Skip to content
بایگانی کلیدواژه کورش‌پرستی

هک صفحه فیسبوک

صفحه فیسبوک من از دسترس خارج شده است. تلاش‌های نافرجامی نیز برای نفوذ به سایت پژوهش‌های ایرانی انجام شده است. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که همواره چماق بر قلم، حماقت بر خرد، و تجاوزگری و سرکوبگری بر تفاهم و رعایت حقوق انسان‌ها غلبه کرده است. چنانکه سرنیزه کورش و سپاه مسلح و متجاوزش، کانون‌های دانش و آرامش و خردورزی ماد و بابل و دیگر تمدن‌های فلات ایران را به باد فنا داد. ابزار من قلم است و میدان من کتابخانه‌ها. فیسبوک از آن شما باد و عظمت کتابخانه‌ها با جدیدترین کتاب‌هایم که در راه هستند، از آن من. بذر تردید و روشنگری‌های مستند به منابع و پرسش‌های بی‌شماری که پیش کشیده‌ام، در دل دوستداران واقعیت تا ابد زنده خواهند ماند و به عنوان ادله و ابزاری نیرومند برای روشنگری در قبال جعلیات تاریخ‌سازان بکار خواهند رفت.

رنج‌های بشری 151: توهین‌آمیز دانستن پژوهش‌های تاریخی

گاه دیده می‌شود و تا حدودی متداول هم هست که سخن یا تحلیلی تاریخی را «توهین‌آمیز» قلمداد می‌کنند. در حالیکه در پژوهش‌های تاریخی چیزی به نام توهین وجود ندارد و جایی برای چنین اتهام‌هایی نیست. یا واقعیت وجود دارد و یا دروغ. در نتیجه پژوهشگر می‌تواند با استناد به منابع و اسناد تاریخی هرگونه ادعا یا شبهه‌ای را مطرح کند. همچنین می‌تواند بدون استناد به منابع تاریخی پرسشی را پیش بکشد یا با دلایل عقلی در واقعیت داشتن باور مشهوری تردید کند. مخالفان نیز می‌توانند با عرضه منابع معارض، نادرستی آنرا نشان دهند و یا شبهه متقابلی را مطرح سازند. واکنش‌ها و مقابله‌های متکی به توهین‌یابی و اینکه عده‌ای سخن یا تحلیلی را توهین‌آمیز قلمداد ‌می‌کنند، علاوه بر آنکه نشانه حقانیت احتمالی آن ادعا است، نشانه ناآگاهی و ناتوانی از پاسخگویی نیز بشمار می‌رود. جالب اینجاست که اتفاقاً و معمولاً واکنش همین اشخاص توأم با انتساب تعابیر توهین‌آمیز به نویسنده و محقق است. این واکنش‌ها، ابزاری است برای سرکوب شخصیت‌ها و پژوهشگران منصف و واقعگرایی که تسلیم نمی‌شوند.

رنج‌های بشری 150: رنجنامه خودم!

در مدتی که مجموعه نوشته‌های رنج‌های بشری را می‌نوشتم (بنگرید به نخستین بخش رنج‌های بشری)، در معرض مقداری هجوم‌ و هتاکی هم بودم، تهمت‌های ناپسندی نثار شد، تهدیدهایی به دستم رسید، و وبلاگ‌ها و صفحات فیسبوکی به نامم جعل شد. همه اینها عمدتاً از سوی کورش‌پرستانی که به تجربه متوجه شده‌ام جزو غیرمؤدب‌ترین و تربیت‌نشده‌ترین آدم‌ها هستند. حتی نابکارانی که سال‌ها پیش به دلیلی مدتی محشورشان بودم، چنین نبودند و رگه‌هایی از مردانگی و شرافت در وجودشان دیده می‌شد. علاوه بر این، کورش‌پرستان پیرو حقوق بشر را جزو سرکوبگرترین آدمیانی تشخیص دادم که در عمر خود دیده‌ام. […]

رنج‌های بشری ۱۴۸: کورش نابودگر تمدن‌های ایرانی

کورش را می‌توان بی‌اغراق از بزرگ‌ترین نابودکنندگان تمدن‌ها و اقوام و مردمان ایرانی دانست. بسیاری از تمدن‌های کهن و درخشان ایران‌زمین و از جمله تمدن مادها، اورارتوها، کادوسیان، امردها، عیلامیان، ساگارتیان، کاسیان، و دیگر تمدن‌های منطقه و شرق باستان به دست کورش نابود شدند و یا در آستانه انقراض قرار گرفتند. چنانکه گاه جز نامی از آنان در تاریخ باقی نماند. بسیاری از عقب‌ماندگی‌های تاریخی این اقوام و مردمان ریشه‌ در تجاوز و ویرانگری‌های کورش و امثال دارد. تجاوزی که اثرات مخرب آن تاکنون به تمامی از سر مردم برطرف نشده است و با آن دست به گریبان هستند. رفتارهای امروزی کورش‌پرستانه و کورش‌ستایانه می‌تواند موجب تداوم سلطه تاریخی کورش و هخامنشیان بر مردم بشمار آید و آن سلطه را زنده نگاه دارد. در باره جزئیات و چگونگی نابودی این تمدن‌ها در آینده و به تفکیک خواهم نوشت. اگر مهلتی باشد.

رنج‌های بشری 144: هویت ایرانی را چه کسانی پایمال می‌کنند؟

آنان که هویت ایرانی را با دروغ پیوند می‌زنند، از بزرگترین معضلات امروز و آینده ایران هستند. هویت ایرانی را کسانی بر باد نمی‌دهند که واقعیت‌های زشت و زیبای تاریخی را با استناد به منابع بیان می‌کنند و یا در برابر هرگونه جعلیات و سخنان ذوقی روشنگری می‌نمایند. هویت ایرانی را ملی‌گرایان و پیروان راه راستی و کورش‌پرستانی بر باد می‌دهند که دست به تاریخ‌سازی می‌زنند و هویت دیرین را وابسته و پیوسته بدان‌ها می‌کنند. […]

جایزه!

به هر کسی که سندی نشان دهد که کدام نهاد جهانی روز جهانی کورش را وضع کرده و یا چنین مناسبتی در کدام تقویم جهانی آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد سخنان گهربار کورش (مانند بدن مرا بدون مومیایی در خاک پاک وطن دفن کنید/ برای مبارزه با تاریکی شمشیر نمی‌کشم بلکه چراغ به دست می‌گیرم) در کدام سند تاریخی آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد نام زرتشت در کدام سند تاریخی کهن‌تر از ۱۸۰۰ سال پیش آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد در کدام سند تاریخی از کورش به عنوان بنیانگذار کشور ایران یاد شده است؛ یا به کسی که عکسی از تمثال منشور کورش که بر سردر سازمان ملل آویزان است را نشان بدهد؛ یا به کسی که سندی تاریخی نشان دهد که پیشینیان روز ششم فروردین را زادروز زرتشت می‌دانسته‌اند؛ یا به کسی که تقویمی قدیمی‌تر از عمر جمهوری اسلامی را نشان بدهد که مبدأ سه هزار و هفتصد و خرده‌ای برای تقویم زرتشتی بکار رفته باشد؛ و یا اصلاً تقویمی یا مبدأ سالشماری‌ای با قدمت بیش از سی سال را نشان بدهد که صفت «زرتشتی» برای آن بکار رفته باشد؛ یا به کسی که نشان دهد نام کورش در کجای شاهنامه فردوسی آمده است؛ یک جعبه پشمک فرد اعلای یزد جایزه داده می‌شود.

افتخار منشور کورش متعلق به کیست؟

سؤال اینجاست که چنانچه استوانه منشور کورش قلابی نباشد، افتخار پدیدآوردن آن و افتخار محتوای آن و افتخار فناوری ساخت آن متعلق به کیست؟ نگارنده به دلایل زیر معتقد است که هر سه این افتخارات نه متعلق به کورش و هخامنشیان، که متعلق به تمدن بابل است: […]

رنج‌های بشری ۱۳۷: شمشیر نمی‌کشم، مشعل آتش به دست می‌گیرم!

یکی دیگر از دروغ‌های کورش‌پرستان و انتساب سخنان و نقل‌قول‌های خیالی به کورش این است که از قول او آورده‌اند: «برای نبرد با تاریکی شمشیر نمی‌کشم، چراغی می‌افروزم». اما این سخن از اصل و اساس ساختگی نیست. بلکه شکل تغییریافته و تحریف شده آن سخن کورش است که گزنفون نقل کرده و در آن اشاره شده است به نبرد با مردمی که در تاریکی شب خفته‌اند، با مشعل آمیخته به قیری که خانه‌هایشان را به آتش می‌کشد. بطور خلاصه مفهوم این عبارت چنین است که به مردمی که در تاریکی شب خفته‌اند با مشعل آغشته به قیر هجوم می‌برم. […]

رنج‌های بشری 126: وصیتنامه دروغین کوروش

یکی از جعلیات دیگر کورش‌پرستان ساختن وصیتنامه‌ای قلابی برای کورش است که می‌گوید: «فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايی در خاک پاک ایران به خاك بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ايران را تشكيل دهد». فریبگری از زشت‌ترین کارهایی است که کسی می‌تواند در قبال انسان‌ها انجام دهد. آن هم در قبال احساسات پاک و بی‌شائبه جوانان دوستدار میهن و منحرف کردن تعلق خاطر انسانی و شرافتمندانه آنان به طرف ناراستی و نادرستی، و سوءاستفاده و به بیراهه کشیدن و تباه کردن آرمان‌های باشکوه آنان. کارهای ناپسندی که همگی زیر پرچم ایران‌دوستی انجام می‌شود.

آقای ارفعی و ماجرای سطر 36 منشور کورش

روشنگری‌های نگارنده پیرامون آسیب‌هایی که کورش‌پرستان با تاریخ‌سازی‌ها و جعلیات خود به فرهنگ ایران زده‌اند، موجب شده تا آنان به دلیل ناتوانی از پاسخگویی، به هتاکی و پرونده‌سازی و سرکوب روی بیاورند. آنان همچنین در کنار این کارها به دنبال موضوع کهنه‌ای نیز دویده‌اند که آقای عبدلمجید ارفعی در سال 1379 مدعی شده بود که سطر 36 منشور کورش را ایشان برای اولین بار در جهان ترجمه کرده‌اند و بنده و هر احدی از آحاد بشری که حرفی از سطر 36 زده باشد، از روی کتاب ایشان رونویسی کرده است: «نگارنده نخستین کسی است که توانست این سطر را نسخه‌برداری و ترجمه کند. اگر ایشان حتی به یکی از ترجمه‌های انگلیسی، آلمانی و یا فرانسه این استوانه رجوع می‌کردند، بی‌گمان متوجه نبود این سطر می‌شدند و ترجمه این سطر تنها در کار اینجانب به چاپ رسیده است» (روزنامه همشهری، 6 مرداد 1379، صفحه 11). نگارنده نیز در همان زمان پاسخ این ادعا را داد که: «بنده به نسخه‌هایی به زبان‌های دیگری نیز رجوع نموده بودم و برخلاف ادعای ایشان، سطر 36 را در ترجمه ریچارد پاول برگر (منبع زیر) که از نسخه‌های اساس ترجمه ایشان و ترجمه بنده بوده است، مشاهده کرده بودم! و ضمناً گویا جناب ایشان فراموش کرده‌اند که خودشان نیز قبلاً در شماره دهم مجله وهومن به پیشتاز بودن ریچارد برگر در ترجمه سطر 36 اشاره کرده‌اند و در واقع آنچه را که شایسته خودشان بود به بنده نسبت داده‌اند». […]

همشهری جوان و روشنگری درباره کورش‌پرستان

شماره جدید هفته‌نامه پرخواننده همشهری جوان که روز شنبه شانزدهم اردیبهشت‌ماه منتشر می‌شود، به روشنگری پیرامون دروغ‌ها و تاریخ‌سازی‌های کورش‌پرستان اختصاص دارد و بسیاری از مطالبی که این نگارنده در ماه‌های گذشته نوشت، در آن منتشر شده است. از همه آقایان و خانم‌ها و روزنامه‌نگاران دوستدار میهن در همشهری جوان که به کوششی حرفه‌ای و انسانی در قبال نسل آینده و در مقابله با عوام‌فریبی روی آوردند، صمیمانه سپاسگزارم. […]

رنج‌های بشری 120: کورش و بنیانگذاری کشور ایران؟

یکی دیگر از ادعاهای نادرست کورش‌پرستان و آسیب‌هایی که با پرچم ایران‌دوستی به ایران می‌زنند، این است که سعی می‌کنند کورش را بنیانگذار کشور ایران معرفی کنند. در حالیکه نه تنها در اسناد تاریخی چنین ادعایی نیامده، که حتی در زمان کورش و هخامنشیان چیزی به نام کشور «ایران» وجود خارجی نداشته است. اما اگر منظور کشوری است که بعدها ایران نامیده شد، در اینصورت باید گفت که قدمت این کشور و تمدن بسا بیش از زمان کورش است و چنین ادعایی موجب بی‌قدر کردن قدمت تاریخی یک تمدن کهنسال خواهد بود. کمترین آسیب چنین ادعایی این خواهد بود که مدعیانش نخواهند توانست از قدمت تمدن بیش از 2500 سال و دستاوردهای علمی و اجتماعی آن سخنی بگویند و یا از آن دفاع کنند. دوستی خاله خرسه که می‌گویند همین است.

رنج‌های بشری 114: انبوه دروغ‌های منتسب شده به کورش

سخنان و کارهای دروغین منتسب‌شده به کورش به اندازه‌ای گسترده و هولناک هستند که می‌توان گفت تقریباً تمامی آنچه که به عنوان افتخارات کورش بزرگ از آنها یاد می‌شود، ساخته ذهن آریاانگاران و کورش‌پرستانی است که با پرچم ایران‌دوستی در حال تخریب تاریخ و فرهنگ ایران هستند.

رنج‌های بشری ۱۰۸: روز جهانی کوروش و دیگر روزهای تقلبی: محصول حس حقارت و میل به تقلب

ما ایرانیان تاکنون چتدین مناسبت جهانی قلابی ساخته‌ایم. ازجمله: روز جهانی کورش، سال جهانی شیخ بهایی و سال جهانی رصدخانه مراغه. این کارها ناشی از دو ویژگی اخلاقی ماست: احساس حقارت و تمایل به تقلب. […]

رنج‌های بشری 106: ترجیح مردمان ستم‌کشیده به برتری‌طلبان

این مهم است که مردمان ستم‌کشیده و دوستدار آرامش و همبستگی از گفتارها و کردارهای تو رضایت داشته باشند و بدان امید ببندند. نارضایتی‌ها و حملات تمامیت‌خواهان، ناسیونالیست‌ها و برتری‌طلبان نژادی و قومیتی (اعم از ترک‌انگاران و آریاانگاران و کورش‌پرستان و جز آنها) نه تنها اهمیتی ندارد که جای خوشنودی نیز دارد.

منشور کورش بر سردر سازمان ملل؟

اینکه می‌گویند منشور کورش را بر سردر سازمان ملل آویزان کرده‌اند، یکی دیگر از ادعاهای نادرست و تمام‌نشدنی کورش‌پرستان است. عده‌ای نیز مدعی هستند که شعری از سعدی بر سردر سازمان ملل آویزان است. این ادعا نیز مثل آن یکی نادرست است.

آیا اصالت منشور کورش قطعی است؟

در قلابی بودن اثری که به عنوان منشور کورش در تهران به نمایش گذاشته شد و اهداف فریبگرانه سیاسی را دنبال می‌کرد، ظاهراً تردید چندانی نیست و شواهد موجود بر صحت آن دلالت دارد؛ اما گذشته از این، آیا اصالت منشور منسوب به کورش هخامنشی که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود، قطعی و بلاتردید است؟ آیا بطور قطع می‌توان گفت که این کتیبه متعلق به زمان کورش است و به فرمان او نوشته شده است؟ آیا با توجه به اینکه […]

رنج‌های بشری 98: قوم‌گرایی محصول آریاگرایی

بنیادگرایی‌های قومیتی در ایران عمدتاً نتیجه بدیهی و واکنشی در قبال تحقیرها و برترانگاری‌های آریاگرایان و کورش‌پرستان است.

رنج‌های بشری ۹۴: سپاسگزاری از کورش‌پرستان

اعتراف می‌کنم که بسیاری از مطالبی که در باره کورش بزرگ در مجموعه رنج‌های بشری نوشتم، با الهام و ایده گرفتن از واکنش‌های بسیار «محترمانه» و «مؤدبانه» کسانی بود که خود را پیرو «آزادی بیان و حقوق بشر کورش بزرگ» و از «نژاد پاک آریایی» می‌دانستند. از همه آنان که موجب پربار شدن این نوشته‌ها شده‌اند و می‌شوند، صمیمانه س‍پاسگزارم.

رنج‌های بشری ۸۲: پرخاشگری کورش‌پرستان مانعی برای مقابله با دروغ

مجموعه دروغ‌ها و غلوهایی که برای بزرگ‌نمایی کورش هخامنشی ساخته و بافته شده به اندازه‌ای فراوان و حیرت‌انگیز است که تقریباً شامل هر آن چیزی می‌شود که به کورش نسبت داده شده است. زدودن همه این دروغ‌ها و روشنگری در قبال آنها به دلیل روحیه پرخاشگرانه و سرکوبگرانه کورش‌پرستان و موجی از وحشت و هتاکی که در جامعه براه انداخته‌اند، بسیار دشوار است.

رنج‌های بشری 73: مطلق‌گرایی محصول دشمنی یا نادانی

کسی که فکر می‌کند ایرانیان باستان همیشه منزه و پاکیزه و گل و بلبل بوده‌اند و هر خالی که بر چهره‌اشان نشسته، سوغات اجنبی بوده، یا گرگ در لباس میش است و یا نادان محتاج به ترحم.

رنج‌های بشری ۶۸: نقشه‌های رؤیایی ایران بزرگ و امپراتوری‌های پهناور

عده‌ای به تأسی از قلمرو هخامنشیان، نقشه‌های رؤیایی ایران بزرگ را در سر می‌پرورانند و ترسیم می‌کنند. به قول داریوش: «از سکا تا حبشه، از هند تا اسپارت». همین عده در عین حال از تمامیت ارضی نیز سخن می‌رانند. کسانی که خود چشم به خاک کشورهای دیگر دارند، چگونه می‌توانند حق چنین آرزویی را فقط برای خود بخواهند و چگونه می‌تواند در رویکردی تناقض‌آمیز از لزوم حفظ تمامیت ارضی سخن بگویند؟

عده دیگری نیز نقشه‌های خراسان بزرگ، کردستان بزرگ، ترکستان بزرگ، آریانای بزرگ، لرستان بزرگ، خوزستان بزرگ، عربستان بزرگ، بلوچستان بزرگ و امثال آنها را در سر می‌پروانند و ترسیم می‌کنند و در فضای وب منتشر می‌نمایند.

این اعمال عمدتاً در کشورهای خاورمیانه و نه در جاهای دیگر دیده می‌شود. کشورهای عقب‌افتاده خاورمیانه که روحیه متوسط عمومی گرایش به عملکردهای متأثر از احساسات نسنجیده‌ دارد و تنور آن احساسات با القائات و تحریکات و تبلیغات تفرقه‌برانگیز استعماری داغ نگاه داشته می‌شود. […]

رنج‌های بشری 69: کورش‌پرستان و ساحت مقدس کورش

کورش‌پرستان از روی خوی سرکوبگرانه و ضد آزادی بیان خود انتظار دارند هیچکس ذره‌ای نقد به ساحت مقدس کورش وارد نکند و تمامی رنج بشر فدای یک تار موی او شود. اما من نه آنم که رنج انسان را بخاطر هاله‌ای موهوم و مقدس‌نما نادیده بگیرم.

رنج‌های بشری 65: آسیب‌های رفتار کورش‌پرستانه

برآیند فعالیت‌های کورش‌پرستان را به دلیل رفتار بی‌ادبانه، خوی تجاوزگرانه و کورش‌مآبانه، دروغ‌پردازی‌ها و جعل گسترده اسناد تاریخی، و نیز نفرت‌پراکنی‌های قومیتی، به ضرر ایران و فرهنگ ایران و همبستگی مردم می‌دانم.

رنج‌های بشری 63: سرکوبگری با نام کورش و حقوق بشر

از ویژگی‌های جوامع منحط است که مهاجمان و چماقداران ناشناس و نقاب‌دار می‌توانند فارغ بال و به اسم کورش و آزادی بیان و حقوق بشر و یا مذهب و ملت و سکولاریسم هر تهمت و دشنامی را به هر شخص حقیقی و بی‌نقاب وارد کنند. بدون آنکه کسی متعرض آنان شود.

رنج‌های بشری 61: انکار دروغ، انکار تاریخ نیست

این انکار دروغ‌های کورش‌پرستان است و نه انکار تاریخ. دروغ‌های آنان تاریخ نیست و نخواهند توانست آنها را معادل با تاریخ وانمود کنند. این سست کردن پایه‌های مقدسات نیست، بلکه پرتو نوری است بر آن موهوماتی همچون کورش که مقدس و منزه جلوه‌اش داده‌اند. این موهومات مقدس‌نما چنان سست و بی‌پایه است که به کمترین نقدی ارکانش به لرزه می‌افتد و از هم فرو می‌پاشد.

رنج‌های بشری 60: بیان واقعیت‌های تاریخی تاریخ‌ستیزی نیست

بیان واقعیت‌های در باره کورش که متکی به اسناد تاریخی هستند، کورش‌ستیزی نیست؛ بلکه روشنگری در برابر دروغ‌پردازی و مقابله با موج جدید خرافه‌پرستی و ساختن امامزاده‌های قلابی استعماری است.



web analytics