<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>پژوهش‌های ایرانی &#187; سفرنامه</title>
	<atom:link href="http://ghiasabadi.com/tag/itinerary/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ghiasabadi.com</link>
	<description>نوشته‌های رضا مرادی غیاث آبادی در زمینه فرهنگ ایران باستان و اخترباستان‌شناسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 13:46:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>با زنان کلپورکان: سفری مهیج به هشت هزار سال پیش</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/kalpurekan.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/kalpurekan.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Jun 2011 07:57:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[گوناگون]]></category>
		<category><![CDATA[سفرنامه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2439</guid>
		<description><![CDATA[هنگامی که تو در نزد «مروارید دهواری» زن سفالگر کلپورکانی می‌نشینی، می‌توانی اطمینان داشته باشی که به هشت هزار سال پیش سفر کرده‌ای. سفر مهیج و بی‌تخیل به اعماق هزاره‌ها و بازگشتی واقعی به گذشته‌های دور. هیچ اثری از یک عنصر جدید و نوین در این زن و حرفه‌اش نمی‌بینی. سفال‌های او کمترین تفاوتی با آنچه که از هزاران سال پیش و در طی کاوش‌های باستان‌شناختی به دست می‌آید، ندارد. او برخلاف بعضی سفالگران دیگر اصرار دارد که از کوره و هیچ ابزار جدیدتر دیگر استفاده نکند. چون «حرفه‌اش قدیمی است و می‌خواهد قدیمی بماند». زن تو را سوار بر یک ماشین زمان واقعی می‌کند و می‌بردت به هشت هزار سال پیش. زیرانداز حصیری که از ساقه‌های بوته همیشه سبز «داز» بافته شده را پهن می‌کند و صفحه‌ای بشقاب‌مانند و سفالین به نام «بُنو» در برابر خود می‌نهد. پاره‌ای گِل را که بدان «هاجِک» می‌گویند بر روی بُنو می‌گذارد و شروع می‌کند با دستان ماهرش به شکل دادن هاجک. آرام آرام گِل را می‌بینی که تجسم می‌یابد و تبدیل به کاسه یا کوزه یا ساغری می‌شود. دسته‌ای بر گردنش می‌نهد و با سنگی صیقل‌یافته که «سائِنوک» می‌خوانندش، بدنه ظرف را جلا می‌دهد. زن بجز ظرف‌های گوناگون، عروسک‌ها و مجسمه‌های کوچک سفالین هم می‌سازد. عروسک‌ها و مجسمه‌هایی از بز، شتر، سگ و بخصوص بخوردان‌ها و اسپندسوزهایی به شکل انار و به اسم «سوچَکی». درست مثل عروسک‌ها و پیکره‌هایی که از طلاتپه و برخی تپه‌های باستانی یافت شده‌اند.  [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/kalpurekan.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آنروزها که سوسنگرد فقط یک نفر جمعیت داشت</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/susangerd.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/susangerd.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 May 2011 00:14:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل‌نوشته‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[سفرنامه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/?p=2407</guid>
		<description><![CDATA[سوسنگرد زیر آتش توپخانه‌ای که سه بار آنجا را اشغال کرد، تبدیل به ویرانه‌سرایی مغموم و متروک شده بود. خانه‌ها و مغازه‌هایی که تخلیه نشده بودند، نشان از حمله‌ای غافلگیرکننده می‌داد. حمله‌ای که موجب شده بود تا مردم رنج‌کشیده با بیم و هراس کودکان گریان و نالان و زخمی خود در آغوش بگیرند و با هر وسیله ممکن از زیر آتش‌ها و از خانه و کاشانه خود دور شوند. خانه‌ای در شهر نبود که خمپاره‌ای بر بام آن فرود نیامده باشد و خیابانی نبود که داغ خمپاره‌ای در دلش دیده نشود. رختخواب‌ها همچنان گشوده بود و رخت‌ها بر بندها پهن بودند. دیگ‌ها بر روی اجاق مانده بودند و قوری‌ها بر سماورها. آوار بام بر روی سفره‌ها فرو آمده بود. دفتر مشق‌هایی که هنوز مداد و پاک‌کن بر روی آنها بود، در کنار اتاق‌ها افتاده بودند. جامه رنگارنگ دخترکان از میان گنجه متلاشی‌شده به بیرون ریخته بود. بوی مرگ و نیستی در شهر پیچیده بود. نخلستان‌ها سوخته بودند و پل کرخه از وسط به دو نیم شده بود.  [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/susangerd.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ترکان سلطانیه: آمیزه‌ای از سنت‌های کهن و صمیمیت بی‌پایان</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/torkane-soltanieh.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/torkane-soltanieh.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 21:42:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[سفرنامه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ghiasabadi.com/blog/index.php/1388/12/23/1409/</guid>
		<description><![CDATA[روستای ویر (وی‌یَر) در حدود ده کیلومتری جنوب شرقی سلطانیه است. در چند کیلومتری شرق این روستا، سازه‌ای بزرگ قرار دارد که به تمامی در دل سنگ‌های سخت کوهستان کنده و تراشیده شده است. بر دیوارهای سنگی این بنا سنگ‌نگاره‌ای از یک اژدهای غول‌آسا و پر پیچ‌وتاب دیده می‌شود. نخستین آشنایی‌ها با این بنا و [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/torkane-soltanieh.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سفری کوتاه به پاسارگاد</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/safarepasargad.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/safarepasargad.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 May 2007 01:25:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[سفرنامه]]></category>
		<category><![CDATA[پاسارگاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ghiasabadi.com/.html</guid>
		<description><![CDATA[در چند روز گذشته، فرصتی دست داد تا برای چند بررسی کوچک میدانی، به پاسارگاد و تنگه بلاغی بروم و موادی را برای برخی نوشته‌های نیمه‌تمام خود فراهم آورم: - دامنه‌ کوهستان‌های چم‌بیان، تنگه بلاغی، کوه موسی‌خان و دیگر کوهپایه‌های پیرامون دشت مرغاب، یکی از بهترین رویش‌گاه‌های درخت بَـنِـه یا پسته کوهی است. از این [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/safarepasargad.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یادداشت‌هایی از دیدارهای طلوع خورشید در نیاسر و دیگر چارتاقی‌های ایران</title>
		<link>http://ghiasabadi.com/niasar3.html</link>
		<comments>http://ghiasabadi.com/niasar3.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Jan 2007 05:08:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا مرادی غیاث آبادی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[سفرنامه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ghiasabadi.com/.html</guid>
		<description><![CDATA[یک‌شنبه، ۳ دی‌ماه ۱۳۸۵ دیدار انقلاب زمستانی ۱۳۸۵ برنامه دیدار طلوع خورشید انقلاب زمستانی و شب یلدا (میلاد خورشید) در چهارتاقی نیاسر و بررسی میدانی نظریه این نگارنده در زمینه تقویم‌های آفتابی و به ویژه چارتاقی‌های ایران، علیرغم احتمال ابری بودن آسمان، با موفقیت برگزار شد. چارتاقی نیاسر در سرمای دوازده درجه زیر صفر بامداد [...]]]></description>
		<wfw:commentRss>http://ghiasabadi.com/niasar3.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

