Skip to content
 

تازه‌ها ۱۴

۱- شانزده سال پیش در فروردین‌ماه سال ۱۳۷۲ تصمیم به نگارش و تهیه کتابِ مرجع بزرگی به نام «فرهنگامه (دایره‌المعارف) عکس ایران» گرفتم و از همان زمان کار آنرا آغاز کردم. برنامهٔ اجرایی فرهنگنامه عکس ایران شامل تدوینِ روش تحقیق و اجرا، تألیف بیانیه، فهرست‌نویسی و طبقه‌بندی آثار ایران، عکاسی، توضیحات کوتاهی برای عکس‌ها به همراه ترجمه انگلیسی آنها و دیگر کارها و لازمه‌های مطالعاتی، دفتری و فنی بود. جزوه‌های موضوعی و دهگانه این کتاب به مرور تا سال ۱۳۷۶ منتشر شد و پس از آن بهتر دانستم که از انتشار جزوه‌ها خودداری شود تا در زمانی مناسب و پس از اینکه آماده‌سازی کتاب به مرحله مناسبی برسد، متن کامل آنرا منتشر نمایم.

در این مدت موفق شدم و این افتخار را داشتم تا به سفرهای بی‌شماری در سراسر ایران بروم. شب‌ها و روزهای زیادی را در هر گوشهٔ میهن و در میان مردمان گوناگون و مهربانش سپری کنم. از نزدیک با مردم و فرهنگ و طبیعت این سرزمین شگفت آشنا شوم و بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین مجموعه عکس ایران را فراهم نمایم. مجموعه‌ای که در آن عکس‌های بسیاری از آثار باستانی، طبیعت، فرهنگ، آیین‌ها، و بسیاری موضوع های دیگر جای دارد. این مجموعه از حدود شصت هزار اسلاید و عکس تشکیل شده که همهٔ آنها نه با رویکرد «عکس زیبا» که با هدف «عکس به عنوان سند» تهیه شده‌اند. بسیاری از آثاری که از آنها عکاسی شده، در این مدت برای همیشه از میان رفته‌اند و یا دچار تغییرات و تخریب‌های جدی شده‌اند.

از دو سال پیش، تألیف و آماده‌سازی فرهنگنامه عکس ایران به مرحله‌ای رسید که بتوان متن کامل آنرا چاپ و منتشر کرد. اما مشکلات گوناگون و از جمله هزینه انتشار آن (که چیزی در حدود دویست میلیون تومان می‌شود) موجب تأخیر در آغاز فرایند چاپ شد. خوشبختانه اکنون همه موانع برطرف شده و کارهای فنی لیتوگرافی و چاپ آن بطور همزمان آغاز شده است. پیش‌بینی می‌شود که چاپ این کتاب تا پایان امسال به پایان برسد. برآورد اولیه نشان می‌دهد که کتاب فرهنگنامه عکس ایران، چهار جلد در اندازهٔ رحلی و حدود ۱۶۰۰ صفحه خواهد داشت. توضیحات بیشتر در باره این طرح بزرگ در گفتارهای بعدی خواهد آمد. ضمناً باید دورش اسفند دود کنم تا بلکه از گزند «ارواح خبیثه» که این روزها فراوان هستند، در امان باشد. 

۲- آقای جلال حجتی فهیم خبر از تألیف مقاله‌ تازه‌ای داده که در وبگاه زبان فارسی منتشر شده است. ایشان در این مقالهٔ نوآورانه ردّ «درخشش اَبـَـر نو اختری» در متون تاریخی و ادبیات فارسی را جستجو کرده و به نتایج بسیار جالبی رسیده است. او ردّ «ابر نو اختر تیکو براهه» را در «تاریخ جهان آرای عباسی» یافته است: «در ثمانین و تسعمائه آتشی در جنب قطب شمالی به هم رسیده تا هفت ماه باقی بود و خاکستر فرو می‌ریخت». او همچنین اشاره دیگری به ابر نو اختر را در «احسن التواریخ» دیده و گزارش کرده است: «در این سال آتشی در آسمان در جنب قطب شمالی ظاهر شده تا مدت ۹ ماه امتداد یافته، آخر از نظرها غایب شد. قبل از این، در زمان انس پادشاه روم که معاصر قباد پدر انوشیروان بود این نوع علامتی در قطب شمالی واقع شد، مدت هفت ماه امتداد یافته آخر به طریق خاکستر فرو ریخت».  نویسنده بنا به نشانه‌هایی گمان می‌دهد که در زمان کشتار مظلومانهٔ مزدکیان به دست انوشیروان «عادل» نیز ابر نو اختری در آسمان دیده می‌شده است. مقاله خواندنی آقای جلال حجتی فهیم را در وبگاه زبان فارسی بخوانید: «به دنبال ابرنواخترها در تاریخ ایران».

۳- آقای مجید قهرودی باقرآبادی که یکی از جوانان فعال و دوستدار اخترشناسی است، نامه‌ای دردمندانه برای نگارنده فرستاده که در وبگاه‌های انجمن نجوم آسمان کویر و آسمان شب ایران هم منتشر شده است. ایشان نوشته‌اند که در یک شب رصدی که همراه گروهشان به نیاسر رفته بوده‌اند، دیده‌اند که گروهی از گردشگران به چارتاقی نیاسر آمده و آتش انبوهی را درست در میان چارتاقی برپا کرده‌اند. ضمن احترام برای نگرانی و احساس مسئولیت ایشان و همراهانشان، عرض می‌کنم که بنده نیز چندین بار مشابه این واقعه را دیده‌ام. این گونه کارها را- اتفاقاً و متأسفانه- بیشتر کسانی انجام می‌دهند که خود را میهن‌پرست می‌نامند و تصور می‌کنند که دارند از میهن خود نگاهبانی می‌کنند. اما از میهن‌پرستی فقط تظاهرات عصبی، شعارزدگی و دشنام دادن را بلدند. به همین خاطر هم هست که وقتی به آنان اعتراض کنید، زشت‌ترین عبارات ممکن را نثارتان می‌کنند، چرا که پاسخی برای انتقاد منطقی ندارند و کمبود آگاهی‌های خود را با توهین و تحقیر جبران می‌کنند.

شاید برخی از دوستان به یاد داشته باشند که در گردهمایی‌ای که در آغاز تابستان گذشته برای دیدار طلوع خورشید در چارتاقی نیاسر برگزار شد، مشغول توضیح دادن کاربری تقویمی چارتاقی‌ها به جمعیتی بودم که در آنجا گرد آمده بودند. اما در میانهٔ سخنان من و درست در کنار من، یکی- دو نفر از همین اشخاص- برای بهم‌زدن برنامه- با صدای بلند شروع کردند به خواندن سرود ای ایران. وقتی هم که برخی از حاضران به آنان اعتراض کردند که بزودی خورشید طلوع می‌کند و فرصت توضیحات من از دست می‌رود، با رفتاری زشت و توهین‌آمیز با آنان مقابله کردند.

با اینکه عمر تظاهرات احساسی و جاهلانه (که معمولاً به رفتارهای «شعبان بی مخی» هم منجر می‌شود» در میهن ما سابقه فراوانی دارد؛ اما در سال‌های اخیر، دامنهٔ این موج مخرب که ناشی از غلبه عوام‌فریبی بجای خردورزی است، در میان مذهبیون و ملیون ساده‌اندیش گسترش چشمگیری یافته است.

۴- دوست دیگری نیز نسخه پی‌دی‌اف نشریه‌ای از پیروان راه راستی به نام «امرداد نامه» را برایم فرستاده است که در آن مقالهٔ وضعیت طلوع و غروب خورشید در چارتاقی نیاسر نوشته بنده را عیناً با همهٔ عکس‌ها و طرح‌هایش و فقط با سه دستکاری ناقابل منتشر کرده‌اند. نخست اینکه نام چارتاقی را تبدیل به آتشکده کرده‌اند؛ دوم اینکه مطالبی مجعول و ساختگی را از قول آندره گدار به آغاز متن افزوده‌اند؛ و سوم اینکه نام بی‌مقدار نویسنده را که اضافه بوده و بیخودی در بالای آن نوشته شده بوده را پاک کرده و نام شریف خودشان را نوشته‌اند. عزیزان دل‌انگیز! اگر می‌خواهید دست به چنین کارهای نیکویی بزنید و راه راستی را پاس بدارید، لااقل سراغ یک نوشته ناشناخته و مجهول‌الهویه بروید؛ نه مطالبی که همهٔ عالم و آدم می‌دانند کار چه کسی است.

۵- آقای علی دهباشی گرامی خبر از انتشار شماره تازه مجله بخارا داده است. در این شماره، گفتارهایی به مناسبت‌ جشن‌نامه استاد همایون خرم، ترجمه هلندی داستانی از آقای محمود دولت آبادی و سالگرد درگذشت روانشاد فریدون آدمیت، منتشر شده است. دو مقاله «استعمال که، دیگه، آخه» از دکتر محمدرضا باطنی و «پنج قرن دموکراسی در ایران باستان» نوشته آقای همایون صنعتی زاده از گفتارهای جالب و خواندنیِ این شماره هستند.

۶- به تازگی کتاب «تقویم و تقویم نگاری» نوشته آقای فرید قاسملو منتشر شده است. این کتاب را دانشنامه جهان اسلام در مجموعهٔ «کتابخانه» خود منتشر کرده و مطالعهٔ آنرا به دوستداران مباحث گاهشماری و تقویم شناسی پیشنهاد می‌کنم.

۷- آقای علی بالائی لنگرودی نیز کتاب کوچک اما بسیار مفید «گاهشماری در بالا طالقان» را تألیف کرده است. گاهشماری طالقانی یکی از بازمانده‌های گاهشماری‌های کهن و رو به فراموشی در ایران است. مطالعه و ثبت نظام‌ زمان‌سنجی و دیگر جزئیات گاهشماری‌های محلی ایران، می‌تواند یکی از مهم‌ترین دل‌مشغولی‌های دوستداران فرهنگ و یادمان‌ها و آیین‌های ایرانی باشد. چرا که نسل امروز ایران دلبستگی چندانی به این یادمان‌ها ندارد و ممکن است در صورت بی‌توجهی به ثبت و ضبط آنها، برای همیشه به فراموشی سپرده شوند. این کتاب را انتشارات «همگامان چاپ» منتشر کرده است.



web analytics