پیرو فراخوان پیشین، برنامه سالانه دیدار طلوع خورشیدِ انقلاب زمستانی با شرکت گروههای فراوانی از دوستداران اخترباستانشناسی ایرانی و نیز کسانی که مایل بودند نظریهٔ نگارنده پیرامون کاربری تقویمی چارتاقیهای ایران را از نزدیک بررسی نمایند، در بامداد روز یکم دیماه در محل چارتاقیها برگزار شد.
امسال برخلاف سالهای پیش، برنامه دیدار خورشید منحصر و متکی به چارتاقی نیاسر نبود و علاوه بر برنامههای معمول چارتاقی نیاسر که با همت و کوشش رصدخانه دانشگاه کاشان برگزار میشود، برنامههای مشابه دیگری نیز در چارتاقی بتخانهٔ آتشکوه، چارتاقی نویس، چارتاقی بازههور و چارتاقی جره برگزار شد. عکسها و گزارشهای این برنامهها، به مرور و پس از اینکه بدستم برسند، در اینجا منتشر خواهند شد.
نگارنده قصد داشتم تا ابتدا به جمع دوستان در چارتاقی بتخانه آتشکوه بپیوندم و سپس برای شرکت در همایشی که دانشگاه کاشان ترتیب داده بود، عازم نیاسر شوم؛ اما در نزدیکی سلفچگان، اختلالی جدی در موتور ماشین روی داد که تمامی برنامههایم را مختل نمود. لازم میدانم در اینجا از همه دوستان (چه آنان که عذر مرا باور کردند و چه آنان که باور نکردند) پوزش بخواهم. همچنین از دوست خوبم آقای محمود قاسمی که ترتیب تهیه لوازم یدکی و تعمیر ماشین در شهر قم را داد، بسیار سپاسگزارم. با اینکه در آن بامداد زیبا در جمع دوستان نبودم و در سرما و تاریکیِ کنار جاده مانده بودم؛ اما عکاسی از افق و گوش سپردن به تلفنهای پرشور دوستانی که در نقاط مختلف ایران در انتظار خورشید ایستاده بودند، بامداد پرخاطره و بیادماندنیای را ترتیب داد. یک نمونه از عکسهای آنروز را در اینجا آورم:
دیدار طلوع خورشید در چارتاقی نیاسر
این برنامه را رصدخانه دانشگاه کاشان با همکاری روابط عمومی دانشگاه و انجمن علمی فیزیک و آسمان تاریک برگزار کرد که پس از آن نشستی علمی نیز برگزار شد که در آن از جمله آقایان مهندس صفایی (کارشناس رصدخانه دانشگاه کاشان) و دکتر محمدرضا نوروزی (مشاور علمی رصدخانه زعفرانیه) سخنرانی کردند. چکیدهای از این برنامه را در وبسایت دانشگاه کاشان بخوانید: سومین همایش علمی چارتاقی نیاسر از دریچه نجوم.
بامداد انقلاب زمستانی در چارتاقی نیاسر، عکس از رصدخانه دانشگاه کاشان
دیدار طلوع خورشید در چارتاقی بتخانه آتشکوه
نخستین برنامه دیدار گروهیِ خورشید در چارتاقی بتخانه را انجمن سیستاد نیمور به سرپرستی آقایان محمد محمدحسینی و کریم ابراهیمی برگزار کرد که گروههایی از شهرهای نیمور، محلات و تهران به آنان پیوستند. گزارش و عکسهای خانم نرگس فراهانی را در اینجا ببینید و بخوانید:
یلدا در بتخانه/ نرگس فراهانی
صبح روز سهشنبه ۱/۱۰/۱۳۸۸ حدود چهل نفر از دوستداران دیدار خورشید انقلاب زمستانی، در چارتاقی بتخانه واقع در روستای آتشکوه گرد هم آمده و طلوع خورشید انقلاب زمستانی را رصد کردند. برنامهریزی و هماهنگی این گردهمایی را آقای محمد محمدحسینی از شهروندان کوشا و علاقمند نیمهوری به همراه دوستانشان از انجمن فرهنگی سیستاد عهدهدار بودند. ایشان بانصب پلاکارد و چندین تابلوی راهنما مسیر روستای آتشکوه و چارتاقی را برای شرکت کنندگان در همایش هموار نمودند و همچنین با چاپ مطالبی پیرامون اخترباستانشناسی و توزیع آن بین دانشجویانِ دانشگاه مهرگان و دیگر شرکتکنندگان در این همایش گامی مؤثر در راه شناخت فرهنگ ایران برداشتند.
دیدار طلوع انقلاب زمستانی در چارتاقی بتخانهٔ آتشکوه قرار بود به همراه استاد رضا مرادی غیاثآبادی- اخترباستانشناس و کاشف کاربری تقویمی چارتاقیها و با توضیحات ایشان انجام گیرد که متأسفانه بدون حضور وی صورت گرفت. اما یکی از دانشپژوهان ایشان توضیحاتی پیرامون این بنا ارائه کرد مبنی بر اینکه: «چارتاقی آتشکوه نیز مانند دیگر چارتاقیهای ایران از جمله نیاسر کاشان، خیرآباد، نویس، بازه هور، کرمجگان و… متعلق به عصر اشکانی و یا اوایل ساسانی است و کارکرد نجومی در پیوند با افق طلوع خورشید داشته است. اینکه عدهای بر این گمانند که این بناها آتشکده بودهاند، اثبات نشده زیرا نه تنها بقایایی از وجود آتش در آنها دیده نشده، بلکه باز بودن بنا از چهار طرف و استقرارشان در نقاطی دوردست کاملاً مغایر با نظر اخیر است. همچنین بنای ایوان مانندی که در مجاورت پایههای غربی این چارتاقی وجود دارد طبق گفته آندره گدار جزء اصل بنا نیست و در دورههای بعد به آن الحاق شده است». وی همچنین به سؤالاتی که از جانب حاضران مطرح شد، پاسخ داد. البته به دلیل نزدیکی بیش از حد چارتاقی آتشکوه به کوه مجاور (سمت شرق) طلوع خورشید در این بنا اندکی دیرتر اتفاق افتاد و شرکت کنندگان همراه با خواندن سرود «یار دبستانی من» طلوع خورشید انقلاب زمستانی را در امتداد قطر بنا رصد کردند.
دیدار طلوع خورشید در چارتاقی بازههور
نخستین برنامه دیدار گروهیِ طلوع خورشید در چارتاقی بازه هور با شرکت گروهی از علاقهمندان خراسانی و انجمن نجوم آماتوری آسمان توس برگزار شد. گزارش آقای مسعود میرشجاعیان را در اینجا بخوانید:
دورنمای چارتاقی بازههور، عکس از خانم افروز ارزهگر
زایش خورشید در بازههور/ مسعود میرشجاعیان
چارتاقی بازه هور که معنای آن را «شکاف خورشید یا روزنه خورشید» گفتهاند، در حدود ۸۰ کیلومتری جنوب مشهد و در سمت شرقی روستایی با نام رباط سفید واقع است. پیدا کردن چارتاقی تقریباً راحت است. هنگامی که از سمت مشهد به تربت حیدریه در حرکت هستید، بعد از رسیدن به روستای رباط سفید و مشاهده تابلوی آن و طی کردن مسافتی در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر، در سمت چپ جاده مسجد و استراحتگاهی که برای مسافران ساخته شده است، نشانه خوبیست برای پیدا کردن راه چارتاقی. در کنار این مسجد، راه آسفالتنشدهای با دستاندازهای فراوان وجود دارد که با قرار گرفتن در مسیر آن پس از طی کردن حدود ۳۰۰ متر میتوانید بنای چارتاقی را در سمت چپ خود مشاهده کنید. در ابتدای این جاده در فاصله تقریباً ۲۰۰ متری چارتاقی، مدرسه شبانهروزی «اورعی» قرار دارد که نزدیکترین ساختمان به چارتاقی است.
یکروز قبل از موعد مقرر برای حرکت به محل چارتاقی، در سیام آذرماه، من و آقایان محمد گوهریان و ادریس خداپسند به منظور بررسی وضعیت چارتاقی و اطمینان از درستی مسیر آن به سمت روستای رباط سفید حرکت کردیم.
نخستین باری بود که چارتاقی را از نزدیک میدیدم. برایم جای تعجب داشت که چطور این بنای باشکوه که قدمتش به دوره اشکانی باز میگردد سالم مانده است. البته به سازندگان آن اطمینان داشتم، بیشتر فکرم معطوف به کسانی بود که خود را در زمره دوستداران و سینهچاکان تاریخ و فرهنگ ایران میدانستند؛ چگونه بود که چارتاقی از دست آنان جانِ سالم بدر برده بود و به سرنوشت چارتاقی نیاسر و دیگر بناها دچار نشده بود. خدا میداند!
هنگام ورود به محوطه چارتاقی، صحنه ای که مضحک ولی سخت ملالآور بود درِ راه ماشینروی پایین تپهای بود که چارتاقی برروی آن قرار داشت. در که نمیشد گفت، ولی مکانیزمی بود از آهن پاره و تینهای حلبی و میلگرد که به شکل یک درِ حفاظ مانند در آمده بود! در ادامه که به درون بنای چارتاقی رفتیم، اوضاع از این ملالآورتر بود. دیوارهای درونی بنا (بیشتر قسمت شرقی) به هر هنری که میشد فکر کرد، آراسته شده بودند. از اشعار و اشکال مختلف که اهداف و اغراض گوناگونی در پس آنها بود تا سیاهی حاصل از روشن کردن آتش در گوشه و کنار فضای درونی بنا. حتی میشد بوی گوسفندان را به راحتی استشمام کرد! جالبر از همه و به قول معروف «سوگلی» هنرهای به کار رفته در دیوارهای درونی چارتاقی همانا مرمت دیوار شرقی آن بود.در این یکی- دو سالی که با آقای غیاث آبادی آشنا شدهام و با ایشان در ارتباط هستم، هر وقت سخن از چارتاقی بازههور میرفت، از مرمت دیوار شرقی بنا که بعد از دیواره غربی که در حکم آفتاب سنج بناست، مهمترین قسمت بنا به شمار رفته و جایی است که روزنه چارتاقی در آن قرار داشته گلایه میکردند. همواره با دیدن یا شنیدن کلمه «مرمت» حس خوبی در ذهنم تداعی میشد تا اینکه با دیدن دیوار شرقی چارتاقی نظرم به کلی تغییر کرد.
در آن روز تنها کاری که به همراه دوستان انجام دادیم، به دست آوردن مختصات محل بنا بود و همچنین بحث و گفتگو در مورد چگونگی ثبت پرتوهای خورشید بر روی آفتابسنج غربی و محل استقرار دوربینهای عکاسی برای ثبت پرتوها. سپس به سمت مشهد به راه افتادیم تا خودمان را برای رصد پرتوهای خورشید در نخستین روز دی ماه آماده کنیم.
لازم به ذکر است که سازوکار چارتاقی بازههور با دیگر چارتاقیهای ایران متفاوت است و به همین دلیل ثبت پرتوهای خورشید با توجه به وضعیت فعلی آن با آنچه از دیگر چارتاقیها دیده شده، متفاوت است.
سحرگاه یکم دی ماه، ساعت ۴:۳۰ من و آقای ادریس خداپسند به همراه دوستانشان آقایان وحید کهن دل، مسعود کشفی و امیر نظری به سمت چارتاقی بازههور به راه افتادیم و دوباره پس از طی کردن مسیر ۸۰ کیلومتری در ساعت ۵:۴۵ به محل چارتاقی رسیدیم. خانم طباطبایی هم که در تماسهای قبلی با آقای غیاث آبادی قرار بود به محل چارتاقی بیایند در حدود ساعت ۶ به همراه چند تن دیگر رسیدند.
قبل از حرکت به سمت چارتاقی من با کمک نرمافزار Starry Night V. 4.5 و با داشتن طول و عرض جغرافیایی محل چارتاقی، دادههای مربوط به خورشید در زمان طلوع را در بازهٔ زمانی ۱۰ دقیقه تا یک ساعت پس از طلوع آماده کرده بودم. این کار به دو دلیل صورت گرفت: نخست آنکه در مراحل بعدیِ مطالعه بر روی چارتاقی و اندازهگیریهای دقیق از ابعاد و اندازههای آن بتوان موقعیت دقیق روزنهای را که در دیوار شرقی وجود داشته و در مرمت پوشانیده شده، به دست آورد. دلیل دوم آن بود که ما باید خورشید را از پشت تپه نسبتاً بلندی که در سمت شرقی بنا وجود داشت رصد میکردیم و امکان داشت ثبت اولین پرتوهای ورودی به چارتاقی از روزنه پایین گنبد با زمان طلوع خورشید که نرمافزار محاسبه کرده بود متفاوت باشد. دادهها شامل زمان طلوع، سمت، ارتفاع، بعد و میل خورشید بودند.
با فرصتی که تا قبل از طلوع خورشید و بالا آمدن آن داشتیم، مشغول به عکاسی از چارتاقی و مناظر پیرامون آن بودیم. در این میان من و آقای خداپسند ابعاد بنا را هم اندازهگیری کردیم. با نزدیک شدن زمان طلوع خورشید، در مکانهای از پیش تعیینشده مستقر شدیم تا بتوانیم پرتوی ورودی را ثبت کنیم. اولین پرتوهای ورودی بر روی دیواره غربی بنا در حدود ساعت ۷:۱۹ ثبت شد؛ ما تا حدود ساعت ۸:۴۵ مشغول عکاسی بودیم تا حرکت پرتوها را بر روی آفتابسنج ثبت کنیم.
سرانجام هم با گرفتن عکس یادگاری محل را ترک کردیم. در زمان جمعکردن وسایل و ترک محل، مدرسهای که در ابتدای جاده بود، دیده میشد. بچه ها مشغول بازیکردن بودند. با خودم گفتم که چرا این بچهها نباید از بناهایی که نیاکانشان در گذشته با هدفی خاص ساختهاند، آگاه باشند؟ چرا برای چند دقیقه هم که شده نباید به همراه آموزگارانشان به سمت چارتاقی بیایند؟ چرا آن چوپانی که گلهاش را به چرا میبرد باید گله را از محوطه یا درون بناهایی مانند چارتاقی بازههور عبور دهد؟ به امید روزی که پاسخ این چراها و چراهای دیگر را بیابیم.
در پایان از استاد رضا مرادی غیاث آبادی، اخترباستانشناس و مهندس محمد گوهریان، مدیر انجمن نجوم آماتوری آسمان توس (مشهد) به خاطر راهنماییها و پیگیریاشان صمیمانه تشکر میکنم. ادامه دارد…
دیدار طلوع خورشید در چارتاقی جِرِه
نخستین دیدار گروهیِ دیدار خورشید در چارتاقی جره در جنوب کازرون با شرکت گروهی از علاقهمندان و فعالان زیستمحیطی و با سرپرستی آقای محسن عباسپور برگزار شد. گزارش آقای عباسپور را علاوه بر وبلاگشان، در اینجا ببینید و بخوانید. (گزارش دیگری نیز از ایشان در خبرنامه کازرون: چارتاقی جره، نای تقویمی و نجومی ایران باستان).
چارطاقی جره، عکس از آقای محسن عباسپور
رصد انقلاب زمستانی در چارتاقی جره/ محسن عباسپور
تقریباً دو سال پیش که کتاب ارزشمند دکتر رضا مرادی غیاث آبادی را با عنوان «بناهای تقویمی و نجومی ایران» خواندم، مرتباً در برخورد با چارطاقیهای اطراف کازرون و همچنین مرور مشاهداتم در بناهایی مانند چارطاقی نیاسر، بنای موسوم به کعبه زرتشت در نقش رستم و همچنین بنای نجومی واقع در زیگورات چغازنبیل، مشتاقانه به دنبال فرصتی بودم تا بتوانم این نظریه را حداقل بر روی یکی از این بناها به صورت عملی مشاهده کنم. حتی بر اساس این تئوری و با مشاهدات میدانی هم مقالهای را تنظیم و در هفته نامه بیشاپور منتشر کردم.
سال گذشته تصمیم داشتم در برنامه گروهی که همه ساله دکتر غیاث آبادی برای رصد طلوع نخستین آفتاب زمستان در چارطاقی نیاسر برگزار میکنند، شرکت کنم که متأسفانه بنا به بعضی مشکلات کاری موفق به حضور در آن برنامه نشدم. چند ماه پیش تصمیم گرفتم به هر شکل ممکن که شده انقلاب زمستانی امسال را از دست ندهم. میدانستم که درگیریهای کاری فرصت حضور در نیاسر را نخواهد داد، بنابر این تصمیم گرفتم زیره را به کرمان نبرم و انقلاب زمستانی را از «چارطاقی جِرِه» (به کسر اول و دوم) که هم در کتاب مذکور از آن یاد شده بود و هم جزء معدود چارطاقیهای تقریباً سالم ایران است، رصد کنم. طرح این مسئله در بین اعضا خانواده، اشتیاق آنها را هم برانگیخته بود.
سحرگاه سهشنبه، به همراه اعضای خانواده و دوست ارزشمندم محمد هاشمی (که او هم کتاب را خوانده بود و پرسشگرانه در پی لمس عملی این تئوری بود) راهی جره شدیم. فاصله ۵۰کیلومتری کازرون تا جره را طی کردیم و پس از وارد شدن در جاده منتهی به چارطاقی، حوالی ساعت ۶ یعنی حدود ۵۰ دقیقه پیش از طلوع آفتاب به پایین تپهای رسیدیم که چارطاقی پرشکوه جره را بر تاج خود گذاشته بود. وقت کافی داشتیم تا بار دیگر جوانب مختلف تئوری را بر اساس متن کتاب بررسی کنیم. از تپه بالا رفتیم و به بررسی وضعیت احتمالی لحظه طلوع پرداختیم. گرچه هنوز خورشید تا بالا آمدن فرصت قابل توجهی داشت، اما از شدت روشنایی مشرق، شروع به گمانهزنی در رابطه با محل طلوع خورشید کردیم.
با اینکه میدانستیم در حال تجربه عملی یک تئوری هستیم، ولی باز هم استرس خاصی در بین گروه چند نفریمان مشهود بود. در لحظات ابتدایی و با توجه به پیشبینی که از لحظه طلوع داشتیم، امکان صحت عملی این تئوری را نزدیک به صفر دیدیم. چرا که عملاً عمده روشنایی خورشید در فاصله قابل توجهی از محل مطرح شده در تئوری، یعنی حد فاصل بین دو پایه شرقی و غربی قرار داشت. با نزدیک شدن به لحظه طلوع، استرس بیشتر شده بود و میشد به وضوح آن را در بین گروه مشاهده کرد. هوای سرد صبحگاهی و نسیم سردی که وزیدن گرفته بود، بهانه خوبی برای سکوت شده بود.
تا پیش از این، بارها و بارها غروب آفتاب را تماشا کرده بودم، اما این نخستین مرتبهای بود که مشتاقانه در انتظار طلوع آفتاب بودم. از روشنایی پشت کوههای مشرق میشد متوجه شوی که هرچه به لحظه طلوع نزدیکتر میشدیم، گویا خورشید هم سینهمال به محلی که مورد انتظار ما بود نزدیکتر میشد. سکوت سرد ما، بالاخره با دیدن نخستین تابشهای خورشیدِ اولین صبح دیماه بر ارتفاعات مشرف به دشت جره از بین رفت.
چارتاقی جره، طلوع خورشید در انقلاب زمستانی، عکس از آقای محسن عباسپور
اکنون دیگر تابش خورشید را بر ارتفاعات بالاتر دیده بودیم و میدانستیم که تا چند ثانیه دیگر بازوهای پرنور آفتاب به سوی ما نیز خواهد آمد. برای رصد دقیق، باریکترین فاصله معقول میان دو پایه شرقی و غربی را با لحاظ نمودن احتمال خطا به واسطه: یک) مرمت پایه شرقی، دو) تخریب بخشی از دیواره داخلی پایه غربی، سه) ناهموار بودن سطوح همجوار بنا، یافته و در محلی که بایستی قرار بگیریم، ایستادیم.
