آقای سیروس بشیرتاش و آقای ابراهیم نبوی که روزشمار انقلاب را در رادیو زمانه منتشر میکنند، خلاصهٔ یکی از مقالات مکتبیِ آقای اسماعیل نوری علاء را نیز منتشر میکنند. این روشنگری به مذاق یا مزاج (کدام یکی درست است؟) آقای نوری علاء خوش نمیآید و بلافاصله برای آنان پاسخی مفصل و تهمتآلود مینویسد که خلاصهاش این است که شما در آن زمان و در این زمان ساواکی و ساوامایی بودهاید و هستید و قصدتان اجرای نقشههای حضرات با توطئه قبلی بوده است. این شیوه را آقای نوری علاء چند بار دیگر هم بکار گرفتهاند. برای مثال، زمانی که در ساختن و پرداختن مناسبتهای قلابی و جعل و تحریفها با ایشان و خانم شکوه میرزادگی و کمیته نجات پاسارگاد همراه نشدم و رکاب ندادم، با چنین سخنانی مواجه شدم. این شیوه، روش حکومتها و کسانی است که از پاسخ منطقی و عالمانه و ارائه اسناد تاریخی به پرسشها و شبههها عاجزند و میخواهند ناتوانی خود را با تخریب و ترور شخصیت مخالفان و منتقدان جبران کنند.
نفر اول، این تهمتها را در پاسخنامههای خود، و نفر دوم در ایمیلهای فراوانی که برای همگان توزیع میکرد و تعدادی از آنها به دست من میرسید. منتشر میکردند. گمان میکردم اینان با توجه به «دم خروس»های زیادی که تاکنون از زیر قبا بیرون افتاده، پی بردهاند که این شیوهها نخنما شده و چنانکه خود نیز اشاره فرمودهاند، بیشتر مناسب گویندهٔ آن است تا شنوندهٔ آن. اما گویا برای بعضیها چند سالی طول میکشد تا هر نکته سادهای قابل درک شود. چنانکه چند سالی طول کشید تا دست از ادعاهای تقلبی و عوامفریبانهای همچون روز جهانی کوروش و مبدأ سالشماری هفت هزار و نه ساله بردارند.
پاسخهای متقابل این سه نفر و ما دو نفر را در خبرنامه گویا بخوانید.
نوری علاء در میانه پاسخ خود به نبوی و بشیرتاش ضربالمثلی انگلیسی را یادآور شده که «کسی که در خانه شیشهای نشسته، به خانه دیگران سنگ نمیاندازد». غرض من از این یادداشت کوتاه نیز این بود که بگویم در ادبیات فارسی، سخنی بسیار زیباتر و پرمعناتر از آن ضربالمثل انگلیسی وجود دارد و آن سخن جاودانهٔ سعدی در گلستان است که میفرماید:
«هندویی نفتاندازی همی آموخت؛ حکیمی گفت: ترا که خانه نئین است، بازی نه این است».
رضا
گفتارهای دیگر:
