Skip to content
بایگانی کلیدواژه شاهنامه و فردوسی

پرسمان پایان کار اژی‌دهاک در باورهای ایرانی

آقای دکتر جلیل دوستخواه- پژوهشگر برجسته اوستا و شاهنامه- پرسمانی بحث‌برانگیز و گسترده‌دامنه را پیش کشیده‌اند و از این نگارنده نیز خواسته‌اند تا نگرش خود را پیرامون آن بنویسم. پاسخ به این پرسش می‌تواند بسیار گسترده باشد و شاخه‌ها و رویکردهای گوناگونی داشته باشد. این گستردگی و پیچیدگی، در اصل از ذات و درون‌مایه اسطوره‌ها ناشی می‌شود. چرا که اسطوره‌ها در گذر زمان و در مواجهه با نیازهای فرهنگی و اجتماعی و باورداشت‌های مردمان و جوامع گوناگون، دچار دگرگونی می‌شوند. تغییر ماهیت می‌دهند و جوامع بشری آنرا از شکل و ساختاری کهن به ماهیتی نوین در می‌آورند تا آنرا با نیازهای امروزین خود هماهنگ سازند. اسطوره‌ها همچنان که نشان‌دهنده جهان‌بینی و نوع نگرش انسان به جهان و هستی است، پاسخی برای دردها و دشواری‌های زندگانی او نیز به شمار می‌رود. […]

انتشار نمودار شاهنامه فردوسی

به تازگی «نمودار شاهنامه فردوسی» و جزوه راهنمای همراه آن، توسط خانم فرانک دوانلو چاپ و منتشر شده است. همواره جای چنین اثری در میان دوستداران شاهنامه و تاریخ روایی ایران خالی بود که بتوانند در یک نمودار بزرگ و مفصل، همزمانی پادشاهان، پهلوانان و دیگر نام‌آوران را ببینند و تصور روشنی از آن داشته […]

نقد دیگری بر استنباط‌های نجومی آقای فریدون جنیدی در تحریف شاهنامه فردوسی

پیشینه: روزنامه اعتماد در ۲۳ اردیبهشت سال ۱۳۸۷ گفتاری از آقای فریدون جنیدی را منتشر کرد که در بردارندهٔ پاره‌ای از استنباط‌های نجومی بود. ایشان با توجه به استنباط‌های خود، حکم به الحاقی دانستن بیت‌هایی از شاهنامه داده بودند. اهمیت ممتاز شاهنامه فردوسی در فرهنگ و تمدن مردم و حساسیتی که هر کس در برابر […]

پاسخ آقای جنیدی به نقد نگارنده

به تازگی، آقای جنیدی پاسخی بر نقد نگارنده نوشته‌اند. پاسخ آقای جنیدی که بر اشتباهات و نادرستی‌هایی فاحش متکی است، نشانه دیگریست از اینکه ایشان صلاحیت دخالت دادن دانش اخترشناسی در تصحیح شاهنامه را ندارند و شاهنامهٔ ایشان نیز ارتباطی به شاهنامه فردوسی ندارد و آسیبی جدی به آن خواهد زد. متن این پاسخ را در پایین و نقدی بر این پاسخ را در اینجا بخوانید. […]

شاهنامه خودساخته فریدون جنیدی

پیش از این در باره شیوه ذوقی و غیرعلمی آقای فریدون جنیدی و آسیب‌ها و تحریف‌هایی که به شاهنامه فردوسی وارد آورده‌اند، گفتاری به نام «نقدی بر استنباط‌های نجومی آقای فریدون جنیدی و بکارگیری آنها در حذف بیت‌های شاهنامه» نوشته بودم که در رسانه‌های گوناگون و از جمله در روزنامه اعتماد منتشر شده بود. در آن گفتار نمونه‌هایی از استنباط‌های نادرست ایشان که منجر به الحاقی‌دانستن دو سوم بیت‌های شاهنامه (قریب چهل هزار بیت) از شاهنامه شده بود و نیز اینکه بخود اجازه داده‌اند هر واژهٔ دلخواهی را به سخن فردوسی بیفزایند، نشان داده بودم. آقای جنیدی که در آن هنگام دانش خود را برابر با دانش بیست و پنج استاد متخصص در بیست و پنج رشته مختلف می‌دانستند، اکنون در پیشگفتار شاهنامهٔ خودساخته‌اشان، خود را تحت یاری و حمایت «جهان مینوی» (= امدادهای غیبی) نیز دانسته‌‌اند. […]

نقدی بر استنباط‌های نجومی آقای فریدون جنیدی و بکارگیری آنها در حذف بیت‌های شاهنامه

در صفحه ادبیات روزنامه اعتماد به تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷، گفتاری از آقای فریدون جنیدی منتشر شده است که در بردارنده پاره‌ای استنباط‌های نجومی است. ایشان در این گفتار آورده‌اند که ویرایشگر شاهنامه می‌باید در زمینه‌های گوناگونی همچون دین‌شناسی، ستاره‌شناسی، متون پهلوی، سپاهیگری و همه مسائل و رموز زندگی و فرهنگ ایرانیان آگاهی داشته باشد و چون این آگاهی‌ها و تخصص‌ها را در خود سراغ داشته‌اند، در چند سال اخیر دست‌به‌کار تهیه نسخه‌ای از شاهنامه شده‌اند.

این نگارنده تاکنون هیچ کتاب یا مقاله یا پژوهشی از ایشان که در زمینه ستاره‌شناسی باشد، ندیده است. همچنین تاکنون هیچ نمونه‌ای از ترجمه متون پهلوی به همت ایشان دیده نشده است. به این ترتیب در رد یا تأیید، درستی یا نادرستی چنین ادعاهایی نمی‌توان سخنی گفت مگر آنکه ایشان محصول چنین پژوهش‌های تخصصی را پدید آورده باشد.

آقای جنیدی در این گفتار کوتاه نمونه‌هایی را مثال زده‌اند که چگونه برخی از بیت‌های شاهنامه را با توجه به شناختی که خودشان از ستاره‌شناسی داشته‌اند، الحاقی دانسته و آنها را از شاهنامه زدوده‌اند. نادرستی اظهارات نجومی ایشان این نگرانی را به وجود می‌آورد که بسیاری از بیت‌های اصیل شاهنامه به دلیل تصورات اشتباه ایشان از شاهنامه حذف شده باشد. […]

خال‌کوبی‌های توران در مقایسه با بیت‌هایی از شاهنامه فردوسی

کاوش‌های چندین ساله گروه‌های باستان‌شناسی آلمان و موزه هرمیتاژ روسیه در آسیای میانه شرقی (جمهوری خودمختار تووا و شهرهای توران، پازیریک و ارژن)، منجر به پیدایی چندین نمونه از آثار خال‌کوبی بر روی بدن انسان شد. گزارش‌های هیئت‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که این خال‌کوبی‌ها بر روی بدن شاهان، شاهزادگان و پهلوانان یا سرداران انجام می‌شده و نمونه‌های آن، هم بر روی بدن مردان و هم بر روی بدن زنان دیده شده است. با توجه به طبقه‌بندی نقش‌ خال‌ها و گور منسوب به آنها، می‌توان گمان داد که این خال‌کوبی‌ها نه تنها برای زیب و زینت، بلکه‌ای نشانه‌ای از هویت صاحب نقش، پیوستگی خاندانی، و نیز وجه تمایز آنان با دیگر اعضای یک خاندان و خاندان‌های دیگر بوده است. نقش‌های خال‌کوبی شده بر روی بدن هر شخص- به مانند یک مُـهـر- وسیله‌ای برای شناخت و تشخیص هویت فرد بوده است.

