Skip to content
بایگانی کلیدواژه ملی‌گرایی و شوونیسم

رنج‌های بشری ۱۴۱: دخالت آمرانه در زبان مردم

یکی از غم‌انگیزترین و ظالمانه‌ترین انواع رنج‌های بشری، دخالت آمرانه در زبان مردم است. زبان‌های گوناگون مردم یک منطقه چونان جویباران روان و زلال بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند و تأثر می‌پذیرند و با الوان و گونه‌های رنگارنگ و متنوع خود بر همبستگی و پیوند و محبت میان مردمان دلالت می‌کنند. کسانی که با فرمایش‌ها و دخالت‌های بیجای خود و تحت تأثیر انگاره‌های فاشیستی و نژادپرستانه و تمامیت‌خواهانه حکم می‌کنند که چنین بنویسید و چنان ننویسید و بعضاً واژگان و ساختار زبان را دستکاری و تحریف می‌کنند، نه تنها به همبستگی و عاطفه مشترک بشریت آسیب می‌رسانند، که خودشان نیز هیچگاه نتوانسته‌اند مطلب درخوری بنویسند و اثر مکتوب ماندگاری پدید بیاورند.

رنج‌های بشری ۱۲۳: قلمرو نژاد آریایی از بریتانیا تا آلمان نازی

قلمرو نژاد آریایی از تنور بریتانیا بود تا سفره ناسیونالیسم آلمان نازی و معدودی نژادپرستان ایرانی که آگاهانه یا از روی غفلت پای القائات آنان نشسته‌اند.‬‬

رنج‌های بشری ۱۰۷: یک اتحاد دوست‌داشتنی

خشنودم از اینکه با سخنانم گروه‌های متنوع و آشتی‌ناپذیری از برتری‌طلبان و ملی‌گرایان (اعم از پان‌ترکان و پان‌ایرانیست‌ها و امثال آنها) را علیه خودم متحد کرده‌ام و هدف واحدی برای سنگ‌های مشترک آنان شده‌ام. پس می‌بینیم که هنوز چیزهایی هست که حلقه اتصال و اتحاد و همدلی همه ما باشد.

رنج‌های بشری ۱۰۶: ترجیح مردمان ستم‌کشیده به برتری‌طلبان

این مهم است که مردمان ستم‌کشیده و دوستدار آرامش و همبستگی از گفتارها و کردارهای تو رضایت داشته باشند و بدان امید ببندند. نارضایتی‌ها و حملات تمامیت‌خواهان، ناسیونالیست‌ها و برتری‌طلبان نژادی و قومیتی (اعم از ترک‌انگاران و آریاانگاران و کورش‌پرستان و جز آنها) نه تنها اهمیتی ندارد که جای خوشنودی نیز دارد.

رنج‌های بشری ۱۰۵: تجزیه کشور محصول نهایی ناسیونالیسم و پان‌ایرانیسم

محصول عملی ناسیونالیسم و پان‌ایرانیسم در نهایت تجزیه ایران است. چرا که برترانگاری و نفرت‌پراکنی زیر پرچم ملی‌گرایی به تفرقه و جدایی میان مردم منجر خواهد شد و نه به همبستگی و همدلی میان آنان. چنان که تاکنون نیز فعالیت‌های به ظاهر ملی‌گریانه و در باطن تمامیت‌خواهانه، موجب تشدید تنش‌های قومیتی شده است. اتحاد و همبستگی و قدرت روزافزون ایرانیان تنها در سایه تضعیف ناسیونالیسم و پان‌ایرانیسم رخ خواهد داد.

رنج‌های بشری ۱۰۴: در تناقض میان نژادگرایی و میهن‌پرستی

نژادپرستی و برترانگاری‌های قومیتی (اعم از آریاگرایی و جز آن) برخلاف شعارهای غلط‌اندازی که داده می‌شود، با هر چیزی که قابل جمع باشد و شباهت داشته باشد، با «میهن‌دوستی» (یا «انسان‌دوستی») شباهت و پیوندی ندارد. چرا که «میهن» مفهومی متکثر و متنوع و رنگارنگ است و دوستدار میهن هرگز نمی‌تواند هیچ تکه‌ای از عناصر سازنده آنرا بر دیگری ارجحیت دهد. کسی که بر طبل موهومات نژادی و برتری‌طلبی‌های قومی می‌کوبد، نه تنها نمی‌تواند وطن‌پرست و انسان‌دوست باشد، بلکه دشمن وطن و تباه‌کننده همبستگی میان مردم است.

