Skip to content
 

تازه‌ها ۱۳

1- آقای مصطفی یاوری آیین، از دوستداران اخترشناسی و مدیر وب‌سایت رصدگاه خبر داده است که در حین سفرهای رصدی خود به شماری از نگارکندهای پیش‌تاریخی در کوهستان‌های «رباط سرخ» گلپایگان برخورد کرده و آنها را شناسایی کرده است. ایشان عکس‌هایی از این نگارکندها را همراه با گزارشی خواندنی در این باره برای من و آقای محمد ناصری‌فرـ پژوهشگر فعال صخره‌کندهای ایران- فرستاده‌اند. برخی از این نگاره‌ها در نوع خود بسیار جالب و دیدنی و استثنایی هستند. علاقه‌مندان می‌توانند عکس‌ها و گزارش ایشان را در وب‌سایت سنگ‌نگاره‌های ایران بخوانند و ببینند. لازم به یادآوری است که روش قدمت‌سنجی کربن 14 تنها برای تعیین قدمت ارگانیسم‌های آلی کاربرد دارد و از آن نمی‌توان برای تعیین قدمت سنگ‌نگاره‌ها و دیگر مواد کانی بهره برد. آقای یاوری پیش از این نیز گفتار سودمند دیگری با نام «نماد‌شناسی نقش بز بر روی سنگ‌نگاره‌های ایران» نوشته بودند.

2- آقای سیامک قدیمی- پژوهشگر جوان و کوشا- نسخه‌ای از کتاب تازه خود به نام «واژه‌نامهٔ اخترشناسی به پارسی سره» را از روی لطف فرستاده‌اند. این کتاب را انتشارات جهاد دانشگاهی واحد اصفهان منتشر کرده است. کتاب حدود 2600 مدخل دارد که به نظر می‌رسد برخی از آنها (مانند جدید، بحرانی و ضخامت) ارتباطی با نجوم ندارند و به کار لغت‌نامه‌های عمومی می‌آیند. برخی از معادل‌ها (مانند گرماسپهر بجای ترموسفر) نیز بسیار سنجیده و دلنشین هستند. بی‌گمان آقای قدیمی این کار مهم را پیگیری می‌کنند و ویرایش‌های بهتر و شامل‌تری را عرضه می‌دارند. شاید لزومی هم برای اصرار بر «سره» بودن واژه‌ها نباشد. یادآور می‌شوم که آقای دکتر محمد حیدری ملایری نیز سال‌هاست کار بزرگی را پیگیری می‌کنند و تقریباً به اواخر راه رسیده‌اند: فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک.  

3- آقای ضیاءالدین ترابی کتاب تازه منتشر شده خود به نام «زرتشت و گاهشماری ایرانی» را برای نقد و بررسی به این نگارنده داده است. ایشان پیش از این دیوانی از حافظ را بر اساس نسخه‌ای از کتابخانه استانبول تصحیح کرده بودند. کتاب آقای ترابی را هنوز به دقت نخوانده‌ام و حتماً در آینده نقدی پیرامون آن و از جمله در باره زمان زایش زرتشت (که ایشان سال 569 پیش از میلاد را پیشنهاد داده‌اند) خواهم نوشت. آقای ترابی در گفتگوها و بحث‌های پژوهشی روحیه‌ای تند، تلخ، صریح و بدون هیچگونه تعارف دارد. با اینکه خیلی‌ها چنین روحیه‌ای را دوست ندارند و به دنبال اشخاص خوش‌مشرب و متملق همراه با تعارف‌ها و تعریف‌ها هستند، اما من همواره از گفتگو با ایشان لذت می‌برم و کاستی‌هایم را با صراحتی آموزنده از ایشان می‌شنوم. چنانکه ایشان نیز هیچگاه از نقدها و اعتراض‌های تند من برآشفته نشده‌اند.

4- آقای کاوه کیائیان خبر داده‌اند که نشست بررسی کارنامه شعر سال 1387، در ساعت 17 روز 25 اردیبهشت به همت نشر چشمه در خانه هنرمندان ایران (تهران، خیابان ایرانشهر) برگزار می‌شود. حیف که یک ذره ذوق و درک شاعرانه ندارم و وقتی این بزرگواران در جمعی شعر می‌خوانند و دیگران شورمندانه کف می‌زنند و تشویق می‌کنند، من مات و مبهوت می‌مانم که هیچ نفهمیدم جز کلماتی که تک به تک معنا داشتند و وقتی به دنبال هم آمدند هیچ معنایی نداشتند. اما درِ گوشتان بگویم که گاهی اوقات وقتی معنا و مفهوم شعرها را از دیگرانی که خیلی ذوق‌زده شده‌اند، می‌پرسم و می‌بینم توضیح هر کدامشان با دیگری متفاوت است، با خود می‌گویم که انگار آنان نیز نفهمیده‌اند. یا بهتر بگویم انگار اصلاً معنا نداشته تا کسی بفهمد.

5- آقای دکتر جلیل دوستخواه مقاله‌ای روشنگر و آموزنده در باره ازدواج با محارم در دین زرتشتی نوشته‌اند که با نام «خویدُدَه/ خویدودَس (خویشاوند پیوندی) رازواره‌ای در آموزه‌ی پسین زرتشتی» در جشن‌نامه استاد دکتر بهمن سرکاراتی منتشر شده است. ایشان ضمن پژوهشی استوار و متکی بر منابع و شواهد فراوان، کوشش برای نادیده گرفتن این واقعیت و تحریف آنرا نادرست می‌انگارند و یادآور می‌شوند که حق نداریم متن‌های کهن و واقعیت‌های تاریخی را منکر شویم:

«حال ِ زرتشتيان ِ امروزين و به ‌ويژه رده‌هاي ِ فرهيخته و دانشور ِ آنان در هنگام ِ درميان ‌گذاشته ‌شدن ِ چنين پُرسماني با آنان، به‌خوبي دريافتني‌ست و جاي ِ شگفتي ندارد كه ببينيم همواره مي‌كوشند تا از آن فاصله ‌بگيرند و از پاسخْ‌گويي سربپيچند و طفره ‌بروند و– به اصطلاح– لاپوشاني‌كنند. آنان در كردار ِ ديني و اجتماعي و خانوادگي‌شان جايي براي چنين مقوله‌اي نمي‌شناسند و رسمي يا جُزْرسمي هم، بدان رفتار نمي‌كنند. امّا آيا اين بدان معناست كه حق ‌دارند منكر ِ داده‌هاي متن‌هاي كهن نيز بشوند و سامان ِ پژوهشي را كه انبوهي از خاست‌ْگاه‌ها و پشتوانه‌ها را در كارنامه دارد، برهم‌زنند؟» متن کامل مقاله ایشان را در اینجا بخوانید: خویدوده، ازدواج با محارم در دین زرتشتی.

6- آقای بهرام مراوندی نشانی فیلم کوتاهِ دیدنی و جالبی از آثار و یادمان‌های بازسازی‌شدهٔ ایرانی را فرستاده‌اند. نام این فیلم «ایران: هفت چهره از یک تمدن» است و به علاقه‌مندان پیشنهاد می‌کنم این فیلم را ببینند و برای نمایش در گردهمایی‌های مناسب، ذخیره کنند: Iran: Seven Faces of a Civilization

7- در بخش سوم تازه‌ها 6 در بارهٔ نشان پژوهش‌های ایرانی و نقش بز و ارتباط آن با فرهنگ ایران نوشته بودم و اینکه می‌توان فارغ از هرگونه گرایش قومی یا دینی یا دلبستگی‌های گوناگون، نشان بز را نماد ایران و سرزمین‌های ایرانی دانست و مردمان این سرزمین به این نقش بیشتر از هر نشان و نگاره دیگری توجه داشته‌اند و تمام تاروپود زندگی آنان آکنده از این نشان ارجمند بوده است. به تازگی خانم مونا صیادی با الهام از این نکته، نقاشیِ زیبا و پرمعنایی را کشیده و به بنده داده‌اند که ضمن سپاس فراوان از ایشان، عکس آنرا در اینجا تقدیم خوانندگان می‌کنم.

نقاشی بز ایران

8- از آقای محمود دهقانی عزیز که در روزنوشت‌‌های خود مطلبی در باره بنده نوشته‌اند و خجالتم داده‌اند، سپاسگزارم. اما من اصلاً و ابداً خود را شایسته چنین عباراتی نمی‌دانم. پژوهشگر کوچکی هستم که بی‌گمان اشتباه‌ها و کمبودهای نوشته‌هایم خیلی بیشتر از درستی‌های آن است و هنوز نمی‌توانم حتی یک صفحه از یک متن نجومی کهن که به زبان فارسی نوشته شده باشد را به درستی بخوانم و بفهمم. فقط سعی می‌کنم که در حد توان خود به واقعیت‌های روزگاران گذشته نزدیک شوم. اگر بشوم.



web analytics