Skip to content
بایگانی کلیدواژه جامعه

محبوب‌ها و منفورها

محبوبیت زیاد در یک جامعه احساساتی و زودباور به خودی خود نشانه هیچ امتیازی نیست. بسیاری از آنانی که با شعارهای عدالت و انسانیت و رفاه و رستگاری بشریت جلو آمدند، چیزی بیش از مردم‌فریبان چرب‌زبان نبودند. در چنین جوامعی هیچکس به اندازه رمالان و خرافه‌پردازان و شیرین‌زبانان محبوبیت عمومی و هواداران آتشین ندارد و هیچکس به اندازه اهل خرد منفور و مطرود نیست.

مقدسات جدید و چوبه‌های دار آینده

از تاریخ بیاموزیم و نگذاریم هیچ چیزی و هیچ شخصی به سرای مقدسین نوظهور راه یابد و غیر قابل نقد شود که فردا هر نقد و نظری را توهین به مقدسات قلمداد می‌کنند و با چوبه‌های دار پاسخ می‌دهند.

هلهله‌های سرخوشی در حمام فین

بار دیگر گذرم به فین افتاد و حمام فین. و باز هم همان جماعت گردشگران و تفرج کنندگان سرخوشی که در دالان‌های حمام جیغ‌ها و هلهله‌های شادی سر می‌کشیدند و بازیگوشانه به این سو و آن سو می‌دویدند و قایم‌باشک و مزه‌ریزی‌های متداولی را بروز می‌دادند که قرن‌هاست جدیت و فعالیت و آینده‌نگری را فدای سرگرمی و خوش‌گذرانی کرده است. این ماییم! مایی که به وقت فریاد کشیدن، سکوت کرده‌ایم و به وقت سکوت، مشت‌های گره‌ کرده نشان داده‌ایم. مایی که به وقت گریه، خندیده‌ایم و به وقت حرکت، خوابیده‌ایم. […]

رنج‌های بشری 237: رنگین‌کمان زیبا و دل‌انگیز مردمان مشرق‌زمین

من شرقی‌ام، کاشی‌ام، ایرانی‌ام. فارس و ترک و تاجیک و ازبک و کرد و لر و عرب و پشتون و گیلک و بلوچم. همه اینها با هم هویت تاریخی و فرهنگی مرا و ما را شکل داده‌اند و هیچ بخشی از این عناصر هویتی را فدای آن دیگری نخواهم کرد و نادیده نخواهم گرفت. ما همه با هم، چونان پیکری واحد، در غم‌ها و شادی‌ها با هم شریک بوده‌ایم. با هم خندیده‌ایم و سرود سر داده‌ایم، و با هم گریسته‌ایم و سوگ سر داده‌ایم. با هم چونان اعضای یک خانواده بزرگ و مهرآمیز اختلاف نیز داشته‌ایم. در گذشته‌های دور و نزدیک، تجاوزگران و جهان‌گشایان (همچون کورش و چنگیز) خانمان ما را و هستی ما را به دست بیداد سپردند، ما را به جان هم انداختند و خود بهره‌اش را بردند. در عصر حاضر نیز استعمارگران (همچون بریتانیا و رسانه‌هایش) با طرح دعاوی قومیتیِ نفاق‌افکنانه و نژادپرستانه و ملی‌گرایانه باز هم خواسته‌اند با شگردهای نوین، رشته‌های در هم تنیده خانواده بزرگ و کهنسال ما را به دسته‌های متضاد و متخاصم تقسیم کنند و به جان یکدیگر بیندازند و خود از منافعش بهره‌مند شوند. من فارس و ترک و تاجیک و ازبک و کرد و لر و عرب و پشتون و گیلک و بلوچم. قرابت‌های فامیلی و زبانی و آیینی ما چنان در یکدیگر ترکیب شده و هویت فرهنگی یگانه‌ای ساخته‌اند که همه با هم و در کنار هم، رنگ‌های یک رنگین‌کمان بزرگ و زیبا را شکل داده‌اند. ما همه رنگ‌های این رنگین‌کمان دل‌انگیز و غنوده در آغوش یکدیگر را با هم می‌خواهیم. از رنگ‌ها و تنوع فرهنگی ما شاید فرزندان تازه‌ای متولد شوند و جامعه یکپارچه رنگارنگ‌تری را تشکیل دهند، اما هیچکدام تضعیف نمی‌شوند و از بین نمی‌روند. از گذشته‌های دور با هم زیسته‌ایم و تا آینده‌های دور با هم خواهیم زیست. با مهر و محبت و یگانگی همیشگی ما.

انتشار کتاب درآمدی بر شکل‌گیری مناسبات مدنی جوامع باستان و غلبه سلطه‌گری

civil-ralation گاهی کتابی را می‌نویسی که می‌خواهی آنچه از گذشتگان بازمانده است را به دیگران نشان بدهی؛ می‌خواهی آنها را بشناسی و به دیگران بشناسانی. گاهی می‌خواهی تلاش کنی تا پاسخ پرسشی از مجهولات باستانی را بیابی؛ از دل کوره‌راه‌هایی که رسیدن بدان دشوار و گاه ناممکن است. گاهی می‌خواهی فقط تحقیقی کنی برای موضوعی خاص؛ که سرگشتگی و گمگشتگی بخش جدایی‌ناپذیر آن است. اما گاهی چیزی می‌نویسی که گمان می‌کنی همه آنچه تاکنون کرده‌ای، مقدمه‌ای برای رسیدن بدان بوده است. فکر می‌کنی همه آرمان‌ها و آرزوهایت را در دل آن نهادی. فکر می‌کنی زنده بوده‌ای که همین را بنویسی. فکر می‌کنی هیچ نوشته‌ای نمی‌تواند جای آنرا پر کند. حس می‌کنی انتشار هیچ کتابی تاکنون نتوانسته ترا به اندازه انتشار معجزه‌آسای چنین کتاب کوچکی خوشحال کند. حال می‌توانی در این شب تاریک دل خوش داری به انتشار کتاب «درآمدی بر شکل‌گیری مناسبات مدنی جوامع باستان و غلبه سلطه‌گری». به کتابی که در آن از بندهای هزاران ساله‌ای گفتی که انسان را به زنجیر کشیده است.

رنج‌های بشری 232: بی‌اعتنایی به رنج انسان‌ها، بی‌اعتنایی به سرنوشت انسان‌ها

کسانی که به رنج‌های دیرین انسان‌ها بی‌اعتنا هستند و بر ظلم‌های تاریخی حاکمان و مذاهب سرپوش می‌نهند، نمی‌توانند نوید دهنده روزگار بهتری برای مردم و نسل‌های آینده باشند.

رنج های بشری 226: عاقبت آزاداندیشی و استقلال فکری

هر کس که در فضای اجتماعی تنگ‌نظر و نابُردبار ایرانی بخواهد آزاد و مستقل بیندیشد و بخواهد اندیشه خود را بدون چاپلوسی و باج دادن به کسی و بدون واهمه از کس دیگری بیان کند، باید خود را برای انواعی از تهمت‌ها و تهدیدها و بی‌حرمتی‌ها آماده کند.

هنر و صنایع دستی در سراشیب نابودی

عمر چندین هزار ساله هنرها و صنایع دستی ایران با سرعتی شتابناک رو به پایان می‌رود. این اتفاق که به این حجم و گستردگی در هیچ زمانی از تاریخ ایران سابقه نداشته، درست در زمانی روی می‌دهد که بیش از هر زمان دیگری مدعی حفظ و اهمیت به یادمان‌های کهن و هویت تاریخی هستیم.

سفالگری کلپورکان و سیرجان در سکوت و بی‌توجهی آخرین نفس‌های خود را می‌کشد. زیلوبافی میبد، کپوربافی دزفول و موج‌بافی کرمانشاه نیز شرایط چندان بهتری ندارند. شانه‌تراشی سنتی شوشتر با مرگ تنها استادکار خود برای همیشه از بین رفت. ظروف سنگی خراسان به تمامی تبدیل به ساخته‌های ماشینی شدند. چرخ‌سازی مشهد واپسین استاد را از دست داد. بندوک‌بافی سیستان و کمربندبافی نیشابور به چند پیرزن تنها و گمنام اکتفا کرده است. قفل‌سازی تبدیل به حرفه‌ای زینتی و خرافی برای مشکل‌گشایی شده است. آخرین نسل سازندگان چرخ ریسندگی در ابهر و زواره از جهان رفتند. […]