رنج‌های بشری ۹۹: برترانگاری نوعی از خشونت علیه بشریت

نژادگرایی و برترانگاری‌های قومیتی و خودبزرگ‌بینی‌های تاریخی حتی اگر همراه با شعارهای زیبا و انسانی و میهن‌پرستانه باشد، شکلی از اعمال خشونت علیه نوع بشر است.

رنج‌های بشری ۹۸: قوم‌گرایی محصول آریاگرایی

بنیادگرایی‌های قومیتی در ایران عمدتاً نتیجه بدیهی و واکنشی در قبال تحقیرها و برترانگاری‌های آریاگرایان و کورش‌پرستان است.

رنج‌های بشری ۸۱: ناسیونالیسم ابزاری نژادپرستانه برای بسط سلطه

مقایسه ناسیونالیسم با سوسیالیسم قیاسی مع‌الفارق و بیجا است. چرا که سوسیالیسم مکتبی تشریح یافته و تبیین شده و دارای اصول و قواعد مشخص و معین است. در حالیکه ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی نه تنها بدون همه اینهاست که حتی یک مکتب نظری نیز نیست و برای هیچ مفهومی تعریف تثبیت‌شده و دارای اجماعی ندارد. حتی بنیادی‌ترین مفهوم ناسیونالیسم که همانا Nation یا ملت بوده باشد، بدون تعریف یکسان و فراگیر و پذیرفته شده است و هر کس بنا به ذائقه خود تعریفی مطابق با منافع و مقاصد خود ارائه داده است. ناسیونالیسم در عمل چیزی بیش از چماقی برای بسط سلطه و سرکوب‌های با انگاره‌های موهوم نژادی نبوده است (لازم به یادآوری است که ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی را نباید با احساسات شخصی میهن‌دوستانه و وطن‌پرستانه اشتباه گرفت).

رنج‌های بشری ۸۰: ناسیونالیسم و سوسیالیسم

آیا می‌توان گفت که کار ناسیونالیسم لالایی خواندن و خواباندن است و کار سوسیالیسم دمیدن در شیپور بیداری؟

رنج‌های بشری ۷۸: ایران‌شناسی واقع‌گرایانه و فریبگرانه

ایران‌شناسی و مطالعات باستانی کوششی است برای پی بردن به واقعیت‌های زندگی انسان در روزگاران گذشته و نه ساختن نقاب‌های رنگین برای آویختن از چهره شخصیت‌های تاریخی. دکان‌هایی که برخی رسانه‌ها برای عرضه چنین نقاب‌های فریبنده‌ای بر پای کرده‌اند، جز به بهره‌کشی و تحمیق توده‌ها منجر نخواهد شد.

رنج‌های بشری ۷۶: فاشیسم و نژاد خالص

سخن از نژاد خالص یا نژاد پاک را یا یک فاشیست می‌تواند بر زبان بیاورد و یا یک نادان.

رنج‌های بشری ۶۸: نقشه‌های رؤیایی ایران بزرگ و امپراتوری‌های پهناور

عده‌ای به تأسی از قلمرو هخامنشیان، نقشه‌های رؤیایی ایران بزرگ را در سر می‌پرورانند و ترسیم می‌کنند. به قول داریوش: «از سکا تا حبشه، از هند تا اسپارت». همین عده در عین حال از تمامیت ارضی نیز سخن می‌رانند. کسانی که خود چشم به خاک کشورهای دیگر دارند، چگونه می‌توانند حق چنین آرزویی را فقط برای خود بخواهند و چگونه می‌تواند در رویکردی تناقض‌آمیز از لزوم حفظ تمامیت ارضی سخن بگویند؟

عده دیگری نیز نقشه‌های خراسان بزرگ، کردستان بزرگ، ترکستان بزرگ، آریانای بزرگ، لرستان بزرگ، خوزستان بزرگ، عربستان بزرگ، بلوچستان بزرگ و امثال آنها را در سر می‌پروانند و ترسیم می‌کنند و در فضای وب منتشر می‌نمایند.

این اعمال عمدتاً در کشورهای خاورمیانه و نه در جاهای دیگر دیده می‌شود. کشورهای عقب‌افتاده خاورمیانه که روحیه متوسط عمومی گرایش به عملکردهای متأثر از احساسات نسنجیده‌ دارد و تنور آن احساسات با القائات و تحریکات و تبلیغات تفرقه‌برانگیز استعماری داغ نگاه داشته می‌شود. […]

رنج‌های بشری ۴۹: غارتگری سلطه‌گران با نام‌های مقدس

ملتی که تاریخ نمی‌داند و نمی‌خواهد که بداند، سرنوشت خود را به دست سلطه‌گرانی می‌سپارد که برایش شخصیت‌های مقدس می‌تراشند و بزودی با نام همان شخصیت‌ها غارت و قتل‌عامش می‌کنند.

رنج‌های بشری ۴۴: تفرقه میان مردم با آریاانگاری و کورش‌پرستی

فارس‌زبانان ایران ناچارند پیش از آنکه از این دیرتر شود، از آریاانگاران کورش‌پرست و تفرقه‌انداز و تمامیت‌خواه و سرکوبگر و تحقیرگر دوری جویند و بدون تهمت زدن، بدون نصیحت کردن، و بدون تعریف دلخواهانه مفاهیم پایه (که کشور چیست و ملت کدام است)، پای درددل و آلام و رنج‌های اقوام و مردمان گوناگون بنشیند و با اشتیاق به سخن آنان گوش فرا دهند. اگر اینکار با تأخیر بیشتر انجام شود، استعمارگران و کورش‌پرستان به اندازه‌ای به نفرت‌های قومیتی دامن می‌زنند که راه درمان بسیار سخت‌تر خواهد شد و به مسیر گفتگو و همزیستی باز نخواهد گشت.

رنج‌های بشری ۴۳: سربازگیری با کورش‌پرستی

سیاست عنان‌گسیخته‌ای که قصد دارد از کورش امامزاده‌ای معصوم و مدرن بسازد و او را به سرای مقدسات نقدناپذیر سوق دهد، چند هدف را دنبال می‌کند: فریب افکار عمومی و پرورش سربازان آماده جان‌نثاری برای مقاصد جدید استعماری، عَلَم‌کردن مستمسکی جدید برای علاقمندان به پهلوان‌پنبه‌پرستی، برپای کردن دکان کورش‌فروشی، بی‌بها کردن و فراموشانیدن بزرگان و افتخارات راستین ایران‌زمین، نفرت‌پراکنی و گسترش تفرقه میان مردم و اقوام با ظاهرسازی‌های ملی‌گرایانه و ناسیونالیستی، توجیه حمله و تجاوز به کشورهای دیگر در صورت لزوم.

رنج‌های بشری ۳۸: ناسیونالیسم و تنش میان مردم

می‌گویند استعمار از ساختن و پروردن ناسیونالیسم و ملی‌گرایی که موجب همبستگی مردم می‌شود، چه سودی می‌برد؟ اشتباه همین جا است! ناسیونالیسم هرگز موجب همبستگی میان مردم نشده است و نخواهد شد، بلکه همواره موجبات رویارویی و تنش میان انسان‌ها را فراهم کرده است.

رنج‌های بشری ۳۶: تباهی فرهنگ ایران با نام آریا و کورش

امروزه مهمترین وظیفه دوستداران تاریخ و فرهنگ و جامعه ایران، مقاومت و مقابله در برابر موج مخرب و ویرانگری است که با نام آریا و کورش و زرتشت دست به جعل و تباهی و تحریف فرهنگ و یادمان‌های کهن ایران می‌زند و میهن‌دوستی را تبدیل به غلوگویی، تاریخ‌سازی‌، خیال‌پردازی و نفرت‌پراکنی میان مردم کرده است. آسیبی که از این عده به جان فرهنگ و هویت ایران وارد می‌شود، ویرانگرتر از هر عامل دیگری است.

رنج‌های بشری ۳۵: ملی‌گرایی و نفرت‌پراکنی

ملی‌گرایی در ذات خود با برتری‌طلبی و نفرت‌پراکنی همراه است.

رنج‌های بشری ۳۲: ملی‌گرایی و صف‌آرایی میان مردم

ملت هویتی یکدست و یکپارچه نیست که ملت‌گرایی مفهومی یکپارچه داشته باشد و منجر به همبستگی و همگرایی میان تمامی مردم شود. ملی‌گرایی در خوشبینانه‌ترین و غیرفاشیستی‌ترین حالت خود ناچار است تا بر هویت ملی و شاخصه‌های بخشی از مردم تأکید کند و هویت و شاخصه‌های بخش‌های دیگر را نادیده انگارد. به ویژه در کشورها و جوامعی که تنوع و تمایز فرهنگی و زبانی و دینی بیشتری دارند. در نتیجه، شیوع هر نوع گرایش ملی‌گرایانه در هر بخشی از جامعه، منجر به شیوع گرایش‌های متضاد آن در بخش‌های دیگر جامعه و صف‌آرایی مردم در مقابله با یکدیگر خواهد شد.

رنج‌های بشری ۲۴: ظلم انسان به خویشتن با توجیه ظلم سلطه‌گران

ظلمی که انسان با توجیه ظلم سلطه‌گران به خودش می‌کند، غم‌انگیزتر و دردناک‌تر از دیگر ظلم‌هاست.

رنج‌های بشری ۲۰: ناسیونالیسم و رویارویی انسان‌ها

ناسیونالیسم (ملی‌گرایی) انسان‌ها را در کنار یکدیگر قرار نمی‌دهد، بلکه در رویارویی و مقابله با یکدیگر قرار می‌دهد.

رنج‌های بشری ۱۶: پان‌ایرانیسم و تفرقه‌پراکنی

برنامه‌ها و فعالیت‌های فاشیستی- ناسیونالیستی مبتنی بر «پان» (اعم از پان‌ایرانیسم، پان‌ترکیسم و امثال آن) برخلاف معنای لغوی و ظاهری وحدت‌گرایانه‌ای که از آن بر می‌آید، نه تنها موجبات اتحاد و همبستگی مردم را فراهم نکرده است و نخواهد کرد، که در عمل مقدمات تفرقه و نفرت‌‌انگیزی میان مردم را تدارک دیده است. اینگونه فعالیت‌ها که با هدایت و تحریک قدرت‌های استعماری انجام می‌شود، منحصراً در کشورها و جوامع عقب‌افتاده که درک و آگاهی‌های عمومی و متوسط مردم اندک است و راحت‌تر می‌توان از آنان بهره‌کشی کرد، دیده می‌شوند.

رنج‌های بشری ۱۴: تبدیل مفاهیم زبانی به مفاهیم نژادی

تبدیل مفاهیم زبانی «فارس» و «ترک» و مشابه آنها به مفاهیم نژادی/ قومیتی، خدعه‌ای استعماری برای گسست و انشقاق میان مردم و ماهیگیری از آب گل‌آلود بوده است. هر چند که عده‌ای از روی ناآگاهی و روحیه تحریک‌پذیر خود به این تله استعماری افتادند و بر طبل مفاهیم نوساخته آریاانگارنه/ ترک‌انگارانه کوبیدند، اما خیزاب‌های هبستگی و همدلی مردم چنان نیرومند و پرتوان بوده که همه آنها را در میان قلب بزرگ خود گرفته و بلااثر کرده است. رنج‌های هزاران ساله مردم ستم‌کشیده به آنان آموخته است که تنها با دستان در هم فشرده می‌توان تندبادهای مهاجم را پشت سر نهاد.

