در سالهای اخیر و به ویژه در دو ماه گذشته، اختلافنظرهایی میان شرکتکنندگان در گردهماییهای گوناگون بر سر پرچم ایران (که با خود حمل میکردهاند) بروز نموده است. این اختلافها در میان ایرانیان مقیم خارج از کشور بسیار شایعتر بوده و به مقالهها و اظهارنظرهای متعددی در رسانهها منجر شده است. اختلاف اصلی بر سر نشان میان پرچم بوده است که گروهی از نشان شیر و خورشید و گروهی دیگر از نشان الله حمایت کردهاند و آنرا مورد قبول و وثوق دانستهاند. عدهای دیگر نیز نشانهای دیگری را از روی ذوق و سلیقه مطرح کردهاند و حتی به سراغ تغییر رنگهای درفش ملی ایران نیز رفتهاند و بر اساس گفتاری از این نگارنده در باره رنگهای درفش کاویانی، از پرچمی با رنگهای سرخ و زرد و بنفش پشتیبانی کردهاند. (بنگرید به: آیین برافراشتن درفش کاویانی در سرزمین درفشهای برافراخته). در این زمینه چند یادآوری لازم مینماید:
۱- این اختلافها و اظهارنظرها به تمامی و از اصل و اساس نادرست و فاقد موضوعیت است. بیان این اعتقاد و اختلاف که بر روی پرچمهای شرکتداده شده در مراسم و گردهماییهای همگانی از چه نشانی استفاده شود، ناشی از توجه نداشتن به این نکته مهم است که نشان میانِ پرچم کشورها، آرم و نشانِ اختصاصی دولت یک کشور است و نه یک نشانِ ملی برای نهادهای مردمی و غیردولتی.
در سراسر جهان، استفاده از نشان در میان پرچم، هنگامی جایز است که آن پرچم در یک اداره و نهاد دولتی برافراشته شده و بکار رفته باشد و نهادهای غیردولتی حق استفاده از آنرا ندارند. همچنین است استفاده از نشان کشور در سربرگ اسناد و بالای مکتوبات و یا در تابلوها که منحصراً اختصاص به دوایر دولتی دارد و حتی استفاده دیگران از آن غیرقانونی بوده و مجازاتیهایی را نیز در بر دارد.
در دوران پهلوی، استفاده از نشان شیر و خورشید در میان پرچم یا در هر جای دیگر، به دوایر دولتی اختصاص داشت و هیچ نهاد یا شخص غیردولتی (حتی شاه و دربار) حق استفاده از آنرا نداشتند. نشان ویژهٔ شیر و خورشید که در دربار استفاده میشد، تفاوتهایی با نشان اصلیِ آن داشت و حتی ارتش نیز به عنوان یک نهاد غیر دولتی، گونهٔ دیگری از نشان را بکار میگرفت که با شیر و خورشید اصلی متفاوت بود.
در این زمینه اکنون در ایران دچار یک دوگانگی و تناقض هستیم. از یک سو، در قانون اساسی جمهوری اسلامی، حوزهٔ کاربرد نشان الله در میان پرچم مسکوت مانده؛ و از سوی دیگر، عملاً بر لزوم بکارگیری آن اصرار ورزیده میشود. در حالیکه استفاده از نشان الله در اسناد به موجب عرف و قوانین عادی به دوایر دولتی اختصاص دارد.
قاعدتاً و بنا به عرف عمومی در میان کشورها، درفش ملی ایران نیز همان درفش سهرنگ با رنگهای سبز و سفید و سرخ است که هیچ افزوده دیگری در بر ندارد و میباید دارای کاربرد همگانی در میان عموم مردم و نهادهای غیردولتی باشد. اما هنگامی که این درفش در ادارت و نهادهای دولتی برافراشته شود یا بکار گرفته شود، هم حق دارند و هم ملزم هستند که از نشان الله در میان آن استفاده کنند.
شاید یکی از دلایلی که موجب استفاده پرچمِ نشاندار در موقعیتهای غیردولتی در ایران شده است، این باشد که تصور کردهاند نبودِ نشان در میان پرچم به نوعی در حکم مخالفت با حکومت است. در حالیکه نبود نشان در میان پرچمهایی که در مراکز و مناسبتهای غیردولتی استفاده میشود، نه تنها رویهای متداول و شناختهشده در سراسر جهان است، که حتی تخطی از آن عملی مجرمانه محسوب میشود.
برای نمونه میتوان از مسابقات ورزشی یاد کرد که در آنها هزاران هزار پرچم در دست تماشاگران کشورهای گوناگون در اهتزاز است، اما هیچکدام آنها نشان کشور متبوعه را در میان ندارند. در حالیکه در ایران- درست برعکس همه جا- هیچ پرچمی بدون نشان نیست.
۲- اما در باره گروهی که رنگهای درفش کاویانی را برای پرچم دلخواه خود بکار گرفتهاند باید عرض کنم که آن مقالهٔ نگارنده، صرفاً یک بررسی تاریخی بوده و به هیچ عنوان قصد تعمیم آن به روزگار معاصر در میان نبوده است.
درفش یا پرچم، نماد هویت یک کشور و ملت در جهان است. هرگونه دستکاری ذوقی و دلخواهانه در بنیادهای هویت یک ملت، بسیاری از پایههای دیگر هویت و غرور ملی را سست و آسیبپذیر میکند.
رضا مرادی غیاث آبادی
ــــــــــــ
همچنین بنگرید به:
شیر و خورشید و خاستگاه کیهانی باورها و نگارههای آن
رفتارهای تمامیتخواهانه و سرکوبگرانه
گفتارهای دیگر:
