Skip to content
 

تبدیل بی‌سروصدای «روز جهانی کوروش» به «روز کوروش»

پس از اینکه در یکی- دو سال اخیر، عده‌ای به تأسی از خیالبافی‌های تاریخی آقای کیهانی‌زاده روز مجعول جهانی کورش را براه اندختند و مدتی جوانان جستجوگر هویت تاریخی این مرزوبوم را با سخنان نادرست و خیالی خود گمراه کرده و موجب تمسخر و تحقیر آنان در نزد بهانه‌جویان شدند، و نیز پس از اینکه نامه سرگشاده خود را با عنوان «خیال‌پردازی و داستان‌سرایی در باره کورش بزرگ» منتشر کردم؛ هرگز تصور نمی‌کردم که آقای اسماعیل نوری‌علاء نیز از مروجان چنین روش‌هایی بوده باشند.

ایشان در نوشتاری که با نام «اذان بی‌وقت در ماه بزرگداشت کوروش بزرگ» منتشر نموده‌اند، به اعتراض بر نوشتار‌های کسانی همچو این نگارنده پرداخته‌اند که ادعای «انتخاب هفتم آبان به عنوان روز جهانی کورش توسط سازمان ملل» را سخنی نادرست و خیالی می‌دانسته‌اند.

البته و خوشبختانه در هیچ کجای نوشتار ایشان نامی از روز جهانی کورش برده نشده و این نکته هدف اصلی این نگارنده از انتشار نامه سرگشاده پیشین بوده است. اکنون موجب خوشنودی است که ایشان برخلاف سال گذشته، از تبلیغ چنین ادعای نادرستی دست کشیده‌اند، اما بهتر می‌بود که بخاطر جوانان و مردمان بسیاری که مدت‌ها تحت تأثیر چنین القائاتی، یک سخن خیالی و دستکاری‌هایی در واقعیت‌ها را باور کرده بودند، به صراحت و پیش از اینکه برای بار دوم از همان شیوه استفاده کنند، نادرستی ادعاهای پیشین خود را به عهده می‌گرفتند و توضیح می‌دادند که از چه رو اقدام به چنین عملی کرده بودند. اگر براستی چنین روزی وجود خارجی می‌داشت، هر شخصی صلاحیت تغییر در نام و عنوان آنرا دارا نمی‌بود.

از نظر این نگارنده، نوشتار آقای نوری علا، نمونه‌ای دیگر از همان شیوه پیشین و ناکارآمد است که در آن کوشش می‌شود تا بجای پاسخ و تحلیل و روشنگری علمی و منطقی، به نوعی ذهن خواننده را از مسیر دستیابی به واقعیت‌ها دور ساخته و پیش‌فرض‌های خود را به آنان تحمیل کند:

۱- چهار صفحه از نوشتار شش صفحه‌ای ایشان، یعنی دو سوم کل متن به شرح و بسط جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و جزئیات آن اختصاص دارد که بکلی خارج از موضوع بحث است.

۲- یک صفحه از دو صفحه باقیمانده نیز، بازگویی فراوان گفتارهایی در یادکرد و اثبات بزرگی و عظمت کورش و احترام جهانیان نسبت به او، و شعارهای بسیار دیگر در این زمینه است که این نیز نه هیچ ارتباطی با موضوع بحث ندارد.

