Skip to content
بایگانی کلیدواژه سفرنامه

ترکان سلطانیه: آمیزه‌ای از سنت‌های کهن و صمیمیت بی‌پایان

روستای ویر (وی‌یَر) در حدود ده کیلومتری جنوب شرقی سلطانیه است. در نزدیکی شرق این روستا، بنایی بزرگ قرار دارد که به تمامی در دل سنگ‌های سخت کوهستان کنده و تراشیده شده است. بر دیوارهای سنگی این بنا سنگ‌نگاره‌ای از یک اژدهای غول‌آسا و پر پیچ‌وتاب دیده می‌شود. نخستین آشنایی‌ها با این بنا و معرفی آن به جامعه علمی در حدود سال‌های آغازین دهه ۱۳۷۰ اتفاق افتاد و بطور موقت «معبد ویر» نامیده شد. کاربری قطعی این بنا که هیچ نمونه مشابهی ندارد، تاکنون آشکار نشده و همچنان در پس پردهٔ رازها و رمزهاست. سبک‌های هنری و آرایه‌های بکار رفته در بنای ناشناختهٔ ویر نشان می‌دهد که به احتمال زیاد با گنبد سلطانیه هم‌عصر است و به دوران پادشاهی ایلخانیان تعلق دارد. (عکسی از این بنا و اژدهای آنرا را در فرهنگنامه عکس ایران ببینید: سنگ‌نگاره اژدها Dragon Relief).  ادامه »

سفری کوتاه به پاسارگاد

در چند روز گذشته، فرصتی دست داد تا برای چند بررسی کوچک میدانی، به پاسارگاد و تنگه بلاغی بروم و موادی را برای برخی نوشته‌های نیمه‌تمام خود فراهم آورم:

- دامنه‌ کوهستان‌های چم‌بیان، تنگه بلاغی، کوه موسی‌خان و دیگر کوهپایه‌های پیرامون دشت مرغاب، یکی از بهترین رویش‌گاه‌های درخت بَـنِـه یا پسته کوهی است. از این درختان صمغی ترشح می‌شود که در تهیه سقز و فراورده‌های دیگر کاربرد دارد. روستانشینان و بویژه عشایر با تیغ‌زدن بر پوسته این درختان و نصب پیاله‌های گلین کوچکی در زیر آن، این صمغ را در اوایل فصل پاییز جمع‌آوری می‌کنند. از آنجا که گردآوری صمغ بنه، یکی از کهنترین بازمانده‌های مالکیت عمومی و سنت همیاری و تعاون همگانی مردم در بهره‌برداری اشتراکی از منابع طبیعی است؛ می‌خواستم پاسخ این پرسش را بدانم که مردمان محلی از چه شیوه‌هایی برای تقسیم سالانه و مالکیت موقت بر درختان بهره می‌برند و کدام قوانین نانوشته، این همیاری مسالمت‌آمیز را در میان آنان اجرا و تضمین می‌کند؟ کدام عامل موجب می‌شود که در مدت چند ماهی که صمغ گرانبهای درختان تیغ‌زده بنه به پیاله‌ها روان است و مراقبی نیز ندارد، هیچکس به دسترنج دیگری تعرضی نکند و هیچگونه اختلافی نیز بوجود نیاید؟ پاسخ‌های روستاییان برایم بسیار جالب و شنیدنی بود و توانستم با روش‌های کهن بهره‌برداری اشتراکی اموال عمومی در میان آنان آشنا شوم. آنان همچنین می‌گفتند که بعضی شهرنشینان از خودراضی و بی‌فرهنگ و پرمدعا، دسترنج آنان را قربانی تفریح و بازیگوشی خود می‌کنند.    ادامه »

یادداشت‌هایی از دیدارهای طلوع خورشید در نیاسر و دیگر چارتاقی‌های ایران

یک‌شنبه، ۳ دی‌ماه ۱۳۸۵

دیدار انقلاب زمستانی ۱۳۸۵

برنامه دیدار طلوع خورشید انقلاب زمستانی و شب یلدا (میلاد خورشید) در چهارتاقی نیاسر و بررسی میدانی نظریه این نگارنده در زمینه تقویم‌های آفتابی و به ویژه چارتاقی‌های ایران، علیرغم احتمال ابری بودن آسمان، با موفقیت برگزار شد.

چارتاقی نیاسر در سرمای دوازده درجه زیر صفر بامداد یلدا و نخستین روز زمستان، میزبان حدود یکصد نفر از شهرهای گوناگون و تنها دو نفر از اهالی نیاسر بود که سرمای بامدادی را از ساعت‌ها پیش با آتش شور و اشتیاق خود، گرمی ‌می‌بخشیدند و ضمن آشنایی با چگونگی کاربری تقویمی بنا، شب چله را نیز در پناه این یادمان کهن دانش گاهشماری و زمان‌سنجی ایرانی سپری کرده و با سرود و ترانه آنرا جشن گرفتند.
سرزدن پرتوهای زرین خورشید از پشت کوه‌های جنوب‌شرقی نیاسر و درست از میان روزنه ویژه سنجیده شده برای آن، و از میان مه انبوهی که از میان دره‌ها و آوای شغالان به آهنگ رویارویی با خورشید به پیش می‌تازید؛ برای همراهانی که ساعت‌ها بردمیدن فرخنده آنرا با نگرانی چشم براه بودند، مانند همیشه سخت شکوهمند، رؤیایی و خاطره‌برانگیز بود. همه ما، روان مردمان و نیاکان خردمند و توانای هزاران سال پیش را در کنارمان احساس می‌کردیم و همراه آنان و در پناه آنان، دستان بسوی خورشید برگرفته شده خود را بر دیده و دل خود می‌نشاندیم.     ادامه »