Skip to content
 

تازه‌ها 30

1- همزمان با شانزدهم مهرماه و جشن مهرگان، خانم نوشین شاهرخی گفتگویی خواندنی با آقای خالقی مطلق انجام داد که در همان روز از رادیو دویچه‌وله آلمان پخش شد. گفتگوی دیگری را نیز آقای مراد ویسی با این نگارنده ترتیب داد که در روزهای پانزدهم و شانزدهم مهرماه از رادیو فردا پخش شد. اکنون به پرونده‌های شنیداری این دو مصاحبه دسترسی ندارم تا آنها را در اختیار علاقه‌مندان بگذارم. خانم نسرین پورهمرنگ- سردبیر مجله هاتف- نیز گفتاری پیرامون مهرگان نوشته‌‌اند که کوششی شایسته است برای انطباق این جشن کهن با نیازهای جوامع امروزی.

2- خانم حبیبی‌زاد و آقایان محمودی و آزادی- برنامه‌سازان رادیو فرهنگ- یک قسمت از برنامه هفتگی «هفت اقلیم» را به قضیه نمایش منشور کورش اختصاص دادند. در این برنامه که در عصر روز چهاردهم مهر پخش شد، آقای محمدرضا کارگر- رئیس پیشین موزه ایران باستان- و این نگارنده به پرسش‌های مطرح شده پاسخ می‌گفتیم. گزارش‌هایی که آقای محمودی از گفتگو با مردم ضبط کرده بود، نشان می‌داد که عموم مردم، عمیقاً در باره اصالت منشور کورش سوء‌ظن دارند و این سوء‌ظن به سخنان متناقض و عجیب مسئولان باز می‌گردد که گفته‌اند منشور کورش نه بیمه شده و نه تعیین اصالت شده است. این در حالی است که پیش از آن گفته شده بود اطمینان از اصالت اثر در جلسه‌ای با شرکت گروهی از کارشناسان و از جمله آقای سرفراز انجام شده است. ادعایی که آقای سرفراز در گفتگویی با نگارنده آنرا نادرست شمرد و منکر حضور خود در چنین جمعی شد. دانسته نیست که به چه دلیل چنین سخن ناراستی را به این باستان‌شناس پیشکسوت منتسب کردند و در پس ماجرا چه می‌گذشته است. آقای کارگر نیز بیان کردند که چنانچه روند امور بدین گونه بوده باشد که تعیین اصالت و بیمه اثر انجام نشده باشد، کاری غیر قانونی و برخلاف مفاد آیین‌‌نامه‌های کشوری و بین‌المللی بوده است.

خلاصه صحبت‌های بنده چنین بود که: موزه با جعبه آینه و شهرفرنگ و سیرک متفاوت است. نمایش آثار باستانی با چنین حرکات سخیف، نمایش‌بازی‌ها، جلب‌توجه‌ها، تبلیغات سطحی و بازاری، انباشتن موزه از اشیای قلابی و نوساخته، و اظهارنظرهای بی‌مایه در شأن موزه‌ها نیست. وظیفه موزه‌ها برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های پژوهشی و مطالعاتی با شرکت صاحب‌نظران است که مطلقاً در این زمینه اقدامی نشده است. همچنین یادآور شدم که در نمایشگاهی که چند سال پیش موزه ایران باستان در انگلستان برگزار کرد، یک اثر باستانی بی‌همتا و منحصر بفرد «مفقود» شد. شگفت‌آور است که مسئولان آن زمان و این زمان موزه ایران باستان و سازمان میراث فرهنگی هیچ سخنی در باره آن بر زبان نمی‌آورند و آنرا به سرای سکوت سوق داده‌اند: گم‌شدن سرسنجاق مفرغی لرستان.

3- آقای سید علی صالحی- شاعر بزرگ و مردم‌گرای ایران امروز- پس از اینکه برنده جایزه ادبی نیما شد، اعلان کرد که این جایزه را نمی‌پذیرد. آقای صالحی گفت: «بايد مراقب بود و به نيت‌هاي مخفي در پسِ پُشت بعضي جوايز حبه قندي دقت كرد. اميدوارم همهٔ نيت‌ها خير باشد، مسئله، مسئلهٔ آبرو و شرفِ قلم است. سلامت جامعهٔ فرهنگي براي امثال من يك اصل خلل‌ناپذير است. به شدت نگران از كف رفتن اين سلامت هستم. مي‌ترسم فشارهاي مضاعف اقتصادي، فقر و تهيدستي، عالي‌ترين ميراث اين مردم يعني فرهنگ و معرفت را نابود كند. گاهی نشانه‌هايی مي‌بينم كه تنم مي‌لرزد. انسان ايرانی اهل اينهمه دروغ نبوده است. مردم با آبروی ما گرسنه‌اند، با سيلی رخسار خود را سرخ می‌كنند. در اين شرايطِ شرف‌شكن، دادن و گرفتن جايزه، يعني تأييد همين شرايط». درود بر صالحی. درود بر مردی که همیشه نشان می‌دهد مشعل شرف انسانی در این دوران تیره و تار و در میان انبوهی از دغل‌‌بازان و عوام‌فریبان، همچنان روشن و پرفروغ است.

4- آقای بردیا حشمتی خبر داده است که با گروهی از مرمت‌گران سرگرم بازسازیِ چارتاقی نخلک در شمال انارک هستند. آرزو دارم این کوشش‌ها به راستی بهتر از دیگر بازسازی‌های وحشتناکی باشد که در سالیان اخیر به فراوانی دیده می‌شود.