مطمئن هستم این لحظه را نه من و نه هیچ یک از همراهان فراموش نمیکنیم که چگونه عظمت دانش ایرانیان را پس از گذشت صدها سال و نه در قالب داستان و روایاتی گنگ، که به صورت عینی و ملموس مشاهده کردیم. آفتاب زمستان نخستین پرتوهایش را از پشت کوههای مشرق بالا فرستاد و پس از گذشت چند ثانیه، تمام قد در برابر ما و دقیقاً در همان زاویه بالا آمد. به آرامی امتداد ایجاد شده در فاصله بین دو پایه را طی نمود و از گوشه بالایی این امتداد با همان ظرافتی که طلوع کرده بود، خارج شد.
چارتاقی جره، وضعیت قرص خورشید و لبههای پایهها، عکس از آقای محسن عباسپور
گروه این بار هم ساکت بود. اما این سکوت، دیگر سکوت استرسِ اثبات تئوری نبود، تماشای این شکوه ۱۷۰۰ساله، چیزی جز سکوت را برنمی تافت. تنها ایرادی که به نظر میرسید، مشاهده مستقیم نور خورشید بود که مانع از رصد دقیق میشد. هرچه سعی کردم، نتوانستم درجه نور دوربین را طوری تنظیم کنم که اشعههای آفتاب را حذف و در عین حال تصویر قابل قبولی از چارطاقی را نیز ارائه دهد. هنگام مرور عکسها بر روی کامپیوتر، بدون تغییر در هیچ یک از اجزا، تنظیمات نور یکی از تصاویر را تغییر دادم تا به قرص کامل خورشید و لبه پایههای چارطاقی رسیدم. تصویری که پاسخ تمام کنندهای برای پرسش هایم بود. با تشکر ویژه از جناب دکتر رضا مرادی غیاث آبادی، به پاس اندیشه پاک و همراهی گرمشان.
* * *
برای همه دوستان و دوستداران اخترباستان شناسی ایرانی بهترین آرزوها را دارم و امیدوارم روند توجه و پیگیری این یادمانهای درخشان تاریخ علم در ایران در هر سال پربارتر از گذشته باشد و به یافتهها و آگاهی تازهتر و اصلاح کمبودها و نقصانها منجر شود.
در همین زمینه:
یادداشتهایی از دیدارها و سفرهای پیشین
گفتگو با آقای مهرداد قاسمفر، رادیو فردا: چله، شب زایش خورشید
رادیو فرانسه: شب زایش خورشید و آغاز سال نو میترایی
گفتگو با خانم مریم افشنگ، رادیو بیبیسی: ایرانیان امسال در شب یلدا چه میکنند
گزارش آقای احسان سنایی، رادیو زمانه: هست در سالی شبی ایام را یلدا
گفتارهای دیگر:
- برنامههای دیدار طلوع خورشید در انقلاب زمستانی و اطلاعیه دانشگاه کاشان
- دورهٔ آموزشی اخترباستانشناسی و بناهای تقویمی ایران
- اطلاعیه برای دیدار خورشید انقلاب تابستانی در چهارطاقی نیاسر
- روشنان آسمانی: پایان ساخت فیلم مستند از بناهای تقویمی ایران
- گردهمایی و دیدار زایش خورشید در چارتاقی نیاسر
- جشنهای کهن آغاز تابستانی و دیدار طلوع خورشید در چارتاقی نیاسر
- سازههای خورشیدی یا بناهای تقویمی و تقویم های آفتابی
- دیدار انقلاب زمستانی ۱۳۸۵ در چارتاقی نیاسر
- مجسمه چارتاقی و مراسم دیدار خورشید از شهر اشکانی هترا
- دیدار انقلاب تابستانی ۱۳۸۶ در چارتاقی نیاسر
