Skip to content
 

تازه‌ها ۲۴

۱- شماره هجدهم مجله «پل فیروزه» فصلنامه دفتر پژوهش‌های فرهنگی در زمینه گفتگوی فرهنگ‌ها منتشر شده است. سردبیر این شماره از پل فیروزه که به مناسبت شصتمین سالگرد تأسیس سازمان یونسکو به میراث فرهنگی معنوی اختصاص دارد، استاد محمد میرشکرایی- رئیس پیشین پژوهشگاه مردم‌شناسی سازمان میراث فرهنگی-بوده‌اند. در این شماره، گفتگوی خواندنی و آموزندهٔ آقای میرشکرایی با استاد جلال ستاری- اسطوره‌شناس برجسته و نام‌آشنای ایرانی- منتشر شده است. برخی از دیگر گفتارهای این دفتر عبارتند از: «درس‌هایی از معماری عشایر» از آرپیاد پتروسیان، «نمایش‌های آیینی و سنتی ایران» از لاله تقیان، «موسیقی و میراث فرهنگی معنوی» از بهروز وجدانی، «خال‌کوبی‌های توران در مقایسه با بیت‌هایی از شاهنامه فردوسی» از این نگارنده، «عروسی پیر شالیار» از فرهاد مجلل ورهرام، «سی و ششمین روز بهار در روستای اسفنجان» از علی فلسفی میاب، «گونه‌شناسی قصه ماه پیشونی در استان فارس» از مهرالزمان نوبان، «لالایی‌ها- نخستین شعرهای نانوشته زنان» از پیرایه یغمایی، «فناوری ساخت خرمهره» از امید قجریان، «فرهنگ پیشه‌ها» از شهرزاد میرزایی و رجبعلی مختارپور، «تحول الگوهای فرهنگی در زنان قالیباف مهاجر» از رزیتا انوری و مژگان نیکویی، «کتاب و کتابخوانی در فرهنگ عامه ایران» از محمد جعفری قنواتی، «افسانه محمود چوپان» از سلیم سلیمی مؤید، «پویایی آیین عاشورا در شهرهای ایران» از رضا مسعودی نژاد، «طبیعت و میراث معنوی» از محمد میرشکرایی، «تأثیر باغ‌های ایرانی بر تزئینات ساختمانی اسلامی» از داریوش بوبور و شروین معظمی گودرزی و «کنوانسیون‌های یونسکو» از یونس صمدی.

چکیدهٔ انگلیسی همه گفتارها در پایان مجله آمده‌اند و تصویر روی جلد آن تکه‌ای از پوست مومیایی و خالکوبی‌شدهٔ انسان است که از مقاله این نگارنده گرفته شده است.

۲- پس از اینکه گفتاری در اعتراض به روش تهدیدآمیز و نژادپرستانهٔ معدودی از زرتشتیان در مواجهه با استاد رجبی نوشتم، واکنش‌های عصبی‌ای را در زیر همان گفتار یا در جاهای دیگری برانگیخت. بدیهی است که تاریخ‌سازان و عوام‌فریبان که خردمندان زرتشتی را خانه‌نشین کرده و خود عنان این جامعه مظلوم را به دست گرفته‌اند، از پرتو نوری که به مخفیگاه تیره و تاریکشان افکنده شود، وحشت دارند و چون حرفی منطقی برای گفتن و دلیل و سندی برای عرضه کردن در اختیار ندارند، از همان ابزار کهنهٔ شعارزدگی و تهمت و تهدید استفاده می‌کنند تا مبادا همان اندک مریدان خود را از دست بدهند. دوستی نوشته بود که همان آقای نماینده زرتشتیان در یک سخنرانی در تالار فیروز بهرام هر آنچه دشنام و پاپوش در توان داشته است، نثار بنده و استاد رجبی کرده است که در آنجا حاضر نبوده‌ایم و نمی‌توانسته‌ایم از خود دفاع کنیم. لابد این کار زشت و اهریمنی نیز از ویژگی‌های همان «راه راستی» و «دین بهی» حضرات است. پس از آنکه استاد رجبی گفتار بنده را در وبگاه خود منتشر کردند، استاد جلیل دوستخواه نیز ضمن معرفی همان گفتار، توضیحی روشنگرانه و عبرت‌انگیز در «ایران‌شناخت» نوشتند که بخش‌هایی از آنرا در اینجا می‌آورم:

«دکتر پرویز رجبی، بر پایه‌یِِ فرهیختگی‌یِِ پژوهشگرانه‌اش، همواره بر بایستگی‌یِ نقدِِ پُخته و سَخته و برخوردار از پشتوانه و درون‌مایۀ دانشی و پژوهشی، تأکیدورزیده و هرگز در برابر چُنین نقدهایی روترش نکرده و نخواسته‌است حرف «کج» را به زورِِ «رگِِ گردن»، «راست» وانماید؛ بلکه یادآوری‌یِِ برخی سهوها و نابه‌هنجاری‌های احتمالی در کارهایش را با گشاده‌نظری و رویِِ خوش، پذیراشده و به ویرایش آن‌ها پرداخته‌است و شیوه‌یِِ کارش به راستی، آموزه و سرمشقِِ والایی‌ست برای هر پژوهشگرِِ امروزین. او در همین گفت و شنودهای دوگانه، چند بار تأکید کرده ‌است که: «من نمی‌گویم حرفِِ من، حجّت است.» آن‌گاه با دریغ، شاهدِِ برخوردهای ناسزاواری از آن دست که بدان اشاره ‌رفت، با کارِِ کسی همچون اوییم که بسیاری از ما، در فاصله‌یِ درازی از پایگاه والایش جای داریم. امروز با تلخ‌کامی شاهدِِ چُنین نمک‌ناشناسی‌‌ها  و دُژرفتاری‌هایی با مردِِ مردستانی مانندِِ اوییم که در سخت‌ترین و رنج‌بارترین وضع، قلم از همان یک دستِِ توان‌مندش فرونمی‌گذارد و در خلوتِِ پُرشوکتش، خویش‌کاری‌یِِ عظیمش را می‌ورزد تا درهای ِ راه‌یابی‌یِِ امروزیان و فرداییان به دیروزهایِِ گم‌شده را بگشاید. دردا و حسرتا! به راستی در برابرِِ هیاهویِِ مدّعیان، چه می‌توان گفت جز سخنِِ دردمندانه‌یِِ خواجه‌یِِ بزرگ‌‌مان: جایِِ آنست که خون موج زند در دلِِ لعل/ زین تغابُن که خَزَف می‌شکند بازارش!.

۳- انتشارات دانشگاه آکسفورد در خبرنامهٔ تازه‌اش، آغاز فروش زمستانی کتاب با ۷۵ درصد تخفیف را اعلام کرده است. مضمون برخی از کتاب‌ها عبارتند از: عصر آهن در بریتانیا و تمدن‌های مدیترانه، چشم‌اندازهای هند و اروپایی (آخرین یافته‌ها در مطالعات زبان‌شناسی به افتخار استاد آنا مُرپورگو) و تاریخ باستان‌شناسی (همراه با قواعد نوین باستان‌شناسی نظری). امیدوارم امسال کسانی که زیر سایهٔ دولت عدالت‌محور این کتاب‌ها را با ۷۵ درصد تخفیف خریداری و با صف‌های طویل کارت خرید و سقف خرید و روز خرید و خرید ارزی و خرید ریالی و سهمیه‌های آن‌چنانی و سهمیه‌های این‌چنانی و هزار نوع اطوار دیگر با ۱۰ درصد تخفیف (یعنی سه برابر قیمت خرید) به امت همیشه در صحنه می‌فروشد، لااقل اینقدر منت بر سرش نگذارد.

۴- دیروز مراسم افتتاح کتابفروشی «خانه نقشه» وابسته به انتشارت ایران‌شناسی بود. این کتابفروشیِ تخصصی ایران‌شناسی در خیابان کریمخان، خیابان حسینی، نبش کوچه دوم واقع است. پیش از این در باره این انتشارات و آثار ارزنده‌ای که منتشر کرده است، نوشتم که امیدوارم در این هیاهوی چاپ کتاب‌های بی‌مایه (بخصوص در حوزه ایران‌شناسی) قدر این مؤسسه نشر و کوشش‌های خستگی‌ناپذیر آنان را بدانیم. در مراسم افتتاح، به راستی جای عباس جعفری (عباث) خالی بود و دلمان تنها به عکس بزرگش خوش بود. (گزارش خبرگزاری ایرن)

۵- هشت بخش مصاحبهٔ آقای فرزاد جوادی با نگارنده به پایان رسید و در دو ماه گذشته از رادیو فرانسه پخش شد. اگر فرصتی دست دهد، چکیده‌ای از همهٔ گفتگوها را در وبلاگ می‌نویسم. این کار علاوه بر اینکه نسخه‌ای قابل خواندن را در اختیار علاقه‌مندان می‌نهد، برای اصلاح اشتباهاتی که در هر مصاحبه‌ای (چه از سوی گوینده و چه از سوی ویرایشگر صدا) اجتناب‌ناپذیر است، اهمیت دارد. بخش آخر این گفتارها با عنوان «این نژاد آریایی تعریفش چیست؟» با استقبال گسترده رسانه‌ها روبرو شد و بارها آنرا بازنشر دادند (از جمله در یوتیوب). اما در برخی از این بازنشرها، عنوان گفتار بنده تغییر داده شده بود و در نتیجه استنباط دیگری از سخنان مرا مطرح نموده بودند.

۶- در هفته گذشته عکس‌هایی حیرت‌انگیز و تأسف‌بار از اقدام برای ساخت‌و‌سازهایی در محوطه نیایشگاه آناهیتا در کنگاور منتشر شد. به این مناسبت، آقای خمسه پور (رادیو فردا) و خانم فرزانه ابراهیم زاده (روزنامه بهار) دو گفتگو با بنده در باره این بنای باستانی انجام دادند که چکیده‌ای از آنرا در اینجا می‌آورم:

نیایشگاه آناهیتا با نزدیک به ۵۰۰۰ مترمربع وسعت قاعدهٔ مربع‌شکل، یک بنای زیگورات مانند از دورهٔ اشکانی با لایه‌های هخامنشی است. یعنی بنایی پلکانی همچون زیگورات چغازنبیل یا آرامگاه کورش یا بناهای اورارتویی که هر طبقه مقداری از طبقه پایین‌تر عقب نشسته و در فضای ایوان‌مانندی که به وجود آمده است، ستون‌های سنگی بزرگی را به موازات هم قرار داده بوده‌اند. عملیات کاوش و مطالعه بر روی این بنا در طول سالیان مدیدی به عهده استاد سیف‌اله کامبخش فرد بوده است. نام آناهیتا برای این بنا برگرفته از روایت ایزودور خاراکسی (تاریخ‌نگار یونانیِ سده نخست پیش از میلاد) بوده است که این بنا را معبد آرتمیس نامیده بود. دانسته نیست که آیا او نام آناهیتا را بگونهٔ نام این ایزدبانوی یونانی بازگردانده بوده و یا اینکه این نام را به لحاظ مشابهت بنا با بنای معبد آرتمیس («دیانا»ی رومی) در شهر افسوس (اِفِـه‌سوس) در نزدیکی ازمیر در غرب آناتولی بر این بنا نهاده بوده است. در هر صورت ممکن است چنین انتسابی صحت داشته باشد، چرا که در دوران هخامنشی و اشکانی (پارتی) که هنوز دین زرتشتی به وجود نیامده بود، آیین‌های در پیوند با آناهیتا (همچون آیین‌ها و ادیان میترا و زروان) گسترش و اهمیت فراوانی داشت. تخریب و نابودی نیایشگاه آناهیتا در کنگاور از اوایل عصر ساسانی آغاز شد. در این هنگام به فرمان مقامات سیاسی ساسانی و مقامات دینی زرتشتی به نیایشگاه آناهیتا حمله شده و به آتش کشیده می‌شود. (برای آگاهی بیشتر بنگرید به: کامبخش‌فرد، سیف‌اله، معبد آناهیتا- گزارش کاوشها و پژوهشهای باستانشناسی، تهران، ۱۳۷۴، ص ۱۴). گرایش عمیق مردم به این بنای مقدس موجب می‌شود تا در زمان یکی از سه پادشاه متأخر ساسانی که نام «پیروز» داشتند، کوشش‌هایی برای بازسازی آن انجام پذیرد؛ اما باز هم در سده‌های نخست اسلامی آنرا در آتش می‌سوزانند. نیایشگاه آناهیتا به مرور متروک گشته و تباه‌تر و ویران‌تر می‌گردد. اما با این حال «تقدس مکان» که هرگز از بین نمی‌رود، به شکل بنایی کوچک به نام امامزاده ابراهیم که در ضلع غربی بنا واقع است، حفظ شده و ادامهٔ حیات داده است.

۷- خانم فاطمه علی اصغر بخش‌هایی از گفتارم با نام «ادعاهای تخیلی سازمان میراث فرهنگی در باره منشور کورش» را در هفته‌نامه خواندنی «ایراندخت» (شماره ۹۱، ۲۶ دی ۱۳۸۸، ص۵۲) به سردبیری آقای محمد قوچانی منتشر کرده‌اند. از توجه جسورانه ایشان به این موضوع سپاسگزارم.

۸- آقای علیرضا افشاری شماره سوم فصلنامه فروزش را که سردبیری آنرا به عهده دارند از روی لطف فرستاده‌اند. در این شماره چند گفتار ارزنده و خواندنی منتشر شده است که از جمله عبارتند از: «الیماییان- دنباله‌ای بر ایلامیان و تمدن ایلامی» از الهام علیزاده، «سین کیان و تاج گوران- مرز ایران و توران» از نادره بدیعی (نمی‌دانم تحریف دو نام «سین‌کیانگ/ =سنجان» و «تاشغورقان» به دو نام عجیب و ساختگیِ «سین‌کیان و تاج‌گوران» دسته گل چه شخصی بوده است؛ اما بی‌گمان کار خانم بدیعی نباید باشد.)، «شش کتیبه فارسی در دربند داغستان» از آناهیتا شاهرخی، «ماندگاری یادمان‌های ایرانی در سین‌کیان» (منظور سین‌کیانگ/ سنجان بوده است) از علی علی‌بابایی و «گفتاری پیرامون نشان امدادرسانی شیر و خورشید سرخ- نمادی ایرانی در عرصه جهانی» از شاهین زینعلی. توجه فراوان سردبیر به آثار ایرانیِ بیرون از مرزهای امروزین ایران و کوشش برای شناساندن آنها جای قدردانی و سپاس فراوان دارد.

۹- خانم فرزانه ابراهیم زاده به مناسبت انتشار کتاب‌های تازه گفتگویی با نگارنده انجام داده و در صفحه آخر روزنامه بهار (۱۹ دی ۱۳۸۸) منتشر کرده است.

۱۰- چند برنامه یا گزارش که به نوشته‌ها و فعالیت‌های بنده مربوط می‌شد از شبکه دوم تلویزیون و چند رسانه دولتی دیگر پخش و منتشر شد که از تهیه‌کنندگان و روزنامه‌نگاران آنها سپاسگزارم. اما چون میانه‌ام با این رسانه‌ها خوب نیست، ترجیح می‌دهم از آنها یاد نکنم و مطمئن هستم که آن دوستان از من نخواهند رنجید. همچنین بخاطر اینکه دعوت آنان را برای یکی- دو برنامه رادیویی و تلویزیونی نپذیرفتم، پوزش می‌خواهم. (به استثنای برنامه‌هایی همچون مناظره با سخنگوی سازمان میراث فرهنگی که سخنانم رویکردی انتقادی داشت).

۱۱- جناب استاد ماشاالله علی احیایی خبر دادند که اخیراً گفتارهایی از طریق ایمیل و برخی وبلاگ‌ها پخش و منتشر می‌شود که در آنها از قول من سخنانی را نوشته‌اند. پاره‌هایی از آن سخنان که به بنده منسوب شده است، چنین هستند: «خوشبختانه پژوهشگر رضا مرادی غیاث آبادی که تحقیقات فراوانی در زمینه ایران باستان داشته، راز بنای کعبه زرتشت در نقش رستم را چاپ و منتشر کرده است. در زمانی که عربها کورفکر و نادان بودند، در ایران اخترشناسان بزرگی بودند. ساختمان نقش رستم یک گاهشمار تمام سنگی ثابت در جهان است که می‌بایست سازندگان آن از بسیاری از نکات علمی جغرافیایی و نجومی و سال کبیسه و انحراف کره زمین نسبت به مدار خورشید و تفاوت قطب مغناطیسی با قطب جغرافیایی و مسیر گردش زمین به دور خورشید و غیره را در ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش در دوران حکومت هخامنشیان آگاهی می‌داشتند و یا حتی اطلاعاتی که امروزه خیلی از انسان‌های پرادعا از وجود آن بی‌خبرند و دوباره باید آن را کشف کنند (مانند گرد بودن کره زمین و گردش زمین به دور خورشید یا برعکس) و به نام خودشان ثبت کنند. اگر علمشان امروزه پیشرفته است و راست می گویند، مشابه چنین بنایی را بسازند». یادآور می‌شوم که هیچ بخش از متنِ سراسر نادرستی که خلاصه‌اش را در بالا آوردم، نوشتهٔ من نیست.

می‌بینید که گاهی پان‌ترک می‌شوم و گاهی شوونیست فارس، گاهی پان‌ایرانیست می‌شوم و گاهی تجزیه‌طلب، گاهی دوست اعراب می‌شوم و گاهی دشمن آنان، گاهی زرتشتی می‌شوم و گاهی دشمن زرتشتیان، گاهی کمونیست می‌شوم و گاهی اسلام‌گرا. گاهی ایران‌دوستم و گاهی بدخواه ایران. این کمترین هیچکدام آن تصورهای دشمن‌مآبانه که آقایان فکر می‌کنند نیست و فقط هر آنچه را که به نظرش مطابق با واقعیت‌ها است، می‌گوید و می‌نویسد. شاید هم اشتباه کرده باشد. او برای خوشایند این و آن چیزی نمی‌نویسد و در نتیجه گاهی به این بر می‌خورد و گاهی به آن. چرا که عادت به مطلق‌گرایی و مطلق‌اندیشی داریم. هر کسی از ظن خود شد یار من.



web analytics