Skip to content
 

صفرسیاه و پرخاشگری در فضای وب

در سال‌های اولیه دهه ۱۳۶۰ جوانی موسوم به «صفرسیاه» در خیابان ناصریه (ناصرخسرو بعدی) جولان می‌داد که گاه‌گاهی بنای عربده‌کشی و دشنام‌گویی راه می‌انداخت و شیشه‌های شکسته نوشابه را به طرف مغازه‌های فروش دوربین و تجهیزات عکاسی پرتاب می‌کرد. مغازه‌دارها به سرعت کرکره را پایین می‌کشیدند و دیگران نیز خود را از مهلکه دور می‌کردند. چون «چیزهایی برای از دست دادن» داشتند. صفر سیاه از سکوت و فرار مردم و از اینکه نگاه‌های زیادی به او جلب می‌شد، احساس خوبی می‌کرد. احساس می‌کرد دیگران شکست خورده‌اند و او پیروز. خرد او بیش از این قد نمی‌داد.

اما صفر سیاه به راستی مقصر نبود. او خود قربانی اجتماع و جامعه تبعیض‌آمیز بود. نتوانسته بود و یا نگذاشته بودند که رشد کند و همطراز دیگران شود. احساس حقارت خود را با حمله به اشخاص موفق و معتبر تسکین می‌داد. صفرسیاه چند سال بعد در گوشه همان خیابان و در نهایت درماندگی از دنیا رفت. عده‌ای نفس راحت کشیدند اما در عین‌ حال برایش قطره اشکی ریختند. می‌گفتند که این بینوا بیش از آنکه ما را رنج دهد، خودش را رنج داد و تباه کرد.

امروزه در برخی مواقع، فضای وب جای خیابان ناصرخسرو را گرفته است و عده‌ای نیز جای خالی صفرسیاه را پر کرده‌اند. زبان به ناسزاگویی می‌گشایند و بطری نوشابه پرتاب می‌کنند.

برای این عده نیز باید دل سوزاند. خام و احساساتی و شکست خورده هستند. اینان نیز شخصاً تقصیر زیادی ندارند. محیط تربیتی مناسبی نداشته‌اند. وضعیت غالب اجتماعی و آموزشی و رسانه‌ای به گونه‌ای نبوده تا آنان به درستی تربیت شوند و آداب اجتماعی بیاموزند. به حال خود رها شده‌اند و به گمراهی و حسادت و حقارت و پرخاشگری کشیده شده‌اند. اما دیر یا زود آنان نیز از روزگار تجربه می‌اندوزند و پخته و شکوفا می‌گردند. امیدوارم این تجربه آنقدر دیر نباشد تا سرنوشتی همچون صفرسیاه پیدا کنند. سن و مهلت شکوفایی خیلی طولانی نیست.

همچنین بنگرید به: «چرا کورش‌پرستان بی‌تربیتند؟»، «پرخاشگری کورش‌پرستان مانعی برای مقابله با دروغ» و «چماقداری آریایی: اعتراض‌هایی که می‌شکفند و اشتیاق‌هایی که می‌پژمرند».



web analytics