۱- دوست بزرگوارم آقای عباسعلی رستموف، استاد رصدخانه اخترفیزیک شماخی در جمهوری آذربایجان از پایان نخستین دوره مطالعات اخترباستانشناسی در محوطه باستانی «گوبستان» خبر دادهاند. ایشان مدتهاست که برخی ملاحظات نجومی در نگارکندهای باستانی و جالب گوبستان را پیگیری میکنند و اکنون گزارشی عالمانه و خواندنی را در وبسایت رصدخانه شماخی منتشر کردهاند. مقاله استاد رستموف را با نام «رصدخانه خورشیدی باستانی یا نیایشگاه خورشید؟» در اینجا ببینید: Ancient Solar Observatory or Temple of the Sun
2- آقای فرشتهخصلت پس از سفر به چارتاقی «خانه دیو»، اطلاعات میدانی بسیاری را در اختیار نگارنده نهادهاند تا گزارش چگونگی وضعیت طلوع خورشید در این چارتاقی را بنویسم و منتشر نمایم. امیدوارم این گزارش را بزودی به پایان برسانم.
۳- مدتی پیش، آقای دکتر محسن حافظیان، پژوهشگر گروه ایرانشناسی دانشگاه کنکوردیا در کانادا، گفتاری با نام «زبان دیوزدگی» در نقد کتاب «زبان باز» نوشته دکتر داریوش آشوری را برایم فرستاده بودند که بسیار از آن آموختم. این گفتار برای وبسایت ارزنده «زبان فارسی» نیز فرستاده شده و در آنجا منتشر شده است. بیتردید، کوششها و دلمشغولیهای آقای آشوری و نقد و مخالفتهای جدی آقای حافظیان و دیگران، میتوانند در نهایت به سود زبان فارسی باشند.
مدتی پیش در روستایی دورافتاده در فراهان، پیرزنی روستایی گریبانم را گرفت که: «گذر را نیالا که شب میچُری و میچایی!» این عبارت شیوا را از آن رو آوردم که به باور این کمترین، مسئله اصلی در ذات زبان فارسی و گویشوران آن نیست؛ بلکه دشواریهای است که نوکیسهگان شهرنشین با دخالتهای بیجا و واژهسازیهای دلخواهانه و بیپایه رواج دادهاند. اینروزها هر کسی که دو کتاب میخواند، هوس واژهسازی و سرهنویسی تخیلی به سرش میزند. مثلاً اگر واژههای «ایمیل»، «وبلاگ» و «وبسایت» تقریباً در سراسر جهان به همین شکل بکار میرود و هیچکس هوس معادلسازی برای آن به سرش نمیزند، ما بدون اینکه برای ایجاد یا توسعه و تکمیل آنها کوشیده باشیم، فقط تمایل به دستکاری در نامهای آنها را داریم. چون اینکار نیاز به هیچ سواد و خرج و دردسری ندارد. وقت آزاد و کرسی گرم و ذهن خیالباف میخواهد که این آخری (بزنم به تخته) مثل چاههای نفت و گاز ما، جوشان و خروشان است: تارنما، تارنگار، تارنوشت، تارگاه، رایانامه، رایاننامه، رایانویس، رایاننما، وبگاه، وبنوشت، وبکده، وبخانه، پست الکترونیک و خیلی کلمههای بامزه و بیمزهٔ دیگر. در حالیکه واژه «ایمیل» با «میل» ایرانی خاستگاهی مشترک دارند و هردو دلالت بر پست و چاپار میکنند.
۴- انجمن نجوم خیام در شهر زاهدان، برنامهای جالب و پربار برای شب یلدا تهیه دیده بود که با موفقیت برگزار شد. قرار بود این کمترین هم در برنامه آنان شرکت کنم که متأسفانه فرصت نشد و از دیدار آنان محروم ماندم. آقای مقدسی- دبیر انجمن- گزارشها و عکسهایی از مراسم را برایم فرستاد که براستی از چنین برنامهها و علاقهمندانی در شگفت ماندم. تهرانیها باید باور کنند که کفگیرشان به ته دیگ خورده است.
