Skip to content
 

آقای جنیدی و پاسخ‌هایی به نقد نگارنده در باره استنباط‌های نجومی از شاهنامه

پس از اینکه این نگارنده و آقایان ابوالفضل خطیبی، دکتر جلیل دوستخواه و جلال حجتی فهیم، نقدهایی را پیرامون شاهنامه خودساختهٔ آقای فریدون جنیدی منتشر کردیم؛ دو پاسخ به دستم رسید.

نخستین پاسخ را آقای فریدون جنیدی نوشته است و آقای علی حیدری (با نام مستعار دکتر شاهین سپنتا) و چند نفر دیگر، آنرا با ایمیل برای همگان فرستاده‌اند و خواستار انتشارش شده‌اند. این پاسخ به اندازه‌ای بی‌ادبانه و هتاکانه بوده است که استاد دوستخواه ضمن خودداری از نشر آن، در گفتاری به نام «گفتمان فرهیخته‌ی انتقادی یا هیاهو و جنجال و دشنام‌پراکنی» به آن واکنش نشان دادند و این نگارنده نیز به صلاحدید ایشان از نشر آن خودداری کرد. این خودداری‌ها موجب اعتراض‌ فرستندهٔ آن پاسخ خطاب به آقای دوستخواه شد که آن اعتراض نیز دربردارندهٔ تهمت‌هایی نادرخور به استاد بود. گزیده‌ای از واکنش آقای دوستخواه به نامه آقای جنیدی چنین است:  

«من در حیرتم که هرگاه آقای جُنیدی حرفی با من دارد، چرا سرراست با خود ِ من در میان نمی‌گذارد و دیگران وکیل مدافع و قائم مقام او می‌شوند! آیا شأن ِ آقای جُنیدی، اجلّ ِ از آنست که خود، پاسخ ِ یک نقد را بدهند و این کار را به حواریّون محوّل فرموده‌اند؟! در این شبهه افکنی‌ها و تهمت‌نامه‌نگاری‌ها، نسبت به منتقدان (آقایان ابوالفضل خطیبی و رضا مرادی غیاث آبادی)، زبان و بیانی بسیار نافرهیخته و بازاری و فرومایه به کار رفته و چُنان حرمت‌شکنی شده که سخت شرم‌آور و مایه‌ی تأسّف است. من دچار شگفتی‌ام که چگونه کسی می‌تواند با شاهنامه، این گنجینه‌ی ِ آزرم و ادب و حکمت و فرزانگی سر و کار داشته باشد و به خود اجازه دهد که با چُنین زبان ِ خوارمایه‌ای از دیگران یادکند؟! با این حال، هنوز هم امیدوارم که این گونه دُژکرداری‌ها پایان پذیرد و همه‌ی ما فروتنانه و بدون ِ هرگونه هم‌چشمی، خویشکاری‌ی فرهنگی‌مان را بورزیم و فرزندان ِ شایسته‌ی ِ آن حکیم بزرگ باشیم. چُنین باد!»

دشنام‌نامهٔ آقای جنیدی با وعده پاسخی دیگر که آنرا برای انتشار در اختیار آقای علی حیدری (شاهین سپنتا) می‌گذارند، به پایان می‌رسد. مدتی بعد، نامه دیگری با امضا و نام مخفی شاهین پارسی به دستم رسید که مدعی پاسخ به نقدهای ما شده است. آن بخش از نوشته ایشان که به پاسخ نقد این نگارنده می‌پردازد، چنین است:

«شگفت است که کسانی بسیار شتابزده درباره‌ این ویرایش به داوری نشسته‌اند که آشکارا می‌توان غرض‌ورزی و کینه‌توزی را در واکنششان دید. دریغا که در این هیاهوی برپا شده پژوهشگرانی نام‌آشنا چون دکتر جلیل دوستخواه نیز همانند تازه به دوران رسیده‌ها و جوانان جویای نام شتابزده و بدون خواندن و بررسی متن ویرایش شده به داوری پرداخته‌اند. در میان کسانی که به انتقاد از ویرایش شاهنامه دکتر فریدون جنیدی و روش کار او پرداخته‌اند برخورد دو کس بیشتر جلب توجه می‌کند (این «دو کس» در ادامهٔ متن با عبارت‌های: مگس، جوانک جویای نام، بی شرم، کینه‌توز و فراماسون توصیف شده‌اند)، نخست گفتارهای ابوالفضل خطیبی که همکار دکتر جلال خالقی مطلق در یکی از دفترهای شاهنامه است (آقای خالقی مطلق نیز در ادامه متن چنین توصیف شده است: «کسی که شاهنامه‌اش از سوی موسسه‌ای دولتی با بودجه دولتی چاپ شده و بابتش حق تالیف کلانی هم باز از بودجه دولتی دریافت کرده») و دیگری رضا مرادی غیاث‌آبادی که زمانی در بنیاد نیشابور کار می‌کرده و پس از اخراج از آنجا به دشمنی با دکتر فریدون جنیدی برخاسته است و هر چند گاه هیاهویی ایجاد می‌کند. به آن کسی که نامش رضا مرادی غیاث‌آبادی است و از هیچ فرصتی برای عقده‌گشایی و خودنمایی نمی‌گذرد، تنها یک چیز می‌توان گفت و آن اینکه: یارب مباد آنکه گدا معتبر شود.»

