Skip to content
 

تازه‌ها ۱۰

1- یکی از خوانندگان گرامی به نام آقای فرهاد مبارک آبادی، سالنمای سال 1388 ایرانی را با ابتکار و کوششی درخور تبدیل به یک نرم‌افزار سودمند کرده که می‌توانید آنرا از اینجا دریافت کنید. امیدوارم در ویرایش‌های بعدی، قابلیت‌های مفید دیگری نیز به این نرم‌افزار افزوده شود و برای مثال بتوان از آن برای سال‌های گوناگون استفاده کرد. البته آقایان بهرام مراوندی و یوسف نجاری نیز به شکلی دیگر اینکار را انجام داده‌اند. از همه این دوستان عزیز برای توجهشان به گاهشماری ایرانی سپاسگزارم و آنرا قدر می‌نهم.

2- سرکار خانم سلطانی در دیدگاه خود پرسش انتقادی و مهمی را پیش کشیده‌اند که چرا «ایلام» را با املای «عیلام» نوشته‌ام (منظور تمدن و قومی به همین نام). ضمن سپاس از تذکر ایشان باید عرض کنم که هرچند با نگارش «ایلام» مخالفتی ندارم و در ضمن تخصصی نیز در واژه‌شناسی ندارم، اما نمی‌توانم خود را متقاعد کنم که املای سنتی و شناخته‌شدهٔ یک نام را به نفع املای پیشنهادی و تازه‌ای کنار بگذارم که دلایل قانع‌کننده‌ای برای آن وجود ندارد. پیشنهاددهندگان بر این باورند که چون در زبان فارسی، حرف «ع» نداریم؛ پس می‌باید «عیلام» را «ایلام» نوشت. این توجیه به چند دلیل به نظر من کافی نیست:

– نگارش «عیلام» کاملاً شناخته‌شده و متداول است. در واقع نویسنده به هنگامی که قصد نگارش این نام با املای «ایلام» را داشته باشد، نیاز به دلیل کافی دارد و می‌باید بتواند از عهده پاسخ مخالفان برآید. املای متداول در ذات خود نیاز به توجیه ندارد.
– درست است که آوای «ع» در زبان فارسی وجود ندارد، اما در بسیاری از زبان‌های متداول در سرزمین‌های باستانی ایران (و ظاهراً در زبان عیلامی) وجود داشته است.
– عیلام یک واژه یا نام فارسی نیست تا لازم باشد برابر با قواعد زبان فارسی نوشته و بکار برده شود.
– نگارش «عیلام» در متون تاریخی (از جمله در مقدمهٔ تاریخ ابن خلدون) دارای سابقه است. اما نگارش «ایلام» شاهد تاریخی ندارد. (قبلاً بجای ابن خلدون به اشتباه از حمزه اصفهانی نام برده بودم).
– بر فرض نیز که نگارش «ایلام» صحیح و «عیلام» ناصحیح باشد، باز نیز نمی‌توان آنرا تغییر داد. چرا که تغییر املای واژگان شناخته‌شده به دستور تاریخی و واژه‌شناسی تاریخی هر زبانی آسیب می‌زند.
– تغییر املای متداول نام‌ها و واژگان در میان ملل و زبان‌های دیگر نیز رایج نیست و آنرا موجب گسست تاریخی خط و زبان می‌دانند.
– چنانچه لازم باشد، «عیلام» را با املای «ایلام» نوشت، در اینصورت بدیهی است که کار به همین جا ختم نخواهد شد و لزوم تغییر در واژگان بسیار دیگری نیز پیش خواهد آمد و مثلاً می‌باید نام قوم شناخته‌شدهٔ «عاد» را نیز به شکل «آد» نوشت.

3- شادباش نوروزی خانم زهره جویا– ترانه‌سرا و نغمه‌خوان پراستعداد و کوشا- یکی از بهترین شادباش‌های نوروزی بود که به دستم رسید. هر چند که هیچ چیز جای ترانه نوروزی خانم شیوا مقدم را پر نخواهد کرد. از خانم جویا و مدیر برنامه‌هایش- آقای ارنست شونلتنر- سپاسگزارم. نوروزی‌خوانی ترکی و بسیار دلنواز خانم شیوا مقدم را که با سازهای محلی اجرا شده است، در اینجا بشنوید.

4- آقای پژمان اکبرزاده– برنامه‌ساز رادیو زمانه، روزنامه‌نگار، نوازنده پیانو و پژوهشگر موسیقی- به راستی یک «همه‌فن‌حریف» است. او به تازگی یک فیلم مستند در باره روانشاد هایده ساخته و نام آنرا «سخن از هایده» گذاشته است. پژمان در نامه‌ای خبر داده که نمایش همگانی این فیلم در شامگاه چهاردهم فروردین (سوم آوریل) در شهر آخن آلمان خواهد بود.

