس بسیار عمیق‌تر است و تقریباً هیچ خانواده‌ای نیست که به نوعی با یکدیگر وصلت و آمیختگی نداشته باشند.

مفهوم ترک و فارس در ایران امروز، نه یک مفهوم نژادی یا قومی، که منحصراً یک مفهوم زبانی است. یعنی کسانی که به زبان فارسی یا به زبان ترکی سخن می‌رانند. زبان فارسی نیز چنانچه در کتاب «ایران چیست؟» آورده بودم، ارتباطی با اهالی مرکزی ایران و استان فارس ندارد و در معنای دیگر آن بکار می‌رود که منظور از آن «ایران» و «ایرانی» است. چنانکه در کشورهای غربی نیز ایران را نیز پرشین/ پرژن می‌خوانند و ارتباطی با فارس به عنوان یک قوم ندارد.

پیگیری برخی رسانه‌ها، سخنرانی‌ها و وب‌سایت‌های پیروان پان‌ترکیسم نشان می‌دهد که آنان نه تنها علاقه‌ای به فرهنگ و زبان ترکی ندارند که حتی از آن بیزار نیز هستند. نشانه‌های این بی‌توجهی و بیزاری به وضوح در رسانه‌های آنان آشکار است. چرا که در این رسانه‌ها، تقریباً هیچ مطلبی جز انبوهی از هتاکی‌ها و دشمن‌تراشی‌ها و شعارهای مظلوم‌نمایانه به چشم نمی‌خورد. مقاله‌های علمی و پژوهشی در زمینه زبان و فرهنگ و آثار باستانی و تاریخ وجود ندارند. در رسانه‌های آنان هیچ اطلاعاتی از فرهنگ مردم، آداب و رسوم‌ها، معرفی آثار باستانی یا جلوه‌های طبیعی، نظام‌های گاهشماری، مشکلات زندگی مردم و راه‌حل‌های آنها، و هیچ چیز دیگری که به هویت آنان مرتبط باشد، وجود ندارد. همه اینها نشاندهندهٔ بی‌توجهی و در نتیجه بی‌علاقگی آنان است.

آنچه نیز که در آثار مکتوب رهبران و خط‌دهندگان آنان وجود دارد، آمیزه‌ای از تحریف منابع و اسناد تاریخی و باستانی است. دستکاری‌های حیرت‌انگیزی که هیچکس جز دلبستگان آنان بدان‌ها باور نمی‌آورد. جعل‌هایی که حتی به موجب آنها، زبان سومری در پنج هزار سال پیش را یک زبان ترکی معرفی می‌کنند و با دستکاری در واژگان و آواهای آن زبان، کوشش می‌کنند تا آنها را به یک لغت ترکی شبیه سازند. کاری که مورد علاقه آریاانگاران نیز هست.

آنان برای بزرگ کردن خود از شیوه تحقیر دیگران استفاده می‌کنند. در حالیکه بزرگان نیازی به تحقیر دیگران ندارند. زبانی که بزرگ و توانا باشد، نیازی به تحقیر زبان‌های دیگر ندارد.

پیش از این در گفتار «ترکان سلطانیه: آمیزه‌ای از سنت‌های کهن و صمیمیت بی‌پایان» از زیبایی و لطافت و توان بیان احساسات زبان ترکی نوشته‌ام و به این زبان زیبا ادای دین کرده‌ام و باز هم خواهم کرد. اما این توانایی مانع از اشاره به این واقعیت نیست که زبان ترکی زبانی مکتوب نبوده و در پیشینه خود چندان متن فاخر ادبی یا علمی ندارد. این در حالی است که زبان فارسی دارای آثار مکتوب فراوان بوده و تنها فهرستی از نام‌های متون ادبیات فارسی (که البته ارتباط و انحصاری ندارد با کسانی که فارس نامیده می‌شوند) حجمی عظیم را ترتیب خواهد داد. زبانی که با همیاری و مشارکت تمامی مردمان ایرانی و از جمله ترکان و آذربایجانیان تکامل یافته است. از سوی دیگر، این واقعیت نیز مانع از این نیست که زبان فارسی را فاقد برخی توانایی‌ها در بیان مفاهیم علمی بدانیم.

اینکه خطر «سلطه فارس‌ها» را به پیروان پان‌ترکیسم تلقین می‌کنند، می‌تواند ترفندی سلطه‌گرانه و برای نادیده گرفتن و انکار همبستگی عمیق و تاریخی ترک‌زبانان و فارس‌زبانان باشد.

از نظر سیاسی باید گفت که در هزار سال اخیر، بیشتر سلسله‌ها و حکومت‌های ایران از میان ترک‌زبانان برخواستند. اما همانان بلافاصله پس از دستیابی به قدرت، هویت زبان ترکی خود را به کنار نهادند و به زبان فارسی رو آوردند. آیا می‌توان گفت که در اینجا نیز پای سلطه فارس‌ها در میان بوده است؟

ویژگی دیگر پان‌ترکان وابستگی و دلبستگی عجیبی است که به کشور ترکیه دارند. آنان حتی نشانه‌ها و رنگ‌های نمادین خود را نیز از پرچم و نشان‌های ترکیه اخذ می‌کنند. آنان کمترین نقد و اعتراضی به دولت ترکیه بیان نمی‌کنند و آنجا را کعبه آمال خود می‌دانند. قتل‌عام‌های فجیعی که عثمانی و ترکیه در قبال ارمنیان و کردها از خود نشان داده‌اند و عموم تبعیض‌های متداول در آنجا، حساسیتی را در آنان ایجاد نکرده است. علاوه بر این، آنان همیشه در قبال ادعاهای کشورهای جنوب خلیج فارس، با آنها یاری و همراهی کرده‌اند و «فارس‌ها» را جاعل نام خلیج فارس دانسته‌اند. جسارتی بی‌اندازه در نادیده انگاشتن منابع مسلم تاریخی و تیشه‌ای که ناآگاهانه و با اطاعت کورکورانه بر جان و تن خود می‌کوبند.

نگارنده در مطلبی دیگر و با عنوان «آشفتگی در کاربرد دو اصطلاح استقلال‌طلبی و تجزیه‌طلبی» به صراحت از حق همگان برای دستیابی به استقلال دفاع کرده بودم و آنرا حق بدیهی هر جامعه انسانی دانسته بودم. اما این بدان معنا نیست که با آن موافق بوده باشم. در این میان، رویکرد و عملکرد پان‌ترکان اتفاقاً نه کسب استقلال، که وابستگی محض به دول دیگر بوده است.

عمل دیگر پان‌ترکان که بسیاری کسان را به دام این مغلطه کشانده، کوشش برای القای اینهمانی «آذربایجان» و «ترک» بوده است. در حالیکه آذربایجان فقط بخشی از جامعه ترک‌زبان ایرانی است و نه همه آن.

پان‌ترکان علاوه بر همه تحریف‌های ممکن، حتی به نام اصیل و ایرانی و تاریخی «آذربایجان» نیز رحم نکرده‌اند و آنرا به شکل «آزربایجان» می‌نویسند تا بتوانند آنرا به عنوان نامی ترکی به پیروان خود بقبولانند. این قبیل دستکاری‌ها در اسناد و منابع را در بسیاری دیگر از نام‌های جغرافیایی تکرار کرده‌اند.

از دیگر کارهای پان‌ترکان (که این هم شباهت زیادی به آریاپرستان دارد) این است که وقت خود را صرف ترسیم نقشه‌های خیالی‌ای می‌کنند که مرزهای آن کشور وهمی را در گذشته و یا در آینده نشان می‌دهد.

از این مدعیان پاسداری از هویت ترکی می‌توان پرسید که آیا شمایان که دلتان به حال زبان ترکی و نبود آموزش به این زبان می‌گذرد، تاکنون چند کلاس آزاد آموزش زبان ترکی دایر کرده‌اید؟ تاکنون چند سایت یا نرم‌افزارهای چندرسانه‌ای برای آموزش زبان طراحی نموده‌اید؟ تا چه اندازه فرهنگ شفاهی مردم ترک‌زبان که بقول خودتان تحت هجوم فارس‌ها هستند را گردآوری کرده‌اید؟ چند لغتنامه ترکی تألیف کرده‌اید؟ آیا تاکنون چند مقاله در مورد مشخصه‌های تاریخی و باستانی و طبیعی آذربایجان نوشته‌اید؟ چرا باید سایت‌های شما که می‌تواند موجد همبستگی و سازش مردم باشد، آکنده از ترویج خشونت است؟

در پایان یادآور شوم که پان‌ترکان فقط به ایران آسیب نمی‌رسانند، بلکه بیش از همه به ایرانیان شریفِ ترک و ترک‌زبان آذربایجان و به آرمان بلندِ کوشندگان انسان‌گرا و هویت‌طلب آذربایجان آسیب می‌رسانند. هر آرمان باشکوهی از سوی کسانی تخریب و تباه می‌شود که خود را بدان لباس در می‌آورند و با ترجیح منافع شخصی بر منافع عمومی و انسانی، دسترنج و دستاوردهای کوشندگان اصلی و راستین را به تاراج می‌برند و به ویرانی می‌کشند.

پی‌نوشت: «ترکان ایران در آیینه‌ی ملی‌گرائی ایرانی» نقد و اعتراضی است که دو سال پیش خطاب به من و در دفاع از زبان و هویت ترکان ایران نوشته شده است. آنرا خیلی دیر دیده‌ام. نقدی خواندنی و آموزنده و دردمندانه؛ با انشاء و املای استوار؛ با محتوایی تند و تیز اما متین. به‌رغم مخالفت با بخش‌هایی از مفاد آن، از آن بسیار آموختم و حتماً در مطلب قبلی‌ام با عنوان «پان‌ترکیسم» بازنگری می‌کنم؛ چرا که سخن حق را از هر زبانی که برآید، باید پذیرفت. امیدوارم مهاجمان آریاگرا و کورش‌پرست نیز نحوه انتقاد و زبان اعتراض را از این هموطن فهیم بیاموزند و خوی چماق‌کشی و بدزبانی و تجاوزگری ۲۵۰۰ ساله را به کناری نهند. اشکالی ندارد اگر کسی چیزی از فرهنگ و تمدن سر در نیاورد، اما اشکال دارد که با «شرف انسانی» آشنا نباشد.



web analytics