Skip to content
بایگانی کلیدواژه اعتراض

رنج‌های بشری 168: مویه‌های تاریخی مردم و پرده‌پوشی سلطه‌گران امروز

من نه آنم که رنج‌های بشری را و ظلم‌های هزاران ساله حاکمان و جهان‌گشایان و متجاوزان را برای خوشایند این و آن نادیده بگیرم و دست در دست تاریخ‌سازان از سیمای سراسر خشونت‌آفرین امثال چنگیز و کورش و داریوش و تیمور چهره‌ای مردمی بسازم. از رنج‌های تاریخی انسان می‌باید با صراحت و صدای بلند سخن گفت تا کوششی باشد برای همدردی‌ با انسان‌های رنج‌کشیده و تلاشی برای جلوگیری از تکرار فجایع تاریخی در زمان‌ حال و آینده. نباید فرصتی فراهم آورد تا صدای مویه‌های مردم ستم‌کشیده که از اعماق تاریخ به گوش می‌رسد، به دست سوداگران و سلطه‌گران امروز فراموش شود و پرده سکوت و فراموشی بر آنان افتد. این ظلمی است به نیاکان دیروز و به فرزندان فردا.

رنج‌های بشری ۱۶۶: سفسطه مقایسه امروز با دوران باستان

رویدادهای امروز را نه تنها می‌توان آگاهانه و منصفانه و واقع‌گرایانه با وقایع گذشته مقایسه کرد، که این وظیفه بدیهی هر تحلیل‌گر و پژوهنده‌ای است که نخواهد تاریخ را تبدیل به ابزار سلطه سلطه‌گران کند. چنین مقایسه‌ای نشان می‌دهد که رویدادهای معاصر تا حد زیادی چرخه تکرار شونده رویدادهای روزگاران گذشته هستند. نشان می‌دهد که رفتار حاکمان و رنج‌های انسان در دوران باستان تفاوت بنیادینی با رفتار حاکمان جهان و رنج‌های انسان امروز ندارد. نشان می‌دهد که شیوه‌های بهره‌کشی حاکمان دیروز، نسخه کهن و مشابهی از شیوه‌های استعماری حاکمان جهان امروز است. مقایسه داده‌های تاریخی نشان می‌دهد که بین سلطه‌گران دیروز و امروز تفاوت‌های بنیادین و ماهوی دیده نمی‌شود. برای مثال، سلطه‌گران و جهان‌گشایان برای بسط قدرت خود نیاز به «خشونت» و به تبع آن نیاز به «توجیه خشونت» دارند. توجیه خشونت نیز به «ایدئولوژی» نیاز دارد. نمونه بارز چنین توجیه خشونتی را می‌توان در منشور کورش و توجیهات اهورامزداپرستی داریوش دید و رد آنها را تا اندرزنامه‌های ارسطو به اسکندر، تا توجیهات دینی زرتشتی موبد کرتیر و اردشیر بابکان، تا قوانین مغول و تاتار، تا رویه‌های شاهان صفوی و تا مرامنامه‌های ناسیونالیستی حزب نازی و آریاگرایی‌های مبتنی بر فاشیسم آنان دنبال کرد. […]

رنج‌های بشری 161: ناکارآمدی تاریخ مجعول

تاریخ و فرهنگ هر ملتی «آنگونه که بوده است» می‌تواند مایه تفاخر و تجربه باشد و نه «آنگونه که دوست داریم بوده باشد». تاریخ و فرهنگ جعل شده نه به کار تفاخر می‌آید و نه به کار تجربه.

کورش در تورات: مسیح خداوند یا منصوب خداوند؟

متداول است که مفتخرانه گفته می‌شود در تورات (سِفر اشعیاء، باب ۴۵، بند نخست) از کورش با عنوان «مسیح خداوند» یاد شده است. گاه نیز چنین صفت و انتسابی را تعمیم می‌دهند و چهره‌ای پیامبرگونه برای کورش می‌تراشند. اما در اینجا چند پرسش پیش می‌آید که کمتر بدان‌ها پرداخته شده و کوشش می‌کنیم تا با اتکای به نص تورات پاسخ آنها را بیابیم:

در ابتدا لازم به توجه است که تورات یک متن یگانه و بلااختلاف نیست، چنانکه دین یهود نیز مذهبی یگانه و بدون انشعاب نیست. نسخ متعدد و متعارض تورات که مورد استناد شاخه‌هایی از یهودیان قرار می‌گیرد (همچون یهودیان صدوقی، فاریمی، مازوتی، اشکنازی، فریسیان و یهودیان ارتدوکس) تا حدودی با یکدیگر متفاوت هستند. بجز این، نسخه اصلی و کهن تورات نیز ساختار و زبان واحدی ندارد و از جمله به زبان عبری و زبان آرامی (معروف به «ترجم») و زبان یونانی (معروف به «سبعینیه») نوشته شده‌اند. هر یک از این نسخ می‌توانسته به عنوان نسخه اساس انتخاب شده باشد. […]

کتیبه‌های جعلی آریارمنه و ارشام

در جزو مجموعه کتیبه‌های فارسی باستان لوحه‌ای زرین منسوب به آریارمنه (پدر پدربزرگ داریوش یکم) وجود دارد که ادعا شده در بازار همدان خریداری شده است. این کتیبه طلا در موزه برلین نگهداری می‌شود. بجز این، لوح زرین دیگری منسوب به اَرشام (پدربزرگ داریوش یکم) وجود دارد که ادعا شده باز هم در بازار همدان خریداری شده است. این کتیبه طلا در مجموعه خصوصی مارسل ویدال در آمریکا نگهداری می‌شود. […]

معرفی کتاب «جعل فرهنگ شرق نزدیک باستان»

اسکار وایت موسکارلا باستان‌شناس و متخصص آثار هنری ایران و شرق باستان و از موزه‌داران پیشین موزه هنر متروپولیتن در نیویورک است. از او تاکنون کتاب‌ها، مقاله‌ها و کاتالوگ‌های متعددی منتشر شده که از جمله عبارتند از: «عاج‌های تپه حسنلو»، «آثار عصر مفرغ و آهن شرق نزدیک باستان در موزه متروپولیتن»، «گاهنگاری مجعول تپه زیویه»، «تپه سرخ‌دُم در موزه متروپولیتن» و «آثار مفرغین لرستان». او سابقه همکاری در کاوش‌های باستان‌شناسی ایران و ترکیه را نیز دارد و در دهه ۱۳۴۰ (۱۹۶۰ میلادی) در تپه حسنلو و عقرب‌تپه (هر دو در نزدیکی نقده) کار کرده است. موسکارلا کتاب مهم دیگری نیز دارد که در ایران ناشناخته مانده و ترجمه نیز نشده است. این کتاب «دروغی که بزرگ شد: جعل فرهنگ شرق نزدیک باستان» نام دارد و در سال ۲۰۰۰ میلادی در هلند منتشر شده است. او در این کتاب نشان داده است که صرف وجود یک اثر باستانی در موزه‌ای مشهور یا در کتاب دانشمندی صاحب‌نام دلیل بر اصالت آن اثر نمی‌شود. […]

ناسیونالیسم/ ملی‌گرایی و تأثیر آن در تباهی مردم و تجزیه کشورها

گاه دیده می‌شود که برای توجیه و زیباسازی و رنگ‌ولعاب دادن به ناسیونالیسم به معنای لغوی آن استناد می‌کنند. این نادرست‌ترین شکل مواجهه و داوری در باره یک مکتب یا گروه یا طرزفکر است. آنچه که شایسته توجه است، رفتارهای عملی و موضع‌گیری‌ها است و نه معانی لغوی و شعارهای ظاهرسازانه. هیچ مکتب و مرام و دسته‌ای در دنیا وجود ندارد که از نامی نفرت‌انگیز استفاده کند و همگی از نام‌ها و شعارهایی بهره می‌برند که بتوانند شمار بیشتری از توده‌ها را جذب کنند.