رنج‌های بشری ۹: ملی‌گرایی و آینده انسان‌ها

به عنوان کسی که بیست سال است در باره ایران و به عشق ایران می‌نویسد، می‌گویم که اگر از همین حالا در برابر فاشیسم هولناکی که با هدایت استعمارگران و با نقاب ملی‌گرایی و آریایی‌گرایی، و یا کورش‌پرستی و ترک‌پرستی جلو می‌آید، مقاومت نشود، آینده شوم دیگری رقم خواهد خورد که هستی انسان‌ها را زیر نام و پرچم جدیدی به باد فنا خواهد داد. […]

رنج‌های بشری ۸: کشورهای پهناور و صلح‌طلبی

نقشه پهناور شاهنشاهی کورش و هخامنشیان با هر ادعایی که سازگاری داشته باشد، با ادعای صلح و حقوق بشر سازگاری ندارد و فقط یک ساده‌دل می‌تواند آنرا باور کند.

رنج‌های بشری ۷: سرنیزه‌ها و مرزهای پهناور

وقتی با افتخار نقشه‌های جغرافیایی سرزمین بزرگ و گسترده هخامنشیان یا ساسانیان یا اعراب یا تاتار و یا مغولان را ترسیم می‌کنیم و بدان می‌نازیم و از پهناوری آن غرق احساس شکوه و جلال فریبنده می‌شویم، لابد به این نکته نیز توجه داریم که آن سرزمین‌ها جز با «نیزه‌ها» و جز با قتل و غارت مردم بینوا و بیگناه تبدیل به پهنه‌های پهناور نشده‌اند. چنانکه داریوش یکم در کتیبه‌های تخت‌جمشید و نقش‌رستم آورده است: «اینها هستند مردمانی که من به نیروی سپاه پارسیان آنها را گرفتم، مردمانی که از من ترسیدند و به من باج دادند» (بند دوم کتیبه پنجم داریوش در تخت‌جمشید) و: «ببین که نیزه مرد پارسی بسی دورتر جای رفته و مرد پارسی بسا دور از پارس جنگیده است» (بند چهارم از کتیبه اول داریوش در نقش‌رستم).

رنج‌های بشری ۲: پیشگفتار

شانه‌های انسان خسته است. خسته از رنجی که هزاران سال است بر پشت خود حمل می‌کند. خسته از تازیانه‌ها و زخم‌هایی که با نام‌های زیبا بر تن نحیفش نشانده‌اند. هزاران سال است که انسان در ایران رنج می‌کشد. هر آن کسی که مدعی بهبود زندگی انسان شده است، تنها بر دردها و رنج‌های او افزوده است. پژوهش‌های ایرانی و مطالعات باستانی برای من هدف نیست، بلکه وسیله است. وسیله‌ای برای شناخت انسان، جوامع انسانی و رنج‌های بشری در دوران گذشته و پی بردن به عواملی که موجبات تغییرات بنیادین در زندگی او را فراهم کرده است. […]

بزرگی ملت، بیماری ملی

اصطلاح «بزرگی ملت» قدمتی یکی- دو قرنی دارد و از زمانی که واژه ملت به عنوان معادلی برای Nation وضع شد، این اصطلاح نیز پیدایش و روایی یافت و تاکنون قابلیت‌های جادویی خود را در تسلط بر عوام حفظ کرده است. «بزرگی ملت» را می‌توان به درستی نمونه‌ای بارز از یک شعار دانست که به فراوانی بر قلم و زبان بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی جاری شده است و می‌شود. شعاری که هدف از آن چیزی نبوده جز جلب و جذب و اغفال توده‌های غافل و دهان‌بین که زبان و کامشان به آب‌نباتی مسموم شیرین می‌شود. شعاری که برای گویندگانش «کم‌خرج» و «پُردرآمد» و برای شنوندگانش «پُرخرج» و «کم‌درآمد» بوده است. […]

