Skip to content
بایگانی کلیدواژه آثار دیگران

آرش کمانگیر (نسخه شنودنی)

سروده آرش کمانگیر از زنده‌یاد سیاوش کسرایی، شاید باشکوه‌ترین حماسه‌ای باشد که به زبان فارسی سروده شده است. این حماسه دل‌انگیز که پاک‌ترین و شریف‌ترین احساسات بشری و تعلقات انسانی را خود جای داده، در اسفندماه سال 1337 پدید آمد و تاکنون کمتر سرودی توانسته است اینچنین در جان و دل جوانان راه جوید و در طی نسل‌های متمادی زنده و جاودان بماند. آرش کمانگیر با اینکه حماسه‌ای باشکوه و سرشار از ناب‌ترین لحظه‌های از خودگذشتگی برای نوع بشر است، اما کمترین اشاره‌ای به خشونت‌ورزی و نژادپرستی و تحقیر دیگران در خود ندارد. آرش کمانگیر برای بسیاری از جوانان ایران‌زمین تداعی‌کننده روزهایی پرخاطره و تکرارنشدنی است. هر کدام از آنان، آرش کمانگیر را با بخشی از روزگار جوانی و آرمان‌ها و خاطرات خود وابسته و پیوسته می‌دانند. نگارنده در زمستان سال 1380 این سرود را به مناسبتی خوانده بود که اکنون فایل صوتی آنرا در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد. بیاد روزهای خوب و پرخاطره‌ای که در حدود سال‌های 1358 در کوهستان‌های دربند سپری شد. بیاد همه آن دوستانی که امروزه جز خاطره‌ای شیرین از آنان برجای نمانده است. دوستانی که در مه و ابهام کوهستان‌ها و زمستان‌های سرد و یخ‌زده، آرش را همسُرایی می‌کردند. و تقدیم به دوست نازنینی که شور و اشتیاق او موجب انتشار این فایل صوتی قدیمی شد. [...]


نامه‌ای از دوستی عزیز

در چند روز گذشته نامه‌ها و پیام‌های زیادی از سوی دوستان دیده و نادیده به دستم رسید. دوستانی که افتخار داده بودند و مرا در غم خود، در غم از دست دادن استاد پرویز رجبی شریک دانسته بودند. ضمن ابراز همدردی با همه آن دوستان بزرگوار، متن نامه‌ها را در اختیار بازماندگان آن زنده‌یاد قرار می‌دهم تا از آنها در یادنامه‌هایی که تعدادی از نشریات در دست تهیه و انتشار دارند، استفاده شود. در زیر یکی از آن نامه‌های پرشور وحسرت‌برانگیز را بیاد آن مرد بزرگ، آن «مردی که قلمش را به دروغ نفروخت» در اختیار دیگر دوستان می‌گذارم [...]


نمونه‌ای خواندنی و شاهکاری ماندگار از چماقداری ملی‌گرایانه

ویرایش دوم با افزوده‌های نویافته و جالب‌تر! در این اواخر بارها از چماقداران به ظاهر ملی‌گرا و میهن‌پرست که دارند جای اسلاف خود را می‌گیرند، برای آیندهٔ جامعه ابراز نگرانی کرده بودم؛ و اینکه این عده نیز اگر دستشان برسد و امکانش را داشته باشند، هیچ باکی از تخریب دگراندیشان و سرکوب مخالفان ندارند. ولی با اسمی جدید و رسمی نوین. سرکوب و قتل‌عام با نام کورش و داریوش و به آرمان سربلندی میهن و نژاد پاک آریا. به نام راستی و پاکی و نژادگی. میگویند «آفتاب آمد دلیل آفتاب». این مطالبی است که پس از چند نوشته و مصاحبهٔ انتقادی اخیرم و نیز دو روز پس از نامه سرگشاده‌ به رئیس سازمان میراث فرهنگی منتشر شده و نسخه‌ای از آنها به دست من هم رسیده است. نمونه ای از روش سرکوب مبتنی بر پرونده‌سازی، تخریب و ترور شخصیت. نگارندهٔ این مطلب برخلاف آن پهلوانان شاهنامه- که از آنان یاد کرده- خود را پشت نام‌های مخفی «شهریور» و «سوشیانت مزدیسنا» پنهان کرده تا زشتی کارهای خود را در پس نقاب و روبنده‌ای از چشم عموم بپوشاند و خنجری از پشت بزند. غافل از آنکه در دنیای گسترده ارتباطات امروز، هیچ نام مخفی و لباس مبدلی بیش از چند صباحی مجهول نمی‌ماند و هویت‌های راستین و چهره‌های بی‌نقاب را بر اسب تیزپای اینترنت به سراسر جهان می‌رساند. [...]


اندکی در باره آموزش ساخت سایت و راهنمای وبلاگ نویسی

این گفتار را مدت‌ها پیش خانم بخشایش برایم نوشته بود. از آنجا که گمان می‌دهم به کار علاقه‌مندان دیگری نیز بیاید آنرا با اندکی ویرایش و اصلاح جملات در اینجا می‌آورم: ۱- اگر می‌خواهید از سرویس‌های رایگان وب‌نویسی استفاده کنید که مجهز به خروجی xml و نسخه‌های پشتیبان معتبر و قابل اتکا باشند، از زبان [...]


سخن استادان در باره زمان درست جشن های ایرانی

دو سال پیش، خانه انسان شناسی ایران و خبرگزاری میراث فرهنگی گزارشی با عنوان «نظر تعدادی از استادان ایران شناس در باره زمان درست جشن اسفندگان» منتشر کردند که بارها در نوشته‌های گوناگون خود به آنها استناد کرده‌ و پیوند داده‌ام. با اینکه معمولاً نوشته‌های منتشر شدهٔ دیگران را در وبلاگ نمی‌گذارم و اینکار را [...]