چماقداری آریایی: اعتراض‌هایی که می‌شکفند و اشتیاق‌هایی که می‌پژمرند

پیش از این در باره اعتراض‌های همیشگی ما ایرانیان و بی‌فایده بودن آن نوشته بودم؛ اما هر چقدر در باره این بلای مهیب و دامنگیری نوشته شود که هر روز متداول‌تر و ویرانگرتر می‌شود و عده بیشتری را به کام خود می‌کشد، باز هم کم است. اعتراض و انتقاد حق هر کسی است، اما اینکه هر روز و هر ساعت یقه یک روزنامه‌نگار یا هنرمند یا پژوهشگر یا نویسنده یا فیلمساز را به بهانه یک تحقیق یا اثری ادبی و هنری بگیریم و او را لگدمال کنیم، سخیف‌ترین تهمت‌ها را نثارش کنیم، مشت و چنگ و دندان به رُخش بکشیم، فقط یک کار غیرانسانی در قبال یک شخص انجام نداده‌ایم، بلکه امنیت جامعه و روند پیشرفت کشور را به خطر انداخته‌ایم.

اگر نیک نگریسته شود، سمت و سوی اصلی این بلای نوظهور، اختلاف‌افکنی و نفرت‌پراکنی میان مردم و اقوام و کشورهای همسایه را نشانه گرفته است. هدفی که آشکارا به همدلی‌ها آسیب می‌زند و ما ایرانیان به دلیل روحیه احساساتی و عاشق‌پیشه خود بیش از دیگران آلت دست شده‌ایم.

در جامعه‌ای که عادت شده باشد عده‌ای ساده‌دل یا بیکاره و بیعاره برای توهین‌یابی و دشمن‌تراشی در گوشه‌ای بنشینند و از روی تعلقات به ظاهر میهن‌پرستانه یا قوم‌گرایانه، ذره‌بین به دست به دنبال قربانی و سوژه جدیدی برای عرض اندام خود و کوبیدن دیگری بگردند، سرمایه‌های انسانی کشور را به راحتی به طرد و تاراج گذاشته بگذارند، هیچکس تمایل و علاقه‌‌ای برای برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های بلندمدت ندارد. هیچ روزنامه‌نگاری دستش به کاری اصولی نمی‌رود، هیچ فیلمساز و هنرمندی خلاقیت به خرج نمی‌دهد، هیچ محققی تاب بیان دستاوردهای تازه‌اش را در خود نمی‌بیند، هیچ کارفرمایی برای پروژه‌های بزرگ جرأت و جسارت ندارد.

اینچنین است که اشتیاق‌ها می‌پژمرند، خلاقیت‌ها نابود می‌گردند، استعدادها بر باد می‌روند، نفاق و چنددستگی میان مردم رو به فزونی می‌گذارد، سرمایه‌های شغلی و توانمندی‌های علمی جای خود را به دلالی‌ها و خرافه‌پردازی‌ها می‌دهند، و در نهایت همه چیز به نفع همان بدخواهان این کشور رنج‌کشیده تمام می‌شود. […]

رنج‌های بشری 220: تمایل به سرکوب دیگران در جوامع تربیت نشده

ایجاد فضای رعب و وحشت و تهدید و تحقیر برای مقابله با آزادی بیان و اظهارنظر دیگران، تنها اختصاص به حاکمان نداشته است؛ بلکه عموم افراد در حد امکان خود در آن سهیم بوده‌اند و هستند. چنین شیوه‌ای که در میان عده‌ای از جوامع تربیت‌نشده، رشدنیافته و عقب‌مانده رایج است، خود از دلایل رواج ساده‌لوحی و عقب‌ماندگی‌های ناشی از آن بشمار می‌رود.

رنج‌های بشری 212: پند کهن و همچنان تازه بز زنگوله‌پا

یکی از نشانه‌های قدمت قصه‌ها و ادبیات شفاهی مردم، تعدد و تنوع آن در جوامع گوناگون است. قصه بز زنگوله‌پا یکی از نمونه‌های بسیار کهن ادبیات شفاهی بشری است که به دلیل حوزه پهناور گستردگی و شمول آن در جهان، قدمت و خاستگاه اصلی آن دریافته نمی‌شود. در مرکز قصه‌شناسی آلمان، چند هزار نسخه گوناگون از این قصه از سرتاسر جهان گردآوری شده و نگهداری می‌شود.

مادربزرگ‌های خردمند بشری در قالب قصه کودکانه بززنگوله پا، به چاره‌جویی برای مهمترین خطری که خوشبختی و هستی فرزندانشان را تهدید می‌کند، پرداخته‌اند و راه‌حل کوتاه آنرا به سادگی و روشنی در اختیار نسل‌های آینده نهاده‌اند: «در را به روی گرگ‌های مادرنما با دست‌های سفید شده باز نکنید!».

میراث رو به نابودی و تأسیس مرکز مطالعات میراث ناملموس

مرکز مطالعات منطقه‌ای حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس یا معنوی (که رسانه‌ها خبر از تأسیس شعبه‌ای از آن در ایران داده‌اند) یکی از مراکز زیرنظر یونسکو است که شعبی در کشورهای گوناگون جهان و از جمله در ژاپن، چین، کره و پرو دارد. وظیفه چنین مراکزی مطالعه و تلاش برای حفاظت از آن بخش از میراث بشری است که غیر مادی و ناملموس هستند. اعم از: جشن‌ها و آیین‌ها و مراسم، بازی‌ها و سرگرمی‌ها، موسیقی و پزشکی سنتی، ادبیات شفاهی و باورداشت‌ها، دانشی که منجر به ساخت ابزار و یا اجرای محاسبات شود، و چیزها دیگری از این قبیل. میراث ناملموس بشری پس از شناسایی و مطالعه در فهرستی که یونسکو ترتیب داده است، به عنوان میراث معنوی بشر ثبت می‌شوند. از ایران تاکنون هشت اثر در این فهرست ثبت شده که از جمله عبارتند از: نوروز، نقالی و موسیقی مقامی خراسان. در این فهرست، بخشی نیز با عنوان میراث معنوی در خطر وجود دارد که شامل آثار در معرض خطر و نابودی می‌شود. خطری که این آثار را تهدید می‌کند، ممکن است ناشی از ممنوعیت‌ها باشد و یا ناشی از رویگردانی عمومی مردم در زنده نگاه داشتن آنها. […]

نادیده گرفتن حق مؤلف با اسکن و انتشار کتاب‌های دیگران

اینکه کتابی نایاب یا کمیاب است، نویسنده‌اش مرده یا زنده است. ناشرش قصد چاپ مجدد دارد یا ندارد، ایرانی یا خارجی است، هیچکدام به ما ربطی ندارد. ما باید مانند همه کفار و همه غیر آریاییان نانجیب یاد بگیریم که هر چیزی صاحبی دارد و و دست از تجاوز به حقوق دیگران برداریم. […]

رنج‌های بشری 211: حمایت‌های مردمی و دوام سلطه‌گری

سلطه‌گری در طول پنج هزار سال گذشته از بین نرفت و جای خود را به وضعیت زندگی مسالمت‌جویانه‌ای که انسان قبلاً از آن برخوردار بود، نداد. یکی از عوامل دوام سلطه‌گری، حمایت‌های مردمی از آن بوده است. این حمایت‌ها شاید شامل تمامی مردم نمی‌شده، اما به اندازه‌ای فراوان بوده است که بتواند نیرویی غالب و تأثیرگذار در جامعه باشد. انسان با اینکه خود قربانی سلطه‌گری و زیاده‌خواهی و تجاوزگری بوده، اما از آن حمایت نیز می‌کرده است. این حمایت، هم ناشی از ترس و احساس درونی انسان به قوی‌پرستی بوده و هم ناشی از میل او به همکاری با سلطه‌گران (یا حمایت از خاطره تاریخی آنان) برای دستیابی به قدرت و ثروت بیشتر و پی‌ریزی شکل تازه‌ای از سلطه بر انسان. اینچنین است که هر اندازه یک شخصیت سلطه‌گر، خشن‌تر، متجاوزتر و بی‌رحم‌تر بوده باشد، در میان مردمان خود، محبوب‌تر و مشهورتر نیز هست و مایه مباهات و افتخارات افزون‌تر. و برعکس آن، هر اندازه شخصیت یا پادشاهی رویکرد مردمی بیشتری داشته یا اهل مدارا و مماشات بیشتری بوده (همچون یزدگرد بزه‌گر)، ناشناس‌تر و منفورتر بوده است. در این میان، نقشی که تاریخ‌نویسان و روحانیون وابسته به سلطه‌گران (اعم از موبدان زرتشتی و دیگران) در ایجاد و گسترش چنین باورهایی در ذهن مردم ایفا کرده‌اند، انکار شدنی نیست. […]

