۱- آقای عبدالخالق تکسار عکس نمونهای از آثار نویافته در افغانستان را برای نظرخواهی فرستاده که سکهای بسیار جالب و کمیاب است. من پاسخ مفصلی برای ایشان نوشتم اما بطور خلاصه نیز در اینجا توضیح میدهم که این یک سکه سه درهمی از جنس نقره و به احتمال کمتر از جنس الکترولیت است. نگاره روی آن یک مرد «گاوسوار» را نشان میدهد. نوشتهٔ پشت و روی سکه خوانا نیست، اما گمان میرود که بطور توأمان به زبان یونانی و «اَریَئو/ آریایی» با خط یونانی نوشته شده باشد. این سکه به احتمال زیاد و با توجه به علامت نیزه چهارشاخهٔ آن متعلق به «هوویشکا» چهارمین پادشاه بزرگ کوشان (۱۴۰ تا ۱۸۳ میلادی) است. نگاره مردان گاوسوار بر روی سکههای کوشانی تاکنون چندین بار دیده شده و ارتباط فراوانی با اسطوره «گاوگیل»، «گاودرفش» و فریدون دارد.
۲- اگر دوست نکتهسنجمان آقای شاهین دلنشین که اعتقاد دارد املای فارسی و املای هیچ زبانی مقدس نیست و میتوان هرگونه که دلمان بخواهد بنویسیم، بدش نیاید؛ باید عرض کنم درست است که املای زبان فارسی مقدس نیست، اما «اوپن سورس» هم نیست.
۳- نازنینی نگران شده بود که نکند اصرار من در نوشتن «مرداد» (و نه امرداد) زبان فارسی را بباد فنا دهد. اینجا نیز جسارتاً سه نکته را عرض کنم: الف) در این باره چند بار دیگر نوشتهام که این بنده کمترین دارد به زبان فارسی مینویسد و نه به زبان پهلوی. در زبان و ادبیات فارسی نیز از فردوسی گرفته تا بیرونی و دیگران، فقط و فقط از مرداد استفاده کردهاند و تلفظ امرداد در ادبیات فارسی سابقه ندارد. بنده هم اهل کارهای من در آوردی نیستم و چنین جسارتی هم نمیکنم که استنباط خودم را برتر از بزرگان ادبیات انگارم. حالا من نمیدانم که از این همه واژه چرا فقط مرداد را چسبیدهاند و مثلاً ناهید (از نظر آنان به معنای آلوده) و اَناهید (از نظر آنان یعنی نیالوده و پاک) را به امان خدا رها کردهاند؟ ب) مطمئن باشند که تکرار و اصرار هزاران باره برای تلفظ این واژه هرگز به نتیجه نخواهد رسید چنانکه تاکنون نرسیده است. اصولاً وقتی آوایی از زبانی رخت بربسته باشد، آنرا نمیتوان دگرباره احیا نمود. رنج خود میبرید و عِرض ما میدارید. تاکنون میلیاردها قوطی سیگار تولید شده و روی همه آنها اصطلاح «سیگارت» نوشته شده است، اما یک نفر را پیدا نمیکنید که بجای سیگار بگوید سیگارت. اگر آوایی از میان رفته باشد، میلیارها بار هم که تکرار شود، نتیجهای در بر نخواهد داشت. ج) اگر زبان فارسی آنقدر آسیبپذیر است که ممکن است بخاطر یک «اَ» و یک بابایی مثل من از بین برود، همان بهتر که زودتر از بین برود.
۴- چشممان روشن! همه رقم آثار باستانی و چیزهای تقلبی دیده و شنیده بودیم، اما تاکنون آدم تقلبی ندیده بودیم که آنهم چشمان ما را منور ساخت. چند روز پیش روزنامه اعتماد نوشته بود که فلان کسی که او را به عنوان رئیس دانشگاه هنر فلورانس بردهاند به اصفاهون نصف جهون و چه مراسمی برگزار کرده و خطبه عقد خواهر و برادری شهرها و بلاد مکرمه اصفاهون و یزد و ونیز و فلورانس را جاری فرموده، یک آدم تقلبی بوده است. قضیه را از باب فضولی و شیطنت از دوستی که سکنه بلدهای از بلاد ایطالیا است، پیجویی کردم و ایشان هم نامهای بلندبالا فرستاد که خلاصه اش این بود که این بابایی که اسمش را بردی، در هیچکدام دانشگاههای اینجا هیچ سمتی ندارد تا چه رسد به اینکه رئیس دانشگاه هنر فلورانس (معتبرترین دانشگاه هنری جهان) باشد. الباقی سناریوی اجرا شده و انواع «بهرهوریهای بهینه» را حتماً خودتان بهتر از من میتوانید بازنویسی کنید.
۵- هنوز مرکب تازههای پیشین خشک نشده بود که یک ایمیل آمد که بشتابید به فلانجا که سازمان ملل برای ثبت نوروز در تقویم جهانی همهپرسی برگزار کرده و شما هم بیایید امضا کنید. با اینکه مشحص بود یک کلک دیگر است، اما محض کنجکاوی سرکی کشیدم و دیدم که نامه خطاب به سازمان ملل است و نه از سوی سازمان ملل. انگار بعضیها خیال میکنند با نامه دادنهای چپ و راست به سازمان ملل و یونسکو و این رقم جاها میتوانند اعتباری به هم بزنند. نمیدانم درک این نکته خیلی سخت است که اگر چنین نامهنگاریهایی اعتباری به همراه داشته باشد، «دریافت» نامه از آن سازمانها است که مهم است و نه فرستادن نامههای همیشه بدون جواب.
۶- نامه تازهای از انتشارات دانشگاه آکسفورد آمده که فهرست کتابهای تازه چاپ شده و نیز کتابهایی که با تخفیف فروخته میشوند، در آن آمده است. تخفیفها خیلی چشمیگر است و معمولاً ۷۵ درصد قیمت کتاب را شامل میشود. برای نمونه دیدم قیمت اصلی کتابی در زمینه کیهانشناسی اسطورهای، ۷۲ پوند و پس از اعمال تخفیف ۱۷ پوند است. کتاب لغتنامه جیبی آکسفورد که خلقالله در نمایشگاه کتاب از سروکول هم بالا میرفتند تا آنرا به قیمت پانزده هزار تومان بخرند، قیمتی در حدود ۲ پوند دارد که به لطف «تخفیف ویژه نمایشگاه و حمایت دولت خدمتگزار» قیمت آن چهار برابر شده است. هر کس این نامه را «دسترس» نیست، بگوید تا برایش «روان کنم».
۷- امشب که چند تا از تازههای اخیرم را میخواندم، دیدم زیادی نق و ناله کردهام. این روند دیری نمیپاید و موقتی است. داستان از این قرار است که اطبا دارند اعمالی روی فک و لثه حقیر انجام میدهند و خلاصه مشغول آچارکشی هستند. گویا یکی دو ماهی طول بکشد. در این مدت یکجانشین شدهام و نمیتوانم جایی بروم و یا با کسی صحبت کنم. توان نوشتههای جدی را هم ندارم و سرم را با این قبیل گرم کردهام. به همین خاطر از همه خوانندگان گرامی که وقتشان را تلف میکنم و نیز از رسانهها و رادیوهای محترم که هر ساله در اسفندماه و فروردینماه به مناسبتهای گوناگون صحبتی میکردیم و نواری پر میکردند، پوزش میخواهم که امسال نمیتوانم با آنان گفتگو کنم.
گفتارهای دیگر:
- روشهای تازه و کهنه در تبلیغ دین بهی
- سوشیانتهای تازه ما
- کتابهای تازه و مهم ایرانشناختی
- یافتههای تازه از ایران باستان: اثری ارزنده از والتر هینتس و پرویز رجبی
- سخنان تازه استاد رجبی و برآشفتگی جاعلان تاریخ و پیروان ناراستی و دروغ
- اشپیگل و بهانهای تازه برای اعتراضهای بیپایان ایرانیان
- سال جهانی تازه: رصدخانه مراغه یا سیبزمینی؟