نگاره زیر، قطعه‌ای از پوست دست خال‌کوبی شده مردی صاحب منصب به اندازه ۲۸ در ۶۰ سانتیمتر است که از کورگان شماره ۲ پازیریک در کوهستان‌های آلتایی به دست آمده است. قدمت این مومیایی خشک به سده پنجم پیش از میلاد می‌رسد. بر هر دو دست این مرد از مچ تا شانه، و نیز بر کتف و پای راست او شمار فراوانی از نقش‌های پلنگ، گوزن، قوچ، ماهی و حیوانات اسطوره‌ای خال‌کوبی شده است. قالی معروف پازیریک با نقش‌هایی مشابه با نگارکندهای درگاه‌های کاخ صد ستون در تخت جمشید نیز در همین ناحیه کشف شده بود.  […]

نقدی بر مقاله زادروز فردوسی

مقاله‌ای به نام «زادروز فردوسی» نوشته آقای دکتر علیرضا شاپور شهبازی در کتاب «نمیرم ازین پس که من زنده‌ام» (دانشگاه تهران، ۱۳۷۴، صص ۲۷۳- ۲۸۱)، منتشر شده است. این کتاب دربردارنده مجموعه مقاله‌های کنگره جهانی بزرگداشت فردوسی (هزاره تدوین شاهنامه) بوده که در دی‌ماه سال ۱۳۶۹ در دانشگاه تهران برگزار شده است. این مقاله پیش از آن نیز در شماره ۱۳۴ مجله خاورشناسی آلمان (ZDMG) به سال ۱۹۸۴؛ و نیز در شماره ۳-۱ دوره دوازدهمِ مجله «آینده» در فروردین- خرداد سال ۱۳۶۵ منتشر شده است. به اظهار مؤلف (در زیرنویس یکم همان مقاله)، کنگره فردوسی این متن را با‌اهمیت دیده و صلاح دانسته است که در آغاز خطابه‌های کنگره خوانده شود.

مؤلف مقاله در نوشته نُه صفحه‌ای خود که نزدیک دو صفحه آن به موضوع روزِ زایش فردوسی اختصاص دارد، کوشیده است تا زادروز فردوسی را «بطور قاطع» در روز جمعه سوم دی‌ماه سال ۳۰۸ یزدگردی برابر با روز جمعه سوم ژانویه سال ۹۴۰ میلادی تثبیت کند.

از آنجا که این مقاله با روش تحقیقی نادرست، محاسبه‌های اشتباه، سکوت در برابر نکته‌های لازم به توضیح، و حتی با تصرف در متن شاهنامه به نگارش در آمده است؛ نقد و تحلیلی در باره آن به منظور جلوگیری از بهم‌ریختگی بیشتر واقعیت‌های شاهنامه و زندگی فردوسی، لازم به نظر می‌آید. […]

اول بهمن: روز تولد و زادروز فردوسی

نگارنده در این گفتار روز اول بهمن را به عنوان روز تولد و زادروز فردوسی تعیین و پیشنهاد کرده است

در سراسر ماوراءالنهر یا سرزمین‌های آسیای میانه، یعنی در جمهوری‌های فعلی تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرغیزستان؛ و نیز در بخش‌هایی از افغانستان و در میان همه اقوام، چه تاجیک و چه ازبک یا ترکمن، آیینی کهن و سنتی دیرینه وجود دارد که با نام‌های گوناگونی و از جمله با نام «پیغمبر آشی» شناخته می‌شود.

در این آیین که از دیرباز در این نواحی رواج دارد؛ هنگامی که مرد یا زنی به سن شصت‌ و سه سالگی می‌رسد، می‌گویند «فلانی به سال پیغمبرش رسید». به این مناسبت، نزدیکان آن شخص در بزرگداشت او جشن تولدی با مراسمی خاص بر پای می‌دارند. این مراسم ممکن است در نواحی گوناگون، اندک تفاوت‌هایی با یکدیگر داشته باشند.

در نواحی شهرسبز، کِشکرود و نَسَف در جنوب بخارا، هنگامی که شخصی به شصت و سومین سالروز تولد خود می‌رسد، نزدیکانش برای او جامه‌ای نو و آراسته، به ویژه همراه با پیراهن سپیدِ بلند و تنبان سپید فراهم می‌سازند و با تشریفاتی بر او می‌پوشانند. پس از آن دستاری سپید بر سر و شانه‌اش می‌بندند و اگر زن باشد، چارقد سپیدی بر سرش می‌کنند. آنگاه از پنبه برای مردان ریش و سبیل انبوه و بزرگی درست کرده و بر چهره او می‌نشانند. حتی اگر او دارای ریش و سبیل هم باشد، باز هم می‌بایست به این شکل آذین شود. […]



web analytics