ملت زنده

ملت زنده که بتوان آینده‌ای برای او متصور شد، ملتی است که توانایی تشخیص دروغ‌هایی را داشته باشد که هویت جمعی او را نشانه گرفته است و بخواهد و بتواند که در برابر آنها ایستادگی کند.

الغای برده‌داری و منافع برده‌داران

تصور عمومی از برده، شامل اشخاص بینوا و گرسنه و ضعیف و بیماری می‌شود که زیر شلاق اربابان خود در حال حمل سنگ‌های غول‌پیکر هستند. جانشان ارزشی ندارد و در صورت مرگ به سادگی لای جرز دیوار دفن می‌شوند. اینها تصورات نادرستی‌اند که عمدتاً محصول روایت‌های داستانی و فیلم‌های پرهیجان هستند.

برده برای صاحب خود نه تنها بی‌ارزش یا کم‌اهمیت نبوده، که در حکم یک کالای ذیقیمت و گرانبها بوده که سلامت و کارآیی او- همچون هر کالای دیگر- در حکم سلامت اموال و دارایی‌های ارباب بشمار می‌آمده است. این نکته بخصوص هنگامی بهتر دانسته می‌شود که به قیمت یک برده توجه کنیم. به موجب متن پهلوی زرتشتی «مادیان هزار دادستان» قیمت یک برده مرد در زمان ساسانی بطور متوسط ۲۰۰۰ سکه نقره بوده است. با توجه به اینکه یک سکه نقره وزنی معادل چهار گرم داشته، و نیز با توجه به اینکه امروزه قیمت جهانی نقره در حدود یک دلار در هر گرم است، دانسته می‌شود که ارزش یک برده با قیمت‌های امروزی چیزی در حدود 8000 دلار بوده است. […]

پینوکیو و شهر شادی‌ها

کتاب پینوکیو را یازده ساله بودم که خواندم. در زمانی که دستم در سانحه‌ای شکسته بود و پدر در راه برگشت از بیمارستان، آنرا از کتاب‌سرایی که اکنون تبدیل به کباب‌سرا شده، برایم خریده بود. بیشتر به «شهر شادی‌هایش» توجه می‌کردم تا به «بچه‌هایی که تبدیل به کره‌الاغ می‌شدند».

نویسنده پینوکیو، پندهایی از تجارب تلخ و دام‌های روزگار را در قالب تمثیل‌ها و اشاره‌های زیبا و خردمندانه به کودکان می‌آموزد. او کسانی را پیش چشم بچه‌ها می‌آورد که می‌خواهند با وعده‌های زیبا و سخنان فریبگرانه، کاری کنند تا آنان به میل خود کارهای جدی و سازنده را رها کنند و به «رقصیدن» در «خیمه شب بازی» سودآور آنان روی بیاورند. و نیز برای اینکه از «بدکاران» در امان باشند، در «قفس» از آنان نگهداری شود. او از کسی یاد می‌کند که با سخنان زیبا و وعده رسیدن به «شهر شادی‌ها» و ساختن «تاریخچه» قلابی برای آن شهر، بچه‌ها را تبدیل به کره‌هایی می‌کند تا «حمال کالسکه» او شوند. […]