متن بالا بدون کلمه‌ای کم یا زیاد، تمام آن چیزیست که نویسنده مخفیِ آن مدعی است در پاسخ به نقد نگارنده نوشته است. خدا را شکر که فقط همین دو قلم را کم داشتم که از بنیاد نیشابور اخراج شده باشم و به افتخار فراماسونری هم نائل آمده باشم! آنچه که در پاسخ به نقدهای منتقدان دیگر گفته شده است نیز از قبیل همین سخنان ناشایست و نادرخور و شرم‌آور در کنار ذوق‌زدگی‌های احساساتی و ناشی از تربیت غلط علمی است. متأسفانه روحیه و اخلاق آقای جنیدی که هر مخالف و منتقدی را به باد توهین و تمسخر می‌گیرد، موجب بدآموزی برخی اشخاص کم‌ سن‌و‌سال و بی‌تجربه که نزد ایشان رفت‌وآمد می‌کنند، شده است. به گمان نگارنده، روحیهٔ ناپسندی که بین برخی از جوانان دوستدار شاهنامه و ایران باستان رایج شده و آمادگیِ فراوانی برای توهین و بدگویی و تخریب شخصیت دیگران دارند، از همین تربیت و آموزه‌های غلط ایشان سرچشمه می‌گیرد.

متأسفم که تعلیمات آقای جنیدی به اندازه‌ای نبوده است که این دوست عزیز بتواند به هنگام پاسخ نوشتن، دستکم به یک جمله از نقد و اعتراض بنده پاسخ بدهد و سراسر به ناسزاگویی نپردازد. همچنین متأسفم که هنوز این دوست عزیز (یا آقای جنیدی که بنا به وعدهٔ پیشین خود، نویسنده احتمالیِ این دومین دشنام‌نامه نیز هست)، از شاهنامهٔ سراسر حکمت و فرزانگی، نیاموخته است که کسی با نام مخفی و نقابی بر چهره به مصاف یا گفتگو با دیگران نمی‌رود. مردان شاهنامه و حتی نابکاران شاهنامه، آشکارا مسئولیت گفتار و کردار خود را می‌پذیرند و خود را پشت پرده پنهان نمی‌کنند و دشنام نیز نمی‌دهند. به ویژه به روزگار ما که همگان بخوبی می‌دانند، دشنام دادن کار کسانی است که پاسخی شایسته در دست ندارند و می‌خواهند ناتوانی و ضعف‌های خود را در پشت نام مخفی، در پشت ناسزاگویی و در پشت تحریک احساسات مخاطبان پنهان کنند.

در پایان آرزو می‌کنم که آقای جنیدی، تصمیم بگیرند برای پیشگیری از آسیب‌رساندن به شاهنامه‌ای که گنجینه ممتاز فرهنگ و تمدن ایران‌زمین است، نسخه‌های شاهنامهٔ خودساخته، ذوقی و سراسر تحریف‌شدهٔ خود را که به تعبیر استاد خطیبی، فروتر از چاپ‌های سنگی و سربیِ مصطفی قلی کجوری و تاجر شیرازی است و پاسخی نیز برای منتقدان ندارند، هر چه زودتر به کارگاه پوشال‌سازی ببرند.

همچنین بنگرید به:

نقدی بر استنباط‌های نجومی آقای فریدون جنیدی و بکارگیری آنها در حذف بیت‌های شاهنامه
شاهنامه خودساخته جنیدی، تصوری دیگر از شاهنامه، نوشته ابوالفضل خطیبی
برداشت‌های دوگانه و ناهمخوان از متن شاهنامه‌ی ویراسته‌ی دکتر جلال خالقی مطلق، گفتاری از استاد دوستخواه در باره شاهنامه خودساخته جنیدی
پاسخ آقای جنیدی به نقد نگارنده
نقد دیگری بر استنباط‌های نجومی آقای فریدون جنیدی در تحریف شاهنامه فردوسی
آسمان تاریخ در دو بیت، نوشته جلال حجتی فهیم
تصحیح نوآیین شاهنامه، بررسی ویرایش آقای فریدون جنیدی،  نوشته سجاد آیدنلو

نیز برای آگاهی بیشتر در باره سوءاستفاده از شاهنامه فردوسی بنگرید به بخش‌های از کتاب «حماسه داد» (تهران، ۱۳۵۹) از فرج‌اله میزانی (جوانشیر).



web analytics