ملی‌گرایی در معنای لغوی آن و تا آنجا که به مفهوم پاسداشت هویت جمعی و فرهنگی مردم و خاطره تاریخی مشترک آنان باشد و یا به دفاع از حیثیت و منافع یک کشور و یا مردم آن و دولت آن در قبال کشورهای سلطه‌گر دیگر بپردازد، ارزشمند و ستودنی است. چنانکه مفهوم «ملی» و «ملت» و «جبهه ملی» در دیدگاه زنده‌یاد دکتر محمد مصدق به عنوان نیروی متحدی در برابر بخش‌هایی از نظام پهلوی و بخصوص در برابر سلطه استعماری بریتانیا بکار می‌رفت. چنین گرایشی را در ایران و نیز در جهان با عنوان «ملی‌گرایی/ ناسیونالیسم» خطاب نمی‌کنند، بلکه بیشتر با عنوان «میهن‌دوستی/ وطن‌پرستی» شناخته می‌شوند و پیروان آنرا «میهن‌دوست/ وطن‌پرست» می‌نامند. […]

رنج‌های بشری 151: توهین‌آمیز دانستن پژوهش‌های تاریخی

گاه دیده می‌شود و تا حدودی متداول هم هست که سخن یا تحلیلی تاریخی را «توهین‌آمیز» قلمداد می‌کنند. در حالیکه در پژوهش‌های تاریخی چیزی به نام توهین وجود ندارد و جایی برای چنین اتهام‌هایی نیست. یا واقعیت وجود دارد و یا دروغ. در نتیجه پژوهشگر می‌تواند با استناد به منابع و اسناد تاریخی هرگونه ادعا یا شبهه‌ای را مطرح کند. همچنین می‌تواند بدون استناد به منابع تاریخی پرسشی را پیش بکشد یا با دلایل عقلی در واقعیت داشتن باور مشهوری تردید کند. مخالفان نیز می‌توانند با عرضه منابع معارض، نادرستی آنرا نشان دهند و یا شبهه متقابلی را مطرح سازند. واکنش‌ها و مقابله‌های متکی به توهین‌یابی و اینکه عده‌ای سخن یا تحلیلی را توهین‌آمیز قلمداد ‌می‌کنند، علاوه بر آنکه نشانه حقانیت احتمالی آن ادعا است، نشانه ناآگاهی و ناتوانی از پاسخگویی نیز بشمار می‌رود. جالب اینجاست که اتفاقاً و معمولاً واکنش همین اشخاص توأم با انتساب تعابیر توهین‌آمیز به نویسنده و محقق است. این واکنش‌ها، ابزاری است برای سرکوب شخصیت‌ها و پژوهشگران منصف و واقعگرایی که تسلیم نمی‌شوند.

رنج‌های بشری 147

در مباحث تاریخی چیزی به نام توهین وجود خارجی ندارد و هر سخن و ادعایی را می‌توان مطرح کرد و در باره‌اش سخن گفت.

وظیفه محقق مستقل فقط دروغ نگفتن است و بس

به عنوان پژوهشگری مستقل که برای کسی یا جایی کار نمی‌کند و مدیون کسی نیست، فقط وظیفه و تعهد اخلاقی و انسانی دارم که در نوشته‌های خود دروغ نگویم و اگر اشتباه کرده باشم در رفع آن بکوشم. رعایت کردن احساسات کاذب و تعلقات تاریخی دیگران و بزرگداشت پهلوان‌پنبه‌ها وظیفه من نیست.

ماجرای نژاد آریایی: همزمانی انتشار دو خبر در ایران و هند

پرده اول: در آبان‌ماه سال ۱۳۹۰ خبری منتشر شد که مطالعات ژنتیکی و ملکولی نشان داده «ایرانیان» از نژاد آریایی نیستند. پرده دوم: در آبان‌ماه سال ۱۳۹۰ خبری منتشر شد که مطالعات ژنتیکی و ملکولی نشان داده «هندیان» از نژاد آریایی نیستند. […]

جایزه!

