Skip to content
بایگانی کلیدواژه کورش

رنج‌های بشری ۱۷۷: کورش و نابودی تمدن عیلامی خوزیان

پیش از این به نابودی برخی از تمدن‌های کهن ایران‌زمین به دست کورش و دیگر هخامنشیان اشاره کردیم. یکی دیگر از تمدن‌های کهن ایران‌زمین که به دست کورش بر افتاد و از میان رفت، فرهنگ و تمدن کهن و درخشان عیلامیان/ خوزیان بود. تمدنی که به مدت زمانی بس طولانی یعنی متجاوز از دو هزار سال در جنوب‌غربی فلات ایران تداوم داشت و آثار هنری و معماری فراوانی از آن برجای مانده است. این در حالی بود که پس از سلطه هخامنشیان بر این سرزمین چیزی جز کاخ سلطنتی آنان در شوش ساخته نشد. کاخی که بنا به اظهارات داریوش در کتیبه ششم او در شوش (DSf) پارسیان کمترین نقشی در ساخت آن نداشتند. […]

رنج‌های بشری 175: زنان و چگونگی بخشندگی‌های کورش

زنان یکی از مظلوم‌ترین و ستم‌کشیده‌ترین اعضای جوامع انسانی بوده‌اند که قربانی جنگ‌ها و تجاوزهای متجاوزان و جهان‌گشایان می‌شدند. زنانی که شوهران یا پدران خود را از دست می‌دادند و به اسارت و بردگی گرفته می‌شدند. رفتار کورش با زنان نیز از این قاعده همیشگی تاریخ جنگ‌ها و تجاوزات بشری مستثنا نبوده است. یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش و بخصوص بخشندگی‌های او بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه گزنفون است. اما در این استنادها معمولاً به بازگویی بخش‌های دلپسند آن اکتفا می‌شود و جزئیات این «بخشندگی» دقیقاً مشخص نمی‌شود. به موجب این متن، کورش پس از آنکه دختر زیبایی را که مادها همراه با خیمه و خوابگاه به او تقدیم کرده بودند، به حضور پذیرفت، به سراغ تقسیم زنان اسیر و غنائم جنگی ناشی از غارت ماد و سرزمین‌های غربی ایران رفت. او یکی از زنان «تحت تملک» خود را که نوازنده‌ای خوش ‌الحان بود، به یکی از همدستان خود بخشید تا «اقامتگاه جنگی‌اش دلکش‌تر و روح‌پرورتر از خانه‌اش شود». […]

منشور کورش از آملی کورت

پیش از این ویرایش سوم منشور کورش هخامنشی را منتشر کرده بودم و در کتاب‌شناسی آن از چند ترجمه و گزارش دیگر منشور یاد کرده بودم. خانم آملی کورت نیز ترجمه‌ای از منشور کورش را در ضمن مقاله «استوانه کورش و سیاست شاهنشاهی هخامنشی» آورده است. این مقاله در مجله مطالعات عهد عتیق منتشر شده بود و اکنون نخستین ترجمه فارسی آن در اینجا آورده می‌شود. کورت یکی از هخامنشی‌شناسان برجسته و همراه با هلن سانسیسی وردنبورخ از ویراستاران مجموعه مقالات «تاریخ هخامنشی» است که محصول کارگاه‌های پژوهشی تاریخ هخامنشی در دانشگاه خرونینگن هلند بوده است. آملی کورت نگاهی واقعگرایانه و منتقدانه به منشور و سیاست‌های کورش دارد و محتوای منشور را ناشی از تعلق خاطر و نیاز کورش به خدایان بابلی و دروغ‌هایی برای توجیه حمله به بابل می‌داند و آنرا در بردارنده مطالبی نمی‌داند که بتوان عنوان منشور حقوق بشر را بر آن نهاد. […]

کورش در تورات: مسیح خداوند یا منصوب خداوند؟

متداول است که مفتخرانه گفته می‌شود در تورات (سِفر اشعیاء، باب ۴۵، بند نخست) از کورش با عنوان «مسیح خداوند» یاد شده است. گاه نیز چنین صفت و انتسابی را تعمیم می‌دهند و چهره‌ای پیامبرگونه برای کورش می‌تراشند. اما در اینجا چند پرسش پیش می‌آید که کمتر بدان‌ها پرداخته شده و کوشش می‌کنیم تا با اتکای به نص تورات پاسخ آنها را بیابیم:

در ابتدا لازم به توجه است که تورات یک متن یگانه و بلااختلاف نیست، چنانکه دین یهود نیز مذهبی یگانه و بدون انشعاب نیست. نسخ متعدد و متعارض تورات که مورد استناد شاخه‌هایی از یهودیان قرار می‌گیرد (همچون یهودیان صدوقی، فاریمی، مازوتی، اشکنازی، فریسیان و یهودیان ارتدوکس) تا حدودی با یکدیگر متفاوت هستند. بجز این، نسخه اصلی و کهن تورات نیز ساختار و زبان واحدی ندارد و از جمله به زبان عبری و زبان آرامی (معروف به «ترجم») و زبان یونانی (معروف به «سبعینیه») نوشته شده‌اند. هر یک از این نسخ می‌توانسته به عنوان نسخه اساس انتخاب شده باشد. […]

منشور کورش هخامنشی، ویرایش سوم

کورش در مدت نزدیک به سی سال سراسر شرق باستان را درنوردید و آنرا به میدان بزرگ جنگ و ناامنی و خونریزی بدل کرد. میدانی که یک سوی آن در غرب آناتولی و سوی دیگرش در شرق آسیای میانه بود. تعداد مردانی که در طول این سالیان دراز کشته و معلول شدند، شمار زنان و اطفالی که بیوه و یتیم و بی‌خانمان و ربوده شدند، میزان اموالی که به غارت رفت، هزینه‌هایی که از دسترنج مردم بینوا تأمین شد و بر دوش آنان تحمیل گردید، و آسیب و رنجی که به جان و روان، و به فرهنگ و تمدن و آینده بشریت رسید، غیر قابل محاسبه و تخمین است.

دنیای باستان همواره از آتش جنگ‌ها و یورش‌های بی‌پایان در رنج بوده است؛ اما جهان امروز، علاوه بر چشمداشت بر خاک سرزمین‌ها، با تاختن بر اندیشه، باورها، غرور و هویت مردمان، و نیز با گسترش برتری‌طلبی و نفاق‌افکنی میان مردم، چیرگی بر آنان را در سر می‌پروراند. مردمانی که باورها و هویت تاریخی خود را به فراموشی سپارند، مردمانی که نیازمند دانش و فن‌آوری کشورهای دیگر باشند، مردمانی که چیزی برای عرضه در جهان امروز نداشته باشند، شکست‌خوردگان جهان امروزند. پیشینیان ما به‌رغم رنج‌های بی‌پایان بشری، گذشته‌ای سرافرازانه برای ما به ارمغان نهادند. ما برای فرزندان آینده خود چه دستاوردی داریم و برای شکسته نشدن در جهانِ سخت نامهربان امروز، چه راه‌هایی اندیشیده‌ایم؟ […]

رنج‌های بشری 149: آیا کورش سازنده بود یا ویرانگر؟

سؤال این است: آیا کورش شخصیتی سازنده داشت یا شخصیتی ویرانگر؟ پاسخ این پرسش ساده است، چرا که معیار آن ساده است. با توجه به اینکه از زمان فرمانروایی کورش آثار سازندگی به دست نیامده؛ اما آثار و شواهد نابودی تمدن‌های بسیاری دیده شده است، می‌توان گفت که کورش شخصیتی ویرانگر داشته است. وقتی در راهروهای موزه‌ها قدم می‌زنیم و یا در برگ‌های کتاب‌ها سیر می‌کنیم، می‌توان توجه کرد که عموم آثار و اشیای باستانی و هنری که از تمدن‌های باستانی فلات ایران و سرزمین‌های مجاور برجای مانده است، متعلق به پیش از فرمانروایی کورش هستند و پس از غلبه او نشانه‌ای از آنها در موزه‌ها و کاوش‌های باستان‌شناختی دیده نمی‌شود. علاوه بر همه اینها، چنانکه می‌دانیم در زمان کورش و حتی در زمان دیگر هخامنشیان نه تنها شهری ساخته نشده که حتی بقایای یک شهر شناسایی نشده است.

رنج‌های بشری ۱۴۸: کورش نابودگر تمدن‌های ایرانی

کورش را می‌توان بی‌اغراق از بزرگ‌ترین نابودکنندگان تمدن‌ها و اقوام و مردمان ایرانی دانست. بسیاری از تمدن‌های کهن و درخشان ایران‌زمین و از جمله تمدن مادها، اورارتوها، کادوسیان، امردها، عیلامیان، ساگارتیان، کاسیان، و دیگر تمدن‌های منطقه و شرق باستان به دست کورش نابود شدند و یا در آستانه انقراض قرار گرفتند. چنانکه گاه جز نامی از آنان در تاریخ باقی نماند. بسیاری از عقب‌ماندگی‌های تاریخی این اقوام و مردمان ریشه‌ در تجاوز و ویرانگری‌های کورش و امثال دارد. تجاوزی که اثرات مخرب آن تاکنون به تمامی از سر مردم برطرف نشده است و با آن دست به گریبان هستند. رفتارهای امروزی کورش‌پرستانه و کورش‌ستایانه می‌تواند موجب تداوم سلطه تاریخی کورش و هخامنشیان بر مردم بشمار آید و آن سلطه را زنده نگاه دارد. در باره جزئیات و چگونگی نابودی این تمدن‌ها در آینده و به تفکیک خواهم نوشت. اگر مهلتی باشد.

رنج‌های بشری 146: کورش و راهزنی

اینکه در روایت‌های تاریخی (و از جمله به نقل از کتزیاس) آورده‌اند که کورش در جوانی راهزنی می‌کرده، ممکن است درست باشد و مغایرتی با داده‌های دیگر تاریخی ندارد. چرا که از یک سو، جهانگشایی و غارت کشورهای دیگر شکل تکامل یافته و توسعه یافته دزدی و راهزنی است؛ و از سوی دیگر چنانکه در «مناسبات مدنی و نظام‌های اجتماعی در دوران تاریخی» گفته شد، ادغام لشکرها و قراردادهای میان آنها و مجموعهٔ سرزمین‌هایی که تصرف کرده‌اند، به مرور زمان موجب شکل‌گیری مفهومی به نام «کشور» می‌شود و سرکرده قدرتمندترین لشکرها خود را «شاه کشور» می‌نامد. تفاوت بین راهزن با جهانگشا چیزی نیست جز نفرات و سلاح بیشتر. بطور خلاصه می‌توان گفت که روحیه راهزنانه و غارتگرانه، نخستین و بنیادی‌ترین لازمه هر شخص جهانگشا و متجاوز است.

رنج‌های بشری ۱۴۵: نابودی کادوسیان با تهاجم کورش و هخامنشیان

یکی دیگر از کشورها و تمدن‌هایی که به دست کورش بزرگ و هخامنشیان نابود شد، تمدن درخشان گیلان باستان یعنی کادوسی/ کادوسیان بود که در جنوب‌غربی دریای کاسپی/ دریای مازندران جای داشت. کادوسیان چند بار کوشیدند تا استقلال و هویت خود را باز یابند اما با سرکوب و هجوم هخامنشیان مواجه شدند و تمدن آنان برای همیشه از تاریخ محو گردید. […]

جایزه!

به هر کسی که سندی نشان دهد که کدام نهاد جهانی روز جهانی کورش را وضع کرده و یا چنین مناسبتی در کدام تقویم جهانی آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد سخنان گهربار کورش (مانند بدن مرا بدون مومیایی در خاک پاک وطن دفن کنید/ برای مبارزه با تاریکی شمشیر نمی‌کشم بلکه چراغ به دست می‌گیرم) در کدام سند تاریخی آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد نام زرتشت در کدام سند تاریخی کهن‌تر از ۱۸۰۰ سال پیش آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد در کدام سند تاریخی از کورش به عنوان بنیانگذار کشور ایران یاد شده است؛ یا به کسی که عکسی از تمثال منشور کورش که بر سردر سازمان ملل آویزان است را نشان بدهد؛ یا به کسی که سندی تاریخی نشان دهد که پیشینیان روز ششم فروردین را زادروز زرتشت می‌دانسته‌اند؛ یا به کسی که تقویمی قدیمی‌تر از عمر جمهوری اسلامی را نشان بدهد که مبدأ سه هزار و هفتصد و خرده‌ای برای تقویم زرتشتی بکار رفته باشد؛ و یا اصلاً تقویمی یا مبدأ سالشماری‌ای با قدمت بیش از سی سال را نشان بدهد که صفت «زرتشتی» برای آن بکار رفته باشد؛ یا به کسی که نشان دهد نام کورش در کجای شاهنامه فردوسی آمده است؛ یک جعبه پشمک فرد اعلای یزد جایزه داده می‌شود.

افتخار منشور کورش متعلق به کیست؟

سؤال اینجاست که چنانچه استوانه منشور کورش قلابی نباشد، افتخار پدیدآوردن آن و افتخار محتوای آن و افتخار فناوری ساخت آن متعلق به کیست؟ نگارنده به دلایل زیر معتقد است که هر سه این افتخارات نه متعلق به کورش و هخامنشیان، که متعلق به تمدن بابل است: […]

رنج‌های بشری 138: کورش و تصرف آمیتیس

امروزه عده‌ای هرودوت را مورخی دروغگو می‌نامند. این ادعا تا حدی درست است و سابقه تاریخی نیز دارد. برای مثال کتزیاس که مورخ و پزشک رسمی دربار اردشیر دوم هخامنشی بود، هرودوت را دروغزن می‌نامید. او گزارشی را نقل کرده که با گزارش هرودوت مغایر است. کتزیاس آورده است که کورش پس از غلبه بر ماد اسپیتاماس را کشت و زن او را که آمیتیس نام داشت، تصرف کرد. آمیتیس دختر آستیاگ و خواهر ماندانا و خاله کورش بود. […]

رنج‌های بشری ۱۳۷: شمشیر نمی‌کشم، مشعل آتش به دست می‌گیرم!

یکی دیگر از دروغ‌های کورش‌پرستان و انتساب سخنان و نقل‌قول‌های خیالی به کورش این است که از قول او آورده‌اند: «برای نبرد با تاریکی شمشیر نمی‌کشم، چراغی می‌افروزم». اما این سخن از اصل و اساس ساختگی نیست. بلکه شکل تغییریافته و تحریف شده آن سخن کورش است که گزنفون نقل کرده و در آن اشاره شده است به نبرد با مردمی که در تاریکی شب خفته‌اند، با مشعل آمیخته به قیری که خانه‌هایشان را به آتش می‌کشد. بطور خلاصه مفهوم این عبارت چنین است که به مردمی که در تاریکی شب خفته‌اند با مشعل آغشته به قیر هجوم می‌برم. […]

رنج‌های بشری ۱۳۶: کورش و به آتش کشیدن خانه مردم و شهر اپیس

به گزارش گزنفون، کورش در برابر لشکر سراسر مسلح خود نطقی ایراد کرد که خلاصه آن چنین است: «امروز همه نعمت‌های آسمانی در اختیار ماست تا به تارومار دشمنی بپردازیم که در خواب است. جوایز این کشتار از برای شما طلا و اموال و نام نیک و آزادگی است. ما در صبح زود در حالی به شهر حمله می‌کنیم که مردم در بستر ناز و خوشی آرمیده‌اند. ما مشعل‌های بسیار و قیر فراوان در اختیار داریم و خانه‌های آنان جملگی از چوب خرما است. سربازان ما خانه‌های آنان را به سرعت آتش خواهند زد و آنان یا باید بگریزند و یا در میان شعله‌های آتش بسوزند».

کورش فاجعه هولناک قتل‌عام اهالی و به آتش کشیدن شهر و خانه‌های مردم را از جمله بر سر مردم شهر اُپیس در آورد. او به موجب متن کتیبه «رویدادنامه نبونید و کورش» و پس از غارت هگمتانه و لیدی، به شهر اپیس لشکر کشید و مردم شهر را که در حال فرار از او بودند، قتل‌عام کرد: «ارتش پارس‌ها (به بابل/ اکد) هجوم آورد. هنگامی که کورش به سپاه اکد در شهر اپیس بر کرانه رود دجله حمله کرد؛ مردمان اکد بگریختند (عقب نشستند). اما او (کورش) همه مردمان شهر را از دم بکشت. […]

رنج‌های بشری 126: وصیتنامه دروغین کوروش

یکی از جعلیات دیگر کورش‌پرستان ساختن وصیتنامه‌ای قلابی برای کورش است که می‌گوید: «فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايی در خاک پاک ایران به خاك بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ايران را تشكيل دهد». فریبگری از زشت‌ترین کارهایی است که کسی می‌تواند در قبال انسان‌ها انجام دهد. آن هم در قبال احساسات پاک و بی‌شائبه جوانان دوستدار میهن و منحرف کردن تعلق خاطر انسانی و شرافتمندانه آنان به طرف ناراستی و نادرستی، و سوءاستفاده و به بیراهه کشیدن و تباه کردن آرمان‌های باشکوه آنان. کارهای ناپسندی که همگی زیر پرچم ایران‌دوستی انجام می‌شود.

رنج‌های بشری 125: سنگسار زنان در زمان کورش

سنگسار زنان در زمان فرمانروایی کورش بر بابل امری متداول بود و در مورد زنان زانیه اجرا می‌شد. در این مورد مردان از مجازات سنگسار معاف بودند، مگر آنکه به حرم و کنیزان شاه نظر داشتند.

رنج‌های بشری 124: ارثیه زنان در زمان کورش

توجه به مفاد کتیبه‌های گلی بدست آمده از زمان فرمانروایی کورش بزرگ بر بابل (و از جمله لوح شماره 277) نشان می‌دهد که زنان حق‌الارثی معادل نصف مردان داشته‌اند و در موارد خاصی هیچگونه حق‌الارث به آنان تعلق نمی‌گرفته است. […]

آقای ارفعی و ماجرای سطر 36 منشور کورش

روشنگری‌های نگارنده پیرامون آسیب‌هایی که کورش‌پرستان با تاریخ‌سازی‌ها و جعلیات خود به فرهنگ ایران زده‌اند، موجب شده تا آنان به دلیل ناتوانی از پاسخگویی، به هتاکی و پرونده‌سازی و سرکوب روی بیاورند. آنان همچنین در کنار این کارها به دنبال موضوع کهنه‌ای نیز دویده‌اند که آقای عبدلمجید ارفعی در سال 1379 مدعی شده بود که سطر 36 منشور کورش را ایشان برای اولین بار در جهان ترجمه کرده‌اند و بنده و هر احدی از آحاد بشری که حرفی از سطر 36 زده باشد، از روی کتاب ایشان رونویسی کرده است: «نگارنده نخستین کسی است که توانست این سطر را نسخه‌برداری و ترجمه کند. اگر ایشان حتی به یکی از ترجمه‌های انگلیسی، آلمانی و یا فرانسه این استوانه رجوع می‌کردند، بی‌گمان متوجه نبود این سطر می‌شدند و ترجمه این سطر تنها در کار اینجانب به چاپ رسیده است» (روزنامه همشهری، 6 مرداد 1379، صفحه 11). نگارنده نیز در همان زمان پاسخ این ادعا را داد که: «بنده به نسخه‌هایی به زبان‌های دیگری نیز رجوع نموده بودم و برخلاف ادعای ایشان، سطر 36 را در ترجمه ریچارد پاول برگر (منبع زیر) که از نسخه‌های اساس ترجمه ایشان و ترجمه بنده بوده است، مشاهده کرده بودم! و ضمناً گویا جناب ایشان فراموش کرده‌اند که خودشان نیز قبلاً در شماره دهم مجله وهومن به پیشتاز بودن ریچارد برگر در ترجمه سطر 36 اشاره کرده‌اند و در واقع آنچه را که شایسته خودشان بود به بنده نسبت داده‌اند». […]

رنج‌های بشری 122: کورش و زرتشت در شاهنامه فردوسی

کورش و هخامنشیان همراه با زرتشت و زرتشتیانی که در سده اخیر خود را به زرتشت منسوب کرده‌اند، تنها بخش‌های کوچکی از گستره بزرگ فرهنگ و تمدن ایرانی هستند و نه همه آن (آنطور که عده‌ای بدان دامن می‌زنند). بخش‌هایی که بیش از آنکه تأثیر سازنده بر فرهنگ و مدنیت ایران داشته باشند، تأثیر ویرانگرانه داشته‌اند. مقدار توجه لازم به اینان به همان اندازه‌ای لازم و کافی است که فردوسی در شاهنامه آنرا معین کرده است: چند بار اشاره گذرا و مبهم به نام زرتشت، بی‌توجهی به دین زرتشتی و بی‌توجهی و سکوت مطلق نسبت به کورش و دیگر هخامنشیان به استثنای شرح مبسوط غلبه اسکندر بر آنان. فردوسی به درستی نشان داده است که اهمیت و جایگاه این نام‌ها در فرهنگ ایران در همین حد است و نه بیش از آن.

رنج‌های بشری 121: تعارض جهان‌گشایی با آبادانی

آیا ممکن است که لشکرکشی‌ها و جهان‌گشایی‌ها بجای ویرانگری منجر به آبادانی شده باشند؟ آیا شاهدی تاریخی وجود دارد که نشان دهد سپاهیان عظیم کورش یا داریوش یا چنگیز یا آتیلا یا نرون، مشغول ساخت شهر و آب‌انبار و مدرسه و درمانگاه و لایروبی قنوات و شخم‌زدن زمین و دیگر کارهای عام‌المنفعه شده باشند؟

رنج‌های بشری 120: کورش و بنیانگذاری کشور ایران؟

یکی دیگر از ادعاهای نادرست کورش‌پرستان و آسیب‌هایی که با پرچم ایران‌دوستی به ایران می‌زنند، این است که سعی می‌کنند کورش را بنیانگذار کشور ایران معرفی کنند. در حالیکه نه تنها در اسناد تاریخی چنین ادعایی نیامده، که حتی در زمان کورش و هخامنشیان چیزی به نام کشور «ایران» وجود خارجی نداشته است. اما اگر منظور کشوری است که بعدها ایران نامیده شد، در اینصورت باید گفت که قدمت این کشور و تمدن بسا بیش از زمان کورش است و چنین ادعایی موجب بی‌قدر کردن قدمت تاریخی یک تمدن کهنسال خواهد بود. کمترین آسیب چنین ادعایی این خواهد بود که مدعیانش نخواهند توانست از قدمت تمدن بیش از 2500 سال و دستاوردهای علمی و اجتماعی آن سخنی بگویند و یا از آن دفاع کنند. دوستی خاله خرسه که می‌گویند همین است.

رنج‌های بشری ۱۱۹: گریختن یونان از غلبه هخامنشیان

کورش و هخامنشیان توانستند در مدت کوتاهی تمامی تمدن‌های بشری از ایران و هند و سُغد و ماد تا به لیدی و بابل و حبشه و مصر را تصرف و نابود کنند. در این میان، یونان تنها تمدن/ شهرنشینی در منطقه بود که به‌رغم هجوم هخامنشیان و غارت و سوزاندن آتن، توانست در آخرین لحظات و با شجاعت آخرین نفرات بر آنان پیروز شود و جان سالم به در برد. اگر چنین مقاومتی روی نداده بود، این آخرین بازمانده تمدن بشری نیز نابود شده بود.

رنج‌های بشری 116: اگر هخامنشیان زرتشتی بودند

از خوش‌اقبالی بشریت بود که هخامنشیان زرتشتی نبودند و در زمان آنان دین زرتشتی به وجود نیامده بود. که اگر بودند، خوی تجاوزگری نظامی هخامنشی با سرکوبگری دینی زرتشتی در هم می‌آمیخت و ای بسا نسل بشر را به باد فنا می‌داد.

رنج‌های بشری 112: کورش و نابودی تمدن بابل

تمدن درخشان بابل با تمامی مظاهر علمی و اجتماعی آن به باد فنا رفت و عملکرد مخرب کورش و بازماندگان هخامنشی او بر جای آن نشست. دریغ است که هر آنچه از مظاهر مدنیت در ماقبل هجوم کورش به بابل دیده و شناسایی شده است، آخرین نمونه‌های آن در طول تاریخ بشری است.

زنان کورش: آیا کورش فقط یک زن داشت؟

اخیراً مطلبی به فراوانی و با عنوان‌هایی شبیه به «کورش پادشاهی که تنها یک زن داشت» در اینترنت منتشر شده است. در بخشی از آن گفتارها به سخنی از این نگارنده نیز استناد شده است که تاریخ مرگ کاساندان را معین کرده بودم. اما چنین ادعایی درست نیست. کورش بطور همزمان دستکم دو یا سه زن رسمی داشته است: «آمیتیس» خواهر ماندانا و خاله خودش که او را پس از اشغال کشور ماد و پس از کشتن شوهرش تصرف کرده بود؛ «کاساندان» دختر فرناسپ که ظاهراً زن اصلی حرمسرا و مادر ولیعهد بود؛ و «نییِتیس» دختر آماسیس دوم فرعون مصر که کاساندان نگران توجه زیاد کورش به او بود. […]

آیا اصالت منشور کورش قطعی است؟

در قلابی بودن اثری که به عنوان منشور کورش در تهران به نمایش گذاشته شد و اهداف فریبگرانه سیاسی را دنبال می‌کرد، ظاهراً تردید چندانی نیست و شواهد موجود بر صحت آن دلالت دارد؛ اما گذشته از این، آیا اصالت منشور منسوب به کورش هخامنشی که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود، قطعی و بلاتردید است؟ آیا بطور قطع می‌توان گفت که این کتیبه متعلق به زمان کورش است و به فرمان او نوشته شده است؟ آیا با توجه به اینکه […]

رنج‌های بشری ۹۷: کورش در تورات

کورش بزرگ در متن عهد عتیق (تورات) گرامی داشته شده و نجات‌دهنده یهودیان از اسارت هفتاد ساله در بابل معرفی شده است. اما در همان کتاب او مجری خواست و اراده و این سخن خدای بزرگ برای نابودی بابل نیز بوده است: «من خود بر ضد بابل بر خواهم خواست و آنرا نابود خواهم کرد. نسل بابلیان را ریشه‌کن خواهم کرد تا دیگر کسی از آنان زنده نماند. بابل را به باتلاق تبدیل خواهم کرد تا جغدها در آن منزل کنند. با جاروی هلاکت بابل را جارو خواهم کرد تا هر چه دارد از بین برود (کتاب اشعیا، باب ۱۴، بند ۲۲ و ۲۳)»؛ «پس از هفتاد سال، پادشاه بابل و قوم او را بخاطر گناهانشان مجازات خواهم نمود و سرزمین ایشان را به ویرانه‌ای ابدی تبدیل خواهم کرد (کتاب اِرمیا، باب ۲۵، بند ۱۲)». شواهد تاریخی و باستان‌شناختی نشان می‌دهد که این خواست در عمل به دست کورش اتفاق افتاد و پس از حمله کورش به بابل تمدن کهن و باشکوه آن برای همیشه از میان رفت.

رنج‌های بشری ۹۳: چه تجاوز اسکندر و چه تجاوز کورش

از فردوسی می‌توان آموخت که خشونت و تجاوز همیشه و به دست هر کس که انجام شده باشد، ناشایست و ناپسند و قابل سرزنش است. چه خشونت‌ورزی تورانیان در ایران باشد و چه خشونت‌ورزی ایرانیان در توران. تجاوز زشت است، چه تجاوز اسکندر به ایران باشد و چه تجاوز کورش به بابل.

رنج‌های بشری 71: کورش و اسکندر در شاهنامه فردوسی

فردوسی در حالی نام کورش را در شاهنامه نیاورده است که از افتخارات و کرامات اسکندر تعریف و تمجید کرده و از او با صفات نیکی همچون خردمند، بیداردل، دورکننده بدی‌ها، سازنده، آرام کننده کشور، شاهوار، با فر و فرهنگ، خوب‌چهر، خوب‌گفتار، دادگر، پیروزبخت، بخشنده و آشتی‌جو یاد کرده است. […]



web analytics