Skip to content
 

تکذیب‌نامه: کعبه زرتشت و گاهشمار تمام سنگی!

چنانکه پیش از این نیز نوشته بودم، چندی است که مطلبی در باره کعبه زرتشت به نقل از بنده در وب‌سایت‌های فراوانی منتشر شده و یا از طریق ایمیل برای دیگران فرستاده می‌شود. (برای نمونه، عبارت «گاهشمار تمام سنگی» با هزاران درآمد را در گوگل جستجو کنید). پاره‌هایی از آن سخنان که به بنده منسوب شده است، چنین هستند: «خوشبختانه پژوهشگر رضا مرادی غیاث آبادی که تحقیقات فراوانی در زمینه ایران باستان داشته، راز بنای کعبه زرتشت در نقش رستم را چاپ و منتشر کرده است. او گفته در کتاب‌های زرتشتی آمده که حضرت زرتشت در این مکان لحظه نوروز را محاسبه کرد. در زمانی که عربها کورفکر و نادان بودند، در ایران اخترشناسان بزرگی بودند. ساختمان نقش رستم یک گاهشمار تمام سنگی ثابت در جهان است که می‌بایست سازندگان آن از بسیاری از نکات علمی جغرافیایی و نجومی و سال کبیسه و انحراف کره زمین نسبت به مدار خورشید و تفاوت قطب مغناطیسی با قطب جغرافیایی و مسیر گردش زمین به دور خورشید و غیره را در ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش در دوران حکومت هخامنشیان آگاهی می‌داشتند و یا حتی اطلاعاتی که امروزه خیلی از انسان‌های پرادعا از وجود آن بی‌خبرند و دوباره باید آن را کشف کنند (مانند گرد بودن کره زمین و گردش زمین به دور خورشید یا برعکس) و به نام خودشان ثبت کنند. اگر علمشان امروزه پیشرفته است و راست می گویند، مشابه چنین بنایی را بسازند».

جالب است که در خبری که چند روز پیش توسط نهادهای مسئول مبنی بر آغاز مرمت کعبه زرتشت منتشر شد، همین مهملات دگرباره تکرار شد.

تاکنون عده زیادی از دوستان این مطلب را برایم فرستاده‌اند و از صحت و سقم ماجرا جویا شده‌اند (از جمله آقایان دکتر جلیل دوستخواه، دکتر علی افضل صمدی، استاد ماشاالله احیایی، آقای جواد کی‌پور و بسیاری بزرگواران دیگر که شرمنده همه آنان هستم). اما بجز این بزرگواران، دیگران حاضر نشدند تا پیش از اینکه آن نوشته کذا را برای دیگران بفرستند، لااقل از این حقیر یک سؤالی بکنند و بعد آنرا بازنشر دهند.

بنده بار دیگر یادآور می‌شوم که هیچ بخش از متنِ سراسر نادرستی که خلاصه‌اش را در بالا آوردم، نوشتهٔ من نیست. آنچه که من در کتاب «رصدخانه نقش‌رستم» (چاپ سال 1388) و کتاب‌های دیگر در باره کاربری تقویمی و زمان‌سنجی کعبه زرتشت نوشته‌ام، نظریه‌ای است متکی به اعداد و ارقام و زاویه‌ها و محاسبات و مشاهدات که بکلی از اینگونه موهومات نژادپرستانه تهی است. اصل آن نظریه نیز هنوز به بررسی‌های بیشتر و رفع کمبودها نیاز دارد. به نکات و دقایق دیگری نیز پی برده‌ام که پس از تکمیل منتشر خواهم کرد. در عجبم که اگر علاقه‌مندان پاک نیت این نظریه، سر از محاسبات و اعداد و ارقام در نمی‌آورند، چرا تنها به بازنشر آن اکتفا نمی‌کنند و هر مطلب دلخواهی را از قول نویسنده بدان می‌افزایند؟

آن مطالبی که نوشته من است را بدون نام نویسنده منتشر می‌کنند و آن مطلبی که نوشته من نیست را با نام بنده. سر از کار این جماعت در نمی‌آورم.

گاهی یک نکته بسیار ساده و ابتدایی را آنقدر تکرار می‌کنم که زبانم مو در می‌آورد. آقاجان! به پیر به پیغمبر، به این سوی چراغ، به هر چیزی که می‌پرستید یا نمی‌پرستید، به دست بریدهٔ ابوالفضل، به جگر سوخته شهدای کربلا، این مطلبی که شما دارید به نقل از این حقیرِ فقیرِ صغیرِ سراپاتقصیر و مستحق به عذاب الهی در همه سایت‌ها و وبلاگ‌ها منتشر می‌کنید و چپ و راست با ایمیل برای همه می‌فرستید، نوشته من نیست. عربی‌اش می‌شود: «لا هذه المادة ليست منصبي». انگلیسی‌اش می‌شود این: «This article is not written by me». روسی‌اش می‌شود این: «В этой статье не написано мной»، ترکی‌اش می‌شود این: «بو یازماخ مندن دئیر»، مغولی‌اش را هم بلد نیستم.

پیوست:

هرچند این تکذیب‌نامه کمترین تأثیری در بازنشرهای فراوان و شورانگیزانهٔ آن گفتار مجعول نداشته، اما خانم شهلا رستمی با توجه به اهمیت رواج چنین سخنان و بلایایی، در برنامه راه ابریشم رادیو فرانسه (15 خرداد 1389) به این موضوع پرداخته است. این برنامه را در اواخر این صفحه: «آیا همه خبرهای پخش‌شده بر روی اینترنت را باید باور کرد؟» بخوانید و یا پرونده صوتی آنرا دریافت کنید.

همچنین بنگرید به:

قدرت دروغ



web analytics