دانشمندان و حاکمان: تحریف در خدمت سلطه‌گری

«تحریف» و «سلطه‌گری» لازم و ملزوم یکدیگرند. سلطه‌گران برای بسط سلطه بر مردم نیاز به تحریف و بازنویسی تاریخ و فرهنگ و هویت آنان را دارند. ابزار اجرایی تحریف تاریخ که نظام‌های استبدادی، استعمارگران و رسانه‌های استعماری بدان روی می‌آورند، اشخاص دون‌پایه‌ای نیستند؛ بلکه شخصیت‌های علمی و آکادمیک در حوزه تاریخ و باستان‌شناسی و زبان‌شناسی و دیگر علوم باستانی هستند. شخصیت‌هایی که مدارج دانشگاهی و پست‌های اجرایی را به سرعت و با کسب امتیازها و رانت‌ها و بورس‌ها طی کرده و به زور تمجیدها و تبلیغات رسانه‌های وابسته دارای عناوین «برجسته» و «بزرگ» و «ماندگار» شده‌اند. و نیز به زور همین تبلیغات، ترتیبی داده‌اند که مخاطب با شنیدن نام آنان دچار هول و هراس شود و تصور کند هر چه آنان گفته‌اند، احکامی بلاتغییر و بلاتردید هستند و می‌توان با استناد به سخن آنان هر بحث و مجادله‌ای را پایان بخشید. […]

بمب‌افکن‌های نجات‌بخش

دریغا که عده‌ای از ایرانیان وطن‌پرست و عمدتاً فرنگ‌نشین، آرزوها و آرمان‌های خود را سوار بر بمب‌افکن‌ها و تحریم‌هایی می‌بینند که قرار است ایران را گلباران و عطرافشان کنند. ملتی که تاریخ نمی‌داند و نمی‌خواهد که بداند، محکوم به تکرار مکرر فجایع تاریخی است.

رنج‌های بشری 194: تسلی احساس حقارت با پهلوان‌پنبه سازی

جوامع ناتوان و فلاکت‌زده، خود را از همه اشتباهات منزه می‌دانند و بار کوتاهی‌ها و مصیبت‌های خود را به گردن دیگران می‌اندازند. آنان بجای کوششی واقعگرایانه و خردمندانه، احساس حقارت و سرخوردگی خود را بطور توأمان با ساختن پهلوان‌پنبه‌هایی در گذشته‌های دور و نجات‌بخش‌هایی در آینده‌ای مبهم تسلی می‌دهند. سلطه‌جویان نیز از همین پهلوان‌پنبه‌ها و نجات‌بخش‌ها برای بسط سلطه و بهره‌کشی بیشتر سود می‌جویند و آنها را تبدیل به چوبه‌های ‌دار جدید می‌کنند. جدیدترین این پهلوان‌پنبه‌ها کورش است و قدیمی‌ترهای نخ‌نما شده را همگان بهتر می‌شناسند.

رنج‌های بشری 193: تأثیر و تأثر متقابل رنج‌های بشری

دود رنج و تحقیر هر انسانی که دیگران به رنج او بی‌توجه باشند یا آنرا توجیه کنند، دیر یا زود، کم یا زیاد، به چشم همه مردم خواهد رفت و زنجیره‌ای از اصل دیالکتیکی تأثیر و تأثر متقابل و خشونت‌های متباین را پدید می‌آورد. حتی اگر آن انسان در سدها و هزاران سال پیش و در هر کجای جهان زندگی کرده باشد.

رنج‌های بشری 192: آینده روشن و نگاه واقعگرایانه به درس‌های تاریخ

آینده روشن و کاستن از رنج‌های بشری با نگاه واقعگرایانه به تاریخ و درس‌های تاریخی به دست می‌آید. ناگواری‌های امروز محصول نگاه غیرواقعگرایانه پیشینیان به گذشته و نگاه رؤیایی آنان به آینده بوده است. دستکاری در داده‌های تاریخی و یا گلچین کردن بخش‌های دلخواه از تاریخ و نادیده انگاشتن بخش‌های دیگر آن- چه با انگیزه‌های سلطه‌جویانه سلطه‌گرایان باشد و چه با رویکرد احساساتی ساده‌دلان- موجب دوام سلطه‌گری، افزونی رنج‌های بشری، و در نهایت موجب آینده‌ای تیره‌تر خواهد شد.