5- آقای ولی قمری عکسی از یک نگارکند پیش‌تاریخی در دامنه‌های کوهستان الوند در همدان را از روی لطف فرستاده‌اند که در اینجا در دسترس دیگران می‌گذارم. گمان کنم این اثر در «دره دیوین» باشد.

نگارکند پیش تاریخی دره دیوین همدان

6- یک وب‌سایت تازه برای تمرکز فعالیت ایران‌شناسان و پژوهش‌های ایران‌شناسی تأسیس شده است که می‌تواند منبع و مرجع خوبی برای دستیبابی به اخبار علمی ایران‌شناسی در جهان باشد. این سایت هنوز در آغاز راه است اما چشم‌انداز درخشانی به آینده دارد: Iranistics, Records of Iranian Studies

7- آقای سید حسین موسویان، کتاب تازه منتشر شده خود با عنوان «سیر تحول پسوند از باستان تا امروز» را از روی لطف برای نگارنده فرستاده‌اند. در این کتاب به بررسی ساختاری و مقایسه پسوند‌های زبان‌های ایرانی با پسوندهای زبان‌های انگلیسی و فرانسه پرداخته شده است. امیدوارم این کتاب جالب و بکر با استقبال اهل فن روبرو شود و نقد و بررسی‌هایی پیرامون آن نوشته و منتشر شود.

8- استاد بزرگوار آقای رحیم رضازاده ملک نیز از میان ما رفتند. در سکوت و بی‌توجهی. در شگفتم که چگونه اشخاصی نا درخور به زور تبلیغات و تحریک احساسات و به ضرب‌وزور زدوبند با دستگاه‌های سیاسی، شهره آفاق می‌شوند (مانند آن دانشمند عزیزمان که اکنون پدر فلان علم ایران شده است و هر روز یک داستان قلابی تازه در اطرافش می‌سازند)؛ و چگونه اشخاصی براستی عالم و اندیشمند که به دلیل اندیشه سالم و زندگانی پاک و کناره‌گیری از دستگاه سیاست، مهجور می‌مانند. از زمانی که استاد رضا زاده ملک از میان ما رفتند، در این اندیشه بودم که گفتاری در باره ایشان بنویسم. اما هنگامی که به انبوه آثار و دستاوردهای ایشان می‌نگرم، آنرا در توان خود نمی‌یابم. آقای ملک در زمینه گاهشماری ایرانی، زبان فارسی و فرهنگ ایران می‌نوشت و چندین متن کهن به همت ایشان تصحیح و منتشر شد. شاید برخی بر این گمان باشند که پاره‌ای نظرات بدیع ایشان (از جمله در زمینه خط و زبان فارسی) قابل اعتنا نیست؛ اما بر این باورم که فرهنگستان زبان و ادب فارسی نمی‌باید از ایشان بخاطر آن انتقادهای تند و تیز روی بر می‌گرداند. حتی اگر همه آنها را مهمل می‌دانست. این مرد ده‌ها سال پیرامون زبان فارسی نوشت و پژوهید و منتشر کرد. وظیفه فرهنگستان بود که رسماً از ایشان دعوت کند و پای سخنان و نظرات و انتقادات ایشان بنشیند. امثال زنده‌یاد رحیم رضا زاده ملک، گوهرهایی نیستند که به این سادگی و به این زودی تکرار شوند.

9- خانم شهلا رستمی مرا متوجه مقاله‌ای از استاد یوسف مجید زاده کرد که در مجله نشر دانش (آبان 1372) منتشر شده بود. به سراغ این مجله رفتم و بار دیگر آن گفتار شیوا و عالمانه پیرامون «نام خلیج فارس و باستان‌شناسان خارجی» را خواندم. آن بلاهایی که امروزه بر سر ما می‌آید، به تمامی محصول بی‌فکری و ساده‌اندیشیِ خود ماست. آقای مجیدزاده با تیزبینی خاص خود به درستی وضعیت سال‌های بعد (که امروز باشد) را پیش‌بینی کرده بود و همه ما در غفلت بودیم. خیال می‌کردیم اگر چند داد و فغان براه اندازیم و چند برنامه در داخل کشور ترتیب دهیم و اسم خیابانی در عبدل‌آباد را خلیج فارس بگذاریم و چند ناسزا به این و آن بدهیم، همه چیز حل و فصل می‌شود. اکنون دیگر نمی‌توان گفت که نام خلیج فارس در معرض خطر است، بلکه باید گفت این نام (دستکم در متون باستان‌شناختی جهان) تقریباً بطور کامل از بین رفته است و در حدود نود درصد این آثار از نام ساختگی استفاده می‌شود. همکاری و مشارکت ایرانیان در بازی‌ها و پتیشن‌های اینترنتی که حامیان نام ساختگی با زیرکی ترتیب می‌دهند، موجب گسترش و آشنایی و تبلیغ هر چه بیشتر آن نام نیز شده است. بی‌کفایتی و بی‌فکری برخی دولتمردان نیز بدان دامن زده است.

10- آقای بگمراد گری- پژوهشگر ترکمن- نقد و اعتراضی پیرامون مقاله «ایران چیست؟» از این نگارنده نوشته‌اند. گفتار ایشان را در اینجا بخوانید: «نقدی بر مقاله آقای رضا مرادی غیاث‌آبادی». لازم به یادآوریست آنچه که ایشان «اصل مقاله» بنده نامیده‌اند، تنها بخش اندکی از آن است.

11- مشکلات ما هیچگاه حل نمی‌شود، چون همه برایش راه‌حل دارند.



web analytics