5- یکی از خوانندگان انتقاد کرده که چرا در باره متروی اصفهان و عواقب مخرب آن چیزی نمی‌نویسم. ضمن احترام به انتقاد ایشان باید عرض کنم که اولاً بنده اطلاعاتی در این زمینه ندارم و تاکنون مطلب عالمانه و محققانه و بی‌شائبه‌ای نیز در این باره نخوانده و نشنیده‌ام تا بتوانم بر آن اتکا کنم. بدیهی است سخنان کسانی که همیشه به همه چیز و همه کس معترض هستند و در هر زمینه‌ای از سیاست تا آثار باستانی و تاریخ و اقتصاد و محیط زیست و تقویم و هر مسئله دیگری اظهارنظر و انتقاد می‌کنند، نمی‌تواند آنچنان جدی و قابل اعتنا باشد. اینکه گفته می‌شود مترو باید به خاطر سطح آب‌های زیرزمینی و زمین‌لرزهٔ چهار ریشتری که ایجاد می‌کند، از دویست متر آنطرف‌تر عبور کند؛ بیشتر به شوخی مانند است. گمان نمی‌کنم چند متر اینطرف‌تر یا آنطرف‌تر تأثیری در میزان سطح سفره‌های زیرزمینی و لرزش‌های ناشی از زلزله چهار ریشتری داشته باشد. به ویژه اینکه در این وانفسای خشکسالی و خشکیدن کامل و دردناک زاینده رود، بعضی اشخاص سخن مضحکی مانند «خطر رطوبت برای آثار باستانی اصفهان» نیز بر زبان می‌آورند.

به یکی از دل‌نگرانان پیشنهاد دادم که در لبهٔ سکوی مترو، ستونی از ده قوطی کبریت درست کند. او اینکار را در یکی از ایستگاه‌های مسیر کرج انجام داد و دید که عبور یک قطار سریع‌السیر آنقدر لرزش نداشت تا بتواند حتی ستون قوطی کبریت‌های او را که فقط دو متر با قطار فاصله داشت، فرو بریزد.

بطور خلاصه عرض کنم که بنده نظری در باره خطرداشتن یا نداشتن مترو ندارم چون اطلاعی در این باره ندارم و سخن مطلعانه‌ای نیز نشنیده‌ام. اما می‌دانم که وضعیت نگهداری آثار باستانی (به ویژه آثار غیر مشهور) بسیار اسفبار است و افکار عمومی را نیز دیگر نمی‌توان به این زودی‌ها حساس کرد. عامل چنین بی‌تفاوتی عمومی، دروغ‌ها و فریبگری‌های زیادی بود که در قضیه سد سیوند بازگو شد و بزرگترین آسیب‌ها را به روند پاسداشت آثار باستانی وارد کرد. از همین روی است که در یک شهر چند میلیونی، فقط بیست نفر دعوت یک گردهمایی اعتراضی در برابر شهرداری اصفهان را تقبل کردند.

6- آقای سید حسن موسویان نسخه‌ای از پایا‌ن‌نامه خود به نام «بررسی ساختاری پسوند» را از روی لطف برای این کمترین فرستاده‌اند. ایشان در این رساله به تعریف اجزای صرفی زبان و سپس به پسوند و کاربرد آن و سیر تطور و دیگرگونی پسوندها در تاریخ زبان فارسی پرداخته‌اند. در پایان رساله نیز همهٔ پسوندهای زبان فارسی و کاربرد آنها با مثال‌های فراوان آورده شده است. امیدوارم رسالهٔ مفید و روشنگر آقای موسویان در اینترنت نیز منتشر شود تا بتوانم به آن پیوند دهم.

7- آقای ابراهیم شیاسی ارانی که فعالیت‌هایی در زمینه معرفی کتاب در شبکه اینترنت دارند، خبر دادند که کسانی دو کتاب از این نگارنده را بطور کامل و با فرمت‌های مختلف در اینترنت عرضه کرده‌اند. البته آن بزرگواران به متن کتاب‌ها کاملاً وفادار بوده‌اند و فقط دو چیز را فراموش کرده‌اند: یکی، نام بی‌مقدار نویسنده و دیگری، کسب رضایت او. یک چیز را هم فراموش نکرده‌اند و آن اینکه در زیرش نوشته‌اند: «همه حقوق به موجب قانون کپی رایت» برای خودشان محفوظ است. بقول آن عزیز: «اورمزد آنان را برای ایران سالم و تندرست نگه دارد».

8- آقای جلال حجتی فهیم خبر داده‌اند که مقاله‌ای با نام «یازده درخواست از رئیس جمهور آینده در بارهٔ زبان» نوشته آقای سهیل خسروی پور در وبگاه زبان فارسی منتشر شده است. ایشان تصمیم دارند تا با نظرخواهی‌های لازم، این متن را تکمیل‌تر نمایند. بنده به سهم خود نظرهایی را برای آنان خواهم نوشت و امیدوارم این جوانان کوشا و فعال به راه آرمان‌ بزرگی که در «زبان فارسی» در پیش گرفته‌اند، پیروز و سربلند باشند.



web analytics