Skip to content
بایگانی کلیدواژه تخت‌جمشید

نامه سرگشاده یکصد تن از علاقه‌مندان تاریخ و میراث فرهنگی ایران

چندی پیش آقای سید حمید فهیمی مدعی شد که در سال 1378 مقاله‌ای «ایران‌ستیزانه» از این نگارنده در روزنامه آفتاب امروز منتشر شد و ایشان پاسخی «از سر مهر و عشق به فرهنگ ایران» به آن مقاله دادند. در حالی که واقعیت درست برعکس ادعای عجیب و باب روز ایشان بود. چرا که مقاله من چکیده‌ای از بخش نخست کتاب تخت‌جمشید بود و در آن به دلایل و شواهدی پرداخته بودم که تخت‌جمشید نوعی انجمن همپُرسگی ملی و نهادی شورایی در زمان خود بوده است. اما ایشان ضمن رد و تحریف سخنان من، ادعاهای دیگری را مطرح کرده بودند و از جمله تخت‌جمشید را پایگاه داریوش برای سرکوب مخالفان دانسته بودند. [...]


هیچکس را توان مشابه‌سازی تخت‌جمشید و پاسارگاد نیست

افتادن از این سوی بام و یا آن سوی بام، عادت دیرینه ما ایرانیان و عموم کشورهای عقب‌افتاده است. و اصولاً این عادت نه تنها نشانه عقب‌ماندگیِ ما، که از عوامل ایجاد آن نیز هست. تاریخ و باستان‌شناسی در سرشت خود قابلیت بهره‌گیری برای مقاصد سیاسی و ایدئولوژیکی و نزاع قدرت را دارا هستند و در نتیجه واقعیت‌های تاریخی و داده‌های باستان‌شناختی قربانی منافع و مصالح روزمره اشخاص، احزاب و گرایش‌های گوناگون می‌شوند. نمونه‌ای از چنین سوءاستفاده‌ها، عبارت بود از گرایش احساساتی و عوام‌گرایانهٔ بخشی از دولت نهم که نمونه‌های مشابه آن در سده اخیر به فراوانی دیده شده بود. دامنه این تحریکات و بهره‌برداری سیاسی از کورش و هخامنشیان به اندازه‌ای رو به گسترش نهاد که نگارنده نیز بارها نقدها و اعتراض‌هایی در مورد آن نوشت و نگرانی خود را در مطالب متعددی بیان داشت. [...]


نخود سیاهی به نام خطر رطوبت برای تخت‌جمشید

در باره پرسش شما مبنی بر انتشار گسترده اخباری پیرامون خطر افزایش رطوبت برای تخت‌جمشید باید عرض کنم که چنین اخباری در این اواخر بصورت مسلسل و زمان‌بندی شده و با عکس‌های دستکاری‌شده در وب‌سایت‌های دولتی یا شبه‌دولتی برای مقاصدی بخصوص منتشر می‌شود. عامه مردم نیز به این گونه اخبار جنجالی و پرهیجان که شبیه صفحه حوادث روزنامه‌هاست، علاقه دارند و خیلی سریع آنها را باور می‌کنند. چنانکه ادعاهایی مثل کشف دایناسور در مشگین‌شهر، کشف ارتش کمبوجیه در مصر، کشف مومیایی پادشاهی در کردستان، آبگرفتگی آرامگاه کورش در پاسارگاد و مشابه اینها را باور کرده بودند. عده‌ای از مردم از این اخبار دچار نگرانی یا هیجان‌زدگی می‌شوند و آنرا در جاهای دیگر منتشر می‌کنند. کاری که خواست همان طراحان اصلی خبر بوده است. چنین ادعایی که رطوبت در حال تخریب تخت‌جمشید است، به شکل فعلی‌اش ادعای نادرستی است که برای گمراه کردن افکار عمومی و رویگردانی او از معضلات جدی‌تر و مهم‌تر بیان می‌شود. [...]


بدون شرح!

به تازگی یک عکس از طریق رسانه‌های دولتی منتشر شده که آب باران در گوشه‌ای از تخت‌جمشید جمع شده است. مسئولان خیلی ذیصلاح هم گفته‌اند که ما نیاز به «بودجه فوری» داریم چرا که عنقریب است تخت‌جمشید کلاً و جزئاً تخریب شود و از صحیفه گیتی محو گردد. عده‌ای هم مثل همیشه بجای اینکه خطرات واقعی و مخفی نگاه داشته شده را بشناسند، نگران آب باران شده‌اند. برای مسئلهٔ «بودجه فوری» راه‌حلی ندارم، ولی برای رفع آن نگرانی هولناک از آب باران دو راه‌حل سخت و آسان سراغ دارم. راه‌حل سخت اینکه روی کل کشور ایران را سقف بزنند تا دیگر این باران کذایی (لعنت‌الله علیه) روی هیچ اثر باستانی نبارد (چنانکه در این چند هزار سال اخیر نباریده). راه‌حل آسان هم اینکه، کسانی که واقعاً نگران هستند، نفری یک سطل بردارند و بروند دست به دست کنند و آب‌ها را خالی کنند. یکی دو ساعت بیشتر طول نمی‌کشد.


آرزونامه مشهور داریوش‌شاه در تخت‌جمشید

فراوانی کتیبه‌های بازمانده از داریوش بزرگ (یکم) هخامنشی به تنهایی بیش از مجموع کتیبه‌های دیگر پادشاهان ایران است. همچنین داریوش بزرگ را می‌توان به سبب نگاشتن کتیبه بزرگ و تاریخی بیسْتون، کهن‌ترین تاریخ‌نویسِ شناخته‌شده ایرانی دانست. در بیرون از محوطه اصلی تخت‌جمشید و بر بدنه سنگیِ جبهه جنوبی آن (جایی که در زمان داریوش قرار بوده در ورودی اصلی تخت‌جمشید باشد)، چهار سنگ‌نبشته در کنار یکدیگر جای دارند که همگی به فرمان او نگاشته شده‌اند. نخستین سنگ‌نبشته از سمت چپ (DPd) به خط و زبان فارسی باستان، دومین سنگ‌نبشته (DPe) نیز به خط و زبان فارسی باستان، سومین سنگ‌نبشته (DPf) به خط و زبان عیلامی و چهارمین سنگ‌نبشته (DPg) به خط و زبان اَکَدی (بابلی نو) هستند. هر چهار سنگ‌نبشته، چهار متن مستقل و متفاوت هستند و هیچکدام ترجمه دیگری نیست. [...]