Skip to content
 

تازه‌ها ۹

۱- دو کتاب تازه از این نگارنده با نام‌های «چارتاقی‌های ایران» و «اسپیت‌نامه» بزودی منتشر می‌شوند. چارتاقی‌های ایران، پنجمین کتاب نگارنده است که در باره بناهای تقویمی ایران منتشر می‌شود.  کتاب اسپیت‌نامه نیز مجموعه‌ای از بیست و سه گفتار نگارنده در زمینه پژوهش‌های ایرانی است.

ازجناب استاد ماشاالله علی احیایی- پژوهشگر نجوم تاریخی- برای یاری به نگارنده در ترجمه متن کتاب چارتاقی نیاسر به زبان انگلیسی و نیز فرستادن آن متن برای دیگر همکاران خود در کشورهای دیگر، صمیمانه سپاسگزارم.

۲- در این چند روز، تعدادی کتاب تازه به دستم رسید: مجموعهٔ پنج جلدی «گزارش‌ کاوش‌های تپه حسنلو» در شمال نقده که در دههٔ ۱۳۴۰ خورشیدی به سرپرستی رابرت دایسون انجام شده بود (ترجمه آقایان علی صدرائی و صمد علیون)؛ «زبان اورارتو» نوشته گئورگی الکساندرویچ میلیکیشویلی اورارتوشناس بزرگ و نا‌م‌آور شوروی (ترجمه خانم حمیده بحرانیان)؛ کاتالوگ مهرهای باستانی از مجموعه خصوصی آقای دکتر سید یوسف نیری که توسط دخترش خانم سیوا نیری به موزه ایران باستان اهدا شده‌اند؛ «واژه‌نامه اخترشناسی» نوشته آقای سیامک قدیمی، «یادنامه دکتر مهدی سمسار» از آقای علی دهباشی و «سوادکوه سرزمین خورشید» اثری نفیس و چشمگیر از عکس‌های منطقه سوادکوه و تپورستان، کاری از آقای احمد باوند سوادکوهی. از آقایان قدیمی و دهباشی و انجمن کوهنوردان ایران که این کتاب‌ها را از روی لطف همیشگی هدیه داده‌اند، سپاسگزارم و امیدوارم در فرصتی مناسب در بارهٔ همه آنها نقد و معرفی‌ بنویسم.

۳- رادیو فرانسه در روز گذشته بجز انتشار متنی از من در باره چارشنبه سوری، گفتگویی نیز با آقای دکتر همایون کاتوزیان انجام داده است: ما ایرانیان هرگز از خود خط مستقلی نداشته‌ایم. قصد دارم نقدی در باره سخنان ایشان بنویسم. شاید مطلب بعدی‌ام همین باشد.

۴- جشن مرگ در راه است: قتل‌عام بیست میلیون ماهی بی‌گناه بخاطر شادی و بازیگوشی ما، جوانان خاوران و دلسوزی آنان بر ماهی قرمز نوروزی، هویت ساختگی برای ماهی قرمز، دستکاری تازه در اسناد و منابع تاریخی.

۵- در تازه‌های قبلی نوشتم که کسی ادعای دروغی را شایع ‌کرده بود که فرهنگستان هنر برای شرکت در همایش و مناظره‌ای مرا دعوت کرده و من آنرا بی‌پاسخ نهاده و طفره رفته بودم. همچنین تصور کرده بودند که می‌توان با وعدهٔ بلیط رایگان هواپیما، با بزرگوار دانا و دنیادیده‌ای به مانند کودکی رفتار کرد و با شکلاتی مسموم به او نیرنگ زد.

اما پس از آن متوجه شدم که این قضیه پیوست‌ها و ملحقات دیگری هم داشته است که اندک اندک برملا می‌شوند: ادعای برنامه‌ای برای برگزاری مناظره در یک «محیط دانشگاهی»، البته بدون ذکر نام دانشگاه و پس از اینکه فرهنگستان ادعای پیشین را تکذیب کرد؛ کوشش برای مخدوش و تباه کردن سمینار چارتاقی‌های ایران و جعل نام من بر بالای اطلاعیه آن سمینار؛ مصاحبه‌‌ ساختگی توسط شخصی به نام مهرداد نیکنام که وجود خارجی ندارد؛ چندین پیوست و متمم و نامه و تهدیدنامه که آکنده از ناپسندترین و زشت‌ترین عبارت‌ها بودند؛ ادعای حمایت و پشتیانی توسط «استادانی» که نامی از آنان برده نشده و آشکار است که آنان نیز وجود خارجی ندارند و برای فریب عوام‌ گفته شده است، چرا که هیچ استادی خود را درگیر چنین زشت‌کاری‌هایی نمی‌کند؛ تحریک یکی-دو نفر جوان «مرید» و احساساتی؛ و کلی وقایع بامزه و بی‌مزهٔ دیگر که به وقتش همه را باز خواهم گفت و در وبلاگ منتشر خواهم کرد.

من بی‌گمانم که اینان در توطئه کوتاه مدت خود موفق خواهند شد، چراکه همیشه چنین اشخاصی بخاطر آنکه به هیچ آداب و اصول اخلاقی پایبند نیستند، دستشان برای هرگونه اقدام ناجوانمردانه باز است و کار خود را از هر راه ممکن پیش می‌برند. آنان شاید توجه نداشته باشند که در درازمدت چیزی جز نام و یاد زشت از آنان باقی نخواهد ماند، اما حتماً اینرا خوب می‌دانند که دست زمان، نقاب از چهره‌ و همه اعمالی که انجام داده‌اند، خواهد زدود. حتی اگر خود را در پشت نام‌های مخفی پنهان کرده باشند. کسی که پانزده سال در بیابان‌های سراسر ایران با همه رنج‌ها و دشواری‌ها آشنا شده و شب‌های فراوانی را در سرما و تاریکی و تنهایی و با مار و گرگ و کفتار و گراز گذرانده، کسی نیست که به بال پشه‌ای بخود بلرزد.



web analytics