Skip to content
 

تازه‌ها ۳

1- استاد بزرگوار آقای مهدیزاده کابلی– استاد پیشین دانشگاه کابل و نماینده لویه‌جرگه افغانستان- به همراه حدود بیست تن از یاران و دانشمندان دیگر در حال ویرایش و پیاده‌سازی دانشنامه آریانا بر روی اینترنت هستند. ببینید: دانشنامه آریانا.

2- پس از انتشار گفتار کوتاهم به نام «قتل‌عام مردم اکد، به فرمان کورش یا نبونید؟» آقای مفرد کهلان در پاسخی انتقادی و تحلیلی که برایم فرستادند به رد این نظر پرداخته‌اند: قتل‌عام مردم شهر اوپیس توسط کورش سوم باید حقیقت داشته باشد. هر چند که متوجه منظور ایشان از اصطلاح غریب «کورش سوم» نشدم، اما توجه به دیدگاه‌های ایشان می‌تواند گامی دیگر برای دستیابی به واقعیت‌ها باشد. آقای مفرد در میانه‌های گفتار خود، مبلغی از الطاف خفیه (یا خوفیه) خود را هم نثار این بنده سراپاتقصیر کرده‌اند. البته چند تنی از خوانندگان، در این باره نظری درست برعکس من و ایشان داشتند و نوشته بودند که به چه حقی به کورش بزرگ که پیامبر خدا بر روی زمین بوده توهین کرده‌ام و چرا گفته‌ام که نمی‌توان از حمله او به یک کشور مستقل که در حال جنگ با ایران نبوده، دفاع کرد. آنان گفته‌اند که “بروم و برای یکبار هم که شده «دستینه ی»  «سه گوشه ی» کورش بزرگ را بخوانم و بدانم که او چگونه در 7500 سال پیش از «سالشمار ترسایی»، «باشنده» بوده و در «آفند» از باشندگان «هازمان»(؟) ایران به لئونیداس پادشاه بابل یورش برده”. گفته‌اند که “اگر به این دستینه ی سه گوشه دسترس نیستم برایم «روان» کنند”. عرض کنم به حضورشان که: “«شوربختانه» دسترس نیستم. روان کنید”.

3- حال که سخن از کورش شد، یک نکته دیگر را هم بیفزایم که چندماه پیش گروهی از فیلمسازان شبکه اول تلویزیون مالزی برای ساختن فیلمی مستند در باره اینکه ذوالقرنین کورش است و یا اسکندر، در طول سفرهای دور و دراز خود به ایران هم آمده بودند و گفتگویی نیز با من کردند. به آنان گفته بودم که به نظرم ذوالقرنینی که در قرآن از او یاد کرده شده، نه کورش است و نه اسکندر. فقط یک شخصیت قرآنی است مانند عاد و ثمود و هود و لوط که نیازی نیست دنبال شخصیت تاریخی او بگردیم. الحق و الانصاف که الطاف خفیه آقای مفرد خیلی قابل‌تحمل‌تر از الطاف خوفیه آنان بود. این را هم اضافه کنم که وقتی ابزارآلات و دم و دستگاه فراوان و پیشرفته این گروه را دیدم، به یاد فیلمسازان مستند خودمان افتادم که با چه رنج و کمبودها و با چه والذاریاتی فیلمی را به پایان می‌رسانند. تازه اگر به پایان برسانند.

4- دوست عزیز و پرتلاشم آقای بهرام مراوندی- مدیر بخش فارسی موزیلا فایرفاکس– که در ضمن، جهانگردی قهار و خستگی‌ناپذیر است، به تازگی به موزه لوور رفته و عکس‌هایی بسیار دیدنی و مفید از آنجا گرفته، یا بقول تاجیکان «غلطانده است». چند تایی از آنها را هم با حجم بسیار بالا و مرغوب برایم فرستاده که مرا بیشتر مدیون لطف همیشگی خود کرده است. عکس‌های ایشان را در پیکاسا ببینید.

