Skip to content
بایگانی کلیدواژه آثار دیگران

مراسم رونمایی کتاب فرهنگنامه عکس ایران

مراسم رونمایی کتاب فرهنگنامه عکس ایران در روز بیستم اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۲ در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، تالار کارنامه نشر، با شرکت و همراهی گروهی از صاحب‌نظران و پژوهشگران ایران‌شناسی، هنرمندان عکاس، روزنامه‌نگاران و دیگر علاقه‌مندانی که از روی لطف و مهر همیشگی در این مراسم حاضر شده بودند، برگزار شد. در نشست رونمایی از این کتاب، آقایان داریوش مطلبی (کارشناس نشر و اطلاع‌رسانی)، ایرج افشار سیستانی (ایران‌شناس)، نادر کریمیان سردشتی (پژوهشگر فرهنگ‌ها و زبان‌های باستانی) به معرفی و بیان نظرات خود پیرامون این کتاب پرداختند که ضمن تشکر از لطف همه آنان، گزیده‌ای از سخنان ایشان را تا جایی که دوستان در اختیارم نهادند، در ادامه می‌آوردم. همچنین از زحمات کارکنان سرای اهل قلم، خانم نظربلند (مدیر جلسه) و آقای مهدی غفوری (هنرمند و پژوهشگر عکاسی) برای تقبل زحمات و علاقه‌مندی‌های فراوان کمال تشکر را دارم. […]

جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده: پاسخی بر پاسخ

پس از گفتاری که در باره کتاب «جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده» نوشتم، جناب آقای فرشاد فرشید راد (نویسنده محترم آن کتاب) پاسخی بر آن نوشتند و نشانی آنرا همراه با نامه‌ای برای نگارنده فرستادند. ایشان در ضمن پاسخ خود فرمودند که این کتاب را شخصاً برای بنده فرستاده بوده‌اند. از ایشان بخاطر این اشتباه که موجب نادیده گرفتن لطف و محبتشان شد، پوزش می‌خواهم و بخاطر هدیه‌اشان صمیمانه سپاسگزارم. همچنین یادآور می‌شوم که قبلاً مقاله‌ای اهدایی و خواندنی از ایشان را با عنوان «ابوریحان بیرونی، نخستین کاشف قاره آمریکا» در شماره نخست گاهنامه پژوهش‌های ایرانی (چاپ ۱۳۸۰) منتشر کرده بودم و از دقت نظر ایشان بهره‌ها برده بودم.

اما از مطالعه پاسخ آقای فرشیدراد چنین به نظرم رسید که ایشان مطالب نژادپرستانه کتاب خود را عامداً و عالماً برای مقاصد و انگاره‌های نژادپرستی ناسیونالیستی و فاشیستی ننوشته‌اند؛ بلکه خود نادانسته از چنان منابعی استفاده کرده و بدون اینکه سوءنیتی داشته باشند، به دام چنین اشخاصی افتاده‌اند (چنانکه خیلی‌های دیگر و از جمله این نگارنده نیز افتاده‌اند یا افتاده بودند). نام این اشخاص بخصوص در پاسخی که ایشان مرقوم داشته‌اند و در کتاب ذکر کامل و مانعی از آنها نرفته است، دانسته شده است. نام‌های نژادپرستان و وضع‌کنندگان و مبلغین استعماری نژادپرستی و آریاگرایی همچون: ماکس مولر، هلنا بلاواتسکی، ویلیام وارن و برخی رسانه‌های با سابقه استعماری. […]

روشنگری‌های پژوهشگران در برابر آریاگرایی و باستان‌پردازی

دانشمندان و خردمندان هر سرزمینی، چراغ راه نسل امروز و نسل‌های آینده هستند. توجه به سخنان و هشدارها و اندرزهای آنان که متکی به شناخت اجتماعی و تجربه‌های تاریخی است، می‌تواند جوامع بشری را از سیر باطلی که احیاناً در آن گرفتار هستند، برهاند. کسانی که با موج‌هایی از سخنان زیبا و اغواگرانه و مبلغ جهل همراهی می‌کنند، نسل‌های آتی را فدای منافع امروزی خود می‌کنند. اما آنان که خطرات و دام‌های پیش رو را تشخیص می‌دهند و با درک مسئولیت اجتماعی خود آنها را اعلام می‌دارند، منافع بالقوه شخصی را فدای سرافرازی و خوشبختی نسل‌های آینده می‌کنند.

نگارنده با همه توان اندک خود و در سلسله نوشته‌های «رنج‌های بشری»، تا جایی که توانست به پدیده مخرب و ویرانگر و استعماری باستان‌ستایی، آریاگرایی و کورش‌پرستی پرداخت. پدیده‌ای که به نظر می‌رسید دام تازه‌ای برای فریفتن افکار عمومی و گسترش شکل تازه‌ای از یک امامزاده قلابی باشد که برای بسط‌ سلطه‌ای نوین برقرار می‌شود.

