Skip to content
 

سخن استادان در باره زمان درست جشن‌های ایرانی

دو سال پیش، خانه انسان‌شناسی ایران و خبرگزاری میراث فرهنگی گزارشی با عنوان «نظر تعدادی از استادان ایران شناس در باره زمان درست جشن اسفندگان» منتشر کردند که بارها در نوشته‌های گوناگون خود به آنها استناد کرده‌ و پیوند داده‌ام. با اینکه معمولاً نوشته‌های منتشر شدهٔ دیگران را در وبلاگ نمی‌گذارم و اینکار را تا حدی نادرست می‌انگارم؛ اما تاکنون چند باری نقض روش کرده‌ام. چرا که استناد مکررم به نوشته‌ای خاص، بیمی ایجاد می‌کند که مبادا آن نوشته در وبگاه مأخذ به دلیلی در دسترس نباشد. چکیده نظر استادانی همچون پورداود، دوستخواه و خالقی مطلق که دیدگاهشان در این گزارش آمده، چنین است که زمان جشن‌های ایرانی می‌بایست مطابق با گاهشماری رسمی ایرانی که شکل تکامل یافته گاهشماری‌های کهن‌تر است و در ایران و همه جهان شناخته شده است، برگزار شود و از تقویم‌های بومی و محلی برای آیین‌هایی با گستره کشوری استفاده نشود.  لازم به یادآوری است، صفاتی که گزارشگر محترم برای این نگارنده آورده و نام مرا با بزرگان همراه کرده است، ناشی از لطف ایشان بوده و بنده خود را چیزی بیش از یک دانشجوی ناچیز در مطالعات ایرانی نمی‌دانم.

* * *

هر ساله به هنگام جشن‌های میهنی، تفاوت نظرهایی در باره زمان درست آنها پیش می‌آید. با توجه به نظر استادان ایران شناس که همگی متفق‌القول هستند، مشخص می‌شود که زمان جشن‌ها می‌باید با گاهشماری رسمی ایران تعیین شود و بکارگیری گاهشماری یزدگردی درست نیست.

استاد جلیل دوستخواه با نقل نظر شادروان استاد ابراهیم پورداوود می‌نویسد:

در چندین دهه پیش از این، به پیشنهاد استاد زنده‌یادم «ابراهیم پورداوود»، روز پنجم اسفند به عنوان روز پرستار شناخته شده بود و به طور رسمی برگزار می‌شد و در این روز، برای ارج‌گزاری خدمت ارزنده‌ی پرستاران، آیین‌هایی به اجرا در می‌آمد که در آنها با پیشکش شاخه‌های گل بیدمشک (گل ویژه‌ی امشاسْپَند بانو اسپندارمذ در اسطوره‌های کهن)، پرستاران میهنمان را می‌نواختند. یادآوری می‌شود که برخی از دوستان، با استناد به دیگرگونی گاه‌شمار خورشیدی کنونی نسبت به گاه شمار باستانی، زمان برگزاری جشن ِ اسپندارمَذگان را شش روز بازپس می‌برند و در روز ۲۹ بهمن‌ماه می‌شناسند. اما همان گونه که پیشتر هم روشنگری کردم، روز ِدرست و سزاوار ِ این جشن، همان پنجم اسفندماه است. در پاسخ به دوستانی که ۲۹ بهمن را جشن اسفندگان شمرده و با پیام های مهرآمیزشان آن را «فرخنده باد!» گفته‌اند، نوشتم: جشن اسپندارمذگان (اسفندگان) در پنجم اسفندماه (و نه ۲۹ بهمن)، بر شما فرخنده باد! همچنان بر این باورم که کاربرد گاهشماری خیامی (مشهور به جلالی)، نباید ما را از پاسداشت یادگار نیاکان ارجمندمان بازدارد. برماست که همه‌ی جشن‌های یازده‌گانه‌ی با پسوند «-گان» از ماه دوم تا دوازدهم را هم، مانند ماه یکم در همان روزهای اصلی (روزهای یکی شدن ِ نام روز و ماه) برگزاریم و به روزهای دیگری منتقل نکنیم تا انگیزه‌ی بنیادین برگزاری آن‌ها از یاد نرود. ما هم اکنون، جشن‌های نوروز، فروردینگان (فروردگان)، یلدا و سده را به درستی در همان زمان‌های تعیین شده برای آن‌ها در روزگار باستان (یکم فروردین، سی‌ام آذر و دهم بهمن)، برمی‌گزاریم. پس چرا در مورد جشن‌های یازده‌گانه‌ی اردیبهشتگان تا اسفندگان، دچار این آشفته‌کاری و سامانْ‌شکنی شده‌ایم؟ (منبع: وبلاگ شخصی دکتر دوستخواه).

