چند سالی است که برخی از نشریات و وبسایتها با آبوتاب و بزرگنمایی چنین خبر نادرستی را منتشر میکنند که در ماه آینده منشور کورش به ایران خواهد آمد. برخی دیگر نیز از روی احساسات و با ذوقزدگی آنرا بازتاب دادهاند و حتی سخن از «بازگشت» منشور نیز گفتهاند. در حالیکه منشور کورش هیچگاه در ایران نبوده که بخواهد به ایران «بازگردد». منبع چنین اخبار مکرر و نادرستی، معمولاً مقامات سازمان میراث فرهنگی و رسانههای وابسته به آنان بوده است که شاید خواستهاند با چنین «اخبار خوش» افکار عمومی را مدتی سرخوش کنند و از فکر تخریب گسترده و همهجانبه میراث فرهنگی دور سازند.
مدتی پیش، موزه بریتانیا اعلام کرد که تصمیمی برای به امانت دادنِ منشور کورش به موزه ایران باستان در ایران ندارد. این اطلاعیه، واکنش مسئولان ایرانی را در پی داشت که به موزه بریتانیا اعتراض کردند که اگر چنین کنید، ما همکاری خود را با شما قطع میکنیم. البته من این را درک نمیکنم که اگر اینان همکاری خود را قطع بکنند، چه ضرری متوجه آنان میشود و مثلاً چه اتفاقی میافتد؟ تنها اتفاقی که به ذهنم میرسد، این است که در این صورت، اشیای باستانی که به بلاد فخیمه فرنگ میروند، با تلفات به وطن باز نمیگردند و این واقعاً «خبر خوشی» خواهد بود.
در این زمینه، خانم نیکی محجوب- برنامه ساز بیبیسی فارسی- نظر مرا جویا شدند که خلاصه ویرایش شدهای از آنچه به ایشان گفتم را در اینجا میآورم.
هر چه میاندیشم، میبینم که آمدن منشور کورش به ایران هیچ سودی در بر نخواهد داشت. نه کسی در اندیشه مطالعه ساختاری، شکلی یا محتوایی آن است و نه اصلاً کسی را داریم که بخواهد چنین قصدی داشته باشد. بنده نیز با اینکه در سال ۱۳۷۷ گزارش فارسی آنرا با نام «منشور کورش هخامنشی» منتشر کردم و امسال چاپ هشتم آن منتشر شده است، و متن کامل حرفنوشت، آوانوشت و ترجمه تحتالفظی آنرا در دست چاپ دارم، هیچ نیازی در خود نمیبینم تا آنرا از نزدیک ببینم. مگر آنکه تنها از نظر احساسی نیاز به دیدن آنرا در خود بیابم.
تنها کاری که ممکن است ما با آمدن منشور به ایران انجام دهیم، این است که در کنارش عکس یادگاری بگیریم و پز بدهیم. اگر هم پا داد، با گچ و زغال و پیستوله بر روی آن یادگاری بنویسیم. کاری که در سرتاسر ایرانزمین به عدد موهای سرمان انجام دادهایم.
اینکه میگویند مسئولان ایرانی ضمانت کافی برای امنیت و سلامت منشور دادهاند و خواهند داد، بیشتر به شوخی و لطیفه میماند و اندکی هم به آبنباتهای «بچه گولزنگ». چه کسی و نهادی میخواهد ضمانت بدهد؟ مسئولیت تخریب کتیبه خارک را در نهایت چه کسی پذیرفت؟ مسئولیت تخریب غار دوشه را چه کسی؟ نابودی سنگافراشتههای ایلان داغی را چه کسی؟ «گمشدن» سرسنجاق مفرغی لرستان را چه کسی؟ آسیب به چارتاقی نیاسر را چه کسی و صدها و هزاران اثر دیگر را چه کسی؟ مگر در مملکت ما کسی مسئولیت اعمال و اهمالها و کوتاهیها و بیفکریها و تباهکاریهای خود را به گردن میگیرد؟ راهحل برای آنان بسیار ساده است. چنانکه نمونههای آنرا آنقدر دیدهایم که نیاز به آوردن مثال ندارد: ابتدا اصل قضیه را منکر میشوند. سپس به دروغگویی و توجیه و داستانپردازی روی میآورند. سپستر مسئولیت را به گردن دیگری میاندازند و در نهایت در گذر زمان به فراموشی سپرده میشود.
از سوی دیگر، چه کسی قدرتش را دارد تا ضمانت بدهد؟ اگر یک روز مثلاً چند نفر از «عناصر خودسر» به داخل موزه آمدند و خدمتی شایسته نمودند مر منشور را، چه کسی جوابگو خواهد بود و از چه کسی میتوان توضیح خواست؟
مگر توضیح مسئولان پیرامون گم شدن سرسنجاق مفرغی لرستان را فراموش کردهایم: «این سرسنجاق ارزش زیادی نداشت و در همه عتیقهفروشیهای اروپا میتوان «هزاران» نمونه آنرا یافت و حداکثر هزار دلار میارزید!».
به همین دلایل، نه فقط با آوردن منشور کوروش به ایران مخالفم، بلکه حتی با بردن اشیای باستانی ایران به کشورهای دیگر و ترتیب دادن نمایشگاههای مکاره نیز مخالفم. از کجا معلوم است و چه کسی میتواند ضمانت دهد که اگر هم گم نشوند، اصل آنها به وطن بازگردد و نه بدلی آنها. اگر هم چنین شود، چه کسی مسئولیت آنرا عهده میگیرد؟ آیا کسی میتواند دستکم یک نمونه مثال بزند که یک مسئولی با صراحت و صداقت، مسئولیت ناتوانی و بیکفایتی خود را به عهده گرفته باشد و آنرا به گردن شخص یا نهاد دیگری نینداخته باشد و با شهامت استعفا داده باشد؟ اگر سراغ دارید، لطفاً به من هم خبر بدهید.
وقتی خبر سفر منشور کورش به ایران را میشنوم، «به اندازه یک ابر دلم میگیرد».
رضا مرادی غیاث آبادی
گفتارهای دیگر:
- نمایش موقت منشور کورش در ایران
- نگرانیهایی پیرامون منشور کورش
- لوگوی حقوق بشر و انتساب نادرست به منشور کورش
- افتخار منشور کورش متعلق به کیست؟
- منشور کورش بر سردر سازمان ملل؟
- آیا اصالت منشور کورش قطعی است؟
- ثبت آثار ملی، ممنوعیت خبررسانی و منشور کورش قلابی نیست!
- ادعاهای تخیلی تازهٔ سازمان میراث فرهنگی در باره منشور کورش و کتیبه داریوش
- آقای ارفعی و ماجرای سطر ۳۶ منشور کورش
- منشور کورش هخامنشی
