Skip to content
 

حکایت سفر منشور کورش

مدتی است که عده‌ای نیز از روی احساسات و با ذوق‌زدگی سخن از «بازگشت» منشور می‌گویند. در حالیکه منشور کورش هیچگاه در ایران نبوده که بخواهد به ایران «بازگردد». منبع چنین اخبار مکرر و نادرستی، معمولاً مقامات سازمان میراث فرهنگی و رسانه‌های وابسته به آنان بوده است که شاید خواسته‌اند با چنین «اخبار خوش» افکار عمومی را مدتی سرخوش کنند و از فکر تخریب گسترده و همه‌جانبه میراث فرهنگی دور سازند.

در باره این قضایا، خانم نیکی محجوب- برنامه ساز بی‌بی‌سی فارسی- نظر مرا جویا شد که خلاصه ویرایش شده‌ای از آنچه به ایشان گفتم را در اینجا می‌آورم.   

هر چه می‌اندیشم، می‌بینم که آمدن منشور کورش به ایران هیچ سودی در بر نخواهد داشت. نه کسی در اندیشه مطالعه ساختاری، شکلی یا محتوایی آن است و نه اصلاً کسی را داریم که بخواهد چنین قصدی داشته باشد. بنده نیز با اینکه در سال ۱۳۷۷ گزارش فارسی آنرا با نام «منشور کورش هخامنشی» منتشر کردم و امسال چاپ هشتم آن منتشر شده است، و متن کامل حرف‌نوشت، آوانوشت و ترجمه تحت‌الفظی آنرا در دست چاپ دارم، هیچ نیازی در خود نمی‌بینم تا آنرا از نزدیک ببینم. مگر آنکه تنها از نظر احساسی نیاز به دیدن آنرا در خود بیابم.

تنها کاری که ممکن است ما با آمدن منشور به ایران انجام دهیم، این است که در کنارش عکس یادگاری بگیریم و پز بدهیم. اگر هم پا داد، با گچ و زغال و پیستوله بر روی آن یادگاری بنویسیم. کاری که در سرتاسر ایران‌زمین به عدد موهای سرمان انجام داده‌ایم.

به دلایل متعدد (و از جمله سوءاستفاده‌های ملی‌گرایانه دولتی و ماجراهای پنهانی که در پی خواهد داشت)، نه فقط با آوردن منشور کوروش به ایران مخالفم، بلکه حتی با بردن اشیای باستانی ایران به کشورهای دیگر و ترتیب دادن نمایشگاه‌های مکاره نیز نمی‌توان موافق بود.



web analytics