۳- از آنجا که در نامه سرگشاده پیشین، تأکید فراوانی بر لزوم اشاره به اسناد و منابع برای ادعاها کرده بودم، ایشان نیز در نوشتار خود از بیست مأخذ یاد کرده‌اند تا خواننده را بر مستند بودن گفتار خود دلالت کنند، اما از مجموعه مآخذ (که گاه در انتهای هر جمله‌ای آمده است)، یازده مأخذ مربوط به وقایع شناخته‌شده حمله و محاصره و تصرف بابل است که البته در هیچکدام از این یازده مأخذ، اشاره‌ای به روز مورد نظر ایشان نشده است و اگر از آن سخنان و منابع یادی هم نمی‌شد، کمبودی بشمار نمی‌رفت. از ۹ مأخذ باقیمانده، چهار مأخذ در باره جزئیات مراسم جشن‌های ۲۵۰۰ ساله است که بی‌ارتباط با موضوع گفتار است و سه مأخذ دیگر نیز در باره اهمیت شخص کورش است که آنهم محل بحث فعلی نبوده است. در نتیجه از فهرست مفصل منابع، تنها یکی از آنها با گفتار فعلی مرتبط است که آنهم عبارت است از وب‌سایت اینترنتی و آزاد ویکی‌پدیا  که هر کس می‌تواند به دلخواه خود مطلبی در آن بنویسد و هر گفتاری در آن وب‌سایت به خودی‌خود و بدون توجه به توان علمی نگارنده مطلب، دارای ارزش و اعتبار نیست. بسیاری از دیگر منابعی هم که ایشان یاد کرده‌اند، علیرغم اینکه ارتباطی با موضوع ندارند، نشانی‌هایی نامعتبر از وب‌سایت‌های خبری و غیرعلمی است.

بجز این، منابعی که از آنها یاد شده نیز نادرست و تحریف‌شده هستند. صفحه‌ای که از وب‌سایت تاریخ جهان آورده شده، نه به روز ۲۹ اکتبر ارتباطی دارد و نه از زمان صدور فرمان کورش یادی کرده است. مأخذ دیگری نیز که برای سندیت ادعای انتخاب منشور کورش از سوی سازمان ملل به عنوان نخستین منشور حقوق بشر آورده شده، علاوه بر اینکه در آن هیچ اشاره‌ای به چنین انتخابی نشده، نوشتاری عامیانه و نادرست است که نویسنده آن حتی از خط و زبان منشور کورش نیز آگاهی ندارد و زبان بابلی نو (اکدی) منشور را به اشتباه فارسی باستان دانسته است.

۴- ایشان چندین بار از عبارت «تأکید متفق‌القول» و «دقیق» در «منابع تاریخی» برای روزشماری رویدادهای عصر کورش نام ‌برده‌ و از آنها استنتاج‌هایی به عمل آورده‌اند، بدون اینکه دستکم یکی از آن منابع متفق‌القول و دقیق تاریخی را معرفی و یا نام برده باشند.

۵- در بخشی دیگری از نوشتار، ایشان مدعی می‌شوند که اکنون قصد شرح وقایعی را دارند که چگونه این تاریخ‌های مربوط به عصر کورش «جزء مسلم تاریخ جهان محسوب می‌شوند». اما در حالیکه خواننده منتظر است تا نویسنده به بحثی بپردازد که خود آنرا پیش کشیده است، ایشان به تمامی به شرح واقعه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله می‌پردازد، بدون اینکه کمترین اشاره‌ای به تاریخ عصر کورش و مسلمات تاریخ جهان که نویدش را به خواننده داده بودند، کرده باشند.   ‌

۶- در سراسر گفتار ایشان مناسبت منسوب به کورش، سرگردان و نافهما است. گاهی روز ۲۹ اکتبر،  گاه ماه اکتبر، گاه ماه مهر، و گاهی «همین روزها»، به رویدادی نامشخص و مبهم در عصر کورش منسوب میشود. از سوی دیگر، همان روز ۲۹ اکتبر، گاهی روز ورود سپاه کورش به بابل می‌شود، گاهی روز ورود شخص کورش به بابل،  گاهی روز تکمیل تصرف بابل و گاهی روز صدور فرمان حقوق بشر کورش.

خواننده در نهایت و علیرغم آنهمه «اسناد تاریخی دقیق و متفق‌القول» که «تاریخ مسلم جهان شناخته می‌شود» در نمی‌یابد و نباید در بیابد که بالاخره روز ۲۹ اکتبر چه روزی است و به چه مناسبت و توسط چه کسی و در چه زمانی انتخاب شده است، خواننده هرگز در نمی‌یابد از آنجا که در زمان کورش از تقویم میلادی استفاده نمی‌شده، این روز ۲۹ اکتبر از کجا و چگونه پیدا شده و محصول تطبیق کدام تقویم‌ها است. خواننده هرگز در نمی‌یابد که ایرانیانی که دارنده یکی از کهن‌ترین و دقیق‌ترین تقویم‌های جهان هستند و حتی رویدادهای زمان کورش را در همان زمان با تقویم هخامنشی در «سالنامه‌های بابلی» مانند «رویدادنامه کورش و نبونید» به دقت ثبت کرده‌اند، از چه رو می‌باید مناسبت‌های خود را با تقویم میلادی بسنجند و با تحقیر تقویم ایرانی روز «۲۹ اکتبر» را تبریک بگویند؟

گفته‌اند: «این روز یکی از روزهای ماهی است که تاریخ‌نویسان آنرا ماه ورود کورش به بابل و صدور منشور کورش می‌دانند.» و خواننده در حیرت می‌ماند که گویا روز ۲۹ اکتبر هیچ مناسبت خاصی نیست و تنها به این دلیل انتخاب شده که یکی از روزهای ماه اکتبر است و به این ترتیب می‌توانست هر روز دیگری هم باشد. و نیز آورده‌اند که در «یکی از روزهای» همین ماه بوده  که اعلامیه حقوق بشر صادر شده و چون در یکی از روزهای همین ماه بوده، وظیفه هر ایرانی است تا روز ۲۹ اکتبر را جشن بگیرد! به گمان این نگارنده، چنانچه ایشان بدون اینکه هیچ اصراری برای توجیه این روز خاص به عمل بیاورند و آنرا به یک منبع تاریخی و یا یک نهاد جهانی بچسبانند، و صرفاً اظهار کنند که ما فارغ از همه چیز و بدون ساختن دلایل نادرست، «دوست داریم» تا در چنین روزی بزرگداشت کورش برگزار شود، سخنی بسیار منطقی و درست بوده و ممکن است با اقبال همگانی هم روبرو شود و هیچ خرده‌ای بر آن وارد نیست. چرا که بسیاری از دیگر مناسبت‌های جهان نیز، الزاماً بر بنیاد اسناد معتبر بوجود نیامده‌اند. بدین ترتیب دانسته می‌شود که منتقدان به چنین شیوه‌های غیرعلمی، برخلاف ادعای ایشان، عنادی با روز یا ماهی خاص ندارند، بلکه این ایشان هستند که به انگیزه‌ای نامشخص، به چنین روزی دلبستگی دارند.

۷- اشتباه دیگری که نه تنها در نوشتار ایشان، بلکه در چند رسانه و وب‌سایت دیگر  که آنان نیز بگونه «خودجوش» روز ۱۳ اکتبر را روز بزرگداشت کورش اعلام کردند و آنرا به اشتباه با ۲۱ مهرماه تطبیق دادند، نیز دیده می‌شد؛ این بود که روز مورد نظر خود را «روز ورود کورش به بابل و صدور فرمان حقوق بشر» عنوان می‌کردند؛ در حالیکه میان ورود کورش به بابل تا صدور فرمان معروف به منشور کورش هخامنشی، حدود یک سال فاصله است. ورود کورش به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد و صدور فرمان در سال ۵۳۸ پیش از میلاد اتفاق افتاده است. با اشتباه در تشخیص سال‌ها، چگونه ممکن است در تشخیص روزها موفق بود؟ امید است که در این گرمی بازار، کسان دیگری بگونه «خودجوش» و بدون اتکا به اسناد تاریخی، روز دیگری را بر نسازند.

۸- می‌دانیم که تقویم میلادی گریگوری فعلی، از سال ۱۵۸۲ رایج شده و ثبت همگی تاریخ‌های میلادی پیش از آن زمان (در سراسر جهان)، به تقویم میلادی ژولی انجام می‌پذیرد و تمامی تبدیل و تطبیق تقویم‌ها به یکدیگر، می‌باید در نظام تقویمی ژولی انجام پذیرد که با تقویم جهانی فعلی متفاوت است و به سادگی و با نگاهی به کتابچه‌های تقویمی رومیزی و بغلی امکان این تطبیق وجود ندارد. به فرض اینکه داده‌های تاریخی با تقویم میلادی در هر موردی درست باشند، تبدیل آنها به تقویم‌های دیگر و از جمله به تقویم ایرانی، قواعد و روش خاص خود را دارد که چون هیچیک از نگارندگان نوشتارهایی که در بالا از آنان یاد شد، این نکته مهم و کاملاً بدیهی را در نظر نداشته‌ و ۲۹ اکتبر را برابر با ۷ آبان و ۱۳ اکتبر را برابر با ۲۱ مهر دانسته‌اند، در نتیجه تمامی گفتارها و سنجش‌های دیگر آنان نیز به ناچار اشتباه و نادرست است. علاوه بر اینکه در تشخیص زمان مناسبت‌های تاریخی ایران، مطلقاً نیازی به استفاده از تقویم میلادی در هیچ نوع آن نیست.

۹- آورده‌اند که برگزاری چنین مناسبتی در ۲۹ اکتبر، نه در یکی- دو سال گذشته، که هر ساله و از دیرباز (با مبدأ نامعلوم و گویا از روز ازل) برگزار می‌شده است. ای کاش ایشان نشریه‌ای یا مدرکی نیز معرفی می‌کردند که حاکی از برگزاری چنین مراسمی در گذشته‌های دورتر از همین یکی- دو سال اخیر باشد.

۱۰- ایشان فرموده‌اند که عده‌ای از نویسندگان، «شیرینی» این روزهای گرامی مهرماه را در کام دوستداران فرهنگ ایران تلخ می‌کنند. بر این سخن چند انتقاد وارد است. یکی اینکه آیا براستی هر آن کس که به دنبال واقعیت‌های تاریخی و بدور از شعارزدگی‌های روزمره باشد، نمی‌تواند دوستدار فرهنگ ایران باشد؟ حتی اگر ده‌ها کتاب و مقاله در باره فرهنگ ایران و شخص کوروش و منشور او نوشته باشد؟ دوم اینکه، آیا براستی از نظر ایشان انتقاد به سخنان نادرست و ادعاهای خلاف واقع (که در عمل هم دانسته شد هیچ مدرک و منبعی در بر نداشته‌اند)، باید تلخکامی به همراه بیاورد؟ و سوم اینکه، چگونه است که روز کورش در این بخش از نوشتار، به ناگهان از هفتم آبان تبدیل به کل ماه مهر می‌شود؟ براستی گناه ما منتقدان در مواجهه با اینهمه تناقض و سخنان چند پهلو و مبهم در چیست؟

۱۱- در گفتار خود علاوه بر کوشش برای توضیح شبهه‌ها، به نکاتی نیز پرداخته‌اند که عجیب به نظر می‌رسد. ایشان، کسانی که چنین شبهاتی مطرح می‌کنند را اشخاصی «مخالف سلطنت» و دارای «شک مخرب» می‌دانند که «کوششی آگاهانه» در انکار ماه مهر می‌کنند تا یادآور جشن‌های شاهنشاهی نباشد. همچنین بر این باورند که این منتقدان و شکاکان، شادی ایرانیان را یک نقطه ضعف می‌دانند و توجه جهانیان به مقام معنوی کورش را «تحقیر» می‌کنند. چنین تهمت‌هایی براستی پاداش شایسته‌ای است برای جستجوگران واقعیت، از سوی کسی که خود را در همان نوشتار «دوستدار فرهنگ ایران» و «محقق تاریخ و فرهنگ ایران» می‌نامد. ایشان همچنین بارها در مذمت چنین شک و تردیدهایی سخن می‌رانند و این شک‌ها را به «شک بین نماز حکیمان وسواسی» تشبیه می‌کنند.

