حکایتی که خواهم گفت، همانند همان حکایت ملا است که در شهری غریب ادعای طبابت کرده بود و به بیماری که از دلپیچه بخود میپیچید، حکم کرده بود که ترا هیچ چشمدردی نیست. ما ایرانیان اگر با هر چیز ناآشنا باشیم، دستکم با این شیوهٔ رفتاری ناآشنا نیستیم.
چند روز پیش گفتاری در بارهٔ تخریب و نابودی نگارههای باستانی غار دوشه در لرستان نوشتم که در وبگاههای زیادی بازتاب یافت و دلهای زیادی را به درد آورد. در پایان آن خبر تأسفبار و غمانگیز که بر نابودی بخش مهمی از کهنترین میراث باستانی و یادمانهای ملی ایرانیان دلالت داشت، نوشتم که «نگارنده اطلاع ندارد که مسئولان محلی تا چه اندازه از این رویداد آگاهی دارند و یا در آن دخیل بودهاند؛ اما امیدوار و منتظر است تا اخباری را از سوی آنان نیز بشنود و احیاناً به سکوت یا توجیه روی نیاورند». اما پس از آن خبری در خبرگزاری ایرنا منتشر شد که نمونهای شاخص از «توجیه» و انحراف افکار عمومی در برابر تخریب میراث ملی ایرانیان بود. نگارنده پیش از این و به هنگام تخریب کتیبه هخامنشی خارک و آسیبهای وارده به چارتاقی نیاسر با چنین توجیههای محیرالعقولی آشنا شده بود.
خبرگزاری ایرنا آورده است که «چندی پیش یکی از رادیوهای بیگانه در گزارشی مدعی شده بود که نقاشیهای دیواری غار دوشه با تهاجم و تخریب عمدی از میان رفته است»؛ اما «فرماندار کوهدشت تخریب نقاشیهای غار میرمیلاس را تکذیب کرد». ایشان در ادامه فرمودهاند که «نقاشیهای روی این غار فاقد هرگونه پوشش و محافظ میباشد و به همین دلیل به مرور زمان ممکن است رنگ نقاشیها از بین برود» و سپس افاضاتی آموزنده در بارهٔ غار میر میلاس بازگو فرمودهاند که این نگارهها دوازده هزار سال دیرینگی دارند و در کدام کوهستان و کجای شهرستان کوهدشت جای دارند. و ضمناً اینکه یادتان باشد نگارههای غار میرملاس قابل مقایسه با نقوش غارهای فرانسه است.
در باره فرمایشات ایشان چند نکته به نظرم میرسد که عرض میکنم:
۱- ایشان در پاسخ به خبر تخریب غار دوشه، تخریب غار میرملاس را تکذیب کردهاند. اکنون هرگاه که اثری باستانی در جایی از میهن تخریب شد، مسئولان محترم میتوانند بجای توضیح و جوابگویی شایسته و بایسته، تخریب یک اثرِ بیربط دیگر را تکذیب کنند. مثلاً وقتی کتیبه خارک تخریب میشود، مسئولان محترم بلاد خارک و بوشهر میتوانند تخریب کتیبههای شوش یا تخت جمشید را تکذیب کنند.
۲- بجز اینکه تخریب اثر دیگری را تکذیب میکنند، میتوانند در باره اهمیت آن اثری که تخریب نشده و اصلاً موضوع بحث نیست، سخن برانند. با چنین لطایفالحیلی، ای بسا خواننده تصور کند که لابد کتیبه خارک نام دیگری برای کتیبههای تختجمشید و غار میرملاس نامی دیگر برای غار دوشه بوده است.
۳- از سخنان ایشان میتوان دانست که رنگ نقاشیها به مرور زمان میپرّد. حتی ممکن است که در طول ۱۲٫۰۰۰ سال نپرّیده باشد، اما ناگهان در طول یک روز پرّیده باشد. البته همین نکته را نیز میتوان بمانند ایشان بگونهای بیان کرد که خواننده در هر حال نفهمد که بالاخره الآن رنگ این نقوش پرّیده، یا نپرّیده!
۴- اینکه نگارههای غارهای لرستان با نمونههای مشابه در غارهای فرانسه قابل مقایسه است یا نه، موضوعی است که میباید از زبان پژوهشگران بیان شود و نه از زبان مسئولانی مانند ایشان که به صراحت گفتهاند: «نقاشیهای این غار فاقد هرگونه پوشش و محافظ میباشند». از این نظر، این نگارهها هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند؛ چرا که یکی از آنها در بهترین شرایط حفاظتی قرار دارد، در سراسر جهان شناخته شده، نقشی از آن در تمامی کتابهای تاریخ هنر در جهان دیده میشود، چندین آزمایشگاه تخصصی و دهها دانشمند در خدمت خود دارد و سالانه صدها هزار نفر بازدیدکننده دارد و یکی از منابع مهم اعتبار فرهنگی و درآمد ملی برای کشور متبوعهٔ خود است. اما دیگری، مزبلهای ویران و فراموششده است که مسئولان محلی حتی آنرا قابل «پوشش و حفاظت» ندانستهاند.
۵- در پیوست خبری که آن خبرگزاری منتشر کرده است، عکسی از نگارههای غار میرملاس به چشم میخورد که نام ایرنا به عنوان صاحب اثر در زیر آن ثبت شده است. وظیفه خود میدانم که یادآور شوم این عکس متعلق به دوست گرامی و پژوهشگر کوشای سنگنگارههای ایران، آقای محمد ناصری فرد است که پیش از این در وبگاه ایشان منتشر شده و انتشار آن در خبرگزاری رسمی دولت، بگونهای که حق پدیدآورنده پایمال شده باشد، کاری غیراخلاقی، غیرقانونی و غیرانسانی است. قدر پژوهشگران کوشایی که عمر خود را بدون هیچگونه حمایتی در کوهستانهای دورافتاده وقف پیشبرد علم میکنند، بدانیم و دستاورد آنان را به این سادگی به نام خود مصادره نکنیم. گزارش آقای ناصریفرد را در اینجا ببینید: میرملاس کوهدشت، گنجینهای بیسرپناه.
۵- نگارنده بر این گمان است که سخنان فرماندار محترم کوهدشت و خبرگزاری جمهوری اسلامی در پاسخ به سخن او، نه تنها نشاندهنده تخریب نگارههای غار دوشه است، بلکه حتی نشاندهندهٔ تخریب نگارههای غار میرملاس نیز هست. این چیزیست که هر کسی که اندکی با شیوههای رفتاری چند سال اخیرِ آشنایی دارد، به سرعت آنرا از فحوای آن سخنان در مییابد. باش تا اخبارش از پرده برون افتد.
رضا مرادی غیاث آبادی
گفتارهای دیگر:
- تخریب و نابودی نگارههای باستانی غار دوشه در لرستان
- تخریب و نابودی کتیبه خارک
- تخریب کتیبه اورارتویی قلعه جوان
- لطفاً کتیبه خارک را بیش از این تخریب نکنید
- مسئله حفظ و تخریب خانههای مشاهیر
- اندر حکایت شگفت سه تکذیب
- دردهای خودزنی (۳): تخریب بزرگان
- روند اعتراض به تخریب آثار باستانی را لوث نکنیم
- قلعه دارا و تکذیب قصه ساختگی کشف شهر هخامنشی در ترکیه
- دردهای خودزنی (۱): برای تخریب فرهنگ ملی چه نیازی به دشمن داریم؟