در اینجا نمونه‌هایی از تلاش‌های خردمندانه برای مقابله و روشنگری در برابر این موج مخرب را می‌آورم که به گفته استاد جلیل دوستخواه «در میان جوانان کم‌تجربه و ناآگاه» متداول شده و آنان را قربانی خود کرده است. در این میان نمی‌توان یادی از استاد زنده‌یاد دکتر پرویز رجبی نکرد که در زمان حیات خود تلاش وسیعی را برای مقابله با تحریف تاریخ به دست باستان‌پرستان انجام داد و رنج و شکنج فراوانی را متحمل شد. بی‌گمان، همه اینها و تعداد فراوان‌تر دیگر، آغاز راه دشوار مقابله و روشنگری در قبال شکل تازه‌ای از سلطه بر مردم است. سلطه‌گرانی که می‌خواهند چاه عمیق تازه‌ای بر سر راه مردمی بسازند که در حال تلاش برای بیرون آمدن از چاه دیگری هستند.

این گفتارهای آموزنده در حکم «چراغ راه» است. می‌توان بدان‌ها بی‌توجه بود و آنها را با دمیدنی از روی تعصب و غفلت خاموش کرد و به چرخه مکرر تاریکی‌ها و نابسامانی‌ها فرصت تکرار داد؛ و می‌توان بدان‌ها توجه کرد و از این چرخه بی‌حاصل و ویرانگر به آینده‌ای روشن رهنمون شد. […]

نقدی خواندنی بر رنج‌های بشری

دوست ارجمندم آقای ساسان فاموری نقدی بر چند بخش از رنج‌های بشری نوشته و برای نگارنده فرستاده‌اند. این نقد با دقت و تیزنگری عالمانه نوشته شده و در مواردی قابل اعتنا و اتکا هستند. در موارد متعددی نیز نادرست و خلط مبحث هستند که بعدها بدان‌ها خواهم پرداخت. نقد آقای فاموری را به عنوان نمونه شاخصی از یک نقد منصفانه که می‌تواند موجب تسریع دستیابی به واقعیت‌های تاریخی شود در اینجا منتشر می‌کنم تا همه خوانندگان از آن برخوردار و بهره‌مند باشند و انگیزه‌ای باشد برای علاقه‌مندان دیگری که به نقد یا تحلیل رنج‌های بشری روی آورند. […]

آرش کمانگیر

سروده آرش کمانگیر از زنده‌یاد سیاوش کسرایی، از باشکوه‌ترین حماسه‌هایی است که به زبان فارسی سروده شده است. این حماسه دل‌انگیز که پاک‌ترین و شریف‌ترین احساسات بشری و تعلقات انسانی را خود جای داده، در اسفندماه سال ۱۳۳۷ پدید آمد و تاکنون کمتر سرودی توانسته است اینچنین در جان و دل جوانان راه جوید و در طی نسل‌های متمادی زنده و جاودان بماند. آرش کمانگیر با اینکه حماسه‌ای باشکوه و سرشار از ناب‌ترین لحظه‌های از خودگذشتگی برای نوع بشر است، اما کمترین اشاره‌ای به خشونت‌ورزی و نژادپرستی و تحقیر دیگران در خود ندارد. آرش کمانگیر برای بسیاری از جوانان ایران‌زمین تداعی‌کننده روزهایی پرخاطره و تکرارنشدنی است. هر کدام از آنان، آرش کمانگیر را با بخشی از روزگار جوانی و آرمان‌ها و خاطرات خود وابسته و پیوسته می‌دانند. نگارنده در زمستان سال ۱۳۸۰ این سرود را به مناسبتی خوانده بود که اکنون فایل صوتی آنرا در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد. بیاد روزهای خوب و پرخاطره‌ای که در حدود سال‌های ۱۳۵۸ در کوهستان‌های دربند سپری شد. بیاد همه آن دوستانی که امروزه جز خاطره‌ای شیرین از آنان برجای نمانده است. دوستانی که در مه و ابهام کوهستان‌ها و زمستان‌های سرد و یخ‌زده، آرش را همسُرایی می‌کردند. و تقدیم به دوست نازنینی که شور و اشتیاق او موجب انتشار این فایل صوتی قدیمی شد. […]