به هر کسی که سندی نشان دهد که کدام نهاد جهانی روز جهانی کورش را وضع کرده و یا چنین مناسبتی در کدام تقویم جهانی آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد سخنان گهربار کورش (مانند بدن مرا بدون مومیایی در خاک پاک وطن دفن کنید/ برای مبارزه با تاریکی شمشیر نمی‌کشم بلکه چراغ به دست می‌گیرم) در کدام سند تاریخی آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد نام زرتشت در کدام سند تاریخی کهن‌تر از ۱۸۰۰ سال پیش آمده است؛ یا به کسی که نشان دهد در کدام سند تاریخی از کورش به عنوان بنیانگذار کشور ایران یاد شده است؛ یا به کسی که عکسی از تمثال منشور کورش که بر سردر سازمان ملل آویزان است را نشان بدهد؛ یا به کسی که سندی تاریخی نشان دهد که پیشینیان روز ششم فروردین را زادروز زرتشت می‌دانسته‌اند؛ یا به کسی که تقویمی قدیمی‌تر از عمر جمهوری اسلامی را نشان بدهد که مبدأ سه هزار و هفتصد و خرده‌ای برای تقویم زرتشتی بکار رفته باشد؛ و یا اصلاً تقویمی یا مبدأ سالشماری‌ای با قدمت بیش از سی سال را نشان بدهد که صفت «زرتشتی» برای آن بکار رفته باشد؛ یا به کسی که نشان دهد نام کورش در کجای شاهنامه فردوسی آمده است؛ یک جعبه پشمک فرد اعلای یزد جایزه داده می‌شود.

رنج‌های بشری 141: دخالت آمرانه در زبان مردم

یکی از غم‌انگیزترین و ظالمانه‌ترین انواع رنج‌های بشری، دخالت آمرانه در زبان مردم است. زبان‌های گوناگون مردم یک منطقه چونان جویباران روان و زلال بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند و تأثر می‌پذیرند و با الوان و گونه‌های رنگارنگ و متنوع خود بر همبستگی و پیوند و محبت میان مردمان دلالت می‌کنند. کسانی که با فرمایش‌ها و دخالت‌های بیجای خود و تحت تأثیر انگاره‌های فاشیستی و نژادپرستانه و تمامیت‌خواهانه حکم می‌کنند که چنین بنویسید و چنان ننویسید و بعضاً واژگان و ساختار زبان را دستکاری و تحریف می‌کنند، نه تنها به همبستگی و عاطفه مشترک بشریت آسیب می‌رسانند، که خودشان نیز هیچگاه نتوانسته‌اند مطلب درخوری بنویسند و اثر مکتوب ماندگاری پدید بیاورند.

رنج‌های بشری 126: وصیتنامه دروغین کوروش

یکی از جعلیات دیگر کورش‌پرستان ساختن وصیتنامه‌ای قلابی برای کورش است که می‌گوید: «فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايی در خاک پاک ایران به خاك بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ايران را تشكيل دهد». فریبگری از زشت‌ترین کارهایی است که کسی می‌تواند در قبال انسان‌ها انجام دهد. آن هم در قبال احساسات پاک و بی‌شائبه جوانان دوستدار میهن و منحرف کردن تعلق خاطر انسانی و شرافتمندانه آنان به طرف ناراستی و نادرستی، و سوءاستفاده و به بیراهه کشیدن و تباه کردن آرمان‌های باشکوه آنان. کارهای ناپسندی که همگی زیر پرچم ایران‌دوستی انجام می‌شود.

دروغ جدید: درینکویو شهر زیرزمینی زرتشتیان در ترکیه

این روزها ادعای نادرست جدیدی به نقل از سایت انجمن جهانی زرتشتیان و رسانه‌های بیشمار دیگری و با عنوان «درینکویو شهر زیرزمینی زرتشتیان شگفت‌انگیزترین کشف تاریخ آیین زرتشت مقصد توریستی جدید ترکیه» منتشر شده است. راست و ناراست را با ترفندهایی به هم بافته‌اند و یک تصویر اهورامزدا را هم در آن مونتاژ کرده‌اند. […]

