تاریخنگاران و جغرافینویسان عهد کلاسیک (همچون آریستوبولوس، استرابو و گزنفون) پاسارگاد را محوطهای مرطوب و سرسبز، همراه با درختان انبوه و آب و جویبارهای فراوان توصیف کردهاند.
این گزارشها دور از انتظار نیست. چرا که از سویی، دشت مرغاب (که پاسارگاد نیز بخشی از آن است) دشتی آبرفتی و تشکیلشده از خاکهای رسوبی و حاصلخیز رود پلوار (سیوند) است که در دهانه تنگه بلاغی با دیگر شاخابههای خود همراه شده و دلتای کوچکی را به وجود آورده است. نام «مرغاب» برای این دشت را نیز میتوان یادمانی از چنین چشماندازی دانست.
از سوی دیگر، چنین ویژگیهای محیطی در پیرامون آثار باستانی ایران به فراوانی مشاهده شده و تقریباً تمامی محوطهها و یادمانهای باستانی و تاریخی ایران در کنار دریاچهها، آبگیرها و جویبارها ساخته شدهاند. برای نمونه میتوان از نگارکندهای سرپلذهاب، زیگورات چغازنبیل، نقش رستم، بیستون، تاق بستان، آپادانای شوش، هرسین، تخت سلیمان، فیروزآباد، برمدلک، نقش بهرام، سراب بهرام، دارابگرد و بسیاری بناها و محوطههای دیگر یاد کرد که همگی در کنار ذخایر غنی از آب ساخته شده بودهاند.
بررسیهای باستانشناختی سده اخیر در پاسارگاد و دشت مرغاب، احتمال وجود دریاچهای در پاسارگاد را به وجود آورده بود. این گمانها پس از پژوهشهای آقای بهرنگ بهرامی و خانم بهناز امینزاده به مرحله جدیتر و قاطعتری رسیده و نامبردگان توانستهاند محل دریاچه را با ضریب اطمینان بالایی تشخیص دهند.* این دریاچه به صورت کمانی در سمت غرب و جنوب محوطه باستانی پاسارگاد و در فاصله میان آرامگاه کورش بزرگ، تپه دوتلون، تل نخودی و دهانه تنگه بلاغی جای داشته است.
دریاچه باستانی پاسارگاد
کرانه هلالی دریاچه تا آرامگاه کورش حدود صد متر فاصله داشته و دو سوی آنرا در بر میگرفته است، در حالیکه از یک سوی دیگر آرامگاه نیز شاخابهای از رود پلوار عبور میکرده که مصب آن در نزدیکی آرامگاه بوده است. به این ترتیب، آرامگاه کورش با چشماندازی از آب و درختان فراوان و به شکل شبهجزیرهای که براستی نام «پردیس» سزاوار آن بوده، شکل گرفته بوده است. اکنون نیز بازماندههای این دریاچه که در فصلهای طغیان رود پلوار پر از آب میشود، در غرب آرامگاه به دیده میآید.
برای اثبات وجود چنین دریاچهای در غرب پاسارگاد، شاهد دیگری نیز وجود دارد که عبارت است از نبود هیچگونه آثار و لایههای هخامنشی و دیگر دورههای باستانی در زمینهای پیرامون مدخل تنگه بلاغی. این شاهد میتواند یکی از دلایل وجود دریاچهای دیگر در دشت بلاغی (در میانه تنگه بلاغی) باشد. چرا که محوطههای باستانی دشت بلاغی نیز همچون کمانی در پیرامون این دشت و دامنه کوههای محیطی آن واقع شده و در میانه آن هیچگونه اثری مشاهده و شناسایی نشده است.
علاوه بر این، کاوشهای باستان شناختی حاکی از گذر شاخابهای از رود پلوار از میان محوطه و کاخهای پاسارگاد است که امروزه جز در هنگامهای پر باران، بکلی خشک شده است. همچنین راهآبهها و آبنماهای سنگی متعددی نیز در پاسارگاد وجود داشته که برای هدایت آب پلوار به داخل آنها از پل- بندی استفاده میشده که دارای کاربری توأمان به عنوان پل و سد بوده است. بازمانده این پل امروزه در نزدیکی دروازه ورودی پاسارگاد در دوره هخامنشی (جایی که سنگنگاره مرد بالدار وجود دارد) دیده میشود. هخامنشیان به کمک این سازه، آب پلوار را در پشت پل- بند پاسارگاد گرد میآورده و به آبنماها و آبگیرهای زیبای پاسارگاد که در همان زمان نیز شهرتی جهانی داشتهاند، هدایت میکردهاند. این سازههای آبی تا حدود شصت سال پیش ناشناخته بودهاند و آگاهی از آنها را مرهون کاوشهای شادروان استاد علی سامی و علی تجویدی هستیم. (نمونههای دیگری از این پل- بندها در غرب تخت جمشید، درودزن و استخر نیز دیده شده است. برای آگاهی بیشتر بنگرید به: استروناخ، دیوید، پاسارگاد، ترجمه احمد خطیب شهیدی، ۱۳۷۹، ص ۱۶۴)
خشکشدن دریاچه پاسارگاد دو عامل مهم داشته است. نخست، خشکسالیهای طولانیمدت و کمبود بارش. دوم، بالا آمدن کف دریاچه به دلیل انباشتگی رسوبهای رود پلوار و شاخابههای آن.
