Skip to content
 

مزدک: قربانی صاحبان قدرت و ثروت و نیرنگ

اَیا آنکه تــو آفتابی همی، چه بودت که بر من نتابی همی؟

كنجكاوی و توجهی كه جوان كتاب‌خوانده و روشنفكر امروزی، به مزدك و مزدكیان و باورهای كهن در خود احساس می‌كند؛ بیشتر از هر چیز، بازتاب سخنانی است كه در طول تاریخ به مزدكیان روا داشته و به آنان نسبت داده‌اند.

جوان تاریخ‌خوانده، بخوبی این نكته غم‌انگیز را درك كرده است كه شخصیت‌های مورد اتهام‌های ناروا، همیشه درخور چنان گفتارها نبوده‌اند. او می‌داند كه تاریخ همواره به گونه‌ای نگاشته و گزارش شده است كه به خواست و پسند و تحسین قوای حاكمه باشد. می‌داند كسانی كه در كتاب‌های تاریخ از آنان به ناروایی یاد شده است، گاه كسانی بوده‌اند كه صاحبان قدرت و ثروت از آنان بیزار بوده و منافع آنان را به خطر انداخته بوده‌اند؛ در حالیكه همین اشخاص در همان زمان، طرف توجه و علاقه و احترام مردم معاصر خود بوده‌اند. همچنین این را نیز بخوبی می‌داند كه هیچگاه در كتاب‌های تاریخی به دلبستگی‌ها و علاقه‌های مردمی پرداخته نشده و یا به ندرت در باره آن سخن رفته است.

در تاریخ‌نامه‌های ایران، از كمتر كسی به اندازه مزدك به بدی یاد شده است و كمتر كسی هم در فرهنگ ایرانی به اندازه مزدك مورد توجه و احترام نسل آگاه و دقیق و هشیار امروزی بوده است. نسلی كه جهان امروز آنقدر برای تحمیل خواسته‌ها و اعتقادات خود به او تلاش كرده است كه دیگر به راحتی هر ادعایی را باور نمی‌كند. همه كوشش‌های كسانی كه سعی كرده‌اند تا از مزدك و باورهای او به خواری یاد كنند، تنها موجب توجه عمومی و احترامی عمیق نسبت به نام و عملكردهای او شده‌اند.

امروزه جوان ایرانی، بدون اینكه آگاهی كاملی در باره مزدك و باورهای او داشته باشد؛ در قلب خود فرمانی ناشناخته و مبهم را احساس می‌كند كه گویا در باره مزدك، سخنانی را باید به او می‌گفته‌اند، كه نگفته‌اند. چیزهایی را باید می‌دانسته است كه نمی‌داند. نكته‌هایی را باید از او پنهان نمی‌كرده‌اند، كه كرده‌اند. در گوشه‌های قلب خود می‌پندارد كه گرایشی به شناخت اندیشه‌های او دارد. می‌پندارد كه هر چند او را درست نمی‌شناسد، اما چیزی هست كه «نگذاشته‌اند» و «نخواسته‌اند» تا بتواند آیین او را به درستی دریابد.

مزدك را از او گرفته‌اند تا او را فراموش كند. او را سبك داشته‌اند تا از او روی برگرداند. كسان دیگری را در نظرش بزرگ كرده‌اند تا توجهش به آن بزرگان خیالی جلب شود؛ اما هیچكدام نتوانستند كه جایگاه آیین كهن را در ذهن او پایین بیاورند؛ چرا كه پی به برخی منافع و مصلحت‌های پنهانی آنان برده است. او تمایل ویژ‌ه‌ای به این بخش از تاریخ گمشده نیاكان خود ابراز می‌دارد؛ بدون اینكه هنوز آگاهی كاملی در باره آن به دست آورده باشد. بدون اینكه كتاب جامع و كاملی در باره آن خوانده باشد. چرا كه می‌داند و می‌دانیم كه چنین كتابی اصلاً وجود ندارد.

هرگونه آگاهی و دانشی كه به مزدك و آیین كهن مربوط بوده است، در طول تاریخ در نهایت شدت و با اتحاد بزرگ همه كسانی كه تنها به منافع خود می‌اندیشیده‌اند، از بین رفته است. باورهایشان را تحریف كردند و آنان نیز هیچگاه فرصت دفاع از خود را پیدا نكردند. هر بار هم كه رخصتی برای دفاع به دست آمد، با رویدادهای خشونت‌بار تؤامان شد؛ رویدادهایی همراه با آوارگی‌ها و مهاجرت‌ها.

اندیشه‌ها و باورهایشان سركوب شد. زندگی‌اشان به تاراج رفت. اتحاد و همبستگی ساده و بی‌پیرایه روستایی آنان به هر شكل ممكن و با هر وسیله در دسترس، نابود شد. سیل زمینداران و سرمایه‌داران و روحانیان و موبدان، به روستاهای سرشار از مهربانی و یگانگی آنان روانه شد. آرامش و حتی عمرشان را از آنان گرفتند.

گفتگو در باره آنان همواره «شاخك‌»های حساس صاحبان قدرت و ثروت و نیرنگ را حساس‌تر می‌كرد. چنین شد كه مزدكیان دیگر هیچگاه از خود دفاع نكردند. سكوت كردند، تنها ماندند و در تنهایی فراموش شدند. اما وجدان بیدار ایرانیان آزاداندیش، همواره از آنان دفاع كرد و نام آنان را به نیكی و شایستگی یاد كرد. چرا كه یاد آنان، یاد نیك نیاكان دورهنگام خودشان بود.



web analytics