آقای ارفعی و ماجرای سطر 36 منشور کورش

روشنگری‌های نگارنده پیرامون آسیب‌هایی که کورش‌پرستان با تاریخ‌سازی‌ها و جعلیات خود به فرهنگ ایران زده‌اند، موجب شده تا آنان به دلیل ناتوانی از پاسخگویی، به هتاکی و پرونده‌سازی و سرکوب روی بیاورند. آنان همچنین در کنار این کارها به دنبال موضوع کهنه‌ای نیز دویده‌اند که آقای عبدلمجید ارفعی در سال 1379 مدعی شده بود که سطر 36 منشور کورش را ایشان برای اولین بار در جهان ترجمه کرده‌اند و بنده و هر احدی از آحاد بشری که حرفی از سطر 36 زده باشد، از روی کتاب ایشان رونویسی کرده است: «نگارنده نخستین کسی است که توانست این سطر را نسخه‌برداری و ترجمه کند. اگر ایشان حتی به یکی از ترجمه‌های انگلیسی، آلمانی و یا فرانسه این استوانه رجوع می‌کردند، بی‌گمان متوجه نبود این سطر می‌شدند و ترجمه این سطر تنها در کار اینجانب به چاپ رسیده است» (روزنامه همشهری، 6 مرداد 1379، صفحه 11). نگارنده نیز در همان زمان پاسخ این ادعا را داد که: «بنده به نسخه‌هایی به زبان‌های دیگری نیز رجوع نموده بودم و برخلاف ادعای ایشان، سطر 36 را در ترجمه ریچارد پاول برگر (منبع زیر) که از نسخه‌های اساس ترجمه ایشان و ترجمه بنده بوده است، مشاهده کرده بودم! و ضمناً گویا جناب ایشان فراموش کرده‌اند که خودشان نیز قبلاً در شماره دهم مجله وهومن به پیشتاز بودن ریچارد برگر در ترجمه سطر 36 اشاره کرده‌اند و در واقع آنچه را که شایسته خودشان بود به بنده نسبت داده‌اند». […]

رنج‌های بشری 123: قلمرو نژاد آریایی از بریتانیا تا آلمان نازی

قلمرو نژاد آریایی از تنور بریتانیا بود تا سفره ناسیونالیسم آلمان نازی و معدودی نژادپرستان ایرانی که آگاهانه یا از روی غفلت پای القائات آنان نشسته‌اند.‬‬

رنج‌های بشری 117: دو اصطلاح مجعول ساخته بریتانیا

به این نکته کمتر توجه می‌شود که هر دو اصطلاح «آریایی» و «خلیج عر…» از ساخته‌‌های استعمار بریتانیا هستند. اولی توسط ماکس مولر و دومی توسط چارلز بلگریو.

از گردهمایی تیزهوشان و برج مظلوم جهان‌نما تا کالای چینی با پرچم اصفاهونی

روز گذشته این فرصت و افتخار را داشتم تا در گردهمایی تیزهوشان (استعدادهای درخشان) دبیرستان‌های دخترانه سراسر کشور در اصفهان صحبت کنم. با اینکه موضوع سخنرانی در باره دانش و رشته اخترباستان‌شناسی بود، اما به این دلیل که حاضران را سازندگان آینده علمی ایران و دارای نقشی ممتاز و ارزنده در آینده کشور می‌دیدم، چند نکته دیگری را نیز که به نظرم مهم می‌آمد با آنان در میان گذاشتم: 1- مراقبت بیشتر در قبال کسانی که واژه‌ها و مفاهیم و اصطلاحات علمی را برای بسط خرافه و خرافه‌پردازی بکار می‌گیرند؛ 2- آگاهی و احیاناً مقاومت در قبال کسانی که جایگاه علمی اشخاص را با توجه به دیدگاه‌های ایدئولوژیک آنان دستکاری می‌کنند. برای نمونه بزرگنمایی غیر عادی شخصیت شیخ بهایی در علوم تجربی و ریاضی، و در عین حال خوار داشتن شخصیت حافظ اصفهانی که از بزرگترین مخترعان و ابزارسازان تاریخ ایران بوده است. تا حدی که کمتر کسی نام حافظ اصفهانی را شنیده، اما ادعاهای منتسب به شیخ بهایی را همگان شنیده‌اند. […]

رنج‌های بشری 111: دروغ‌های تاریخی و هویت تاریخی

اصرار بر بیان دروغ‌های تاریخی (هر قدر که زیبا باشند) در حکم تخریب هویت ملی، و مقابله با دروغ‌های تاریخی (هر قدر که دردآور باشد) در حکم پاسداشت هویت ملی است.

