Skip to content
بایگانی کلیدواژه اعتراض

باستان‌شناسی تقلب و موانع دستیابی به واقعیت‌های تاریخی

ایران در آتش جعل و تقلب می‌سوزد. این سوختن را اگر ما درک نکنیم و بدان توجه نکنیم، فرزندان ما و نسل‌های آینده آنرا درک خواهند کرد و رنجش را خواهند کشید.

تاریخ تقلبی نه تنها کمکی به آموختن از گذشته برای ساختن آینده بهتر نمی‌کند، که موجب گمراهی نسل‌های حال و آینده و تکرار اشتباهات و مصائب قبلی و چرخه مکرر «راه‌های رفته» می‌گردد.

عامل مهمی که در سده اخیر مطالعات تاریخی و باستانی را با مشکلات و معضلات عدیده‌ای مواجه کرده، وجود انبوهی از جعل‌ها، تحریف‌ها و تقلب‌ها است که تمامی متعلقات ایران و نواحی مجاور را از صدر تا ذیل در بر گرفته است: تحریف گزاره‌ها و داده‌های تاریخی، دستکاری در اسناد و منابع و متون ادبی و جغرافیایی، ترجمه عامدانه ناصحیح از کتیبه‌ها و متون کهن، تصرف در نام‌ها و هویت آثار باستانی، ساخت و تبلیغ اشیای شبه‌باستانی تقلبی، وضع مناسبت‌های تقویمی نوساخته و نوپدید، و بسیاری موارد گوناگون و مشابه دیگر که امکان دستیابی به واقعیت‌های مسلم و بلاتردید را بسیار مشکل کرده است. […]

ظرف سنگی تقلبی در کاوش‌های باستان‌شناسی جاجرم و کاخ کورش در نزدیکی تخت‌جمشید

هیئت حفریات باستان‌شناسی که در محوطه چلو در پنجاه کیلومتری شمال شرقی جاجرم مشغول به کاوش هستند، با دعوت از خبرنگاران و رسانه‌ها، اطلاعات و عکس‌ها و اشیایی را در معرض دید آنان قرار داده‌اند. یکی از این اشیاء که عکس‌های متعدد آنرا خبرگزاری ایرنا و رسانه‌های متعدد دیگری منتشر کرده‌اند، ظرف سنگی منقوشی است که ادعا شده متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد است. اما این ظرف قدمتی در حدود ۵۰ تا ۱۰۰ سال و نقوش عقرب و اژدهای حک شده بر بدنه آن قدمتی در حدود چند روز دارد. نقوشی که تقلیدی ناشیانه از نقش و نگار مارهای چنبره زده بر ظروف سنگی جیرفت و تمدن هلیل‌رود است. […]

شخصیت تقلبی جدید: یوتاب یا سردار زن هخامنشی و خواهر آریوبرزن

به تازگی ادعا می‌شود که در ایران عصر هخامنشی یک سردار زن شجاع وجود داشته که خواهر آریوبرزن بوده و چنین و چنان از خود شجاعت نشان داده است. عده دیگری نیز او را ملقب به «یوتاب شیرزن بختیاری» کرده‌اند! چنین شخصی وجود خارجی ندارد و در هیچیک از اسناد و مدارک تاریخی نامی از او نیامده است. یوتاب از آخرین ساخته‌های کارخانه جعل و تقلب کورش‌پرستان است.

ثبت بازی چوگان در یونسکو و شلوغ‌کاری‌های دوباره ما

به راه انداختن داد و فغان و جیغ و ناله عادت همیشگی اشخاص و بخصوص مسئولانی است که از انجام دادن کار مفید و سازنده ناتوان هستند و می‌خواهند این ناتوانی را با شلوغ‌کاری و مظلوم‌نمایی و «من آنم که رستم بود نامم» جبران کنند. آنانی که می‌خواهند کم‌کاری‌های خود را پشت نقاب اعتراض‌های بی‌پایان و همیشگی پنهان کنند. عده‌ای تمامیت‌خواه خودشیفته و پرمدعا دچار چنین توهمی شده‌اند که انگاری مرزهای فعلی کشوری به نام ایران در میلیاردها سال پیش و به هنگام شکل‌گیری منظومه شمسی پی‌ریزی شده و سند شش دانگ هر چیزی که در آن هست از اصل و اساس و از آغاز خلقت کائنات به نام آنان منگوله‌دار شده است. […]

جلوی پیشروی نژادپرستی آریاگرایانه و فاشیسم کورش‌پرستانه را بگیرید

ای زعما و بزرگان قوم! جلوی پیشروی نژادپرستی آریاگرایانه و فاشیسم خطرناک کورش‌پرستانه‌ای را بگیرید که بطرزی نگران کننده و با گفتارها و رفتارهای عده‌ای از صاحب‌منصبان دولتی و قضایی در جان جامعه ریشه می‌دواند و انواع دیگری از نژادپرستی و نفرت‌پراکنی میان مردم را با خود به همراه می‌آورد. جلوی تحرکات ضدبشری‌ای را بگیرید که در دولت دهم و با «مردم‌فریبی» انگلیسی منشور کورش قلابی آغاز شد و اکنون پس از «دولت‌فریبی» آمریکایی شیردال قلابی به بیان ادعاهای نژادپرستانه و کشورگشایانه و داعیه تجدید مرزهای ایران بزرگ با الگو گرفتن از کوروش بزرگ رسیده که به نام آقای علی معلم دامغانی در مقام ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران منتشر شده و شاید به تأسی از بیانات ناصحیح منتسب شده به ریاست بنیاد ایران‌شناسی (و بیانات ناصحیح بعدی معاونت اقوام دولت یازدهم) بوده باشد که کشورگشایی‌ها و تجاوزگری‌های کورش را «جهاد فرهنگی برای گسترش توحید» دانسته بودند. نگذارید آینده فرزندان این میهن ستم‌کشیده که هزاران سال بود با انواعی از رنج‌ها و شکنج‌ها دست و پنجه نرم می‌کرد، بار دیگر و با تحریکات نوین و سابقه‌دار استعماری، و در جهت منافع سرمایه‌داری سلطه‌جوی بین‌المللی، به کام نفرت‌پراکنان میان مردم و به میدانگاه خشونت‌ورزانی تبدیل شود که در جامه فرهنگ و تاریخ و باستان‌شناسی و مذهب و حتی در شکلی از اسلام‌گرایی در حال دگردیسی به باستان‌گرایی فرو شده‌اند. نگران آینده‌ای سخت تیره و تار هستم که با نادیده گرفتن همبستگی‌ها و پیوندهای فرهنگی مردمان و نیز با ممانعت از چاپ کتاب رنج‌های بشری تشدید می‌شود و روشنگری در قبال آنرا وظیفه‌ اجتماعی تمامی انسان‌های دوستدار صلح و همزیستی بشریت می‌دانم. نگذارید آنچه ناسیونالیست‌های ملی‌گرای خونریز در بالکان و قفقاز و آناتولی و بین‌النهرین و آسیای غربی به عمل آوردند، به ایران برسد و مردم مهرورز و زجرکشیده ما را با نسل‌کشی‌های تازه به کام خویش برد. نگذارید ای بزرگان قوم.

توصیه‌هایی برای علاقه‌مندان به باستان‌شناسی

هیچگاه با کلاس‌های کنکور همکاری نداشته‌ام. چرا که سازوکار کنکور و کلاس‌ها و کتاب‌های آنرا که هم شاگردان نگون‌بخت و هم آموزگاران ناچار را به کام خود کشیده است، دلالی دانش قلابی، بهره‌کشی از نسل جوان، و کسب‌وکاری ناسالم و ویرانگر می‌دانم. به همان ناسالمی خرید و فروش مواد مخدر و دلالی انسان. آن دلال‌هایی که جوانان آینده‌ساز جامعه و استادان فرهیخته را به چشم منبعی برای بهره بردن و طعمه‌هایی برای غارت کردن نگاه می‌کنند، نمی‌توانند نه به علم دلبستگی داشته باشند، نه به فرهنگ، نه به آینده جامعه، و نه حتی به انسانیت. همین دلال‌ها هستند که کارشان حتی با اعلام نتایج کنکور هم تمام نمی‌شود، بلکه پس از آن نیز طعمه‌های خود را تشویق می‌کنند تا به منظور نگارش مقاله برای مجلات داخلی و خارجی، و نیز پایان‌نامه تحصیلی به آنان رجوع کنند و سفارش کار بدهند. سفارش تولید علم قلابی و مدرک قلابی که می‌تواند همچون هر فساد دیگری، کشور و جامعه‌ای را به تباهی بکشد. این دلال‌ها الزاماً اشخاصی خارج از محیط دانشگاه‌ها نیستند. دانشگاه‌های ما با چنین رویه‌ای تبدیل به مراکز رسمی صدور مدارک تحصیلی قلابی و فارغ‌التحصیلان بیسواد شده‌اند.

اما با این حال هرساله و در فصل کنکور و انتخاب رشته، طرف مشورت عده‌ای از دوستان و نزدیکان قرار می‌گیرم. در این مواقع اگر کسی علاقه‌ای به رشته باستان‌شناسی و یا دیگر رشته‌های مرتبط با مطالعات باستانی داشته باشد، با توصیه‌هایی او را از اینکار برحذر می‌دارم. خلاصه این توصیه‌ها را در اینجا می‌نویسم، شاید کسی را بکار آمد […]

رنج‌های بشری 255: وظیفه همگانی در قبال بهره‌کشی از توده‌ها

وظیفه اجتماعی و انسانی هر کس است که در حد توان و اطلاعات خود در قبال رنج‌های بشری و فریب و بهره‌کشی از توده‌ها و هرگونه عمل ضدبشری مقابله و مبارزه و روشنگری کند. سکوت و بی‌تفاوتی در حکم موافقت و یا رضایت ضمنی است. رضایتی که موجب تباهی جامعه، ظلم به بشریت و ظلم به نسل‌های آتی خواهد شد. بر همین اساس، نگارنده نیز وظیفه خود می‌داند تا در قبال گسترش سازماندهی‌شده جعل و جهل و تحریف تاریخ و فریب توده‌ها که برای مقاصد ناسیونالیستی و نژادپرستیِ آریاانگارنه و کورش‌پرستانه و برای توجیه سلطه هخامنشیان و زرتشتیان ساسانی انجام می‌شود و قصد بسط و استقرار سلطه استعماری نوینی را در سر دارد، در حد توان خود دست به روشنگری و مبارزه بزند. واقعیت‌های تاریخی را می‌باید بدون واهمه و بدون رعایت منافع این یا آن بیان کرد و آنها را به هیچ قیمتی و تحت هیچ شرایطی سانسور و لاپوشانی نکرد. پنهان کردن یا توجیه واقعیت‌های تاریخی موجب تجربه نیاموختن نسل‌های حال و آینده، و تکرار آنچه خواهد شد که در طول تاریخ موجبات تباهی و رنج و شکنج انسان را فراهم کرده است. […]

ادعای گم شدن هزاران سند در میراث فرهنگی: زمینه‌سازی برای گم‌شدن‌های جدید؟

از گفتگو با آقای آبتین صدر در رادیو فردا: اخیراً ادعا شده که سال‌ها پیش و در زمان دولت دهم هزاران سند و کتاب و امثال آن در سازمان میراث فرهنگی «مفقود» شده یا «فروخته» شده است. همچنین ادعا شده که خریدار آنها، کتابفروشی شهرکتاب نیاوران (به مدیریت آقای محمد زهرایی مدیر انتشارات کارنامه) بوده است. از چگونگی نقل مدعی این ادعا به روشنی دریافته می‌شود که خود در این مفقود شدن‌ها و معامله‌ها دست داشته و یا از آنها خبر داشته است. به گمان نگارنده، چنین ادعایی (با توجه به زمان بیان آن) می‌تواند مصداق ضرب‌المثل فارسی «شریک دزد و رفیق قافله» باشد. عده‌ای در زمان همان دولت و بلایی که بر سر سازمان نازل کردند، نه تنها در قبال تمامی ویرانگری‌ها و بی‌مسئولیتی‌ها سکوت کردند، که حتی در حال مشارکت و هم‌سفره‌ای با آنان نیز بوده‌اند. اکنون که آن سفره برچیده شده، همان عده برای گمراه کردن عامه در صف پیدا کردن مقصرین ایستاده‌اند. […]

در لزوم استقبال از نقدهای اجتماعی

عادت و شیوه دیرین و عمومی ما، سرکوب منتقدان و مخالفان، و از جمله سرکوب کسانی است که به نقد وضعیت اجتماعی ما و چاره‌جویی برای رفع آن می‌پردازند. این سرکوب‌ها در بدترین حالت با قتل نفس یا ترور شخصیت، و در بهترین حالت با رد خشمگینانه نظرات منتقد یا دستکم با توصیه به سکوت همراه بوده است. اما با این همه، هیچکس منکر این نیست که جامعه ما دستکم از زمان خشونت‌ورزی‌ها و تجاوزگری‌های کورش و داریوش هخامنشی تا به امروز (به جز برخی دوره‌های کوتاه‌مدت و گذرا) با انبوهی از معضلات رفتاری و اجتماعی دست به گریبان است. معضلاتی که سرکوب منتقدان و دگراندیشان نیز یکی از همان‌ها بشمار می‌رود. هیچکس منکر این نیست که ما از همه نظر از جامعه جهانی عقب افتاده‌ایم و با بلایا و نابهنجاری‌های بیشماری دست به گریبانیم. نابهنجاری‌ها و معضلاتی که به‌رغم کوشش‌ها و تلاش‌های گسترده خردمندان و اهل نظر و ایراد نظریه‌های گوناگون، تاکنون به نتیجه‌ای شایسته و راه‌حلی درخور نرسیده است. سؤال‌های بی‌پاسخ همچنان پیش روی ماست. […]

برای کسانی که می‌گویند: چرا به این کتاب مجوز چاپ داده‌اند؟

وقتی با محتوای کتابی مخالفیم، از آن خوشمان نمی‌آید یا آنرا نادرست می‌پنداریم، نمی‌توان گفت که «چرا به این کتاب مجوز چاپ داده‌اند؟». وظیفه اداره کتاب در وزارت ارشاد بررسی درستی یا نادرستی محتوای کتاب‌ها نیست و صرقاً محدود به بررسی مفاد مغایر با یکسری ضوابط و سیاست‌ها است. چنین جمله‌ای می‌تواند به معنای چراغ سبز و تشویقی برای موافقت با سانسور محتوایی باشد. این سخن که «چرا به این کتاب مجور چاپ داده‌اند؟» دانسته یا نادانسته بدین معناست که: ما با سانسور و توقیف کتاب‌ها موافقیم و این سانسور و توقیف باید به معیار درستی یا نادرستی محتوای کتاب‌ها تعمیم و توسعه پیدا کند. […]

هلهله‌های سرخوشی در حمام فین

بار دیگر گذرم به فین افتاد و حمام فین. و باز هم همان جماعت گردشگران و تفرج کنندگان سرخوشی که در دالان‌های حمام جیغ‌ها و هلهله‌های شادی سر می‌کشیدند و بازیگوشانه به این سو و آن سو می‌دویدند و قایم‌باشک و مزه‌ریزی‌های متداولی را بروز می‌دادند که قرن‌هاست جدیت و فعالیت و آینده‌نگری را فدای سرگرمی و خوش‌گذرانی کرده است. این ماییم! مایی که به وقت فریاد کشیدن، سکوت کرده‌ایم و به وقت سکوت، مشت‌های گره‌ کرده نشان داده‌ایم. مایی که به وقت گریه، خندیده‌ایم و به وقت حرکت، خوابیده‌ایم. […]

هنر و صنایع دستی در سراشیب نابودی

عمر چندین هزار ساله هنرها و صنایع دستی ایران با سرعتی شتابناک رو به پایان می‌رود. این اتفاق که به این حجم و گستردگی در هیچ زمانی از تاریخ ایران سابقه نداشته، درست در زمانی روی می‌دهد که بیش از هر زمان دیگری مدعی حفظ و اهمیت به یادمان‌های کهن و هویت تاریخی هستیم.

سفالگری کلپورکان و سیرجان در سکوت و بی‌توجهی آخرین نفس‌های خود را می‌کشد. زیلوبافی میبد، کپوربافی دزفول و موج‌بافی کرمانشاه نیز شرایط چندان بهتری ندارند. شانه‌تراشی سنتی شوشتر با مرگ تنها استادکار خود برای همیشه از بین رفت. ظروف سنگی خراسان به تمامی تبدیل به ساخته‌های ماشینی شدند. چرخ‌سازی مشهد واپسین استاد را از دست داد. بندوک‌بافی سیستان و کمربندبافی نیشابور به چند پیرزن تنها و گمنام اکتفا کرده است. قفل‌سازی تبدیل به حرفه‌ای زینتی و خرافی برای مشکل‌گشایی شده است. آخرین نسل سازندگان چرخ ریسندگی در ابهر و زواره از جهان رفتند. […]

چماقداری آریایی: اعتراض‌هایی که می‌شکفند و اشتیاق‌هایی که می‌پژمرند

پیش از این در باره اعتراض‌های همیشگی ما ایرانیان و بی‌فایده بودن آن نوشته بودم؛ اما هر چقدر در باره این بلای مهیب و دامنگیری نوشته شود که هر روز متداول‌تر و ویرانگرتر می‌شود و عده بیشتری را به کام خود می‌کشد، باز هم کم است. اعتراض و انتقاد حق هر کسی است، اما اینکه هر روز و هر ساعت یقه یک روزنامه‌نگار یا هنرمند یا پژوهشگر یا نویسنده یا فیلمساز را به بهانه یک تحقیق یا اثری ادبی و هنری بگیریم و او را لگدمال کنیم، سخیف‌ترین تهمت‌ها را نثارش کنیم، مشت و چنگ و دندان به رُخش بکشیم، فقط یک کار غیرانسانی در قبال یک شخص انجام نداده‌ایم، بلکه امنیت جامعه و روند پیشرفت کشور را به خطر انداخته‌ایم.

اگر نیک نگریسته شود، سمت و سوی اصلی این بلای نوظهور، اختلاف‌افکنی و نفرت‌پراکنی میان مردم و اقوام و کشورهای همسایه را نشانه گرفته است. هدفی که آشکارا به همدلی‌ها آسیب می‌زند و ما ایرانیان به دلیل روحیه احساساتی و عاشق‌پیشه خود بیش از دیگران آلت دست شده‌ایم.

در جامعه‌ای که عادت شده باشد عده‌ای ساده‌دل یا بیکاره و بیعاره برای توهین‌یابی و دشمن‌تراشی در گوشه‌ای بنشینند و از روی تعلقات به ظاهر میهن‌پرستانه یا قوم‌گرایانه، ذره‌بین به دست به دنبال قربانی و سوژه جدیدی برای عرض اندام خود و کوبیدن دیگری بگردند، سرمایه‌های انسانی کشور را به راحتی به طرد و تاراج گذاشته بگذارند، هیچکس تمایل و علاقه‌‌ای برای برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های بلندمدت ندارد. هیچ روزنامه‌نگاری دستش به کاری اصولی نمی‌رود، هیچ فیلمساز و هنرمندی خلاقیت به خرج نمی‌دهد، هیچ محققی تاب بیان دستاوردهای تازه‌اش را در خود نمی‌بیند، هیچ کارفرمایی برای پروژه‌های بزرگ جرأت و جسارت ندارد.