میهن‌پرستی شعارگونه به نفع چه کسانیست؟

رویکردهای میهن‌پرستانه و وطن‌دوستی و گرایش به بازشناسی و پیجویی هویت تاریخی در میان بسیاری از مردم و به ویژه جوانان فزونی یافته است. چنین رویکردهایی در ضمن اینکه ارزشمند و دوست‌داشتنی هستند و می‌توانند در جای خود محرک و سازنده باشند، اما ممکن است مخرب و ویرانگر نیز باشند. هویت یک ملت، مجموعه‌ای است از دستاوردهای مادی و معنوی و هر آنچه که از نیاکان به شکل یادمان‌های فرهنگی و خاطره‌های تاریخی به او رسیده است. مجموعه این دستاوردها- خواه زیبا و خواه زشت- هویت مشترک یک ملت را می‌سازند. نادیده گرفتن بخشی از این هویت و هرگونه تغییر و تصرف در آن، چه با زدودن آنچه که به نظر نازیبا می‌آید و چه با یا افزودن آنچه که به نظر زیبا می‌آید، در حکم تباهی هویت تاریخی است. […]

اردشیر و شاپور ریپورتر: عاملان سلطه بریتانیا در ایران

اردشیر جی که بعدها اردشیر جی ریپورتر نامیده شد، عامل ارتباطی و اجرایی برنامه‌های سلطهٔ بریتانیا در ایران، و نیز جاسوس مرموز و مخوف و رئیس سرویس مخفی اطلاعات بریتانیا در ایران بود. او از یک خانواده زرتشتی مقیم هند بود که از سال ۱۲۷۲ یعنی چهار سال قبل از ترور ناصرالدین شاه قاجار تا سال ۱۳۱۲ که در تهران درگذشت، به مدت چهل سال تمام برای انجام وظایفش مقیم ایران بود و نقش فراوانی در بسیاری از ناگواری‌های سیاسی و اجتماعی ایران به عهده داشت. از جملهٔ این رویدادها عبارت بود از انحراف انقلاب مشروطیت از آرمان‌های آغازین آن و نیز جلوگیری از ایجاد حکومت جمهوری که پس از سقوط قاجاریان در برنامه مجلس شورای ملی بود. او همچنین سومین نماینده انجمن زرتشتیان هند در ایران بود. یکی از برنامه‌های اردشیر ریپورتر در ایران، القا و اجرای نظریات نژادپرستانه و کوشش برای ترویج اختلافات قومیتی (و از جمله عرب‌ستیزی، سامی‌ستیزی و ترک‌ستیزی) در میان مردم بود. نام آریا و نژاد آریایی و ادعای موهوم مهاجرت آنان به ایران در زمان او در ایران متداول شد و با اشاره و حمایت او به آثار برخی از نویسندگان راه یافت. کاری که با تأسی به آریایی‌سازی‌های ماکس مولر (زبان‌شناس تبعهٔ بریتانیا و عضو شورای مشاوران ملکه) انجام می‌شد. […]

همبستگی شکوهمند ایرانیان و ناکامی تفرقه‌افکنان

استعمار نو پس از جنگ جهانی اول به اجرای ضرب‌المثلی روی آوردند که ایرانیان با آن بخوبی آشنا بودند: «تفرقه بینداز و حکومت کن». آنان بجای قشون‌کشی و بهره‌گیری از قوای قهریه، روش جدیدی را بکار گرفتند که همانا عبارت بود از ایجاد و گسترش تفرقه و اختلاف‌افکنی در میان مردم، اقوام، ادیان، و اقشار گوناگون. آنان این راه را کم‌هزینه‌تر و سودآورتر تشخیص دادند و به فراوانی و با شگردهای گوناگون آنرا بکار گرفتند. برای اجرای این برنامه، قوای نظامی جای خود را به رسانه‌های استعماری و قوای تبلیغاتی دادند. اکنون امواج رادیوها و رسانه‌های دیگر با همراهی عوامل نفوذی در داخل کشورها بر طبل جدایی و اختلاف می‌کوبیدند تا اقشار گوناگون اجتماع را به جان یکدیگر بیندازند و خود در این آب گل‌آلود در کناری بنشینند، به صید ماهی بپردازند، و جالب‌تر اینکه خود مرجع مشورتی و «حل اختلاف» شوند. […]



web analytics