5- پس از انتقاد کوتاهی که به وضعیت اسفبار واژه‌سازی‌های دلخواهانه نمودم و اینکه هرکسی خیال می‌کند می‌تواند هرگونه تصرف و دستکاری که دوست دارد و خودش شخصاً تشخیص می‌دهد، در زبان و ادبیات فارسی بکند؛ آقای سهیل خسروی پور یادآور شدند که برای «وب‌سایت» چند معادل دیگر هم هست. مانند: منزلگاه الکترونیکی، منزلکده الکترونیکی و چیزهایی شبیه این. البته در ادامه سخن پیشینم، اینرا نیز در اینجا بیفزایم که درست است که «تار» یکی از معانی ثانوی واژه Web در زبان انگلیسی است، اما در اصل معنای شبکه، هر چیز درهم تنیده و منسوج را می‌دهد و از همین معنای آن برای شبکهٔ بهم پیوستهٔ رایانه‌ها و کاربران استفاده می‌شود. واژه «تار» در زبان فارسی، معنای نخ و هر چیز باریک را می‌دهد و دلالت بر شبکه و پیوستگی نمی‌کند. از ترکیب «تارنما» نه تنها چنین مفهومی دریافت نمی‌شود که تا اندازه‌ای معنای «ذره‌بین» یا چیز غریبی که با آن تار را نگاه می‌کنند، می‌دهد. ترجمه «وب‌سایت» به «تارنما» درست مانند این است که برای ترجمه «ذره‌بین» به زبان‌های دیگر، از ترکیبی استفاده شود که معنای «مورچه‌بین» را بدهد با این استدلال که «مورچه» هم یکی از معانی «ذره» است.  آقای خسروی پور، در ضمن نامه‌ٔ دردمندانه‌اش، مقاله‌ای انتقادی را معرفی نمودند که آرزو می‌کردم تمام مطالبش نادرست باشد، اما افسوس که چنین نبود. این نوشته اسفبار را بخوانید و بگویید از که پناه جوییم: در جستجوی نامی برای چیز!

6- یک خبر خوب دیگر هم آقای مجید غلامی جلیسه فرستاده و خبر راه‌اندازی یک وب‌سایت ویژه کتاب‌های چاپ سنگی را داده است. این نمونه‌ای از کارهای بزرگی است که باید انجام می‌شد و مرد میدان خودش را طلب می‌کرد. اطلاعات موجود در این پایگاه بسیار فراوان است و هنوز فرصت نکرده‌ام حتی سیری کوتاه در صفحات و بخش‌های آن بکنم. گفته شده که اکنون بیش از 40.000 مدخل فعال دارد و این براستی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده است. در اینجا بینید: کتابخانه دیجیتال کتب چاپ سنگی بیاض.

7- آقای فرامرز طالبی- سردبیر پیشین مجله موزه‌ها- به همراه چند از تن از یاران و هم‌اندیشان، «دانشنامه فرهنگ و ادب گیلان» را راه‌اندازی کرده‌اند و تاکنون چندین جلد کتاب کوچک اما بسیار مفید تألیف و منتشر کرده‌اند: گاهشماری گیلانی، قلاع گیلان، جشن‌ها و آیین‌های گیلان، خانه‌های گیلان. این چند کتاب، نمونه‌ای از دستاورد‌های این انجمن نوبنیاد و پرآرزو است.

8- آقای محمد تاجیک– هنرمند و عکاس توانا- کتابی به نام «چهره‌های شهر من» منتشر کرده که سال‌ها برای آن زحمت کشیده و مجموعه‌ای نفیس از پرتره‌های سیاه‌و‌سفید است. ایشان تمثالی از بنده را نیز در آن نهاده است.

9- هفته گذشته باز هم به بهانه دو روز تعطیلی، پنج روز همه مدارس و دانشگاه‌ها، و چهار روز همه مملکت تعطیل شد. ملت‌های رو به پیشرفت و آبادانی، به دنبال هر فرصتی هستند تا بتوانند یک روز تعطیل را به روز کاری تبدیل کنند. ملت‌های رو به نابودی و تباهی نیز به دنبال هر بهانه‌ای هستند تا یک روز کاری را به روز تعطیل بدل سازند و بقول هدایت «لنگاشونو سینهٔ دیفال بزنن!».



web analytics