نگارنده با توجه به نکات بالا، پیگیری طرحی برای احیای بخشی از دریاچه باستانی پاسارگاد را پیشنهاد میکند. برای اینکار میتوان به مانند عصر هخامنشی، بند کوتاهی در دهانه تنگه بلاغی ایجاد کرد تا گذر آب رود پلوار به تنگه بلاغی، تنها پس از دستیابی دریاچه به عمق متوسط دو تا سه متری، ممکن شود. این عمق متوسط، موجب تشکیل دریاچه یا آبگیری به مساحت تقریبی دو کیلومتر مربع (دویست هکتار) در مدخل تنگه بلاغی میشود. چنین طرحی پیش از این در مسیر رود هیرمند در سیستان و با هدف تأمین آب آشامیدنی شهر زابل با موفقیت انجام شده و «چاه نیمه»های سهگانه سیستان را به وجود آورده است.
البته بدیهی است که در نخستین بخش نگارش این طرح میباید پژوهشگران گوناگونی با تخصصهای مختلف به بررسی فواید و مضرات این پیشنهاد و تراز میان آنها بپردازند. یکی از مهمترین مضرات این طرح، از بین رفتن بخشی از زمینهای حاصلخیز کشاورزی روستاهای مبارکآباد و ابوالوردی است. اما برخی از فواید آن عبارت است از:
۱- ایجاد شرایط آبوهوایی مرطوبتر که وضعیت دوام و طول عمر بناهای سنگی را بهبود میبخشد. هر چند که میزان افزایش رطوبت ناشی از چنین دریاچهای بسیار اندک است. (در این زمینه بنگرید به: فواید افزایش رطوبت بر آرامگاه کورش و دیگر بناهای سنگی باستانی).
۲- افزایش آب سفرههای زیرزمینی و امکان رشد بهتر گونههای متنوعی از گلها و گیاهان صحرایی که به ویژه در محوطه باستانی پاسارگاد به فراوانی دیده میشوند. از این تنوع گیاهی پاسارگاد، چنین برمیآید که گویا در عصر هخامنشی گونههای پرشماری از گلها و گیاهان را در این منطقه پرورش میدادهاند. نگارنده تاکنون موفق شده است تا از حدود یکصد گل صحرایی پیرامون آرامگاه کورش بزرگ عکسبرداری کند و بعید نمیداند که پاسارگاد یکی از کهنترین باغهای گیاهشناسی شناختهشده جهان باشد.
۳- چشمانداز عمومی منطقه بهبود مییابد و میتوان از دامنههای کوهستانهای جنوب غربی پاسارگاد که مشرف به ساحل غربی دریاچه میشوند، به مانند بسیاری از محوطههای مهم باستانی جهان، برای احداث مکانهای در پیوند با پاسارگاد مانند موزه، کتابخانه، نمایشگاه، تماشاخانه، مهمانخانه و دیگر بناهای لازم بهره برد. بناهایی که جای آنها در کنار همه دیگر محوطههای هخامنشی خالی است و مسافر پژوهنده به هیچگونه امکانات علمی و اقامتی در منطقه دسترسی ندارد.
۴- چشمانداز منطقه به شکل نخستین و اصلی خود شباهت بیشتری مییابد و تا اندازهای از وضعیت اسفبار خشک و خشنی که اکنون دارد، خارج میشود.
البته دانسته است که در وضعیت فعلی که بیتوجهی به آثار باستانی و به فراموشی سپردن و تخریب گسترده آنها رواج روزافزونی دارد، امکان تهیه و اجرای چنین طرحهایی عملاً وجود ندارد. اکنون بسیاری از آثار باستانی ایران فاقد کمترین و ابتداییترین امکانات پژوهشی، حفاظتی و معرفی است. در چنین شرایطی، سخن از چنین برنامههایی تنها میتواند برای آیندگان باشد.
متن کامل این مقاله را به زبان فارسی و همراه با نقشههای متعدد در مجله محیط شناسی دانشگاه تهران: تأثیر سامانههای آبی در شکلگیری منظر باستانی پاسارگاد، و به زبان انگلیسی در نشریه Environmental Geology ببینید. از استاد بهناز امین زاده برای معرفی نسخه فارسی این مقاله سپاسگزارم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین بنگرید به:
دریاچه پاسارگاد و اقلیم سبز سیستان
دریاچهای باستانی در پاسارگاد
گفتارهای دیگر:

