Skip to content
بایگانی کلیدواژه کورش

رنج‌های بشری 260: گرامیداشت تجاوزگران مانعی در راه صلح و همزیستی

در مجارستان روز هفتم ژانویه را روز آتیلا می‌نامند و جشن‌هایی برای بزرگداشت او می‌گیرند. در این جشن‌ها تعدادی از دانشمندان در خدمت سلطه‌گری و رسانه‌های حامی آنها به بیان افتخارات آتیلا در جهان‌گشایی و بنیان‌گذاری یک امپراطوری بزرگ می‌پردازند و به نیابت از جهانیان او را شخصیتی مردمی و جهانی می‌نامند. مشابه اینگونه اعمال در بعضی کشورهای دیگر نیز دیده می‌شود: چنگیزخان در مغولستان، تیمور لنگ در ازبکستان و کورش کبیر در ایران. تا زمانی که کشورها به تجاوزگران خود می‌نازند و به مرزهای گسترده‌ای که محصول حمله و ویرانگری و قتل‌عام بوده است، افتخار می‌کنند، بشریت رنگ صلح و همزیستی و آرامش نخواهد دید.

رنج‌های بشری 253: قلم ستم‌پوش مورخان

هیچ مورخ و محققی نیست که در مقام بیان وقایع تاریخی، خود را منصف و بی‌طرف و واقع‌گرا نداند. اما تعداد مورخانی که واقعاً چنین باشند، کمتر از آنست که به تصور آید. در بسیاری از آثاری که در زمینه تاریخ، باستان‌شناسی، زبان‌های باستانی، و دیگر علوم باستانی نوشته می‌شوند، مؤلف به گونه‌ای ناشیانه و یا با شگردهایی حرفه‌ای می‌کوشد تا واقعیت‌های ناگوار را بگونه‌ای بازگو کند که آسیبی به وجهه شخصیت‌های محبوب «خودی» وارد نیاید. انگیزه این رفتار می‌تواند تعلق خاطر شخصی مورخ باشد و یا نگرانی و هراس او از تباه شدن منافع شخصی و یا قوای مهاجم و سرکوبگری در میان افکار عمومی جامعه ما که به سرعت یک چراغ روشن را محاصره می‌کنند. این طرز عمل مورخان و محققان را می‌توان به راحتی و فراوانی در بسیاری از کتاب‌ها و مقالات و حتی در متون درسی و دانشگاهی و منابع مرجع که در ذات خود مدعی و مبلغ رویه علمی و واقعگرایانه هستند، مشاهده کرد. در این آثار، حمله و تجاوز مهاجمان غیر خودی به خودی با عبارت‌های همچون: تهاجم، یورش، شبیخون، غارت، چپاول، چاپیدن، سوزاندن، به آتش کشیدن، به زیر سم ستوران انداختن، و امثال اینها بیان می‌شود. این در حالی است که در همین آثار، حمله مهاجمان خودی به غیرخودی‌ با عبارت‌های لطیف دیگری که حمایتی ضمنی را در نیز خود نهفته دارد، توصیف می‌شود: فتح، تسخیر، پیروزی، گشودن، گشایش، ورود به شهر، آزادسازی شهرها، رهایی مردم، استقبال عمومی و امثال اینگونه تعابیر جانبدارانه. گویی که تجاوزگری و جهان‌گشایی حق بدیهی و انحصاری و عمل نیکوی پادشاهان ایران و عمل مذموم پادشاهان دیگر بوده است. […]

کتیبه کورش به خط ابداعی داریوش

کسانی را دیده‌ام که هم به ابداع خط میخی فارسی باستان توسط داریوش افتخار می‌کنند و هم به کتیبه کورش در مشهد مادرسلیمان (پاسارگاد احتمالی) به همین خط. وقتی مدال افتخار ساخته شدن خط میخی فارسی باستان را به گردن داریوش می‌اندازیم، مفهوم ثانوی و بدیهی چنین مدال و افتخاری اینست که کتیبه کورش بعد از زمان او نوشته شده و متعلق بدو نیست.

ایرادهایی بر رویدادنگاری‌های نوشیروان کیهانی‌زاده

آقای دکتر نوشیروان کیهانی‌زاده در سایتی که برای کرونولوژی تاریخ ایران و جهان راه‌اندازی کرده‌اند و محتوای آن مکرراً در نشریات یومیه منتشر شده، به تطبیق رویدادهای تاریخی با تقویم پرداخته‌اند. با اینکه نگاه میهن‌دوستانه آقای کیهانی‌زاده و نیز سابقه درازمدت و درخشانی که در روزنامه‌نگاری داشته‌اند، در جای خود شایان توجه و تقدیر فراوان است؛ اما تا آنجا که نگارنده نوشته‌های مربوط به ایران باستان را در سایت ایشان بررسی کرده، می‌توان گفت که این مطالب تا حد زیادی محصول ذوق و سلیقه ایشان است و داده‌ها و اسناد تاریخی از آنها پشتیبانی نمی‌کند. چنین مطالب و ادعاهایی می‌تواند در درازمدت منجر به آشفتگی در مطالعات تاریخی و نیز موجب گمراهی کسانی با اطلاعات تاریخی ناکافی شود که تصور می‌کنند نوشته‌های ایشان متکی و مستند به اسناد معتبر تاریخی است.

از سوی دیگر، میهن‌دوستی و آرزو برای پیشرفت و توانمندی‌های کشور هنگامی ممکن و مقدور است که با نگاهی واقع‌گرایانه به داده‌های تاریخی توجه شود و از آنها به عنوان تجربه‌ای برای ساختن حال و آینده بهره‌گیری شود. مسلم است که تاریخ‌سازی و وانمود کردن قصه‌های خودساخته بجای مستندات تاریخی، نمی‌تواند منجر به سازندگی و اعتلای جامعه شود. آسیب گسترده و عظیمی که در سال‌های اخیر از ناحیه ملی‌گرایان و در لباس دوستی به تاریخ و فرهنگ ایران وارد می‌شود، کمتر مشابهی در طول تاریخ داشته است.

در میهن‌دوستی آقای کیهانی‌زاده که از تمام نوشته‌های ایشان هویدا است، هیچ تردیدی نیست. اما این میهن‌دوستی عملاً جای خود را به ناسیونالیسم و افراط‌گری داده است. چنانکه ایشان مکرراً و با افتخار از اصطلاح «ناسیونالیسم ایرانی» یاد می‌کنند و هرگونه تجاوز هخامنشیان و ساسانیان به سرزمین‌های دیگران را با القاب و عناوینی همچون «اتحاد سرزمین‌ها»، «ایجاد جامعه مشترک‌المنافع»، «آزادسازی آسیای غربی»، «گسترش قلمرو میهن» و امثال اینها توجیه می‌کنند. تجاوز به دست هر کس که انجام شده باشد، زشت و غیرانسانی است؛ اما «توجیه تجاوز» آن هم از سوی یک روشنفکر ترقی‌خواه امروزی بسا ناپسندتر است. […]

پهلویان و ذبح قاجار به پای هخامنشیان

خصلت سلسله‌های پادشاهی و شبه‌پادشاهی در این است که می‌کوشند سلسله مغلوب را به انواع ترفندها و تبلیغات، بدنام و ویرانگر و بی‌کفایت جلوه دهند و خود را خوشنام و آبادگر و باکفایت. از سوی دیگر، چنانچه سلسله غالب فاقد مشروعیت قانونی یا پذیرش عمومی بوده باشد، می‌کوشد تا با ترفندها و تبلیغات موازی دیگری خود را به یک سلسله دور بچسباند و برای خود هویتی کاذب بسازد.

این کاری بود که بسیاری از حکومت‌ها و بخصوص پهلویان که با حمایت و مداخله بریتانیا به قدرت رسیدند، بدان دست یازدیدند. آنان کوشیدند تا با به خدمت گرفتن مورخان وابسته به دربار، چهره‌ای سراسر کریه از قاجار بسازند و با تبلیغات گسترده این چهره را در ذهن و افکار عمومی غالب سازند. و نیز در اواخر دهه ۱۳۴۰ تصمیم گرفتند که با برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، دُمب خود را یکسره و بی‌واسطه به موجود جدید و نوظهوری به نام کورش و هخامنشیان که برای ایرانیان ناآشنا بود، گره بزنند و خود را تداوم آنان بنامند.

برای مقدمات اینکار لازم بود تا ابتدا تاریخ ایران در ماقبل کورش یکسره نادیده گرفته شود و زدوده گردد تا با چنین تاریخ زدایی، راه برای چنان ادعای موهومی که کورش بنیانگذار کشور ایران بوده است، هموار شود. لازم بود تا پیشینه‌ای ساختگی و قلابی از کورش ساخته شود و سپس با تبلیغات گسترده که سراسر رسانه‌های گروهی و کتاب‌های تاریخی و متون درسی را در بر گرفت، چنین تصوری را در باور افکار عمومی بقبولانند. […]

رنج‌های بشری ۲۳۳: دو نسل‌کشی مستند به منابع دست اول در تاریخ ایران

تعدادی از این قتل‌عام‌ها (همچون قتل‌عام‌های کورش هخامنشی) به اندازه‌ای گسترده و سهمگین و سراسری بوده است که تبدیل به نسل‌کشی شده‌اند. اگر بخواهیم از روی توجیه یا ساده‌انگاری، داده‌های تاریخی از اجرای نسل‌کشی را اعتمادناپذیر و غرض‌ورزانه بدانیم، دستکم در دو مورد از آنها جای هیچ چون و چرایی نیست؛ چرا که این دو نمونه از نسل‌کشی و جنایت در حق بشریت، گزارشی اول شخص است که در کتیبه‌های بازمانده از آنان ثبت شده است. یعنی اقدام‌کننده به نسل‌کشی، علاوه بر اینکه از زبان خود چنین واقعه‌ای را با افتخار شرح داده و بر آن صحه گذارده است، که آن وقایع را در کتیبه‌‌هایی ثبت کرده است. در نتیجه و برخلاف متون تاریخی، این گزارش‌ها دچار تحریف و بازنویسی‌های احتمالی و مکرر نشده‌اند و نمی‌توان آنها را بی‌اساس یا اتهام دانست. […]

رنج‌های بشری ۲۲۹: عیش و نوش‌های پادشاهان هخامنشی

چنین به نظر می‌رسد که در نقل عیش و نوش‌های پادشاهان و تقبیح آنان، دیوار پادشاهان قاجاری کوتاه‌تر از دیگران و دیوار پادشاهان هخامنشی بلندتر از دیگران بوده است. در این میان فتحعلی‌شاه قاجار چوب‌خور بیشتری در قیاس با دیگران داشته است. پرداختن بیش از اندازه لازم به عیش و نوش پادشاهان قاجار و سکوت تقریباً مطلق در قبال رفتارهای مشابه پادشاهان هخامنشی ظاهراً به این دلیل بوده که قلم در دست تاریخ‌نویسان دل‌بسته به پهلویان و آریاگرایان بوده که از سویی بر سلسله ماقبل پهلوی بتازند و از سوی دیگر، در مواجهه با سلسله هخامنشی سکوت کنند و یا آنان را یکسره پاک و منزه نشان دهند تا بتوان رؤیایی از یک حکومت آرمانی که مورد نیاز رویه‌های ناسیونالیستی و فاشیستی است، بسازند. اما آیا منابع تاریخی نیز در این زمینه ساکت هستند؟ مختصری از پاسخ به این پرسش طولانی را با استناد به مضمون آنچه جلال خالقی مطلق در «ایرانیات در کتاب بزم فرزانگان» ترجمه کرده است، می‌آوریم: […]

چند پرسش و درخواست منبع از کورش‌پرستان

چنانکه پیش از به دفعات گفته و نشان داده شده، حجم ادعاهای کورش‌پرستان و تحریف‌های آنان در تاریخ و فرهنگ ایران بیش از آنست که حتی بتوان به حداقلی از آن اشاره کرد. این تحریف‌ها به اندازه‌ای گسترده است که تقریباً شامل هر آن چیزی می‌شود که به کورش منسوب شده است (برای مثال بنگرید به: منشور کورش و جعلیات تازه، آرشیت دانا و بانو ورتا، گردن زدن بردگان در مصر و بیمه از کارافتادگی هخامنشی، روز جهانی کوروش، شاهنامه فردوسی و بیت ساختگی پدر در پدر آریایی نژاد، وصیتنامه دروغین کوروش، کورش بزرگ و بنیانگذاری کشور ایران و منشور کورش بر سردر سازمان ملل). اما از آنجا که کورش‌پرستان عادت دارند بجای عرضه پاسخی درخور به تردیدها و انکارهای موجود، مدعی و منتقد را به‌رغم ارائه انبوهی از شواهد دست اول تاریخی، به زشت‌گویی و سرکوب روی آورند و او را متهم به «سخنان ذوقی و نامعتبر» کنند؛ از آنان علاوه بر درخواست پاسخ برای پرسش‌های قبلی‌ام، برای ادعاهای زیر نیز که مشتی از خروار است، درخواست منبع و شاهد تاریخی می‌کنم. امیدوارم آنان بتوانند پاسخ این پرسش‌ها را بدهند و بر درستی ادعاهای خود صحه بگذارند. این پرسش‌ها را قبلاً در فیسبوک نوشته بودم و با آنکه مدتی از آن می‌گذرد، پاسخی دریافت نشد. از آنجا که کورش‌پرستان هزاران نفرند و من یک نفر، سرعت بیشتری از آنان انتظار می‌رود و حجم پاسخ‌ها می‌بایستی بسی بیشتر از پرسش‌ها باشد. […]

نقدی خواندنی بر رنج‌های بشری

دوست ارجمندم آقای ساسان فاموری نقدی بر چند بخش از رنج‌های بشری نوشته و برای نگارنده فرستاده‌اند. این نقد با دقت و تیزنگری عالمانه نوشته شده و در مواردی قابل اعتنا و اتکا هستند. در موارد متعددی نیز نادرست و خلط مبحث هستند که بعدها بدان‌ها خواهم پرداخت. نقد آقای فاموری را به عنوان نمونه شاخصی از یک نقد منصفانه که می‌تواند موجب تسریع دستیابی به واقعیت‌های تاریخی شود در اینجا منتشر می‌کنم تا همه خوانندگان از آن برخوردار و بهره‌مند باشند و انگیزه‌ای باشد برای علاقه‌مندان دیگری که به نقد یا تحلیل رنج‌های بشری روی آورند. […]

رنج‌های بشری ۲۲۷: هخامنشیان و غارت و به آتش کشیدن معابد و کشتار مردم

به آتش کشیدن شهرها و معابد از روش‌های معمول هر سپاه مهاجم و جانگشا است. چنانکه در گفتارهای پیشین (و از جمله در «کورش و به آتش کشیدن خانه مردم» و «شمشیر نمی‌کشم، مشعل آتش به دست می‌گیرم!») دیدیم، هخامنشیان نیز با این رویه بیگانه نبودند. در این زمینه آرنالدو مومیلیانو (مورخ فقید ایتالیایی) آورده است: «ایرانیان (منظور پارسیان/ هخامنشیان) به یونانیان نشان دادند که با معابد دشمنان خود چه می‌کنند. آنان معابد برانکیدیا را غارت کردند و عبادتگاه آکروپولیس را سوزاندند و کسانی را که به این معابد پناه برده بودند، از دم تیغ گذراندند». این کاری بود که بعدها موجب انتقام‌جویی اسکندر و غارت و به آتش کشیدن تخت‌جمشید شد.

منشور کورش و جعلیات تازه

بی‌بی‌سی در ضمن خبر نمایش منشور کورش در آمریکا مجدداً مقداری اطلاعات مجعول و نادرست را منتشر کرده است. از جمله آنکه آورده است: «آزادی و اجازه بازگشت یهودیان به سرزمین آنان از جنبه‌های مهم منشور کوروش است». این در حالی است که در هیچ کجای منشور کوروش و در هیچ ترجمه‌ای (بنگرید به نمونه‌ای از ترجمه انگلیسی و نیز ترجمه فارسی گزارش آملی کورت) سخنی از آزادی یهودیان و اجازه بازگشت آنان به سرزمین خود نیامده است. حتی در ترجمه‌ها و روایت‌های مجعول از منشور کورش نیز چنین ادعایی نیامده است. چنین سخنی نشانه‌ای از هشدارهای قبلی نگارنده است که بارها گفته است در جعل‌های تاریخی کورش‌پرستان که با هدف نابودی فرهنگ ایران و تحریک تفرقه‌های قومیتی صورت می‌پذیرد، پای دولت دهم و نیز پای رسانه‌هایی با سابقه استعماری در میان است. امیدوار است این اشخاص و رسانه‌ها دست از عمل ناپسند و مکرر تحریف داده‌های تاریخی به مقاصد سیاسی بردارند و این ملت رنج‌کشیده را به حال خود بگذارند. گویا منافع این دکان خیمه شب بازی خوفناک که از زمان اشرف پهلوی شروع شده و تا آوردن منشور کورش قلابی با بوق و کرنای دولت دهم دوام داشته، بیش از آنست که بتوان از آن صرف‌نظر کرد و می‌رود تا آینده خشونت‌بار دیگری را با دخالت بیگانگان رقم زند. […]

رنج‌های بشری 224: هخامنشیان، امپراتوری بدون بناهای عام‌المنفعه

ساخت بناهای عام‌المنفعه حتی به دست کسانی همچون اسکندر و اعقاب چنگیزخان و تیمور لنگ گزارش شده است. اوج ساخت اینگونه بناها- چه از نظر تعداد و چه از نظر تنوع- متعلق به قاجاریان، زندیان و صفویان است. اما شاهدی که دلالت کند هخامنشیان بناهای عام‌المنفعه می‌ساخته‌اند، وجود ندارد. گزارشی تاریخی یا اثری ملموس در دست نیست که نشان دهد کورش و اعقاب هخامنشی او بناهایی از قبیل خانه و شهر، کاروانسرا، مدرسه، بیمارستان، آب‌انبار، حمام، بازار و امثال اینها ساخته‌ باشند. معماری هخامنشی به دو گونه است: یا کاخ‌های سلطنتی و یا استحکامات نظامی و ضد شورش. به عبارت دیگر، هخامنشیان نه تنها یک امپراتوری بی‌قانون بودند، که امپراتوری‌ای بدون بناهای عام‌المنفعه نیز بوده‌اند.

رنج‌های بشری 223: تأمین مخارج جهان‌گشایی‌های کورش

مخارج یک سپاه مسلح صد هزارنفری در طول یک سال چقدر است؟ اگر به پول امروزه حساب کنیم و حداقل کلیه مخارج یک نفر در ماه را فقط صد هزار تومان در نظر بگیریم و هزینه‌های تسلیحاتی و لجستیکی را نیز کلاً نادیده بگیریم، چنین سپاهی در طول یکسال 120.000.000.000 تومان خرج در بر دارد.

پرسش اینجاست که کورش (و هر جهان‌گشا و متجاوز دیگری) مخارج سنگین جهان‌گشایی‌های طولانی‌مدت و مداوم خود را از کدام محل تأمین می‌کرده است؟ چنین حمله‌ها و تجاوزهایی که توسط سپاهی صدها هزار نفری یا دستکم ده‌ها هزار نفری انجام می‌شده و ماه‌ها و سال‌ها بطول می‌انجامیده، از چه منبعی فراهم می‌شده است؟ خوراک و سلاح و مایحتاج سپاهیان و اسبان چگونه و از چه طریقی به دست می‌آمده است؟

نگارنده برای پاسخ به این سؤال سه گزینه به نظرش می‌رسد: 1- از محل دارایی‌های مردم کشور خود. 2- از محل غارت مردم کشورهای تصرف شده. 3- از طریق مائده‌های آسمانی!

رنج‌های بشری 222: سفره ناهار و شام پادشاهان هخامنشی

پیش از این گفته شد که دستمزد کارگران هخامنشی که بصورت جیره غذایی بوده، پانزده کیلو جو در ماه و جیره غذایی کارگران زنان و برده‌ها (که حقوقی برابر هم داشتند) ده کیلو جو در ماه بوده است. دستمزدی که فقط کفاف چند قرص نان جو برای خانواده هخامنشی را می‌کرده است.

اما پرسشی که پیش می‌آید، این است که در چنین وضعیتی، سفره ناهار و شام پادشاهان هخامنشی چگونه بوده است؟ این سؤال را والتر هینتس به نقل از پولیانوس و هراکلیدس و کتسیاس (مورخ و پزشک دربار هخامنشی) پاسخ داده است که به اختصار چنین است: بر روی ستونی فلزی در تخت‌جمشید، فرمان‌های کورش همراه با ملزومات سفره ناهار و شام شاهنشاه (و خاندان سلطنتی) ثبت شده است. این فهرست دربرگیرنده بیش از پنجاه قلم خوراکی و نوشیدنی است که حتی در صورت مازاد بر نیاز بودن، می‌بایست فراهم شده باشند: 30.000 کیلو آرد گندم، 400 گوسفند، 100 گاو، 400 غاز چاق، 300 قمری، 600 بلدرچین، 300 بره، 500 خمره شراب، و نیز انواعی از مخلفات غذایی، سبزیجات، چاشنی‌ها، بادام و عسل. گندم سفره شاهانه از آئولیس در غرب آناتولی (ترکیه امروزی)، آب نوشیدنی از رود خواسپس و شراب شاهانه از خالوبون در سوریه آورده می‌شد. […]

رنج‌های بشری 217: در تفاوت اسکندر با کورش

یکی از تفاوت‌های مهم اسکندر با کورش (که هر دو ید طولائی در خشونت‌ورزی و تجاوزگری داشتند) در این بود که اسکندر به سپاهیان خود فرمان داد به خانه‌های مردم وارد نشوند و کورش خانه‌های مردم را به سرداران سپاه خود می‌بخشید. این نکته به مانند بخشیدن زنان به سرداران، نشان دهنده مفهوم «بخشندگی» است که گزنفون به کورش منسوب می‌دارد و بدون در نظر گرفتن مفهوم و مصداق آن، موجب خوشایند عده‌ای شده است که گزنفون را ستایشگر کورش می‌دانند.

شاید دلیل اینکه نام اسکندر در شاهنامه فردوسی به نیکی ثبت شده و از کورش یادی نشده است، و مردم ایران و دیگر کشورها نیز از دیرباز تاکنون نام اسکندر (و حتی نام چنگیز و تیمور) را بر روی فرزندان خود می‌نهادند، اما نام کورش را طرد کرده بودند، در همین تفاوت مهم میان این دو تن بوده باشد.

رنج‌های بشری 216: کورش و تأمین مخارج دربار از محل نذورات مردمی

یکی دیگر از اعمالی که پس از تجاوز کورش به بابل و تصرف آن کشور متداول شد، موظف کردن معابد و نیایشگاه‌ها به تأمین مخارج دربار از قبل نذورات مردمی بود. سنت احترام به معابد (البته فقط معابد پر رونق و درآمدزا) که پیش از کورش و پس از او و حتی در زمان چنگیزخان مغول دیده شده است، عمدتاً به دلیل بهره‌گیری از منافع مالی حاصل از آن بوده است. معابد موظف بوده‌اند که مرتباً و بنا به نیاز، بخشی از مایحتاج و هزینه‌های کمرشکن خاندان سلطنتی و تشریفات دربار را که همواره بر دوش مردم سنگینی می‌کرده است، تأمین کنند. در یک سند بازمانده از سال 528 پیش از میلاد، معبد اِئانا موظف شده است تا برای یکی از مهمانی‌های شاهانه در اسرع وقت 200 بره شیرخوار و 80 گاو چاق فراهم کند و تحویل رئیس تشریفات بدهد. چنین درخواست‌هایی معمولاً با کمبود منابع مالی معبد مواجه می‌شده و آنان ناچار بوده‌اند تا برای تأمین آن به راه‌های دیگری همچون وام گرفتن از رباخواران زیر نظر حکومت یا اجحاف به مردم روی بیاورند. علاوه بر این، معابد موظف بودند در هر زمان که دربار تقاضا کند، برده و کارگر و نیروی انسانی لازم را به خدمت گسیل کنند و حتی گله‌های احشام سلطنتی را به خرج خود پرورش دهند و نگهداری کنند.

رنج‌های بشری 215: کورش و مصادره املاک به نفع نظامیان

یکی دیگر از کارهایی که پس از تجاوز کورش بزرگ هخامنشی به بابل و تصرف آن متداول شد؛ مصادره املاک، مجتمع‌های مسکونی، زمین‌های زراعی و نیز منافع حاصل از آنها به نفع سرداران سپاه و خاندان سلطنتی بود. املاک مصادره شده به نفع نظامیان و سرداران سپاه متناسب با نوع خدمت و خوش‌خدمتی‌هایی بوده است که به حکومت می‌کرده‌اند. این املاک و زمین‌ها گاه به اندازه‌ای بزرگ بوده‌اند که در آنها استحکاماتی با برج و بارو ساخته می‌شد، پاسدارانی برای مراقبت از آنها گماشته می‌شدند و انبوهی از بردگان در آنجا به کار گرفته می‌شدند. گاه نیز متصرفین، این زمین‌ها را تفکیک می‌کردند و در قطعات کوچکتر به صاحبان اصلی آن و مردم بابل اجاره می‌دادند. مردم علاوه بر آنکه موظف بودند اجاره‌بهای زمین را به موقع بپردازند، وظیفه داشتند تا در ازای هر خانواده یک سرباز در اختیار سپاه هخامنشی بگذارند. گزنفون نیز از مصادره خانه‌های بزرگان شهر توسط کورش و به نفع سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، یاد کرده است.

رنج‌های بشری 214: هخامنشیان، امپراتوری جهانی بدون قانون

یکی از نشانه‌های مدنیت و تفاوت میان غارتگری و حکومت، وجود قوانین موضوعه و مدون کشوری اعم از قوانین مدنی و جزایی است. هخامنشیان فاقد چنین قانون یا قوانینی بودند و یا دستکم خبری از آن به روزگار حاضر نرسیده است. در زمان هخامنشیان، دستور پادشاه و خواست او جایگزین قانون بوده است و به هر ترتیبی که تمایل داشته و فرمان می‌داده، عمل می‌گردیده است. این در حالی است که بسیاری از حکومت‌های عصر باستان دارای قوانین مصوب کشوری بوده‌اند. برای مثال، لوح قوانین مشهور حمورابی و قوانین متعاقب آن برای کشور بابل که پس از سلطه کوروش بر بابل تا حد زیادی بر باد رفت و قانون دیگری جایگزین آن نشد. […]

رنج‌های بشری 201: چرا کورش پادشاهان مغلوب را نمی‌کشت؟

پیش از گفتیم که یکی از سجایای اخلاقی که به کورش بزرگ منسوب شده، بخشندگی او بوده است؛ و دیدیم که نمونه‌ای از این بخشندگی چنین بوده که زنان اسیر را به سرداران خود می‌بخشیده است. اما یکی دیگر از صفات اخلاقی کورش که از آن بسیار یاد می‌شود و در مورد علت آن سکوت می‌شود، خودداری او از کشتن پادشاهانی است که پس از حمله و غلبه به شهرها و کشورها به اسارت او در می‌آمده‌اند. پاسخ این پرسش که چرا کورش پادشاهان اسیر را نمی‌کشته است، در برخی منابع تاریخی و از جمله در یک متن تاریخی سنتی رومانیایی به نام «رویدادنگاری موکسالیه» آمده است.

به موجب این متن تاریخی «کورش پادشاهان را زنده نگاه می‌داشت تا بتواند آنها را در زندان تنبیه و شکنجه کند». در رویدادنگاری موکسالیه همچنین آمده است که «کورش گردونه‌ای از طلا برای خود ساخته بود و بجای اسب، پادشاهان اسیر را به گردونه می‌بست تا آنرا بکشند و او را به گردش و تفرج در شهرهای خود ببرند. کورش پادشاهان اسیر را نمی‌کشت، بلکه بر پشت آنان زین می‌گذاشت و بر دهانشان افسار می‌بست تا بتواند هر روز آنان را خفت و خواری دهد. […]

کورش و مصادره دیگری از اسناد تاریخی

می‌گویند کورش به شاهان پیشین (و از جمله نبونید) ادای احترام می‌کرد و این نشانه بزرگواری کورش است. و نیز می‌گویند اسکندر به شاهان پیشین (و از جمله کورش) ادای احترام می‌کرد و باز هم این نشانه بزرگواری کورش است. یعنی در هر حال این کورش است که بزرگ می‌شود. چه او به دیگران احترام کند و چه دیگران به او. در حالیکه جمع بین این دو سخن ممکن نیست. اگر حالت اول درست باشد، پس لاجرم حالت دوم نشانه بزرگواری اسکندر است. و اگر حالت دوم درست باشد، پس لاجرم حالت اول نشانه بزرگواری نبونید است. مصادره به مطلوب منابع تاریخی معضل بزرگی در راه شناخت و آگاهی است. این معضل را فریبگران ایجاد می‌کنند و ساده‌دلانی که قوه تجزیه و تحلیل ندارند، آنرا باور می‌کنند و گسترش می‌دهند.

رنج‌های بشری 185: قتل‌عام‌ گسترده انسان‌ها به فدای یک تار موی کورش

پادشاهی سلسله هخامنشیان حدود 230 سال به درازا انجامید. از میزان دقیق قتل‌عام‌های این دوره پرخشونت تاریخ شرق باستان بجز یک سال آن اطلاعی در دست نیست. تنها سالی که اطلاع نسبتاً دقیقی از کشتارها در دست است، سال نخست پادشاهی داریوش است که بنا به اظهارات شخص او در تحریر عیلامی و بابلی کتیبه بیستون و نیز نسخه‌های آرامی آن، مجموعاً حدود 120.000 نفر را قتل‌عام کرده است. قتل‌عام‌هایی که گاه همراه با شکنجه‌های سبعانه و یا غرق کردن در آب رودخانه بوده است.

به همین قیاس می‌توان تخمین زد که چنانچه تعداد قتل‌عام‌های فقط یک سال به این میزان بوده باشد، مجموع قتل‌عام‌ها در سراسر دوره 230 ساله و بخصوص در زمان پادشاهی کورش که متجاوز و متصرف اصلی سرزمین‌ها و کشورهای دیگر بوده و شهرهایی را به آتش و به خاک و خون کشیده بوده، تا چه اندازه فراوان‌تر است. در کمترین تخمین ممکن می‌توان از چند میلیون نفر کشته و چند برابر آن علیل و مجروح سخن راند، و چندین برابر اینها، زنان و کودکانی که به اسارت و بردگی گرفته شدند و خانواده‌هایی که متلاشی شدند و شهرها و تمدن‌هایی که غبار نابودی بر آنها نشست. اینکه تاکنون در سراسر ایران هخامنشی حتی یک شهر شناسایی نشده است، احتمالاً به دلیل همین قتل‌عام‌های گسترده و نابودی زندگانی مردم بوده است. […]

ادعای متداول صلح و شادی و دادگری در کتیبه حمورابی

منم حمورابی، شاهی که خدایان مرا برگزیدند تا برای مردم رفاه را به ارمغان آورم، تا عدالت و دادگری را در زمین گسترش دهم، تا ظلم و بدی را از بین ببرم، تا قوی نتواند بر ضعیف ظلم کند و زور بگوید. منم حمورابی، آن کسی که فراوانی و برکت را زیاد کند، آن کسی که بر چهار گوشه جهان گام می‌گذارد، آن کسی که بابل را بزرگ و باشکوه کرد، آن کسی که قلب خدای خود مردوک را متوجه خود کرد، آن کسی که نیایشگاه اسگیلا را آباد کرد، آن کسی که شهر اور را آبادان کرد، آن کسی که شهر اوروک را زیبا و با طراوت کرد. منم حمورابی، شاه چهارگوشه جهان، شاه بابل، شاه توانا، کسی که قانون و عدالت را در زمین برقرار کرد، کسی که به مردم آسایش بخشید. […]

ادعای متداول صلح و شادی در کتیبه نبوکدنصر

من صلح را در میان تمامی اقوام و همگی مردمان زیردست خود برقرار کردم. من برای همه مردم سرای شادی و خوشبختی فراهم کردم.

مقایسه کورش هخامنشی با چنگیزخان مغول

در کتاب‌های درسی عموم کشورها کوشش می‌شود تا چهره‌ای کریه از متجاوزان بیگانه و چهره‌ای منزه از متجاوزان خودی نشان داده شود. در ایران عده‌ای به کورش می‌نازند و در مغولستان عده‌ای به چنگیزخان و در ازبکستان به تیمور لنگ. در جاهای دیگر نیز به آتیلا و نرون و دیگران. اما با این حال می‌توان فارغ از تاریخ‌سازی‌ها و تبلیغات رایج، نگاهی اجمالی به کورش و چنگیزخان نمود و مقایسه‌ای کوتاه میان آنان ترتیب داد. […]

دعوت برای معرفی منابع برای آشنایی با رفتارهای شایسته کورش

با پیوست جدید/ قبلاً کتابی با عنوان «فرمان داریوش بزرگ» نوشته بودم که در آن برخی گفته‌های آموزنده و افتخارآمیز خردمندان آن زمان را که به کتیبه‌های او راه یافته بود، بازگو کرده بودم. این کتاب اکنون در دست چاپ است. همچنین در کتاب «رنج‌های بشری» (که آماده چاپ است) نمونه‌هایی از اعمال ناشایست و ضدانسانی کورش و داریوش را با اتکای به منابع دست اول آورده بودم. حال در این فکرم که اگر بخواهیم رفتارها و اعمال شایسته و افتخارآمیز کورش را گرد بیاوریم، چه منابعی در اختیار است؟ در نتیجه درخواست و خواهش می‌کنم که چنانچه کسی منبع دست اول تاریخی (اعم از کتیبه‌ها، شواهد باستان‌شناختی و تاریخ‌نامه‌های ایرانی یا یونانی یا سریانی و جز آنها) می‌شناسد که نمونه‌ای از اعمال شایسته و نیک و افتخارآمیز کورش در آن آمده باشد، با قید مشخصات کامل کتاب‌شناسی مرا متوجه آن کند تا ضمن تمجید کورش، در باره آنها نیز بنویسم. […]

رنج‌های بشری ۱۸۲: کورش و به بردگی گرفتن مردم ماد

یکی دیگر از جنگ‌های کورش که منجر به نابودی تمدنی کهن شد، غلبه او بر مادها و تسخیر شهر هگمتانه (همدان/ اکباتان) بود. غلبه‌ای که با مساعدت اشراف و فئودال‌ها صورت پذیرفت و منجر به غارت هگمتانه و به بردگی کشیدن گروهی از مردم آن شد. او توانست با به اسارت گرفتن آمیتیس (دختر آخرین پادشاه ماد) و تهدید مبنی بر شکنجه او و فرزندانش، شاه را وادار به تسلیم کند و سپس با کشتن شوهر آمیتیس، او را به همسری خود در آورد. در نهایت نیز شاه نگون‌بخت و شکست خورده در بیابانی دورافتاده رها شد تا از گرسنگی و تشنگی جان بسپارد. […]

رنج‌های بشری ۱۷۹: کورش و قتل‌عام مردم نینوا

چنانکه گفته شد، یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش به فراوانی بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه (سیروپدی) نوشته گزنفون است. اما در این استنادها معمولاً به بازگویی بخش‌های دلپسند آن اکتفا می‌شود و بقیه متن را نادیده می‌انگارند. گزنفون آورده است که کورش برای حمله و تسخیر شهر نینوا، روز عید را انتخاب کرد که مردم سرگرم جشن و شادی هستند. او به سپاهیان خود می‌گوید که خانه‌های مردم قابل احتراق است و ما می‌توانیم با پشتیبانی خدا و با مشعل‌های فراوانی که داریم، آنها را به آتش بکشیم تا ساکنان شهر در میان شعله‌های آتش بسوزند. آنان در حالیکه بانگ جشن و شادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که می‌دیدند به ضرب تیغ از پای در می‌آوردند. گزنفون نقل کرده که: «کورش به سواره نظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچه‌ها یافتند، بکشند». […]



web analytics