Skip to content
 

تازه‌ها ۲۶

1- کم‌کار نشده‌ام. این روزها مشغول آخرین مراحل کتاب بزرگ فرهنگنامه عکس ایران و نوشتن پیشگفتار و جایگزینی برخی عکس‌ها و زیرنویس‌ها و ترجمه‌ها بودم. ترجمه اینجور چیزها به زبان انگلیسی هر آدم عاقلی را دیوانه و هر دیوانه‌ای را در جا عاقل می‌کند. مثلاً شما جه معادلی برای «کلاقه‌بندی گنبدِ گنبد سلطانیه در سلطانیه» یا «دَنبوره بابای زار» یا «خرف‌خانه طایفه سرکولی» یا «دولک در ایشکیلونه بوشهری» پیشنهاد می‌کنید؟ حالا ترجمه به کنار. چگونه می‌توان مثلاً این نام را با الفبای لاتین نوشت: «مقبره ابوالیَنْبَغی مؤیدالدین بن ابوالاعلاء».

2- روزنامه اعتماد و هفته‌نامه ایران‌دخت را هم بستند. با همه سختی‌ها و دشواری‌هایی که برای روزنامه‌نگاران و کارکنان روزنامه پیش آمده است، اما در این توقیف‌ها و بگیر و ببندها و قیلتر کردن‌ها اعتبار و امتیازی نهفته است که ارزش سختی‌های بعدی‌اش را دارد. حالا برخی از دوستان در روزنامه می‌توانند ادعا کنند که در آزادترین کشور جهان در دوازده روزنامه کار کرده‌اند و هر دوازده تا توقیف شده‌اند.

3- آقای علیرضا افشاری نامه‌ای فرستاده و خبر از برگزاری «اولین جشنواره نوروز!» داده است که سازمان میراث فرهنگی دولت فخیمه با مشارکت چندین گروه و سازمان ملی‌گرا و وطن‌پرست برگزار کرده‌اند. این اتحاد و همبستگی مبارکشان باشد انشاالله. بنده اصلاً و ابداً خبر نداشتم که تاکنون هیچ جشنواره‌ای برای نوروز برگزار نشده بوده و این اولین جشنواره بوده است. این هم مبارک باشد. حالا این افتخار را می‌توانند بدهند در همان کتاب کنس/ خنس به نام خودشان ثبت کنند. موشک که هوا کرده‌ایم چه اشکالی دارد جشنواره نوروزی هم هوا کرده باشیم. در بیانیه پایانیِ این اولین جشنواره، کشور عراق به عنوان خاستگاه جشن نوروز معرفی شده است. این هم روی آن دو تای دیگر مبارکشان باشد به حول و قوه الهی.



web analytics