استاد جلال خالق مطلق می‌نویسد:

ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه که در سال ۳۹۱ هجری تألیف کرده است، آنجا که درباره‌ی جشن‌های ایرانی سخن می‌گوید، از جشنی نام می‌برد که در روز اسفندارمذ در ماه اسفندارمذ، یعنی در پنجم اسفند برگزار می‌شد. در ایران کهن، یک جشن بهاری زنان بوده که در آن روز زنان از آزادی بیشتری برخوردار بودند و بویژه دختران «دم بخت» به همسرگزینی تشویق می‌شدند و از این رو این جشن را «مردگیران» می‌نامیدند. سپس‌تر با نفوذ بیشتر مذهب این جشن نخست تغییر ماهیت داده و جشن زنان شوهردار شده و این دسته زنان در آن روز از شوهران خود به پاس یکسال پارسایی و خانه‌داری و شوهردوستی هدیه می‌گرفتند، تا اینکه همین نیز رفته‌رفته فراموش شده است. روز این جشن پنجم اسفند بود. پر بیراه نیست اگر بانوان روشنفکر ایرانی دست کم، کنگره‌ها و جلسات ویژه‌ی مسائل زنان را در این روز برگزار کنند تا یاد آن جشن دوباره زنده گردد. (منبع: جشن مردگیران در سایت ادبی نوف).

تورج پارسی نیز در این باره نوشته‌اند:

در سالشمار ما، ماه سی روز بوده و هر روز هم نامى داشته است. براى نمونه روز پنجم هر ماه به سپندارمذ نامور بوده که در ماه اسفند این روز را به نام زنان جشن مى گرفتند. (اوستا زن را «ریته سیه بانو» می‌نامد که به معنای مهر و فروغ و روشنایی است. به همین دلیل هم جشن سپندارمذ مى‌باید در همان روز پنجم اسفند برگزار بشود و نه روز ۲۹ بهمن. امید دارد که جشن‌ها که داراى اصول نجومى هستند، دستخوش آشفتگى بیش ازاین نشده ودر برگزاریشان که بسیار پسندیده است، اصول نجومى آنها رعایت بشود. (منبع: جشن سپندارمذگان ۲۹ بهمن است یا ۵ اسفند؟).

استاد رضا مرادی غیاث آبادی در پاسخ پرسشی نوشته است:

جشن اسفندگان یا سپندارمذگان برابر است با پنجمین روز از ماه اسفند در همه گاهشماری‌های ایرانی. در باره وجود دوگانگی‌ها باید گفت که جشن‌ها و فاصله‌های میان آنها در متون کهن ایرانی دارای تعریف و اندازه‌های مشخصی است که به مانند دانه‌های یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست کل این رشته خواهد شد. چنانکه در منابع ایرانی آمده است، جشن سده ۴۰ روز پس از شب یلدا یا چله، و ۱۰۰ روز پس از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده ۲۵ روز پیش از جشن اسفندگان است. این اندازه‌ها و فاصله‌های تعریف شده در متون و منابع کهن ایرانی، تنها با گاهشماری با ماه‌های سی و یک روزه (مبدأ هجری شمسی فعلی) مطابق است؛ ولی با کتابچه‌ای نوساخته که در چند سال اخیر در ایران با نام سالنمای دینی زرتشتیان چاپ می‌شود، مطابقت پیدا نمی‌کند. چرا که در این کتابچه، فاصله ۱۰۰ روزه از اول آبان تا جشن سده به ۱۰۶ روز، فاصله ۴۰ روزه شب یلدا تا جشن سده به ۴۶ روز، و فاصله ۲۵ روزه جشن سده تا اسفندگان به ۱۹ روز رسیده است. این فاصله‌ها با هیچکدام از اسناد و منابع و تاریخ‌نامه‌های ایرانی هماهنگی ندارد. از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه ۳۰ آذر، جشن سده در ۱۰ بهمن و جشن اسفندگان در ۵ اسفند است. با توجه به نظر همه این استادان لازم است که ترتیبی دهیم تا از ناهماهنگی و آشفتگی‌های فعلی دست کشیده شود و همه جشن‌ها مطابق با گاهشماری رسمی ایران که شکل تکامل یافته گاهشماری یزدگردی و در ایران و همه جهان شناخته شده است، برگزار شود.

همچنین بنگرید به:

گاهشماری جلالی
پاسداشت گاهشماری
جشن اسفندگان، روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان
سخنی دیگر در باره زمان جشن اسفندگان و دیگر جشن‌های ایرانی
سخن استادان در باره زمان درست جشن‌های ایرانی و نیز در خبرگزاری میراث فرهنگی
در بارهٔ تقویم نوساخته موسوم به سالنمای دینی زرتشتیان
روز عشق و دعوای ولنتاین و اسفندگان

گزارش روزنامه همشهری
گزارش روزنامه اعتماد



web analytics