براستی شگفت‌انگیز است که چرا باید در برابر کسانی که چند سال است به خیال‌پردازی و داستان‌سرایی در باره کورش می‌پردازند و از آوردن اسناد و مدارک طفره می‌روند و با سخنان به قول فارابی «سوفسطایی» دیگران را گمراه می‌کنند و به شیوه متکلمان از هر راهی ولو به تهمت می‌خواهند شخص شکاک را وادار به سکوت  کنند، حق چنین شکی را نداشته باشیم و پرسشی را مطرح نکنیم؟ چرا اکنون که پای دوست‌داشته‌ها و علایق خود در میان است، باید ما را از شک و جستجوی منابع برحذر دارد و بخواهد تا ادعای بی‌مدرک و نادرستی  که سازندگان آن، آنرا هر سال به شکل تازه‌ای در می‌آورند را بدون چون و چرا به دیگران بقبولاند؟ پس چنین شیوه‌ای همراه با منتسب کردن تهمت‌های سیاسی و کشیدن پای سلطنت‌طلب و مخالف سلطنت به این میان چه تفاوتی با شیوه همانانی دارد که ایشان خود در مقام مبارزه و نقدشان بر آمده است؟ آیا براستی ما محکومیم تا باران تهمت از «هر دو سو» به جرم «مطیع نبودن» و نپذیرفتن سخن بی‌دلیل و شعارزده و عوام‌فریبانه، بر سرمان ببارد؟

البته چنین شیوه‌ها و برخوردهای تهمت‌آلود با این نگارنده در چند سال اخیر کم‌سابقه نبوده است. بسیار شده که به صرف پرداختن به یک مسئله تاریخی یا ارتباط با دانشمندی ایران‌شناس یا شرکت در کنگره‌ای، تبدیل به کمونیست، توده‌ای، سلطنت‌طلب، ضد سلطنت، زرتشتی متعصب و چیزهای دیگر شده؛ اما بر این باور است که تمامی این انتساب‌ها و هر چیز دیگر شبیه این، می‌تواند اعتقادهای شخصی و قابل احترام هر شخصی باشد و  هیچیک از اینها نقطه‌ضعفی برای کسی دانسته نمی‌شود. افسوس که ما همیشه و در همه‌جا و حتی از سوی پیروان و مدعیان حقوق بشر و آزادی بیان و اندیشه باید در معرض چنین سرکوبی‌های شخصیتی باشیم.

ما همانگونه که به بسیاری از منابع آگاهی‌های دست اول و پژوهش‌های مهم تاریخی در دنیا بی‌توجه هستیم و از بسیاری منابع با اهمیت (همچو متن لوحه‌های گلی تخت‌جمشید و متن کامل اوستا) غافل مانده‌ایم، از سالنامه‌های بابلی با تقویم رسمی ایران عصر هخامنشی نیز غفلت کرده‌ و بجای آن به منابع نامعتبر دست چندم قناعت کرده‌ایم تا مجبور شویم مناسبت‌های خود را از دل گاهشماری میلادی بیرون بکشیم. عملی که نه تنها به نتیجه‌‌ای نادرست منجر می‌شود، بلکه به تحقیر و خوارداشتن گاهشماری ایرانی نیز می‌انجامد.

در اینجا نام دو منبع مهم و دست اول از ترجمه الواح و سالنامه‌های بابلی و متعلق به زمان کورش و بابلیان در زمینه آگاهی از تاریخ و زمان رویدادهای عصر کورش آورده می‌شود. هیچکدام این منابع مهم توسط «دوستداران فرهنگ ایران» ترجمه و بررسی نشده‌اند و در دنیای شعارزده امروز ما ایرانیان، همچو بسیاری از منابع مهم و معتبر دیگر به جمع باشکوه «فراموش شده‌ها» پیوسته‌اند.

آگاهی‌هایی تقویمی مربوط به عصر کورش، پس از فروکش کردن بر‌انگیختگی‌ها و غوغاهای روزمره، منتشر خواهند شد.

Grayson, A. K., “Babylonian Historical Literary Text” (Toronto Semitic Text and Studies, 3), University of Toronto Press, 1975.

Pritchard, J. B., “Ancient Near- East Texts, Princeton, 1969.

همچنین بنگرید به:

خیال‌پردازی و داستان‌سرایی در باره کورش
کورش و آسیب‌های خیال‌پردازی و ذوق‌زدگی
کورش هخامنشی و مصادره اسناد تاریخی
کورش واقعی و کورش افسانه‌ای
تأثیر کورش‌پرستی بر تضعیف ایران و گسترش تفرقه میان مردم
روز جهانی کوروش و دیگر روزهای تقلبی: محصول حس حقارت و میل به تقلب



web analytics