اینچنین است که اشتیاق‌ها می‌پژمرند، خلاقیت‌ها نابود می‌گردند، استعدادها بر باد می‌روند، نفاق و چنددستگی میان مردم رو به فزونی می‌گذارد، سرمایه‌های شغلی و توانمندی‌های علمی جای خود را به دلالی‌ها و خرافه‌پردازی‌ها می‌دهند، و در نهایت همه چیز به نفع همان بدخواهان این کشور رنج‌کشیده تمام می‌شود. […]

نادیده گرفتن حق مؤلف با اسکن و انتشار کتاب‌های دیگران

اینکه کتابی نایاب یا کمیاب است، نویسنده‌اش مرده یا زنده است. ناشرش قصد چاپ مجدد دارد یا ندارد، ایرانی یا خارجی است، هیچکدام به ما ربطی ندارد. ما باید مانند همه کفار و همه غیر آریاییان نانجیب یاد بگیریم که هر چیزی صاحبی دارد و و دست از تجاوز به حقوق دیگران برداریم. […]

آذربایجان، اران و استالین

متداول است که گفته می‌شود «استالین نام آذربایجان را بر روی کشوری نهاد که قبلاً اران نامیده می‌شد». این سخن نادرستی است که از فرط تکرار شبیه به واقعیت شده است. نام «اَرّان» که به شکل‌های گوناگون دیگری همچون «اَران/ آران/ الران/ رانی/ آلبانیا/ اُلوان/ اُغوان» در متون تاریخی ضبط شده، نه نام یک کشور یا استان یا شهر، که همچون «خراسان» نامی جغرافیایی است برای یک موقعیت جغرافیایی. نام اران نه تنها تعارضی با نام آذربایجان ندارد، که بخشی از آن به حساب می‌آمده است. چنانکه صاحب برهان قاطع آورده است: «اران ولایتی است از آذربایجان که گنجه و بردع از اعمال آنست». موقعیت جغرافیایی اران حدود و مرز معینی ندارد (چنانکه خراسان در مفهوم تاریخی خود ندارد) و به تقریب به نواحی قفقاز جنوبی و سرزمین‌های غرب دریای کاسپی/ مازندران که امروزه جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان و گرجستان و جمهوری خودمختار داغستان را در بر می‌گیرد، اطلاق می‌شده است. این سرزمین‌ها در طول تاریخ دارای هویت سیاسی مشخص و مستقلی نبوده‌اند و متشکل از خان‌نشین‌های ایرانی همچون خانات بردع، شروان، گنجه و دربند بوده‌اند. […]

رنج‌های بشری ۲۰۰: ممانعت از چاپ کتاب رنج‌های بشری

بخش‌های وسیعی از کتاب «رنج‌های بشری» موفق به دریافت پروانه چاپ از سوی وزارت ارشاد اسلامی نشد و در نتیجه چاپ نمی‌شود. با توجه به اینکه در سال‌های اخیر، حجم وسیعی از کتاب‌های غلوآمیز در معرفی آثار تقلبی و در شرح و بسط سجایای خیالی کورش و نیز ملی‌گرایی‌های افراطی و توأم با نژادپرستی و فاشیسم بدون هیچ محدودیت و بازدارنده‌ای منتشر شده و می‌شود، برای نگارنده جای سؤال است که چرا می‌توان از سجایای ساختگی ستمگران داد سخن راند، اما نمی‌توان از رنج‌های بشری سخن گفت؟ چرا و به چه دلیل می‌باید به قیمت نادیده انگاشتن رنج‌های بشری، نقاب‌های زیبای اغواگرانه برای کسانی ساخت که روزگاری زجرآور برای انسان رقم زدند و امروزه نیز دستمایه بهره‌کشی از توده‌ها شده‌اند؟ به گمان نگارنده، ممنوعیت انتشار رنج‌های بشری، خود یکی دیگر از رنج‌های بی‌پایان بشری است.

نژاد آریایی: بررسی چگونگی پیدایش و گسترش یک نظریه نژادپرستانه

سال‌ها پیش و در کتاب «مهاجرت‌های آریاییان» کوشیدم تا با شواهد متعدد باستان‌شناسی، باستان‌زمین‌شناسی و نیز اسطوره‌شناسی و متون کهن، دلایلی در رد فرضیه مهاجرت آریاییان به ایران ارائه کنم. اما اکنون و با توجه به مجموعه شواهد موجود بر این باورم که بیش از آنکه لازم باشد در رد چنین فرضیه‌ای سخن راند، لازم است تا نشان داده شود اصطلاح «نژاد آریایی» در اروپا و در میانه‌های سده نوزدهم میلادی و به مقاصد نژادپرستانه و بهره‌گیری‌های استعماری وضع شد و بر روی آن تبلیغات گسترده‌ای انجام گرفت. با اینکه عمر این نظریه در میانه‌های سده بیستم به پایان رسید و اروپا و دانشمندان جهان از آن دست برداشتند، اما در میان عوام کشورهای شرقی و برای مقاصد استعماری زنده نگاه داشته شده و مورد سوءاستفاده قدرت‌های استعماری و نفاق‌افکنان قرار می‌گیرد. «نژاد آریایی» اصطلاح و مفهومی است که بدون آنکه ایرانیان یا هندیان در ساخت آن نقشی داشته باشند، در اروپا و در ۱۵۰ سال گذشته وضع شد و به نام آن انسان را و از جمله ایرانیان و هندیان را به زنجیر کشیدند و قربانی کردند. این نامی است که بارها در ترکیب و همزیستی با ناسیونالیسم، فاشیسم و نازیسم موجبات رنج انسان و کشتار دسته‌جمعی نوع بشر در هر چهار قاره جهان را به همراه داشته است. […]

رنج‌های بشری 192: آینده روشن و نگاه واقعگرایانه به درس‌های تاریخ

آینده روشن و کاستن از رنج‌های بشری با نگاه واقعگرایانه به تاریخ و درس‌های تاریخی به دست می‌آید. ناگواری‌های امروز محصول نگاه غیرواقعگرایانه پیشینیان به گذشته و نگاه رؤیایی آنان به آینده بوده است. دستکاری در داده‌های تاریخی و یا گلچین کردن بخش‌های دلخواه از تاریخ و نادیده انگاشتن بخش‌های دیگر آن- چه با انگیزه‌های سلطه‌جویانه سلطه‌گرایان باشد و چه با رویکرد احساساتی ساده‌دلان- موجب دوام سلطه‌گری، افزونی رنج‌های بشری، و در نهایت موجب آینده‌ای تیره‌تر خواهد شد.

رنج‌های بشری 191: مورخان و تحریف تاریخ

می‌گویند مطالعات تاریخی را باید مانند هر دانش دیگری به مورخان و تاریخ‌شناسان سپرد. این سخنی درست است. اما از این نکته نیز نباید غافل بود که تحریف‌های تاریخی و نیز نادیده گرفتن رنج انسان‌ها در قبال خوشایند صاحبان قدرت، محصول اعمال‌نظرها و دستکاری‌های مورخان و رویدادنویسان بوده است و نه مردم عادی و غیر متخصص. دستکاری‌های که عمدتاً برای همراهی با حاکمان بالفعل و بالقوه و بنا به مصالح سلطه‌گرانه و سوداگرانه آنان روی داده است. اینگونه اعمال نه تنها در دوران گذشته، که در دوره معاصر نیز کماکان تداوم دارد.

آریا و آریایی در شاهنامه فردوسی

لازم به توجه است که نام‌های «آریا» یا «آریایی» مطلقاً در شاهنامه فردوسی بکار نرفته‌اند.

شاهنامه فردوسی و بیت ساختگی پدر در پدر آریایی نژاد

تاکنون نمونه‌های فراوانی از ادعاهای مجعول آریاانگاران را معرفی کرده‌ام. تعداد و تنوع این جعلیات بیش از آن است که بتوان حتی به اندکی از همه آن پرداخت. تاریخ و فرهنگ و هویت ایران چونان کالا و ملعبه‌ای در دست اینان رو به تباهی می‌رود و جالب اینکه خود را نگاهبان فرهنگ ایران نیز می‌دانند و می‌نامند.

این عده اخیراً بیتی را به فردوسی منسوب کرده‌اند تا بتوانند سکوت شاهنامه و فردوسی در قبال نام و مفهوم ساختگی «نژاد آریایی» را به‌زعم خود جبران کنند و سندی از شاهنامه برای آن ترتیب دهند: «پدر در پدر آریایی نژاد/ ز پشت فریدون نیکو نهاد».

این در حالی است که نام‌های «آریا» و «آریایی» هرگز در شاهنامه فردوسی بکار نرفته‌اند. اینکه چنین نادرستی‌ای را می‌توان به سادگی به عده زیادی باوراند، نشان‌دهنده این است که شاهنامه فردوسی به‌رغم انبوهی از ادعاها و ستایش‌ها که پیرامون آن می‌شود، تا چه اندازه میان ما غریب و ناشناخته است که هر سوداگر از راه‌رسیده‌ای می‌تواند در روز روشن و در میان خیل عاشقان، آنرا جعل و تحریف کند. دریغ بر شاهنامه و دریغ بر فردوسی.

