Skip to content
بایگانی کلیدواژه کورش بزرگ

مومیایی کورش: نمونه تازه‌ای از ادعاهای نسنجیده

گویا قصه‌پردازی‌ها و خیال‌بافی‌های تاریخی را پایانی نیست و ترکیبِ عده‌ای از ایران‌دوستانِ ذوق‌زده با برخی تحریف‌گران تاریخ و بعضی مسئولانی که در جایگاهی مناسب با حد و اندازه خود نیستند؛ معجونی را فراهم کرده است که تاکنون در طبله هیچ عطاری یافت نشده بود.

اینروزها چسبیدن به کورش و سوء‌استفاده از نام و جایگاه تاریخی- اسطوره‌ای او رواج چشمگیری یافته و تبدیل به یک «شاه‌کلید» برای مقاصد گوناگون شده است.

هنوز زمان زیادی از قصه‌های سرگرم‌کننده‌ و گمراه‌کننده‌ای همچون ماجرای کشف ارتش کمبوجیه در مصر، «بازگردادندن» منشور کورش به ایران، کشف مومیایی پادشاهی در سنندج، روز جهانی کورش، جزیره مصنوعی فروهر، جام طلایی هخامنشی، خطر رطوبت برای آرامگاه کورش و نمونه‌های بی‌شمار دیگر نمی‌گذرد، که خبرگزاری ایسنا و چندین وب‌سایت دیگر خبر از مومیایی کورش در ۳۵ متری زیر آرامگاه او دادند.

منبع این خبر- همچون چند نمونه دیگر- یکی از مسئولان سازمان میراث فرهنگی، و این بار رئیس پژوهشگاه سازمان بود. یعنی جایی که می‌باید بیش از همگان مراقب سخنان و ادعاهای خود باشند. ادامه »

ادعاهای تخیلی تازهٔ سازمان میراث فرهنگی در باره منشور کورش و کتیبه داریوش

این روزها انتشار ادعاهای تخیلی و مضحک در زمینه‌های گوناگون تاریخی و ایران‌شناسی و آثار باستانی به اندازه‌ای فراوان و گسترده شده است که پرداختن به همهٔ آنها نیاز به یک اداره کل با صدها پرسنل دارد. جالب است که در این میان سازمان میراث فرهنگی با ادعاها و بیانیه‌های خود، جلودار و پیش‌قراول همه خیال‌پردازان و آشفته‌گویان شده است.

بدیهی است که نگارنده توان و فرصت آنرا ندارد تا به همه اخبار کذبی که روزانه در وب‌سایت این سازمان منتشر می‌شود و در برخی رسانه‌ها بازتاب می‌یابد، نقدی بنویسد. روزنامه‌نگاران و خوانندگان خود می‌باید هشیار باشند و بنا را بر کذب بودن آن بگذارند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود و پژوهشگران مستقل و غیردولتی آنرا تأیید کنند. از آنجا که برخی از آن اخبار در زمینه پژوهشی نگارنده بوده و سکوت در قبال آنها امکان التباس را فراهم می‌سازد، ناچار از نوشتن نقد و توضیحی کوتاه هستم.

رئیس سازمان میراث فرهنگی در روز گذشته و پس از انتشار چندین بارهٔ اخبار نادرست پیرامون آمدن منشور کورش به ایران و کشف ارتش کمبوجیه در مصر، اظهارات تازه‌‌تر و شگفت‌تری را با مضمون «کشف لوحه‌های تازه‌ای از منشور کورش» و «دعوت موزه بریتانیا از کارشناسان ایرانی برای قرائت آن لوحه‌ها» بیان فرموده‌اند.  ادامه »

حکایت نگران‌کننده سفر منشور کورش به ایران

چند سالی است که برخی از نشریات و وب‌سایت‌ها با آب‌وتاب و بزرگ‌نمایی چنین خبر نادرستی را منتشر می‌کنند که در ماه آینده منشور کورش به ایران خواهد آمد. برخی دیگر نیز از روی احساسات و با ذوق‌زدگی آنرا بازتاب داده‌اند و حتی سخن از «بازگشت» منشور نیز گفته‌اند. در حالیکه منشور کورش هیچگاه در ایران نبوده که بخواهد به ایران «بازگردد». منبع چنین اخبار مکرر و نادرستی، معمولاً مقامات سازمان میراث فرهنگی و رسانه‌های وابسته به آنان بوده است که شاید خواسته‌اند با چنین «اخبار خوش» افکار عمومی را مدتی سرخوش کنند و از فکر تخریب گسترده و همه‌جانبه میراث فرهنگی دور سازند.

مدتی پیش، موزه بریتانیا اعلام کرد که تصمیمی برای به امانت دادنِ منشور کورش به موزه ایران باستان در ایران ندارد. این اطلاعیه، واکنش مسئولان ایرانی را در پی داشت که به موزه بریتانیا اعتراض کردند که اگر چنین کنید، ما همکاری خود را با شما قطع می‌کنیم. البته من این را درک نمی‌کنم که اگر اینان همکاری خود را قطع بکنند، چه ضرری متوجه آنان می‌شود و مثلاً چه اتفاقی می‌افتد؟ تنها اتفاقی که به ذهنم می‌رسد، این است که در این صورت، اشیای باستانی که به بلاد فخیمه فرنگ می‌روند، با تلفات به وطن باز نمی‌گردند و این واقعاً «خبر خوشی» خواهد بود.

در این زمینه، خانم نیکی محجوب- برنامه ساز بی‌بی‌سی فارسی- نظر مرا جویا شدند که خلاصه ویرایش شده‌ای از آنچه به ایشان گفتم را در اینجا می‌آورم.    ادامه »

قتل‌عام مردم اکد: به فرمان کورش یا نبونید؟

در کتیبه «رویدادنامه نبونید و کورش بزرگ» که از آخرین نمونه‌های سنت رویدادنامه‌نویسی در بابل بشمار می‌رود، عبارتی مبهم آمده که پرسش‌ها و پیچیدگی‌هایی را رقم زده است. نویسندهٔ رویدادنامه آورده است:

“هنگامی که کوروش به سپاه اکَـد در شهر اُپـیـس بر کرانه رود دجـلـه حمله کرد؛ مردمان اَکَـد بشوریدند. اما او همه مردمان شهر را از دم بکشت.”

برای آگاهی بیشتر بنگرید به: رویدادنامه نبونید و کورش بزرگ در کتاب: تمدن هخامنشی، سیزده گفتار در بررسی‌های هخامنشی،  از همین نگارنده، ۱۳۸۶٫

شیوه کوتاه‌نویسی رویدادنامه‌نویسان بابلی موجب خودداری از شرح و توضیحات بیشتر در پیرامون این واقعه شده است. در عبارت بالا، آشکار نیست که مردمان بابل علیه چه کسی شوریدند و چه کسی مردمان شهر را قتل‌عام کرد. ادامه »

کورش بزرگ در تاریخ‌نامه‌های سنتی رومانیایی

کشور رومانی در زمان‌های دور و حدود سده‌های آغاز میلادی، «داچیا» نامیده می‌شده است. رومانیاییان هم به مانند بسیاری از ملل، دارای تاریخ‌نامه‌هایی کهن و سنتی هستند که در آنها باورها و استنباط‌های مردمان از آفرینش جهان و رویدادهای اسطوره‌ای و تاریخی باز آمده است. این سرگذشت‌ها مانند همه نمونه‌هایی که در میان دیگر مردمان جهان دیده می‌شود، با افسانه‌ها و تک‌نگاری‌های داستانی توأم هستند.

یکی از مهم‌ترین این آثار عبارت است از کتاب «رویدادنگاری» که «میهائیل موکسا/ میخائیل موکسالیه» (Mihail Moxalie) در سده شانزدهم میلادی/ دهم ایرانی، آنرا بر اساس روایت‌های ملی و نیز گزارش‌های منابع کهن‌تر بیزانسی و مولداویایی، همچون اثر منظوم کنستانتین مناسِس (Constantin Manasses) از سده یازدهم میلادی/ پنجم ایرانی، تألیف و تدوین کرده است. مشهور است که موکسالیه تا جای ممکن از افزودن روایت‌های غلوآمیز و تخیلی به کتاب خود دوری می‌کرده و از خردی عالمانه برای گزینش روایت‌ها بهره می‌برده است.

آشنایی ایرانیان با آثار تاریخی رومانی و به ویژه موکسالیه، بیش از همه مدیون ترجمه‌های ویورل باجاکو (Viorel Bageacu) دانشمند معاصر، استاد زبان فارسی و ایران‌شناس نامی رومانیایی است. او یکبار مقاله «فردوسی در فرهنگ رومانی» را به کنگره جهانی بزرگداشت فردوسی (دانشگاه تهران، ۱۳۶۹) عرضه داشت، در حالیکه پیش از آن نیز مقاله‌ای از او با نام «ایران در نخستین کتاب‌های جغرافیایی رومانی» (ترجمه محمدعلی صوتی) در شماره بهار سال ۱۳۵۸ مجله آینده منتشر شده بود. همچنین در سال ۱۳۷۰ کتابی از دکتر باجاکو در تهران منتشر شد که با نام «یافته‌های ایرانشناسی در رومانی» در بردارنده پانزده گفتار کوتاه در این زمینه بود. این کتاب مأخذ اصلی نگارنده برای این گفتار بوده است. ادامه »

تاریخ‌های روزشمار ده رویداد از زمان کورش بزرگ

امروزه از تاریخ تقویمی تعدادی از رویدادهای زمان پادشاهی کورش بزرگ هخامنشی آگاهی در دست است؛ آگاهی‌هایی که حداکثر دقت آنها به یک ماه می‌رسد. اما اطلاع از تاریخ‌های دقیق روزشمار از رویدادهای عصر کورش، تنها به ده واقعه محدود می‌شود که در آنها به ثبت سال، ماه و روز پرداخته شده است.

به موجب یک سالنامه بابلی که به دست رویدادنامه‌‌نگاران بابلی نگاشته شده (و متن کامل ترجمه فارسی آنرا پیش از این با نام «رویدادنامه نبونید- کورش»  منتشر کرده بودم)، از تاریخ دقیق ده رویداد مرتبط با کورش آگاهی داریم. در اینجا کوشش این نگارنده بر این است که بتواند برابری تاریخ‌های تقویمی ثبت‌شده در این سند را که بر اساس گاهشماری بابلی است، با گاهشماری‌های ایرانی و میلادی بسنجد. ادامه »

فواید افزایش رطوبت بر آرامگاه کورش و دیگر بناهای سنگی باستانی

در سال‌های اخیر، یکی از دلایلی که بارها برای مخالفت با آبگیری سد سیوند بیان شده و از سوی موافقان نیز نادیده انگاشته نشده؛ عبارت بوده است از افزایش رطوبت ناشی از دریاچه سد و تأثیر مخرب آن بر آرامگاه کورش و دیگر بناهای سنگی پاسارگاد. (البته بدون هیچگونه اشاره به جزئیات و چگونگی این تأثیر مخرب).

با اینکه این نگارنده افزایش رطوبت در منطقه را دارای چنین تأثیری بر آثار سنگی نمی‌داند و این نکته را بارها گفته و نوشته است؛ اما انتظار می‌رفت در این مدت طولانی، کسانی که آگاهی و تخصص کافی در این زمینه داشتند، نظر خود را بیان کنند تا تنها به کلی‌گویی‌ها بسنده نشده باشد.

اما از آنجا که تاکنون چنین اظهارنظری دیده نشده و هیچیک از کسانی که از تأثیر مخرب رطوبت بر سازه‌های سنگی سخن رانده‌اند، چگونگی فرایند و فعل و انفعالات فیزیکی یا شیمیایی چنین تخریبی را بازگو نکرده‌اند، کوشش می‌‌شود تا بر مبنای اطلاعات عمومی و غیرتخصصی خود در زمینه عوامل تخریب سنگ و سازه‌های سنگی، مطلب کوتاهی ارائه شود و امیدوارم باشیم تا ایرادها و کمبودهای آن با نظر اهل فن، اصلاح و برطرف شود. ادامه »

رویدادنامه نبونید و کورش بزرگ

English

این گفتار در کتاب «تمدن هخامنشی، سیزده گفتار در بررسی‌های هخامنشی»، (۱۳۸۶) از همین نگارنده، منتشر شده است.

پیشگفتار

رویدادنامه نبونید- کوروش (که نخستین ترجمه فارسی متن کامل آن در اینجا منتشر می‌شود)، واپسین نمونه از سنت دیرین نگارش رویدادنامه‌های متکی بر گاهشماری در میانرودان (بین‌النهرین) است. این کتیبه به ثبت رویدادهای سال نخست پادشاهی نبونید (۵۵۶/ ۵۵۵ پیش از میلاد) تا سال نخست پادشاهی کوروش بزرگ بر بابل (۵۳۹/ ۵۳۸ پیش از میلاد) می‌پردازد و در زمان پادشاهی کوروش و پیش از منشور معروف او نوشته شده است. این سند با اینکه بسیار کوتاه و آسیب‌دیده است، از چند جهت اهمیتی فراوان دارد:

- کهن‌ترین سند مکتوب از زمان پادشاهی کوروش بزرگ هخامنشی؛
- کهن‌ترین منبع بازگویی غلبه کوروش بر سرزمین‌های دیگر و از جمله تصرف بابل؛
- کهن‌ترین راوی حمله‌های متقابل آستیاگ و کوروش، معرفی آستیاگ به عنوان آغازگر نبرد و سپس سقوط آستیاگ، آخرین پادشاه مادی و پایان شاهنشاهی ماد؛
- بازگویی رویدادهای سال‌های پادشاهی آخرین شاه بابل و پایان همیشگی استقلال آن.

رویدادهای زمان ورود کوروش به بابل، با همه گزیده‌گویی آن، بسیار خواندنی و منبعی ارزنده برای آگاهی بیشتر و درست‌تر از رفتار کوروش با مردمان شهرهای مغلوب و گرامیداشت خدایان، ادیان و آیین‌های آنان بشمار می‌رود. همچنین این متن، آگاهی‌هایی اندک اما مهم از رفتار شایسته کمبوجیه با نیایشگاه‌ها و باورهای مردمی را عرضه می‌دارد. ادامه »

نام کورش

نام کورش بزرگ، پادشاه هخامنشی در کهن‌ترین سند شناخته‌شده که همانا منشور کورش هخامنشی باشد، به گونه «کـو ـ رَ ـ اَش» آمده است. از آنجا که متن منشور به خط و زبان اَکَـدی (بابلی نو) نگاشته شده است، می‌توان بر این گمان بود که نام کورش نیز در آن فرمان بر مبنای آوا و تلفظ بابلی آن نویسانده شده است.

اما در بخشی از سنگ‌نبشته‌های پاسارگاد که به خط و زبان پارسی باستان هستند، این نام به گونه «کوروشَـه/ کوروش» آمده است: «اَدَم/ کوروش/ خشایـثی‌یـه/ هخامنیشی‌یـه»، «من کورش، شاه هخامنشی». البته در باره زمان نگارش این سنگ‌نبشت‌ها، پرسش‌ها و تردیدهایی جدی مطرح است. در تاریخ‌نامه‌‌های سده‌های میانه، نام کورش به آوای عربیده آن، همچون «قورس/ قورش» ثبت شده است.

اما نکته جالب و مهمی که برانگیزاننده این یادداشت کوتاه می‌بوده، در این است که گویا کورش نام دیگری نیز داشته است. استرابو نقل می‌کند که «کورش» نامی است که او پس از پادشاهی و با الهام از رود «کُـر» در جنوب پاسارگاد بر خود نهاد. او همچنین گزارش کرده که پیش از آن، نام کورش «اَگـرَداتوس Agradatus» (اَگـرَداد/ اَگـراداد) بوده است. می‌دانیم که اگرَداد، نامی یکپارچه ایرانی است و پسوند «-ُ س» را به قاعده تلفظ یونانی بر خود پذیرفته است.  ادامه »

تبدیل بی‌سروصدای «روز جهانی کوروش» به «روز کوروش»

پس از اینکه در یکی- دو سال اخیر، عده‌ای روز مجعول جهانی کورش را براه اندختند و مدتی جوانان جستجوگر هویت ملی و تاریخی این مرزوبوم را با سخنان نادرست و خیالی خود گمراه کرده و موجب تمسخر و تحقیر آنان در نزد بهانه‌جویان شدند، و نیز پس از اینکه نامه سرگشاده خود را با عنوان «خیال‌پردازی و داستان‌سرایی در باره کورش بزرگ» منتشر کردم؛ هرگز تصور نمی‌کردم که ادیب و اندیشمند گرانمایه روزگار ما یعنی جناب آقای دکتر اسماعیل نوری علا نیز از مروجان چنین روش‌هایی بوده باشند.

ایشان در نوشتاری که با نام «اذان بی‌وقت در ماه بزرگداشت کوروش بزرگ» منتشر فرموده‌اند، به اعتراض بر نوشتار‌های کسانی همچو این نگارنده پرداخته‌اند که «انتخاب هفتم آبان به عنوان روز جهانی کورش توسط سازمان ملل» را سخنی نادرست و خیالی می‌دانسته‌اند و موجب نگرانی کسانی شده بودند که وجود چنین مناسبت‌های ساختگی را به صلاح خود می‌دانستند. ادامه »