درگذشت استاد رجبی و نامه‌ای از دوستی عزیز

در چند روز گذشته نامه‌ها و پیام‌های زیادی از سوی دوستان دیده و نادیده به دستم رسید. دوستانی که افتخار داده بودند و مرا در غم خود، در غم از دست دادن استاد پرویز رجبی شریک دانسته بودند. ضمن ابراز همدردی با همه آن دوستان بزرگوار، متن نامه‌ها را در اختیار بازماندگان آن زنده‌یاد قرار می‌دهم تا از آنها در یادنامه‌هایی که تعدادی از نشریات در دست تهیه و انتشار دارند، استفاده شود. در زیر یکی از آن نامه‌های پرشور وحسرت‌برانگیز را بیاد آن مرد بزرگ، آن «مردی که قلمش را به دروغ نفروخت» در اختیار دیگر دوستان می‌گذارم […]

سخن استادان در باره زمان درست جشن‌های ایرانی

جشن اسفندگان یا سپندارمذگان برابر است با پنجمین روز از ماه اسفند در همه گاهشماری‌های ایرانی. در باره وجود دوگانگی‌ها باید گفت که جشن‌ها و فاصله‌های میان آنها در متون کهن ایرانی دارای تعریف و اندازه‌های مشخصی است که به مانند دانه‌های یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست کل این رشته خواهد شد. چنانکه در منابع ایرانی آمده است، جشن سده ۴۰ روز پس از شب یلدا یا چله، و ۱۰۰ روز پس از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده ۲۵ روز پیش از جشن اسفندگان است. این اندازه‌ها و فاصله‌های تعریف شده در متون و منابع کهن ایرانی، تنها با گاهشماری با ماه‌های سی و یک روزه (مبدأ هجری شمسی فعلی) مطابق است؛ ولی با کتابچه‌ای نوساخته که در چند سال اخیر در ایران با نام سالنمای دینی زرتشتیان چاپ می‌شود، مطابقت پیدا نمی‌کند. چرا که در این کتابچه، فاصله ۱۰۰ روزه از اول آبان تا جشن سده به ۱۰۶ روز، فاصله ۴۰ روزه شب یلدا تا جشن سده به ۴۶ روز، و فاصله ۲۵ روزه جشن سده تا اسفندگان به ۱۹ روز رسیده است. این فاصله‌ها با هیچکدام از اسناد و منابع و تاریخ‌نامه‌های ایرانی هماهنگی ندارد. از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه ۳۰ آذر، جشن سده در ۱۰ بهمن و جشن اسفندگان در ۵ اسفند است. با توجه به نظر همه این استادان لازم است که ترتیبی دهیم تا از ناهماهنگی و آشفتگی‌های فعلی دست کشیده شود و همه جشن‌ها مطابق با گاهشماری رسمی ایران که شکل تکامل یافته گاهشماری یزدگردی و در ایران و همه جهان شناخته شده است، برگزار شود. […]

گفتاری از استاد دوستخواه: پیوستی بر شاهنامه خودساخته جنیدی

پس از نقدهای پیشین بر شیوهٔ ذوقی و غیرعلمی آقای فریدون جنیدی در گزارش شاهنامه، آقای دکتر جلیل دوستخواه- پژوهشگر اوستا و شاهنامه- در گفتاری خرده‌گیرانه، به چنین رویه‌ها و رویکردهایی معترض شده‌اند.

امروزه تصحیح کامل و بدون نقص یک متن کهن و آگاهی از چگونگی نسخه اصلی و دست‌نخوردهٔ آن، به کلی غیرممکن یا بسیار دور از دسترس است. علت این تیرگی و تباهی، یورش اسکندر و عرب و مغول نیست، بلکه در این است که قدر آنچه را که داشته‌ایم، ندانسته‌ایم و با درک نکردن نوشته‌های پیشینیان و دخالت‌ دادنِ مغرورانهٔ ذوق و سلیقه شخصی، آنها را تبدیل کردیم به آنچه که «دوست می‌داشته‌ایم باشند» و نه آنچه که در اصل «بوده‌اند». با چنین رویکردی بوده که هر آنچه را که درک نمی‌کرده‌ایم و یا مطابق با میل و سلیقه و باورهای ما نبوده‌اند را به کناری انداخته‌ایم و هر آنچه را که مطابق با میل و پیش‌فرض‌های ذهنی ما بوده است، بدان داخل کرده‌ایم.

جای دریغ و افسوس است که پس از کوشش‌های گرانقدر و ارجمندانه پژوهشگرانی پرشمار و ویرایش‌هایی معتبر و متکی به اسناد و نسخه‌های خطی، بار دیگر و به مانند کاتبان و رونوشت‌کنندگان سده‌های پیشین، به مرحله کتابت ذوقی و افزوده‌های ساختگی و دلخواهانه بازگردیم و این «گنج شایگان» تاریخ و ادب و فرهنگ و تمدن ایرانی را قربانی ذوق و سلیقه ناآگاهانه و منیّت‌های مغرورانه خود کنیم و حتی به مانند آقای جنیدی، افزوده‌های خود به شاهنامه را «جایزه فردوسی به خودم» بنامیم. […]

شاهنامه خودساخته فریدون جنیدی

پیش از این در باره شیوه ذوقی و غیرعلمی آقای فریدون جنیدی و آسیب‌ها و تحریف‌هایی که به شاهنامه فردوسی وارد آورده‌اند، گفتاری به نام «نقدی بر استنباط‌های نجومی آقای فریدون جنیدی و بکارگیری آنها در حذف بیت‌های شاهنامه» نوشته بودم که در رسانه‌های گوناگون و از جمله در روزنامه اعتماد منتشر شده بود. در آن گفتار نمونه‌هایی از استنباط‌های نادرست ایشان که منجر به الحاقی‌دانستن دو سوم بیت‌های شاهنامه (قریب چهل هزار بیت) از شاهنامه شده بود و نیز اینکه بخود اجازه داده‌اند هر واژهٔ دلخواهی را به سخن فردوسی بیفزایند، نشان داده بودم. آقای جنیدی که در آن هنگام دانش خود را برابر با دانش بیست و پنج استاد متخصص در بیست و پنج رشته مختلف می‌دانستند، اکنون در پیشگفتار شاهنامهٔ خودساخته‌اشان، خود را تحت یاری و حمایت «جهان مینوی» (= امدادهای غیبی) نیز دانسته‌‌اند.

چون نقد من بر سخنان ایشان نه از دید یک شاهنامه‌پژوه، که تنها برای یادآوری ادعاهای نادرستِ نجومی انجام پذیرفت، همواره منتظر بودم تا از نظر یک شاهنامه‌شناس آگاهی یابم. خوشبختانه در روز گذشته استاد ابوالفضل خطیبی- شاهنامه‌شناس‌ و پژوهشگر شاهنامه و ادبیات فارسی- نقدی در وبلاگ خود با نام «تصوری دیگر از شاهنامه» نوشتند که با سپاسگزاری از ایشان، آنرا در اینجا نیز بازنشر می‌دهم. […]

خویدوده: ازدواج با محارم در دین زرتشتی

امروزه برخی از کسانی که رویدادهای روزگاران باستان را بنا به ذوق و سلیقه بازگو می‌کنند و داده‌های تاریخی و متون کهن را به یکسو می‌نهند، چنین وانمود می‌کنند که «ثنویت» و «ازدواج با محارم» هیچگاه در میان زرتشتیان واقعیت نداشته و «تهمتی» بوده که از روی عناد بازگو شده است. از سوی دیگر، سخنان و ادعاهایی را به مزدکیان و باورهای خرمدینی منسوب می‌دارند که با منابع تاریخی پشتیبانی نمی‌شوند. نگارنده پیش از این در چند گفتار با نام‌های «آیین مزدک به روایت دینکرد- تنها متن بازمانده از گفتگوی زرتشتیان با روحانیت زرتشتی»، «حقوق زنان در عصر ساسانی»، «انتشار مأخذی مهم در زمینه ثنویت زرتشتی» و «تقویم نوساختهٔ موسوم به سالنمای دینی زرتشتیان» به کوتاهی نمونه‌هایی از جعل و تحریف در داده‌های تاریخی و تعبیر و تفسیرهای ذوقی و دلخواهانه بجای پژوهش‌های استوار و متکی بر اسناد و منابع را نشان داده است. با توجه به مأخذهای یادشده در گفتارهای بالا آشکار است که آنچه در باره مزدکیان گفته شده، در اصل در میان زرتشتیان روایی داشته و سپس به مزدکیان منسوب شده است. ادامه »

نگاهی دیگر بر دشواری‌های تاریخی گاهشماری ایرانی

در سال گذشته به ابتکار آقای دکتر جلیل دوستخواه، گفتگوهایی میان من و آقای دکتر محمد حیدری ملایری، اخترفیزیکدان رصدخانه پاریس، در زمینه بنیادهای سنجشی گاهشماری ایرانی آغاز شد که از نقد ایشان بر شیوه سنجش این نگارنده از لحظه آغاز سال ایرانی و نصف‌النهار مفروض آن، سرچشمه می‌گرفت. از آنجا که نامه‌های ایشان به […]

متن کامل دفاعیات خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان

بیاد مردانی که «برای جانشان چانه نزدند» مطیوعات روز پنجم بهمن‌ماه سال ۱۳۵۲ خبر دادند که دو روز پیش خسرو گلسرخی و یارانش در یک دادگاه نظامی محاکمه شده و به همراه کرامت‌الله دانشیان به اعدام محکوم شده‌ است. این حکم در بامداد روز ۲۹ بهمن همان سال در میدان تیر پارک جنگلی چیتگر، در […]



web analytics