بهره‌کشی از توده‌ها با پرچم‌های فریبنده

پرچم ایران باستان و کورش‌پرستی بر سر دست گرفتن، چیزی است شبیه به عثمان و قرآن بر سر نیزه زدن. هر دو برای اغفال و بهره‌کشی از توده‌های کم‌اطلاع و تحریک‌پذیری که نه اسلام را می‌شناسند و نه ایران را. هر دو هرگونه موهومات دلخواهی را بر زبان می‌آورند و هر شکاک و منتقد واقع‌نگری را دشمن اسلام و مسلمین و یا دشمن ایران و ایرانیان می‌نامند. انگاری که اسلام یا ایران معادل با موهومات آنان است. انگاری که هویت ایران بر بنیاد دروغ‌های آنان شکل گرفته و میهن‌پرستی معادل با دروغ‌پردازی است. شباهت‌های سلطه‌گری و غلبه بر اشخاص ساده‌دل بسا حیرت‌انگیز است و تفاوتی نیست جز در پوسته‌های ظاهری آنها.

صفرسیاه و پرخاشگری در فضای وب

در سال‌های اولیه دهه ۱۳۶۰ جوانی موسوم به «صفرسیاه» در خیابان ناصریه (ناصرخسرو بعدی) جولان می‌داد که گاه‌گاهی بنای عربده‌کشی و دشنام‌گویی راه می‌انداخت و شیشه‌های شکسته نوشابه را به طرف مغازه‌های فروش دوربین و تجهیزات عکاسی پرتاب می‌کرد. مغازه‌دارها به سرعت کرکره را پایین می‌کشیدند و دیگران نیز خود را از مهلکه دور می‌کردند. چون «چیزهایی برای از دست دادن» داشتند. صفر سیاه از سکوت و فرار مردم و از اینکه نگاههای زیادی به او جلب می‌شد، احساس خوبی می‌کرد. احساس می‌کرد که دیگران شکست خورده‌اند و او پیروز. خرد او بیش از این قد نمی‌داد. […]

رنج‌های بشری 184: نگاهی به آنچه تاکنون گذشت

آنچه تاکنون در سلسله گفتارهای کوتاه «رنج‌های بشری» نوشته شد، نمونه‌ها و مصداق‌هایی از رنج‌های تاریخی بشر بود. رنج‌هایی که به گمان نگارنده نمی‌باید فدای تار موی پادشاهان شوند. نمونه‌هایی از رنج انسان‌ها بر اثر سلطه سلطه‌گرانی که همگی خود را نماینده خدا بر روی زمین می‌دانستند و انسان را به چشم منبعی لایزال برای بهره‌کشی می‌نگریستند. بیشتر نمونه‌های رنج‌های بشری از میان رفتارها و کردارهای کورش و هخامنشیان و دین‌ورزان زرتشتی انتخاب شدند؛ چرا که آنان نه تنها جزو رنج‌آورترین‌ کسانی بوده‌اند که انسان به خود دیده است، که در دهه‌ها و سده اخیر، تبلیغات و غلوهای زیادی پیرامون آنها ساخته و پرداخته شده و به ناروایی و برای مقاصد سلطه‌گری از آنان چهره‌ای آرمانی و مبتنی بر صلح و انسانیت و حقوق بشر ساخته شده است. نگارنده برای نشان دادن این نمونه‌ها از منابع گوناگونی استفاده کرد. از همه مهمتر، به کتیبه‌ها و اظهارات شخص پادشاهان و متون برجای مانده از موبدان زرتشتی روی آورد که جزو اسناد معتبر دست اول بشمار می‌روند. سپس به گزارش‌های مورخان کلاسیک و میانه و نیز همچنین به نظرات پژوهشگران و دانشمندان متأخر، و تا حدودی به شواهد باستان‌شناختی استناد جست. […]

دعوت برای معرفی منابع برای آشنایی با رفتارهای شایسته کورش

با پیوست جدید/ قبلاً کتابی با عنوان «فرمان داریوش بزرگ» نوشته بودم که در آن برخی گفته‌های آموزنده و افتخارآمیز خردمندان آن زمان را که به کتیبه‌های او راه یافته بود، بازگو کرده بودم. این کتاب اکنون در دست چاپ است. همچنین در کتاب «رنج‌های بشری» (که آماده چاپ است) نمونه‌هایی از اعمال ناشایست و ضدانسانی کورش و داریوش را با اتکای به منابع دست اول آورده بودم. حال در این فکرم که اگر بخواهیم رفتارها و اعمال شایسته و افتخارآمیز کورش را گرد بیاوریم، چه منابعی در اختیار است؟ در نتیجه درخواست و خواهش می‌کنم که چنانچه کسی منبع دست اول تاریخی (اعم از کتیبه‌ها، شواهد باستان‌شناختی و تاریخ‌نامه‌های ایرانی یا یونانی یا سریانی و جز آنها) می‌شناسد که نمونه‌ای از اعمال شایسته و نیک و افتخارآمیز کورش در آن آمده باشد، با قید مشخصات کامل کتاب‌شناسی مرا متوجه آن کند تا ضمن تمجید کورش، در باره آنها نیز بنویسم. […]