صفرسیاه و پرخاشگری در فضای وب

در سال‌های اولیه دهه ۱۳۶۰ جوانی موسوم به «صفرسیاه» در خیابان ناصریه (ناصرخسرو بعدی) جولان می‌داد که گاه‌گاهی بنای عربده‌کشی و دشنام‌گویی راه می‌انداخت و شیشه‌های شکسته نوشابه را به طرف مغازه‌های فروش دوربین و تجهیزات عکاسی پرتاب می‌کرد. مغازه‌دارها به سرعت کرکره را پایین می‌کشیدند و دیگران نیز خود را از مهلکه دور می‌کردند. چون «چیزهایی برای از دست دادن» داشتند. صفر سیاه از سکوت و فرار مردم و از اینکه نگاههای زیادی به او جلب می‌شد، احساس خوبی می‌کرد. احساس می‌کرد که دیگران شکست خورده‌اند و او پیروز. خرد او بیش از این قد نمی‌داد. […]

رنج‌های بشری 180: رنج انسان فدای پادشاهان

بعضی خوانندگان پرسیده‌اند که چرا از محاسن کورش و هخامنشیان چیزی نمی‌نویسم و فقط معایب آنان را می‌گویم. در پاسخ عرض کنم که اولاً بنده حدود بیست سال از دستاوردهای هخامنشیان نوشته‌ام. دوم اینکه نام مجموعه‌ای که اکنون در حال نوشتن آن هستم «رنج‌های بشری» است و بدیهی است که خصال نیک احتمالی پادشاهان را نمی‌توان زیر موضوع و عنوان رنج‌های بشری آورد. شگفت‌آور است که هنوز در مملکت ستم‌کشیده ما به تاریخ رنج‌های انسان- که خود نیز بخشی از آن هستیم- کمتر از دروغ‌های نسبت داده شده به پادشاهان اهمیت داده می‌شود. چنین است که نمی‌توانیم از شر عواقب آن خلاصی یابیم. از طرف دیگر این نوشته‌ها دستکم از نظر داریوش بزرگ «معایب پادشاهان» نیستند. بلکه او با افتخار در کتیبه بیستون از آنها یاد کرده و در ستون چهارم همان کتیبه برای کسی که در ترویج آنها بکوشد، دعای خیر کرده است. پس به این ترتیب، نگارنده نیز از دعای خیر داریوش‌شاه بهره‌مند و برخوردار خواهد شد.

تأثیر کورش‌پرستی بر تضعیف ایران و گسترش تفرقه میان مردم

امروز دوست عزیزی که از مهر او به ایران و همبستگی ایرانیان آگاهم، نگرانی‌ای را بیان داشت که برخی از روشنگری‌های من در برابر موج دروغ‌پردازی و ساختن امامزاده‌های قلابی به نام کورش و دیگر هخامنشیان، دستاویزی برای برخی گروه‌های ناسیونالیستی قوم‌گرا شده است (که البته تفاوت ماهوی با دیگر ناسیونالیست‌ها و ملی‌گریان ندارند و همگی مترصد نوعی از سلطه و بهره‌کشی فاشیستی از مردم هستند). ایشان همچنین پرسیده‌اند که به چنین اشخاصی چه پاسخی می‌توان داد و چگونه می‌توان ترفندهای آنان را خنثی ساخت؟ پاسخ این دوست گرامی را که ممکن است پرسش دوستان دیگری نیز باشد، در اینجا می‌نویسم. با اینکه در آغاز برخی از کتاب‌های خود نوشته‌ام: «نگارنده ناخشنودی خود را از استنباط‌ها و نتیجه‌گیری‌های احتمالی و بهره‌گیری‌های مبتنی بر هرگونه امروز دوست عزیزی که از مهر او به ایران و همبستگی ایرانیان آگاهم، نگرانی‌ای را بیان داشت که برخی از روشنگری‌های من در برابر موج دروغ‌پردازی و ساختن امامزاده‌های قلابی به نام کورش و دیگر هخامنشیان، دستاویزی برای برخی گروه‌های ناسیونالیستی قوم‌گرا شده است (که البته تفاوت ماهوی با دیگر ناسیونالیست‌ها و ملی‌گریان ندارند و همگی مترصد نوعی از سلطه و بهره‌کشی فاشیستی از مردم هستند). ایشان همچنین پرسیده‌اند که به چنین اشخاصی چه پاسخی می‌توان داد و چگونه می‌توان ترفندهای آنان را خنثی ساخت؟ پاسخ این دوست گرامی را که ممکن است پرسش دوستان دیگری نیز باشد، در اینجا می‌نویسم.

