یکی از مهمترین منابع در زمینه مطالعات تاریخی و دستیابی به رویدادها و باورداشتهای گذشته، عبارت است از فرهنگ عامه و ادبیات شفاهیِ مردمی، که تاجیکان آنرا با تعبیر زیبای «ادبیات دَهَـنَکی» نامبردار میکنند.
فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی در گذر سالها و سدهها و هزارهها، بگونه سینه به سینه به زمان ما و به دست ما رسیده و در هر دورهای با توجه به مقتضیات دینی و حکومتی، نیازهای اقلیمی، و آرزوها و آرمانهای زمانه، ویرایشهای گوناگونی در آن راه یافته است. با ریزنگری و بررسی در ادبیات شفاهی هر ملت، میتوان راهی به گذشته او یافت. با آرمانها، آرزوها، رخدادهای تلخ و شیرین، زندگی اجتماعی، و به ویژه با آیین و فرهنگ و باورداشتهای آنان آشنا شد. بجز این، ادبیات مردمی، میتواند به عنوان منبعی دیگر برای اثبات یا رد دادههای تاریخی بکار رود. تاریخنامههایی که نگاه چندانی به زندگی و سرگذشت جامعه مردمی و غیر سیاسی نداشتهاند.
در چند ده سال گذشته و با گسترش روزافزون رسانههای دیداری، آسیب سختی به ادبیات شفاهی وارد شد. مادربزرگان به عنوان مهمترین منبع بازگویی سخنان و باورداشتهای دیرین به فراموشی سپرده شدند و کمتر کسی علاقهای نشان میدهد تا در شامگاهان، داستانها و ترانههای مادربزرگ را به برنامههای دنیای جدید برتری دهد و بدان گوش بسپارد. جایگاه ارزشمند و هزاران ساله مادربزرگان در انتقال آیین و فرهنگ ملی به برنامهسازانی سپرده شده است که به ندرت با پدیدهای به نام فرهنگ ملی آشنا هستند و گاه (آنگونه که دیده میشود) با آن مخالفت میورزند.
امروزه هر مادربزرگ و پدربزرگی که از دست میرود، گنجینهای گرانبها و آکنده از یادمانهای باستانی از دست رفته است. گنجینهای که نسل امروز هرگز نخواهد توانست جای آنانرا پر کند و شیوه دیرین آنان را ادامه دهد. نسل آینده (در آیندهای که فاصله بسیار اندکی با آن داریم) بطور کامل با گفتارهای مادربزرگ و آنچه او هزاران سال بر دوش کشیده بوده، بیگانه است.
اهمیت گردآوری و نگاهداری فرهنگ عامه یا فولکلور و ادبیات شفاهی مردمان، نزدیک به یک سده است که در باخترزمین شناخته شده است. این رویکرد در میان ایرانیان نیز ناشناخته نبود و کوششهای موفق اما نیمهتمامی برای گردآوری و ردهبندی و ثبت گفتارهای مردمی انجام گرفت که برای نمونه میتوان از تلاش روانشادان صادق هدایت، فضلاله مهتدی (صبحی) و ابوالقاسم انجوی شیرازی نام برد. هر چند این کوششها دوام زیادی نیافت و کسان دیگری با جدیت بیشتر، راه آغازیده آنانرا پیگیری نکردند؛ اما میتوان امید فراوانی به همان اندک کسانی داشت که خستگیناپذیرانه این آرمان را پیگیری کردهاند و میکنند. کسانی مانند علی اشرف درویشیان و احمد وکیلیان در ایران؛ رجب امانوف، بازار تلو، روزی احمد، روشن رحمانی، قادر رشیدوف و رحمان رجبی یزدانیفر در تاجیکستان؛ داداجان عابدزاده، لطیف پدرام، ظریف صدقی و پاییز حنفی در افغانستان، آزاد نبییف در جمهوری آذربایجان و هزقئیل آوشلوموف در داغستان. همچنین میتوان از اروپاییانی نام برد که با علاقهای فراوان برای گردآوری و طبقهبندی ادبیات شفاهی ایران کوشیدهاند و میکوشند. کسانی مانند آدرین بولوین Adrienne Boulvin اِلـوِل ساتـون Elwel Sutton و اولریش مارزولف Ulrich Marzolph. مارزولف توانسته است با تألیف کتاب «طبقهبندی قصههای ایرانی» (انشارات سروش، ۱۳۷۰) و نیز گردآوری دهها هزار قصه ایرانی در مرکز دایرهالمعارف قصهشناسی آلمان، گامی بسیار ارزنده بردارد.
این نگارنده پیشنهاد میکند، از آنجا که همواره مادربزرگان ما رو به کاستی میگذارند و فرصتها هر روز بیشتر از دست میرود، از آنجا که همواره به شمار دوستداران پاسداشت یادمانهای کهن و فرهنگ ملی افزوده میشود، از آنجا که انجام کارهای چاپی همیشه ممکن و مقدور نیست، و نیز از آنجا که برنامههای دنیای جدید، سیطره و گسترش فراوانتری مییابند؛ شایسته است همه کسانی که از محیط وب برای انتشار و نگهداری نوشتهها و آثار خود بهره میبرند و با آن آشنا هستند؛ وبلاگهای جداگانهای به نام «گفتههای مادربزرگ» راهاندازی کنند و تمامی باورها و بازگویههای مادربزرگ اعم از افسانه، ترانه، دوبیتی، باورداشت، چیستان، خندانک، خاطره، آداب و آیینها و هر چیز دیگری که مادربزرگ یا پدربزرگ از پیشینیان خود شنیده و دریافته و به ما رساندهاند را در آنجا منتشر کنیم. مجموعه این وبلاگها در کنار یکدیگر، میتواند یک بایگانی بزرگ و آسانیاب برای پژوهشهای فرهنگشناسی و مردمنگاری و مقایسه آنها باشد.
چنین به نظر میآید که نسل فعلی توانایی بازگویی و انتقال دادههای مادربزرگ به نسل آینده را ندارد. دریغ است که سنت هزاران ساله انتقال فرهنگ ملی درست در زمانی منقطع و نابود شود که هزاران هزار تن از جوانان این سرزمین به بازشناسی فرهنگ دیرین خود روی آوردهاند. ما با چنین کار سادهای که در توان همه ما هست، میتوانیم آخرین نسل نباشیم و افسوس فرزندان خود را نشنویم.
راهکارها و شیوههای ممکن برای اجرای این پیشنهاد پس از آگاهی از دیدگاههای خوانندگان و سگالش با دوستداران و صاحبنظران، پیشنهاد خواهد شد.
رضا مرادی غیاث آبادی
گفتارهای دیگر:
