Skip to content
بایگانی کلیدواژه ملی‌گرایی و شوونیسم

پارسی یا فارسی؟

واژه‌ها در گذر زمان دچار تغییرات معنایی و مفهومی می‌شوند و معانی اصطلاحی جدیدی را به خود می‌پذیرند. چنانکه برای مثال «استعفا» معنای «عفو شدن» و «آگهی» معنای «آگاهی» و «توصیه» معنای «وصیت» و «شایعه بیماری» معنای «شیوع بیماری» را نمی‌دهد. در نتیجه لازم است تا در هنگام بکارگیری واژه‌های کهن به مفهوم امروزی آنان نیز توجه داشت. به جز این، لازم به دقت است که یک واژه را چه کسانی و برای چه مقصودی بکار می‌گیرند. چنانکه برای مثال «طالبان» به مفهوم «طلبه‌ها» و «ملی‌گرایی» به مفهوم «میهن‌دوستی» و «آریانیسم» ارتباطی با نژاد موهوم «آریایی» ندارد. […]

ناسیونالیسم/ ملی‌گرایی و تأثیر آن در تباهی مردم و تجزیه کشورها

گاه دیده می‌شود که برای توجیه و زیباسازی و رنگ‌ولعاب دادن به ناسیونالیسم به معنای لغوی آن استناد می‌کنند. این نادرست‌ترین شکل مواجهه و داوری در باره یک مکتب یا گروه یا طرزفکر است. آنچه که شایسته توجه است، رفتارهای عملی و موضع‌گیری‌ها است و نه معانی لغوی و شعارهای ظاهرسازانه. هیچ مکتب و مرام و دسته‌ای در دنیا وجود ندارد که از نامی نفرت‌انگیز استفاده کند و همگی از نام‌ها و شعارهایی بهره می‌برند که بتوانند شمار بیشتری از توده‌ها را جذب کنند.

ملی‌گرایی در معنای لغوی آن و تا آنجا که به مفهوم پاسداشت هویت جمعی و فرهنگی مردم و خاطره تاریخی مشترک آنان باشد و یا به دفاع از حیثیت و منافع یک کشور و یا مردم آن و دولت آن در قبال کشورهای سلطه‌گر دیگر بپردازد، ارزشمند و ستودنی است. چنانکه مفهوم «ملی» و «ملت» و «جبهه ملی» در دیدگاه زنده‌یاد دکتر محمد مصدق به عنوان نیروی متحدی در برابر بخش‌هایی از نظام پهلوی و بخصوص در برابر سلطه استعماری بریتانیا بکار می‌رفت. چنین گرایشی را در ایران و نیز در جهان با عنوان «ملی‌گرایی/ ناسیونالیسم» خطاب نمی‌کنند، بلکه بیشتر با عنوان «میهن‌دوستی/ وطن‌پرستی» شناخته می‌شوند و پیروان آنرا «میهن‌دوست/ وطن‌پرست» می‌نامند. […]

ملی چیست؟ در باره یک واژه و مفهوم نوساخته

با اینکه این واژه به عنوان معادلی برای National وضع گردید و پیش از آن وجود خارجی نداشت، اما به مرور کاربردها و مفاهیم دیگری بر آن بار شد و به زودی تبدیل به واژه‌ای گردید که نه تنها معنای مشخص و معینی نداشت، که برای تحریک عوام و ایجاد نوعی غرور کاذب یا غیرکاذب بکار گرفته شد. بخصوص در عصر غلبه فاشیسم و نازیسم و قدرت‌گیری نژادپرستان و فاشیست‌های ناسیونالیست (ملی‌گرا) از این واژه سوءاستفاده‌های فراوانی شد و همچون عبارت مجعول «نژاد آریایی» یکی از خشونت‌بارترین فجایع بشری را رقم زد. در ایران نیز عده‌ای از ناسیونالیست‌ها و ملی‌گرایان که فاقد اصول نظری هستند، بدون آنکه بدانند منظور از ملت و ملی چیست، سوءاستفاده‌هایی از آن واژه‌ها نمودند که به دلیل همبستگی و همزیستی عمیق مردم ایران موفق به پیشبرد برنامه‌های خود که می‌توانست ایران را به تجزیه و نابودی بکشاند، نشدند. […]

میهن/ وطن چیست؟ بررسی یک مفهوم کهن

بجز کلمه «ملت» که قبلاً بدان پرداختیم، یکی دیگر از کلماتی که معنا و مفهوم اصلی و اصیل آن برای منافع و مقاصدی تغییر یافته، دو کلمه هم‌معنای «میهن» و «وطن» است. این دو کلمه اکنون در معنا و مفهوم نوساخته‌ای معادل با «کشور» بکار می‌رود که در خاطره تاریخی ایرانیان پیشینه‌ای ندارد و در زبان فارسی نیز تازگی دارد. این در حالی است که کلمه «کشور» نیز امروزه در معنای تاریخی خود بکار نمی‌رود و مفهوم جدیدی بدان بار شده است.

هر دو واژه «میهن» و «وطن» در خاطره تاریخی مردم و نیز در ادبیات فارسی به معنا و مفهوم «اقامتگاه/ سکونتگاه/ ماندگاه/ خانه» یا «جایی که کسی در آن متولد شده و بزرگ شده» بکار رفته است. چنانکه فردوسی گوید: «اگر دورم از میهن و جای خویش/ مرا یار ایزد به هر کار بیش» و یا: «که چون اوی بدین جای مهمان رسد/ بدین بینوا میهن و مان رسد». نیز اسدی طوسی گوید: «چو آمد بر میهن و خان خویش/ ببردش به صد لاله مهمان خویش». نیز سعدی گوید: «وطن در کوی صاحب دوستان گیر». یا در کلیله و دمنه آمده است: «غوکی در جوار ماری وطن داشت». همچنین «وطن کردن» به معنای «اقامت کردن» و «وطن‌گاه» نیز به معنای اقامتگاه آمده است. چنانکه نظامی گنجوی در شرفنامه گوید: «به نزدیک تختش وطن‌گاه داد». […]

ملت چیست؟ بررسی یک اصطلاح وارداتی

کلمه «ملت» در زبان فارسی به معنای «پیروان یک دین» بوده است. در سده اخیر این واژه را معادل با واژه انگلیسی و فرانسوی Nation گرفته‌اند که معانی گسترده و متعدد و ناروشنی دارد. در ایران و برخی کشورهای دیگر از این معانی متعدد و وارداتی برای مقاصد شبه‌نژادی و تمامیت‌خواهانه و احیاناً فریبگرانه سوءاستفاده شده است. امروزه در تداول عامه و در ضمن مقاومت عمومی در برابر این مفهوم وارداتی، «ملت» مترادف با «مردم» بکار می‌رود و تفاوتی با آن ندارد. با استفاده بیشتر از واژه «مردم» و کوشش برای بازگرداندن واژه «ملت» به معنای ادبی و تاریخی اصیل خود، نه تنها چیزی را از دست نخواهیم داد، که همبستگی، همزبانی و تفاهم بیشتری را نیز به دست خواهیم آورد و به برخی تعارض‌ها پایان داده خواهد شد. چنانکه غربیان نیز پس از جنگ جهانی دوم و پس از کشتاری که فاشیست‌ها و نژادپرست‌های ناسیونالیست (ملت‌گرایان/ ملی‌گرایان) براه انداختند، به این نکته حساس شدند و بیش از آنکه از واژه Nation استفاده کنند، واژه People را بکار گرفتند. […]

رنج‌های بشری 144: هویت ایرانی را چه کسانی پایمال می‌کنند؟

آنان که هویت ایرانی را با دروغ پیوند می‌زنند، از بزرگترین معضلات امروز و آینده ایران هستند. هویت ایرانی را کسانی بر باد نمی‌دهند که واقعیت‌های زشت و زیبای تاریخی را با استناد به منابع بیان می‌کنند و یا در برابر هرگونه جعلیات و سخنان ذوقی روشنگری می‌نمایند. هویت ایرانی را ملی‌گرایان و پیروان راه راستی و کورش‌پرستانی بر باد می‌دهند که دست به تاریخ‌سازی می‌زنند و هویت دیرین را وابسته و پیوسته بدان‌ها می‌کنند. […]

یک کارتون ضد نژادپرستی و ملی‌گرایی

آقای سروش رضایی- انیماتور و هنرمند جوان و خوش‌فکر- در اثری عالی و دیدنی به روشنگری علیه مفاهیم نژادپرستی و قومیت‌پرستی و دیگر انگاره‌های تمامیت‌خواهانه پرداخته است. اعمالی که همچون ملی‌گرایی و پان‌بازی‌های ویرانگر، چیزی بیش از تحریک افکار عمومی و آلت دست شدن نیست و در نهایت نیز به نفع همان مگس‌های سمج آغاز فیلم تمام خواهد شد که فارغ از همه ماجراها به پیشرفت خود فکر می‌کنند. تحریک اشخاصی که به راحتی و سادگی و بر سر کمترین بهانه‌ای عامل اجرایی محرکان پشت پرده می‌شوند و جامعه‌ای را به آشوب می‌کشند. کارتون زیبا و آموزنده و روشنگرانه آقای رضایی که به «آدم‌های» سراسر جهان تقدیم شده است، بی‌گمان تأثیری بیشتر از مجموعه نوشته‌های رنج‌های بشری بر جای خواهد نهاد. […]

رنج‌های بشری 143: عاقبت نهایی ملی‌گرایی

تاریخ جهان در سده اخیر نشان می‌دهد که عاقبت و نهایت ملی‌گرایی این است: همه ملت باید کشته شوند!

رنج‌های بشری 141: دخالت آمرانه در زبان مردم

یکی از غم‌انگیزترین و ظالمانه‌ترین انواع رنج‌های بشری، دخالت آمرانه در زبان مردم است. زبان‌های گوناگون مردم یک منطقه چونان جویباران روان و زلال بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند و تأثر می‌پذیرند و با الوان و گونه‌های رنگارنگ و متنوع خود بر همبستگی و پیوند و محبت میان مردمان دلالت می‌کنند. کسانی که با فرمایش‌ها و دخالت‌های بیجای خود و تحت تأثیر انگاره‌های فاشیستی و نژادپرستانه و تمامیت‌خواهانه حکم می‌کنند که چنین بنویسید و چنان ننویسید و بعضاً واژگان و ساختار زبان را دستکاری و تحریف می‌کنند، نه تنها به همبستگی و عاطفه مشترک بشریت آسیب می‌رسانند، که خودشان نیز هیچگاه نتوانسته‌اند مطلب درخوری بنویسند و اثر مکتوب ماندگاری پدید بیاورند.

رنج‌های بشری 123: قلمرو نژاد آریایی از بریتانیا تا آلمان نازی

قلمرو نژاد آریایی از تنور بریتانیا بود تا سفره ناسیونالیسم آلمان نازی و معدودی نژادپرستان ایرانی که آگاهانه یا از روی غفلت پای القائات آنان نشسته‌اند.‬‬

رنج‌های بشری 107: یک اتحاد دوست‌داشتنی

خشنودم از اینکه با سخنانم گروه‌های متنوع و آشتی‌ناپذیری از برتری‌طلبان و ملی‌گرایان (اعم از پان‌ترکان و پان‌ایرانیست‌ها و امثال آنها) را علیه خودم متحد کرده‌ام و هدف واحدی برای سنگ‌های مشترک آنان شده‌ام. پس می‌بینیم که هنوز چیزهایی هست که حلقه اتصال و اتحاد و همدلی همه ما باشد.

رنج‌های بشری 106: ترجیح مردمان ستم‌کشیده به برتری‌طلبان

این مهم است که مردمان ستم‌کشیده و دوستدار آرامش و همبستگی از گفتارها و کردارهای تو رضایت داشته باشند و بدان امید ببندند. نارضایتی‌ها و حملات تمامیت‌خواهان، ناسیونالیست‌ها و برتری‌طلبان نژادی و قومیتی (اعم از ترک‌انگاران و آریاانگاران و کورش‌پرستان و جز آنها) نه تنها اهمیتی ندارد که جای خوشنودی نیز دارد.

رنج‌های بشری 105: تجزیه کشور محصول نهایی ناسیونالیسم و پان‌ایرانیسم

محصول عملی ناسیونالیسم و پان‌ایرانیسم در نهایت تجزیه ایران است. چرا که برترانگاری و نفرت‌پراکنی زیر پرچم ملی‌گرایی به تفرقه و جدایی میان مردم منجر خواهد شد و نه به همبستگی و همدلی میان آنان. چنان که تاکنون نیز فعالیت‌های به ظاهر ملی‌گریانه و در باطن تمامیت‌خواهانه، موجب تشدید تنش‌های قومیتی شده است. اتحاد و همبستگی و قدرت روزافزون ایرانیان تنها در سایه تضعیف ناسیونالیسم و پان‌ایرانیسم رخ خواهد داد.

رنج‌های بشری 104: در تناقض میان نژادگرایی و میهن‌پرستی

نژادپرستی و برترانگاری‌های قومیتی (اعم از آریاگرایی و جز آن) برخلاف شعارهای غلط‌اندازی که داده می‌شود، با هر چیزی که قابل جمع باشد و شباهت داشته باشد، با «میهن‌دوستی» (یا «انسان‌دوستی») شباهت و پیوندی ندارد. چرا که «میهن» مفهومی متکثر و متنوع و رنگارنگ است و دوستدار میهن هرگز نمی‌تواند هیچ تکه‌ای از عناصر سازنده آنرا بر دیگری ارجحیت دهد. کسی که بر طبل موهومات نژادی و برتری‌طلبی‌های قومی می‌کوبد، نه تنها نمی‌تواند وطن‌پرست و انسان‌دوست باشد، بلکه دشمن وطن و تباه‌کننده همبستگی میان مردم است.

رنج‌های بشری 99: برترانگاری نوعی از خشونت علیه بشریت

نژادگرایی و برترانگاری‌های قومیتی و خودبزرگ‌بینی‌های تاریخی حتی اگر همراه با شعارهای زیبا و انسانی و میهن‌پرستانه باشد، شکلی از اعمال خشونت علیه نوع بشر است.

رنج‌های بشری 98: قوم‌گرایی محصول آریاگرایی

بنیادگرایی‌های قومیتی در ایران عمدتاً نتیجه بدیهی و واکنشی در قبال تحقیرها و برترانگاری‌های آریاگرایان و کورش‌پرستان است.

رنج‌های بشری ۸۱: ناسیونالیسم ابزاری نژادپرستانه برای بسط سلطه

مقایسه ناسیونالیسم با سوسیالیسم قیاسی مع‌الفارق و بیجا است. چرا که سوسیالیسم مکتبی تشریح یافته و تبیین شده و دارای اصول و قواعد مشخص و معین است. در حالیکه ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی نه تنها بدون همه اینهاست که حتی یک مکتب نظری نیز نیست و برای هیچ مفهومی تعریف تثبیت‌شده و دارای اجماعی ندارد. حتی بنیادی‌ترین مفهوم ناسیونالیسم که همانا Nation یا ملت بوده باشد، بدون تعریف یکسان و فراگیر و پذیرفته شده است و هر کس بنا به ذائقه خود تعریفی مطابق با منافع و مقاصد خود ارائه داده است. ناسیونالیسم در عمل چیزی بیش از چماقی برای بسط سلطه و سرکوب‌های با انگاره‌های موهوم نژادی نبوده است (لازم به یادآوری است که ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی را نباید با احساسات شخصی میهن‌دوستانه و وطن‌پرستانه اشتباه گرفت).

رنج‌های بشری ۸۰: ناسیونالیسم و سوسیالیسم

آیا می‌توان گفت که کار ناسیونالیسم لالایی خواندن و خواباندن است و کار سوسیالیسم دمیدن در شیپور بیداری؟

رنج‌های بشری ۷۸: ایران‌شناسی واقع‌گرایانه و فریبگرانه

ایران‌شناسی و مطالعات باستانی کوششی است برای پی بردن به واقعیت‌های زندگی انسان در روزگاران گذشته و نه ساختن نقاب‌های رنگین برای آویختن از چهره شخصیت‌های تاریخی. دکان‌هایی که برخی رسانه‌ها برای عرضه چنین نقاب‌های فریبنده‌ای بر پای کرده‌اند، جز به بهره‌کشی و تحمیق توده‌ها منجر نخواهد شد.

رنج‌های بشری 76: فاشیسم و نژاد خالص

سخن از نژاد خالص یا نژاد پاک را یا یک فاشیست می‌تواند بر زبان بیاورد و یا یک نادان.

رنج‌های بشری ۶۸: نقشه‌های رؤیایی ایران بزرگ و امپراتوری‌های پهناور

عده‌ای به تأسی از قلمرو هخامنشیان، نقشه‌های رؤیایی ایران بزرگ را در سر می‌پرورانند و ترسیم می‌کنند. به قول داریوش: «از سکا تا حبشه، از هند تا اسپارت». همین عده در عین حال از تمامیت ارضی نیز سخن می‌رانند. کسانی که خود چشم به خاک کشورهای دیگر دارند، چگونه می‌توانند حق چنین آرزویی را فقط برای خود بخواهند و چگونه می‌تواند در رویکردی تناقض‌آمیز از لزوم حفظ تمامیت ارضی سخن بگویند؟

عده دیگری نیز نقشه‌های خراسان بزرگ، کردستان بزرگ، ترکستان بزرگ، آریانای بزرگ، لرستان بزرگ، خوزستان بزرگ، عربستان بزرگ، بلوچستان بزرگ و امثال آنها را در سر می‌پروانند و ترسیم می‌کنند و در فضای وب منتشر می‌نمایند.

این اعمال عمدتاً در کشورهای خاورمیانه و نه در جاهای دیگر دیده می‌شود. کشورهای عقب‌افتاده خاورمیانه که روحیه متوسط عمومی گرایش به عملکردهای متأثر از احساسات نسنجیده‌ دارد و تنور آن احساسات با القائات و تحریکات و تبلیغات تفرقه‌برانگیز استعماری داغ نگاه داشته می‌شود. […]

رنج‌های بشری 49: غارتگری سلطه‌گران با نام‌های مقدس

ملتی که تاریخ نمی‌داند و نمی‌خواهد که بداند، سرنوشت خود را به دست سلطه‌گرانی می‌سپارد که برایش شخصیت‌های مقدس می‌تراشند و بزودی با نام همان شخصیت‌ها غارت و قتل‌عامش می‌کنند.

رنج‌های بشری 44: تفرقه میان مردم با آریاانگاری و کورش‌پرستی

فارس‌زبانان ایران ناچارند پیش از آنکه از این دیرتر شود، از آریاانگاران کورش‌پرست و تفرقه‌انداز و تمامیت‌خواه و سرکوبگر و تحقیرگر دوری جویند و بدون تهمت زدن، بدون نصیحت کردن، و بدون تعریف دلخواهانه مفاهیم پایه (که کشور چیست و ملت کدام است)، پای درددل و آلام و رنج‌های اقوام و مردمان گوناگون بنشیند و با اشتیاق به سخن آنان گوش فرا دهند. اگر اینکار با تأخیر بیشتر انجام شود، استعمارگران و کورش‌پرستان به اندازه‌ای به نفرت‌های قومیتی دامن می‌زنند که راه درمان بسیار سخت‌تر خواهد شد و به مسیر گفتگو و همزیستی باز نخواهد گشت.

رنج‌های بشری 43: سربازگیری با کورش‌پرستی

سیاست عنان‌گسیخته‌ای که قصد دارد از کورش امامزاده‌ای معصوم و مدرن بسازد و او را به سرای مقدسات نقدناپذیر سوق دهد، چند هدف را دنبال می‌کند: فریب افکار عمومی و پرورش سربازان آماده جان‌نثاری برای مقاصد جدید استعماری، عَلَم‌کردن مستمسکی جدید برای علاقمندان به پهلوان‌پنبه‌پرستی، برپای کردن دکان کورش‌فروشی، بی‌بها کردن و فراموشانیدن بزرگان و افتخارات راستین ایران‌زمین، نفرت‌پراکنی و گسترش تفرقه میان مردم و اقوام با ظاهرسازی‌های ملی‌گرایانه و ناسیونالیستی، توجیه حمله و تجاوز به کشورهای دیگر در صورت لزوم.

رنج‌های بشری 38: ناسیونالیسم و تنش میان مردم

می‌گویند استعمار از ساختن و پروردن ناسیونالیسم و ملی‌گرایی که موجب همبستگی مردم می‌شود، چه سودی می‌برد؟ اشتباه همین جا است! ناسیونالیسم هرگز موجب همبستگی میان مردم نشده است و نخواهد شد، بلکه همواره موجبات رویارویی و تنش میان انسان‌ها را فراهم کرده است.

رنج‌های بشری 36: تباهی فرهنگ ایران با نام آریا و کورش

امروزه مهمترین وظیفه دوستداران تاریخ و فرهنگ و جامعه ایران، مقاومت و مقابله در برابر موج مخرب و ویرانگری است که با نام آریا و کورش و زرتشت دست به جعل و تباهی و تحریف فرهنگ و یادمان‌های کهن ایران می‌زند و میهن‌دوستی را تبدیل به غلوگویی، تاریخ‌سازی‌، خیال‌پردازی و نفرت‌پراکنی میان مردم کرده است. آسیبی که از این عده به جان فرهنگ و هویت ایران وارد می‌شود، ویرانگرتر از هر عامل دیگری است.

رنج‌های بشری 35: ملی‌گرایی و نفرت‌پراکنی

ملی‌گرایی در ذات خود با برتری‌طلبی و نفرت‌پراکنی همراه است.



web analytics