رنج‌های بشری 180: رنج انسان فدای پادشاهان

بعضی خوانندگان پرسیده‌اند که چرا از محاسن کورش و هخامنشیان چیزی نمی‌نویسم و فقط معایب آنان را می‌گویم. در پاسخ عرض کنم که اولاً بنده حدود بیست سال از دستاوردهای هخامنشیان نوشته‌ام. دوم اینکه نام مجموعه‌ای که اکنون در حال نوشتن آن هستم «رنج‌های بشری» است و بدیهی است که خصال نیک احتمالی پادشاهان را نمی‌توان زیر موضوع و عنوان رنج‌های بشری آورد. شگفت‌آور است که هنوز در مملکت ستم‌کشیده ما به تاریخ رنج‌های انسان- که خود نیز بخشی از آن هستیم- کمتر از دروغ‌های نسبت داده شده به پادشاهان اهمیت داده می‌شود. چنین است که نمی‌توانیم از شر عواقب آن خلاصی یابیم. از طرف دیگر این نوشته‌ها دستکم از نظر داریوش بزرگ «معایب پادشاهان» نیستند. بلکه او با افتخار در کتیبه بیستون از آنها یاد کرده و در ستون چهارم همان کتیبه برای کسی که در ترویج آنها بکوشد، دعای خیر کرده است. پس به این ترتیب، نگارنده نیز از دعای خیر داریوش‌شاه بهره‌مند و برخوردار خواهد شد.

تأثیر کورش‌پرستی بر تضعیف ایران و گسترش تفرقه میان مردم

امروز دوست عزیزی که از مهر او به ایران و همبستگی ایرانیان آگاهم، نگرانی‌ای را بیان داشت که برخی از روشنگری‌های من در برابر موج دروغ‌پردازی و ساختن امامزاده‌های قلابی به نام کورش و دیگر هخامنشیان، دستاویزی برای برخی گروه‌های ناسیونالیستی قوم‌گرا شده است (که البته تفاوت ماهوی با دیگر ناسیونالیست‌ها و ملی‌گریان ندارند و همگی مترصد نوعی از سلطه و بهره‌کشی فاشیستی از مردم هستند). ایشان همچنین پرسیده‌اند که به چنین اشخاصی چه پاسخی می‌توان داد و چگونه می‌توان ترفندهای آنان را خنثی ساخت؟ پاسخ این دوست گرامی را که ممکن است پرسش دوستان دیگری نیز باشد، در اینجا می‌نویسم. با اینکه در آغاز برخی از کتاب‌های خود نوشته‌ام: «نگارنده ناخشنودی خود را از استنباط‌ها و نتیجه‌گیری‌های احتمالی و بهره‌گیری‌های مبتنی بر هرگونه امروز دوست عزیزی که از مهر او به ایران و همبستگی ایرانیان آگاهم، نگرانی‌ای را بیان داشت که برخی از روشنگری‌های من در برابر موج دروغ‌پردازی و ساختن امامزاده‌های قلابی به نام کورش و دیگر هخامنشیان، دستاویزی برای برخی گروه‌های ناسیونالیستی قوم‌گرا شده است (که البته تفاوت ماهوی با دیگر ناسیونالیست‌ها و ملی‌گریان ندارند و همگی مترصد نوعی از سلطه و بهره‌کشی فاشیستی از مردم هستند). ایشان همچنین پرسیده‌اند که به چنین اشخاصی چه پاسخی می‌توان داد و چگونه می‌توان ترفندهای آنان را خنثی ساخت؟ پاسخ این دوست گرامی را که ممکن است پرسش دوستان دیگری نیز باشد، در اینجا می‌نویسم.

با اینکه در آغاز برخی از کتاب‌های خود نوشته‌ام: «نگارنده ناخشنودی خود را از استنباط‌ها و نتیجه‌گیری‌های احتمالی و بهره‌گیری‌های مبتنی بر هرگونه انگاره‌ برتری‌طلبانه عمیقاً ابراز می‌دارد و به اصرار و صراحت اعلام می‌کند که هیچ بخش از محتویات این کتاب نمی‌باید برای توجیه تبعیض‌ها و برتری‌طلبی‌ها و تمامیت‌خواهی‌ها و آسیب به همبستگی میان مردم بکار رود». اما تاکنون کمتر بدان توجه شده و چنین اشخاصی به فراوانی و به کرات از نوشته‌هایم به نفع مقاصد خود استفاده کرده‌اند. بخصوص کورش‌پرستان و پان‌ایرانیست‌ها که نه تنها سوءاستفاده کرده‌اند که محتوای آنرا نیز دستکاری کرده و حتی به نام اشخاص دیگری منتشر نموده‌اند. […]



web analytics