۵- آقای جواد مفرد نیز که هر از گاهی نوشتههای مفید اما بسیار پیچیده و دشوارفهم خود را برایم میفرستند، این بار از روی لطف همیشگی، گفتارهایی در زمینه نیایشگاههای مهر در آذربایجان را فرستادهاند که امیدوارم پیوندی از صفحه وب آنها بدستم برسد تا در اینجا بیفزایم. البته باید اعتراف کنم که درک و فهم نوشتههای ایشان از عهده همچو منی به کلی خارج است.
۶- این اواخر تعدادی نامه نیز به دستم رسید با این مضمون که شیخ بهایی فلان دانشمندی بزرگ بود و چنین و چنان. با احترام فراوان به همه این دوستان، باید عرض کنم که تاکنون بجز مجموعه لطیفههای مشهور به «کشکول شیخ بهایی»، حتی یک سطر نوشته علمی از این دانشمند بزرگ نخوانده و نشنیده و ندیدهام. امید که این دوستان به سنت حسنه رایج، فقط به شعار و بزرگنمایی نپردازند و دستکم مشخصات اثری از این دانشمند را نیز به نوشته خود اضافه نمایند. به نظر این بنده، تمامی انتسابهای عجیب و غریب به جناب شیخ (همچون حمام شمعسوز اصفهان) ساخته و پرداخته ذهن مذهبیون دورهٔ صفوی برای یکی از علمای محبوب زمان بوده است. شاید هم در اشتباه هستم و دوستداران شیخ با معرفی آثارش مرا از این اشتباه بیرون میآورند.
● آقای علیرضا پروانه هم خبر دادهاند که شماره نخست مجله تخصصی باستانشناسی با نام «اسرار باستان» در بهمن ماه امسال به سردبیری ایشان منتشر میشود. برای ایشان صمیمانه آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم نشریه ایشان در کنار مجله «باستانپژوهی» که آقای شهرام زارع با پشتکار و دلبستگیِ عجیبی منتشر میکنند، موجب غنای بیشتر آگاهیهای علمی در جامعهای شود که مطالعات باستانی را با خیالپردازی و شعارزدگیهای رایج یکسان دانستهاند. برای نمونه به عکسی ساختگی و تقلبی اشاره میکنم که مدتهاست در اینترنت از روی همدیگر کپی میکنند و آنرا منتسب به عصر هخامنشی و موزه هرمیتاژ مینمایند.
۷- در آخر نیز به تذکر و پرسش چند تن از دوستان اشاره میکنم که گفتهاند نمیدانند بخش «تازهها» پس از اینکه از صفحه اصلی پژوهشهای ایرانی برداشته میشود، به کجا میرود و در کجا میتوان تازههای غیر تازه را خواند. در پاسخ باید عرض کنم که تاکنون این بخشها را پس از برداشتن از صفحه اصلی به یک بایگانی غیر دسترس میبردهام، اما باید فکری بکنم و جایی همیشگی برای آنها ترتیب بدهم.
گفتارهای دیگر:
- تازه ها ۷
- سخنان تازه استاد رجبی و برآشفتگی جاعلان تاریخ و پیروان ناراستی و دروغ
- روشهای تازه و کهنه در تبلیغ دین بهی
- اشپیگل و بهانهای تازه برای اعتراضهای بیپایان ایرانیان
- کتابهای تازه و مهم ایرانشناختی
- سال جهانی تازه: رصدخانه مراغه یا سیبزمینی؟
- هویت ساختگی برای ماهی قرمز: نمونهای تازه از دستکاری در اسناد و آثار تاریخی
- جزیره فروهر: سوژهای تازه برای فریفتن عوام
- یافتههای تازه از ایران باستان: اثری ارزنده از والتر هینتس و پرویز رجبی
- حرف الفبای تازه در خط میخی فارسی باستان
