Skip to content
 

پاسارگاد، سد سیوند: دستاوردها و کوتاهی ها

برخی را گمان بر این است که سابقه و دیرینگیِ زندگانیِ مردمانی در یک ناحیه یا کشوری خاص، تاریخ آن ملت را بر می‌سازد و هر اندازه که نمونه‌های فرادست آمده از شواهد زندگانی و بودوباش آن مردمان، دیرین‌تر و کهن‌تر باشد، پس تاریخ آن ملت نیز به همان اندازه کهنسال‌تر است. اما این دریافت درستی از تاریخ نیست. تاریخ، با پیشینه و سابقه زندگانیِ مردمانی در یک ناحیه یا کشور خاص ارتباطی ندارد، بلکه سرآغاز تاریخ یک ملت از هنگامی دانسته می شود که «هویت تاریخی» پدید آمده باشد.

پاسداشت هویت تاریخی برای ایرانیان همواره و در گذر سده‌ها و هزاره‌های پرآشوب، یک اصل نهادین و بنیادین بوده است و راز ماندگاری تاریخی ایران نیز ریشه در همین ویژگی غرورانگیز آنان دارد. ایرانیان همواره و همیشه نشان داده اند که هر آنگاه پدیده‌ای نوظهور، آهنگ تصرف یا آسیب به هویت آنان را داشته باشد، با همبستگی فراگیر همگانی و با شگردهای فرهنگی شگفت و پیش‌بینی ناپذیری، در برابر آن می‌ایستند و هویت دیرباز خود را پاس می‌دارند.

تخریب یا آسیب‌رسانی به آثار باستانی و یادمان‌های فرهنگی ایرانیان، پدیده‌ای کم شمار و معدود نبوده است. تعداد اثرهای باستانی که بر اثر اهمال اشخاص یا دستگاه‌های اجرایی، از روی بی‌توجهی و یا به ناچاری و برای انجام عملیات عمرانی، نابود شده، مفقود گردیده و یا آسیب دیده‌اند؛ بسیار بیشتر و گسترده‌تر از آن است که حتی بتوان فهرستی از آن به دست داد. بسیاری از چنین آسیب‌هایی، اعتراض گسترده و واکنش فراگیر همگانی را برانگیخته نکرد. چرا که افکار عمومی، ارتباط میان آن آثار و هویت خود را درنیافته بود.

انتشار اخبار مبتنی بر ساخت سد سیوند و احتمال آسیب‌رسانی به مشهد مادرسلیمان (پاسارگاد احتمالی)- همانگونه که از آغاز انتشار آن انتظار می‌رفت- واکنشی گسترده و همگانی را در پی داشت. پیش از این نیز، چنین واکنش‌های گسترده‌ای را در زمینه دستکاری در نام خلیج فارس و نیز انتشار اخبار متناقض و اظهارنظرهای متفاوتی که به هنگام «گم شدن» لوح‌های زرین و سیمین داریوش در درون موزه ایران باستان روی داد، دیده بودیم.

واقعه پاسارگاد و سد سیوند بار دیگر نشان داد که شراره های پاسداری از هویت تاریخی در جان ایرانیان زنده است و در چنین هنگامه ای، همه ایرانیان فارغ از همه اختلاف‌ها و تفاوت‌نظرهای متداول، در اصل بنیادین نگاهبانی از هویت تاریخی تردیدی به خود راه نمی‌دهند و دیگراندیشی‌های میان خود را به کناری باز می‌نهند. هر کس و هر گروهی کوشش کرد و می‌کند تا از هر راه و روش ممکن از چنین آسیبی جلوگیری کند. روش‌هایی که گاه از فرط نادرستی، انتقاد و اعتراض صاحب‌نظران و یا ناظران بی‌طرف را در پی داشت و حتی موجب کناره‌گیری و بی‌تفاوتی برخی از آنان شد. هر چند که چنان سخنان نادرست و عجولانه‌ای نمی‌تواند از دستاوردهای چنین واکنش‌هایی بکاهد.

اعتراض‌ها، بیانیه‌ها، نامه‌های سرگشاده و دیگر فعالیت‌هایی که دوستداران پاسارگاد برای دستیابی به آرمان خود صادر می کرده و انجام می داده‌اند، در برخی مواقع ناشیانه و نشان‌دهنده ناآگاهی یا کم اطلاعی آنان از صورت مسئله، از آثار در معرض خطر و از راه‌های برطرف ساختن تهدیدها بود. از جمله اینکه گاه چنان در باره سازندگان ساخت سد سخن می راندند که گویا با دشمن ایران روبرو هستند.

از سوی دیگر نیز، دست‌اندرکاران و کارفرمایان ساخت سد به خود اجازه می‌دادند که برخلاف مقررات و وظیفه خود، در زمینه بودن یا نبودن آثار باستانی در منطقه و نیز در باره زمان آبگیری سد، اظهارنظر نمایند. اظهارنظرهایی که همواره در تضاد و تناقض با یکدیگر بود و موجب شعله‌ور شدن بیشتر حساسیت‌ها می‌شد. قوانین و آیین نامه‌های موضوعه، اجازه هیچگونه تشخیص، استنباط، یا تصمیم‌گیری در زمینه آثار باستانی را به کارفرما یا پیمانکار عملیات عمرانی نمی‌دهد و تنها مرجع تشخیص و تصمیم‌گیری در این حوزه، منحصراً دستگاه باستان‌شناسی (اکنون سازمان میراث فرهنگی) است و کارفرما وظیفه دارد بنا به تشخیص باستان‌شناسان در هر مکان لازم و نیز در طول زمانی نامحدود، دست از کار بکشد و حتی هزینه حفاری‌های اضطراری و نجات‌بخشی باستان‌شناسان را از محل بودجه عملیات عمرانی تأمین کند. به دیگر سخن، کارفرما (در اینجا وزارت نیرو) به هیچ عنوان و در هیچ شرایطی حق اقدام یا حتی اظهارنظر برای پیگیری عملیات را ندارد و تنها می‌باید منتظر اعلام نظر دستگاه باستان‌شناسی برای ادامه عملیات باقی بماند.

کوتاهی دیگر برخی دوستداران پاسارگاد، آمیختن آن با مسائل سیاسی و فایده‌های حزبی و گروهی مترتب بر آن بود.

اما در این میان، دستگاه باستان‌شناسی نیز بنا به وظیفه خود و همچنین فشار افکار عمومی، با بسیج گروهی از متخصصان و یاری نهادهای بین‌المللی، کوشش نسبتاً شایسته‌ای در انجام حفاری‌های اضطراری و بررسی‌های باستان‌شناختی در منطقه انجام داد که دستاوردهای درخشانی به همراه داشت و هنوز هم می توان به نتایج آتی آن دل خوش کرد. اما با این حال، کوتاهی‌های دست‌اندرکاران باستان‌شناسی نیز کم نبوده است. هیچگاه فهرست و گزارشی جدی از آثار در معرض خطر، حداقل و حداکثر میزان و درصد آسیب‌رسانی به تک تک آثار باستانی منطقه، تهیه و منتشر نشد. هیچگاه توجهی جدی به آثار باستانی پایین دست سد که به هنگام طغیان‌های فصلی و سرریز شدن آب سد، لطمه‌های جبران‌ناپذیری خواهند دید، نشد.

هیچگاه نقشه‌ای که نشان دهد در ازای هر واحد از ارتفاع آب دریاچه، مساحت و طول آن دچار چه تغییراتی می‌گردد و در هر ارتفاع مشخص، کدامیک از آثار را غرق خواهد ساخت، تهیه و منتشر نشد. راه‌های علمی و عملی حفاظت از آثار با توجه به تجارب کشورهای دیگر (همچون چین، هند و مصر) به گونه‌ای گسترده و با فراخوان همگانی انجام نشد.

تاکنون تصویرهای مستند اشیای مکشوفه و گزارش علمی کاوش‌های هیئت‌های گوناگون و دستاوردهای آنان و حتی حریم منطقه در دست بررسی، منتشر نشده است و هر آنچه گفته می‌شود و یا بدان استناد می گردد، اخبار ناقص و عجولانه خبرگزاری‌ها و مطبوعات است که می دانیم اخبار رسانه‌های خبری برای یک پژوهش علمی چندان ارزشی ندارند و تنها می‌باید گزارش‌های هیئت حفاری بصورت کتاب و مقاله (دستکم به صورت یک گزارش مقدماتی) منتشر شود.

کم ارزش بودن چنین اخباری در رسانه‌ها و مطبوعات ایران که معمولاً فاقد گزارشگران و خبرنگاران تخصصی هستند و نیز به خود اجازه می‌دهند به میل خود گفتارهای گوینده و یا نوشتارهای نویسنده‌ای را تغییر دهند، بیشتر به دیده می آید. چنین دستکاری‌هایی در نوشته‌ها و مصاحبه‌هایی با این نگارنده بارها و بارها روی داده است. جالب آنکه در برگ نخستین بیشتر نشریات چاپ ایران، مضمون این دو عبارت دیده می شود: «این نشریه در ویرایش و اصلاح و تلخیص و بازنویسی مقالات رسیده آزاد است» و «مسئولیت درستی یا نادرستی مقالات با نویسنده آن است». طنز روزگار را ببین!

به هر حال چنین کوتاهی‌هایی، در رواج برخی اظهارنظرهای نادرستِ معترضان به ساخت سد، تأثیر فراوان داشته است. رفتار و گفتارهای مسئولان میراث فرهنگی در مجموع به گونه‌ای بوده است که دل‌نگرانان پاسارگاد و سد سیوند، در آغاز واکنش‌های خود کمتر احساس کردند که آنان را در کنار خود دارند و ای بسا این دوری نیز، محصول استفاده‌های سیاسی و حزبی از خطرهای پیش آمده برای پاسارگاد بوده باشد.

در مجموع، پدیده سد سیوند و اعتراض‌های مترتب بر آن، دستاوردهای درخشانی به همراه داشت که کمترین آن انجام کاوش‌های اضطراری با نتایج عالی در تنگه بلاغی است. نخست و مهم‌تر از همه اینکه بار دیگر شراره‌های پاسداشت هویت و غرور تاریخی در جان ایرانیان احیا شد. دوم اینکه، ایرانیان توانستند بار دیگر همبستگی همگانی برای دستیابی به یک آرمان واحد و فارغ از همه اختلاف‌ها را با یکدیگر تمرین کنند و ناظران این رویداد دریابند که ایرانیان علیرغم تفاوت ها و چنددستگی‌ها، یک جان یگانه‌اند در چند پیکر و سرافرازی میهن و هویت تاریخی برای همه آنان یک اصل نهادین و فراگیر است. سوم اینکه، این پدیده موجب شد تا بسیاری از جوانان به جستجوی شناخت بیشتر تمدن ایران برآیند. چهارم اینکه، توجه به خطرات احتمالی ناشی از عملیات عمرانی و آثار در معرض خطر، بسیار بیشتر از گذشته در نظر مجریان آن خواهد بود و دستکم بخاطر جلوگیری از خسارت های وارده بر خود، موضوع را بیشتر و جدی‌تر با دستگاه باستان‌شناسی هماهنگ خواهند کرد.

کوشش برای پاسداری از هویت تاریخی- و نیز نام کوشندگان آن- همراه با نام کسانی که بدان بی‌توجهی (یا حتی بی‌تفاوتی) نشان دادند، در تاریخ ثبت خواهد شد.

گفتگو با رادیو صدای آمریکا، 7 خرداد 1385.
گفتگو با تلویزیون پارس، 9 خرداد 1385.
گفتگو با آقای احمد بهارلو (تلویزیون صدای آمریکا)، 12 خرداد 1385.



web analytics