Skip to content
 

برزآبادی فراهانی و هزاران برگ دستنویس فراموش شده

ديدار امروزم با استاد نصرالله برزآبادي فراهاني، غم كهنه‌ام را تازه‌تر كرد؛ بخصوص كه او را فرتوت‌تر، نا‌توان‌تر و نااميدتر ديدم. ديگر از آنهمه نيرو و نشاط و اميد خبري نبود. خسته بود و مأيوس.

برزآبادی فراهانی هشتاد و دو سال دارد و در ده سال واپسين، تمام توان و فرصت خود را بر سر نظريه‌اي نوين فرا نهاد: «معاني حروف الفباي فارسي». او بر اين باور است كه هر يك از حروف الفبا در زبان فارسي و بسياري از ديگر زبان‌ها، داراي يك معناي ويژه و كاربرد خاص بوده و هر واژه در سرآغاز پيدايش خود، نه تنها با حروف الفبا، بلكه همچنين با تركيبي از «معاني» حروف الفبا به وجود آمده است. ایشان در بررسي‌ها و پژوهش‌هاي پردامنه و نوآورانه خود، حدود بيست‌ هزار صفحه مطلب نوشته‌اند. سراسر اين سال‌ها، هر بار كه افتخار داشتم در محضرش باشم، از نزديك مي‌ديدم كه او شب و روز را بهم پيوند مي‌زد و مي‌نوشت. مي‌دانم كه هيچ روزي، روز تعطيل او نبود؛ هيچ روزي روز مهماني و گردش او نبود. از همه چيز و همه كس كناره گرفت و به هزاران برگ‌ سپيد و بي‌بها، بهاي گوهر انديشه خود را فرو ‌نهاد.

سخنان او هيچگاه پايان نداشت و جز در باره نظريه خود سخني بر زبان نمي‌آورد. دامنه آگاهي‌هايش آنچنان گسترده و ژرف و تازه بود كه به ندرت سخني را دگرباره بازگو مي‌كرد.

دستاورد اين سال‌ها، بيست هزار صفحه متن دست‌نويس در باره معاني حروف الفباي فارسي و ايراني، و بكارگيري آن در ريشه‌يابي نام‌هاي جغرافيايي، نام‌ها و واژگان بكاررفته در متون اوستايي، فارسي باستان، پهلوي و ادبيات فارسي است.

هيچكدام از این آثار تاكنون منتشر نشده‌اند. همه كوشش‌هاي ایشان براي انتشار آنها بي‌نتيجه مانده است و فقط اين كمترين توانست خوشه‌اي از آن خرمن بزرگ را در شماري اندك به چاپ برساند (برزآبادی فراهانی، نظریه نوین پیرامون معانی حروف الفبای فارسی، تهران، 1376) كه آنهم بيشتر به كار كساني آمد كه قصد استفاده جاهلانه و خرافه‌پرستي از آنرا داشتند. هيچگاه نقد و نظري در باره آن گفته نشد و تنها هر از گاهي، برخي كسان بدنبال ايرادها و كمبودهايي در آن گشتند و زبان به رد و طعن آن گشودند. اينان به اين نكته مهم توجه نكردند كه هر انديشه و فرضيه تازه‌اي در سرشت خود به كمبودهايي دچار مي‌آيد كه لازمه آن، نه تحقير و پايمال كردن، كه همياري و كوشش براي اصلاح و تكميل آن است.

من در اينجا آهنگ تأييد يا رد نظريه ایشان را ندارم، اما بر اين اعتقادم كه حق نداريم نظريه مردي را ناديده بگيريم كه در سخت‌ترين سال‌هاي عمرش، تمامي توان خود را براي بيان آن بكار گرفته است. ما نمی‌توانیم سخنان كسي را ناديده بگيريم كه خود چنان آنرا جدي گرفته كه بيست هزار صفحه در باره آن نوشته است.

برزآبادی فراهانی امسال هشتاد و دو ساله است و بيش از يكسال است كه ديگر توان نوشتن ندارد. ديگر نه آن چشمان ژرف‌نگر ياري‌اش مي‌كنند و نه انبوه بيماري‌ها او را تنها مي‌گذارند. بيماري‌هايي كه فعلاً تنها مونس و همنشين هر روزه او هستند.

امروز ديگر اثري از آنهمه نيرو و نشاط و اميد نديدم. خاموش بود و بيمار. پيرتر از هميشه به نظرم مي‌آمد. خسته و مأيوس از مرگ مي‌گفت: «هيچكس نوشته‌هاي مرا نخواست، مي‌دانم آنها هم با من به گور مي‌روند».

ـــــــــــ

پی‌نوشت (28 آذر 1392): امروز استاد نصرالله برزآبادی فراهانی درگذشت. همین.



web analytics