رنج‌های بشری 110: فریبگران دانا و فریب‌خوران جاهل

فریب‌گران دانا و فریب‌خوران جاهل که هر دروغی را از روی زودباوری و بلاهت می‌پذیرند و کاسه داغ‌تر از آش می‌شوند، اینهایند که همواره حرکت‌ها و آرمان‌های بزرگ را به تباهی کشیده‌اند و می‌کشند.

رنج‌های بشری ۸۲: پرخاشگری کورش‌پرستان مانعی برای مقابله با دروغ

مجموعه دروغ‌ها و غلوهایی که برای بزرگ‌نمایی کورش هخامنشی ساخته و بافته شده به اندازه‌ای فراوان و حیرت‌انگیز است که تقریباً شامل هر آن چیزی می‌شود که به کورش نسبت داده شده است. زدودن همه این دروغ‌ها و روشنگری در قبال آنها به دلیل روحیه پرخاشگرانه و سرکوبگرانه کورش‌پرستان و موجی از وحشت و هتاکی که در جامعه براه انداخته‌اند، بسیار دشوار است.

نامه سرگشاده یکصد تن از علاقه‌مندان تاریخ و میراث فرهنگی ایران

چندی پیش آقای سید حمید فهیمی مدعی شد که در سال 1378 مقاله‌ای «ایران‌ستیزانه» از این نگارنده در روزنامه آفتاب امروز منتشر شد و ایشان پاسخی «از سر مهر و عشق به فرهنگ ایران» به آن مقاله دادند. در حالی که واقعیت درست برعکس ادعای عجیب و باب روز ایشان است. مقاله من چکیده‌ای از بخش نخست کتاب تخت‌جمشید بود و در آن به دلایل و شواهدی پرداخته بودم که تخت‌جمشید نوعی انجمن همپُرسگی ملی و نهادی شورایی در زمان خود بوده است. اما ایشان ضمن رد و تحریف سخنان من، ادعاهای دیگری را مطرح کرده بودند و از جمله تخت‌جمشید را پایگاه داریوش برای سرکوب مخالفان دانسته بودند. […]

در آرزوی رسانه‌ای راستین برای آثار باستانی

آثار باستانی و طبیعی ایران، دارای رسانه خبری جدی و حرفه‌ای و واقع‌گرا با روزنامه‌نگارانی آگاه و مستقل نیست. رسانه‌ای که درک و بینش تشخیص اخبار درست از خبرسازی‌های متداول را داشته باشد. عمده رسانه‌های موجود که در این زمینه فعالیت می‌کنند، با شباهتی حیرت‌انگیز، رویکردی به رقابت‌های سیاسی و تنازع بقا دارند. عموم مخاطبان این رسانه‌ها نیز نه سواد و اطلاعاتی دارند و نه اصولاً علاقه و شناختی. آنان سوار موج رقابت‌ها و دهن‌کجی‌هایی می‌شوند که این اشخاص و رسانه‌هایشان برای اهداف صنفی و جناحی خود و نیز برای ظاهرسازی و کسب محبوبیت به راه می‌اندازند. […]

حمله اوباش کمیته نجات پاسارگاد به زنده‌یاد رجبی

صبح امروز آقای دکتر جلیل دوستخواه ایمیلی را همراه با پیغامی دردمندانه و غمبار برایم فرستادند که حاکی از مطالب زننده و سخیفی بود که اراذل و اوباش و چماقداران کمیته نجات پاسارگاد در باره استاد زنده‌یاد پرویز رجبی منتشر کرده بودند: «دکتر رجبی که صاحب تالیفات و ترجمه‌های با اهمیتی چون هزاره‌های گمشده و […]

کورش‌پرستان و تجاوز به حقوق دیگران

تاکنون عده زیادی از کورش‌پرستان نوشته‌ها و پژوهش‌های بنده در باره کورش را بدون اجازه و بدون ذکر نام نویسنده و منبع در کتاب‌ها و نشریات و سایت‌ها و وبلاگ‌های خود منتشر کرده‌اند (از جمله بنگرید به «نامه سرگشاده به رئیس سازمان میراث فرهنگی»). آنان همچنین از دستکاری و تحریف نوشته‌ها نیز دریغ نکرده‌اند تا آنرا مطابق با میل و پسند خود کنند. شگفت است ادعای دفاع از کورش و حقوق بشر با پایمال کردن حق دیگران. […]

مسئله حفظ و تخریب خانه‌های مشاهیر

اعتراض به تخریب خانه‌های مشاهیر (و یا عموماً هر بنای تاریخی که مالک خصوصی دارد) نمی‌باید متوجه مالک بنا شود؛ چرا که آنها وظیفه ندارند ملک شخصی خود را برای عموم نگهداری کنند یا برای مقاصد و منافع عمومی اختصاص دهند. بلکه اینگونه اعتراض‌ها می‌باید متوجه نهادهایی باشد که وظایف قانونی خود را به درستی انجام نمی‌دهند. در قوانین موضوعهٔ کشوری، قانونی مبنی بر حفظ و نگهداری خانه‌های مشاهیر وجود ندارد. اما در برنامه توسعهٔ چهارسالهٔ پنجم چنین رویه‌ای اعمال شده است. به موجب این برنامه، سازمان میراث فرهنگی مکلف است خانه‌های مشاهیری را که ویژگی‌ها و شرایط لازم را دارا هستند، با اطلاع قبلی به مالک خصوصی، در فهرست آثار ملی ثبت کند. البته مالک نیز دارای حق اعتراض است. […]

میهن‌پرستی شعارگونه به نفع چه کسانیست؟

رویکردهای میهن‌پرستانه و وطن‌دوستی و گرایش به بازشناسی و پیجویی هویت تاریخی در میان بسیاری از مردم و به ویژه جوانان فزونی یافته است. چنین رویکردهایی در ضمن اینکه ارزشمند و دوست‌داشتنی هستند و می‌توانند در جای خود محرک و سازنده باشند، اما ممکن است مخرب و ویرانگر نیز باشند. هویت یک ملت، مجموعه‌ای است از دستاوردهای مادی و معنوی و هر آنچه که از نیاکان به شکل یادمان‌های فرهنگی و خاطره‌های تاریخی به او رسیده است. مجموعه این دستاوردها- خواه زیبا و خواه زشت- هویت مشترک یک ملت را می‌سازند. نادیده گرفتن بخشی از این هویت و هرگونه تغییر و تصرف در آن، چه با زدودن آنچه که به نظر نازیبا می‌آید و چه با یا افزودن آنچه که به نظر زیبا می‌آید، در حکم تباهی هویت تاریخی است. […]

صفت عربی برای گاهشماری ایرانی

تاکنون چندین بار دیده‌ام که نام‌هایی مثل «تازی» یا «عربی» را جلوی مبدأ گاهشماری ایرانی نوشته‌اند (مثلاً 1390 تازی). ایرانیان در زمانی دور و به دلایلی که در فرصتی مناسب خواهم گفت، این مبدأ را برای گاهشماری خود انتخاب کرده‌اند و این به معنای عربی بودن گاهشماری ایرانی یا مبدأ آن نیست. اینچنین است که عده‌ای از اشخاص نادان و متعصب تیشه به ریشه هویت و تاریخ و فرهنگ ایران و بخصوص یکی از درخشان‌ترین دستاوردهای آن که گاهشماری ایرانی باشد، می‌زنند و نام خود را هم با کمال افتخار «میهن‌پرست» می‌گذارند. دریغ و درد بر میهنی که چنین مدافعان و پرستندگانی دارد.



web analytics