Skip to content
 

تازه‌ها ۱۸‌

1- آقای بیژن روحانی- کارشناس مرمت آثار باستانی و روزنامه‌نگار کوشای رادیو زمانه- مصاحبه‌ای با بنده در باره سنگ‌نگاره‌های «برم‌دلک» انجام داد که دیشب از رادیو زمانه پخش شد. در اینجا بخوانید و بشنوید: «چشم‌انداز نابسامان سنگ‌نگاره‌های ساسانی».

2-  خانم مریم فدایی پرسیده‌اند که آیا در ایران باستان روزی برای بزرگداشت هنرمندان وجود داشته است تا اکنون بتوان آنرا احیاء کرد؟ پاسخ بنده به ایشان که شاید به کار دوستان دیگر هم بیاید این است که در ایران باستان چنین روزی نبوده است و یا دستکم شناخته‌شده نیست. اما مناسب‌ترین روزی که می‌توان بر بنیاد آیین‌ها و باورهای کهن از آن به عنوان روز هنر و بزرگداشت هنرمندان یاد کرد، همانا روز پانزدهم دی‌ماه است. به گزارش ابوریحان بیرونی در «آثار‌الباقیه» در این روز، همهٔ مردمان پیکره‌ها و تندیس‌هایی را می‌ساخته‌اند و بر در و درگاه‌ها می‌نهاده‌ و عرضه می‌کرده‌اند. از جزئیات بیشتر این آیین کهن (که در زمان بیرونی نیز فراموش و متروک بوده) آگاهی بیشتری در دست نیست (بنگرید به جشن بتیکان).

3- انتشار گستردهٔ اخبار ساختگی و خیالی در حوزه مطالعات ایرانی و میراث فرهنگی همچنان ادامه دارد و هنوز تشنگی بسیاری از هم‌میهنان ما برای شنیدن دروغ‌های تاریخی برطرف نشده است. بدیهی است که عوا‌م‌فریبان هم از این ذائقه و تشنگیِ سیراب‌نشدنی نهایت استفاده را می‌کنند. پس از انتشار گسترده اخباری همچون کشف مومیایی در کردستان، مومیایی آدم کوتوله ها در کرمان و کتیبه میخیِ فارسی باستان در رامهرمز، اکنون خبرگزاری ایسنا در خبری عجیب از قول باستان‌شناسان مدعی کشف سنگ‌نگاره‌های چند هزار ساله در فیروزآباد فارس شده است. عکس یکی از این سنگ‌نگاره‌ها نیز به پیوست همین خبر آورده شده است. آنچه در این تصویر دیده می‌شود، نه تنها اثری ده هزار ساله نیست؛ که گمان نکنم بیش از چند روز از عمر آن گذشته باشد. آنان مدعی شده‌اند که نقاشی‌ها احتمالاً با گِل اُخرا کشیده شده‌اند؛ در حالیکه گل اخرا و هرگونه رنگ‌دانهٔ قرمز دیگر (حتی پایدارترین رنگ قرمز که از حشرهٔ «قرمزدانه» بدست می‌آید)، در مرور هزاران سال و در مواجهه با نور و هوا و دیگر عوامل فرسایشی دچار تغییرات اساسی و واگردانی خواهد شد و جز رنگ سیاه- قهوه‌ای چیزی از رنگ قرمز آن باقی نخواهد ماند. چنانکه در تمامی نقاشی‌های باستانی با چنین انفعالاتی آشنا هستیم.

مضمون این نقاشی نه تنها کمترین شباهتی با نگارکندهای چند هزار ساله ندارد، بلکه آشکارا خط‌خط‌هایی بی‌معنا هستند که سازندهٔ بدذوق آنها خواسته است تا با چنین خط‌ و خطوط‌هایی، رمزینه بودن و اسرارآمیز بودن آنرا بیشتر القا کند.

علاوه بر نبود هیچگونه تراکنش و فعل و انفعال شیمیایی در اثر، هیچگونه دگرگونی و فرسایش‌ فیزیکی نیز در آن دیده نمی‌شود. نه تنها بخشی از نقاشی تخریب و فرسوده نشده که حتی اثر «قلم‌موی» مبارک تا روی بخش‌های شکستهٔ سنگ نیز امتداد داشته است. یعنی بجای اینکه بخش‌هایی از نقاشی بخاطر شکسته‌شدن سنگ از بین رفته باشد، بالعکس آن اتفاق افتاده است.

4- بیشتر چنین تاریخ‌زدایی‌ها و اخبار مجعول و ساختگی به همت بی‌دریغ بنیاد میراث پاسارگاد و کمیته موسوم به نجات پاسارگاد منتشر می‌شود. تا آنجا که مدت‌ها پیش بنده فهرست کرده بودم، بیش از دویست خبر ساختگی و تحریف تاریخی در وب‌سایت کمیته نجات پاسارگاد منتشر شده بود و از این نظر مقام اول را داراست. با اینکه این بنیاد و کمیته، نام عده‌ای را به عنوان هیئت امنا یا مشاوران باستان‌شناسی و تاریخ‌دانی و اعضای کارشناس و متخصص وابسته به خود معرفی کرده است، اما دانسته نیست که آیا آنان فاقد تخصص‌های عنوان‌شده هستند و یا اینکه عملاً دخالتی در چنین دروغ‌پراکنی‌هایی ندارند و نام آنان به گونه‌ای تشریفاتی و به عنوان سیاهی‌لشکر به لیست پرطمطراق مشاوران و اعضاء افزوده شده است.

5- به تازگی نوشته‌ای را خواندم که نویسنده آن اظهار داشته بود این رویدادهای اخیر در میهن ما چیزی جز جنگ زرگری نیست و بهتر این است که بجای شرکت در آن و یا پیگیری اخبار بی‌ارزش آن، بچسبیم به سد سیوند و کورش بزرگ و امضا جمع کردن برای خلیج فارس. می‌گویم که: در گذشته‌ها وقاحت حدی داشت، اما گویا اکنون هیچ حد و مرزی ندارد.

6- توهین با ریشخند فرق دارد. ریشخند از دیرباز یکی از ارزش‌های بنیادین در روشنگری بوده است.  اینرا از این رو یادآور شدم که بعضی‌ها به تفاوت این دو توجه نمی‌کنند و ریشخند را به حساب توهین می‌گذارند. «ریشخند» یا پاسخ و نقد طنزگونه و توأم با هزل، همراه با «شک» و «انتقاد» سه عنصر کهن روشنگری و تفکر علمی هستند. نوشته‌های عبید زاکانی و صادق هدایت، نمونه‌هایی شاخص و معروف از ریشخند هستند. بینی بالاکشیدن کوشیار گیلی در میان سخنان ابوریحان بیرونی نیز نمونه‌ای از ریشخند است. امروزه کشیدن کاریکاتور نیز یکی از روش های بهره‌گیری از ریشخند در نقد سیاست و اجتماع است.

7- آقای دکتر علی افضل صمدی، با بهره‌گیری از عکس‌های کوهستان دربند و سرودهٔ جاودان و بی‌مانند «آرش کمانگیر» از سیاوش کسرایی- شاعر بزرگ و چپ‌گرا و انسان‌دوست ایران‌زمین- یک نماهنگ بسیار زیبا و دیدنی تهیه کرده و در دسترس دوستداران نهاده است (دریافت کنید).  این نماهنگ بشدت حال مرا دگرگون کرد و پردهٔ اشک هیچگاه نگذاشت تا آنرا کامل و واضح ببینم. آنچه که این تأثیر و تأثر را در من بر انگیخت، خاطره‌های خوب سال‌های نخست انقلاب است که با دوستان به همین کوه‌های دربند می‌رفتیم و سرود «آرش» را می‌خواندیم. نمی‌دانم چند نفر از آن دوستان و همراهانِ نازنین باقی مانده‌اند و چند نفرشان عمرشان و جانشان را به پای میهن و به پای آرزوی خوشبختی برای مردم ریختند (همچنین بنگرید به دکلمه آرش کمانگیر).

درود به استاد صمدی، درود به آن جوانان پاک میهن و درود به سیاوش کسرایی که یکی از زیباترین و باشکوه‌ترین حماسه‌های ادبیات فارسی را سرود.

سربلند و سبز باش ای جنگل انسان، ای روییده آزاده.


web analytics