با اینکه در آغاز برخی از کتاب‌های خود نوشته‌ام: «نگارنده ناخشنودی خود را از استنباط‌ها و نتیجه‌گیری‌های احتمالی و بهره‌گیری‌های مبتنی بر هرگونه انگاره‌ برتری‌طلبانه عمیقاً ابراز می‌دارد و به اصرار و صراحت اعلام می‌کند که هیچ بخش از محتویات این کتاب نمی‌باید برای توجیه تبعیض‌ها و برتری‌طلبی‌ها و تمامیت‌خواهی‌ها و آسیب به همبستگی میان مردم بکار رود». اما تاکنون کمتر بدان توجه شده و چنین اشخاصی به فراوانی و به کرات از نوشته‌هایم به نفع مقاصد خود استفاده کرده‌اند. بخصوص کورش‌پرستان و پان‌ایرانیست‌ها که نه تنها سوءاستفاده کرده‌اند که محتوای آنرا نیز دستکاری کرده و حتی به نام اشخاص دیگری منتشر نموده‌اند. […]

رنج‌های بشری 172: مورچگان بی‌تاریخ و آدمیان بی‌توجه به تاریخ

مورچه و عنکبوت

چه تفاوتی است میان این مورچگانی که تاریخ ندارند و آن آدمیانی که از تاریخ نمی‌آموزند؟

هک صفحه فیسبوک

صفحه فیسبوک من از دسترس خارج شده است. تلاش‌های نافرجامی نیز برای نفوذ به سایت پژوهش‌های ایرانی انجام شده است. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که همواره چماق بر قلم، حماقت بر خرد، و تجاوزگری و سرکوبگری بر تفاهم و رعایت حقوق انسان‌ها غلبه کرده است. چنانکه سرنیزه کورش و سپاه مسلح و متجاوزش، کانون‌های دانش و آرامش و خردورزی ماد و بابل و دیگر تمدن‌های فلات ایران را به باد فنا داد. ابزار من قلم است و میدان من کتابخانه‌ها. فیسبوک از آن شما باد و عظمت کتابخانه‌ها با جدیدترین کتاب‌هایم که در راه هستند، از آن من. بذر تردید و روشنگری‌های مستند به منابع و پرسش‌های بی‌شماری که پیش کشیده‌ام، در دل دوستداران واقعیت تا ابد زنده خواهند ماند و به عنوان ادله و ابزاری نیرومند برای روشنگری در قبال جعلیات تاریخ‌سازان بکار خواهند رفت.

رنج‌های بشری 153: همبستگی مردم و بیگانگی با قوم‌گرایی

امروزه و در کنار کسانی که با رویکردی انسانی برای رفع تبعیض‌ها تلاش می‌کنند، کسانی نیز هستند که به اسم مردم و با تمسک به نام‌ها و اصطلاحاتی همچون «هویت‌طلبی»، «جدایی‌طلبی»، «استقلال‌طلبی»، «قومیت‌گرایی»، «ملت‌گرایی»، «حقوق اقوام» و امثال آنها بر سر بحث و جدلی «روشنفکرانه» نشسته‌اند، اینگونه فعالیت‌ها از سوی کسانی است که عمدتاً (و نه همیشه) به «کسب قدرت» می‌اندیشند و نه به حقوق و آزادی‌های مردم و زندگی سعادتمندانه آنان و یا هر آن شعار زیبا و پرچم دلفریبی که در دست گرفته‌اند. فعالیت‌هایی که معمولاً رد آن در رسانه‌هایی با سایقه استعماری نیز دیده می‌شود. چنین بحث‌هایی تاکنون نتوانسته و نمی‌تواند به تفاهم و نتیجه‌ای خردمندانه برسد و بیش از آنکه موجبات همبستگی و همزیستی و الفت بیشتر مردم را فراهم سازد، بر تفرقه و رویارویی آنان دامن می‌زند. چنین فعالانی افزون بر آنکه به دنبال تفاهم باشند، به دنبال رقابت برای کسب قدرت و بسط سلطه هستند. رقابتی از نوع مدرن که بجای آنکه همچون دوران باستان متکی به سرنیزه کورش و چنگیز و تبرزین صفویه باشد، متکی به «گفتمان» و شعارهای باب روز است. […]

رنج‌های بشری 152: چماقداری و دفاع از آزادی بیان

از جمله کسانی که با چماق دنبالمان کرده‌اند، مدعیان آزادی بیان بوده‌اند.



web analytics