Skip to content
بایگانی موضوع کتیبه‌ها و متون کهن .

اسناد بابلی از عصر سلطه هخامنشیان

… لوح ۲۵۲ از سال هفتم پادشاهی کورش بر بابل، با همه اختصار و کوتاهی، شامل اطلاعات مفید و ارزنده‌ای است. «شِکِل»، واحد سکه نقره به وزن ۸ گرم و «مینه»، واحد وزن و معادل ۶۰ شِکِل بوده است. به عبارت دیگر، مبلغ کل بدهکاری مرهون ۷۰ شِکِل یا ۵۶۰ گرم نقره بوده است. این مبلغ به قیمت امروزی نقره حدود ۱.۴۰۰.۰۰۰ تومان می‌شود. در سند، نام وام گیرنده بصورت مستعار و با سه حرف اختصاری نشان داده شده که لابد صلاحدید وام دهنده بوده است. وام دهنده یا ایکیشا-اَپلو، پسر صاحب رباخانه اِگیبی است. با توجه به تاریخ ثبت سند و تاریخ تأدیه که بدون ذکر سال است، و نیز با توجه به اینکه ماه سیوان اولین ماه بعد از ماه ایار است، دریافته می‌شود که او این مبلغ ناچیز را فقط برای ۱۷ روز در اختیار مرد نیازمند گذاشته است. او حتی از ذکر میزان اصل پول و سود متعلقه به تفکیک خودداری کرده و مجموع آنها را بلاتفکیک قید کرده است. طلبکار برای تضمین تأدیه، دو نفر را به گرو گرفته که می‌باید بدو خدمت کنند. نوع خدمت مشخص نشده و جریمه دیرکرد نیز در سند قید نشده است، چرا که اصولاً جریمه دیرکردی در کار نبوده و مرتهن برای جبران خسارت تأخیر، اقدام به بهره‌کشی جنسی از گروگان خویش می‌کرده است. البته مؤلف بر این نظر است که اصولاً سود نقدی اضافه بر اصل پول وجود نداشته و بهره‌کشی از دختر در حکم سود بوده است. […]

نامه‌های باستانی سغدی

نامه‌های باستانی سغدی مجموعه‌ای از چند نامه مکشوفه در دونهوآنگ شهری در خُتَن در استان سین‌کیانگ چین و در شرق بیابان تَکلَه‌مکان است. در بازمانده‌های برج و باروی کهن این شهر نامه‌هایی به زبان سُغدی و متعلق به سده چهارم میلادی (همزمان با حکومت کوشانیان) پیدا شده است. این نامه‌ها اطلاعاتی از شیوه و آداب نامه‌نگاری در آن زمان به دست می‌دهد و هم محتوای دو تا از آنها (اولی و سومی) که توسط دختری سمرقندی برای مادرش نوشته شده، نشان از سواد و فرهیختگی و استقلال زنان سغد دارد. سغدیان برخلاف هخامنشیان و چنگیزیان و امثال آنان اهل جهان‌گشایی، تجاوزگری و ایجاد امپراتوری نبودند؛ اما فرهنگ و زبان و باورهای آنان به دلیل رفتارها و مناسبات فرهنگی و تجاری در سرزمین‌های وسیعی توسعه و بالندگی یافت. […]

تحریر بابلی کتیبه داریوش در بیستون

کتیبه داریوش در بیستون به سه زبان فارسی باستان، عیلامی و بابلی نگاشته شده و رونویس‌های دیگری از آن به زبان آرامی در بابل و مصر پیدا شده است. این کتیبه سه‌زبانه که به فرمان داریوش یکم (بزرگ) هخامنشی نوشته شده، در بردارنده شرح قیام‌هایی است که در سال نخست پادشاهی او در سرزمین‌های تابعه حکومت هخامنشی رخ داده و داریوش آنها را سرکوب کرده است. تحریر بابلی کتیبه بیستون- از دید ناظر- در سمت چپ سنگ‌نگاره و بر دو طرف صخره‌ای به عرض متوسط ۳.۸ متر و ارتفاع متوسط ۳.۵ متر در ۱۱۲ سطر نوشته شده و ترجمه بندهای ۱ تا ۶۹ از مجموع ۷۶ بند تحریر فارسی باستان (از ابتدا تا پایان بند نوزدهم از ستون چهارم) را در بر می‌گیرد. یک بند پایانی ستون چهارم و نیز تمامی شش بند ستون پنجم تحریر فارسی باستان فاقد تحریر بابلی هستند. تحریر بابلی این کتیبه در قیاس با تحریرهای فارسی باستان و عیلامی، در برخی موارد دارای جزئیات بیشتری است و برای مثال، آمار کشته‌شدگان و اسیران هر سرکوب در آن ثبت شده است. این آمار در نسخه‌های آرامی نیز دیده شده است.

به موجب این کتیبه، داریوش در سال نخست پادشاهی خود چندین قیام داخلی علیه حاکمیت هخامنشیان (و نه حمله خارجی) را با کشتن ۳۸.۰۰۰ تن از مادها (در دو نوبت) ۵.۵۰۰ تن از مروزیان، ۵۰.۰۰۰ تن از پارسیان (در چهار نوبت) و بسیاری مردمان دیگر، سرکوب کرده و در مجموع حدود ۱۲۰٫۰۰۰ نفر را کشته، ۲۸٫۰۰۰ نفر را به اسارت گرفته، گوش و بینی و زبان عده‌ای را بریده و چشمشان را از حدقه در آورده، تیر در ماتحت آنان فرو کرده و یا آنان را مطابق با شکنجه‌های داریوشی بر روی تیرهای تیز نشانده است. داریوش مکرراً تکرار می‌کند که: «ما همه آنان را کشتیم و هیچکس را زنده نگذاشتیم». چنین حجم عظیمی از کشتارها نشان‌دهنده اینست که قیام‌هایی که برای رهایی از سلطه هخامنشیان بر پا شده بود، شکل جنبش‌های گسترده مردمی به خود گرفته بوده‌اند و می‌توان اعمال داریوش را مصداقی از نسل‌کشی برای بقای حاکمیت دانست. […]

اشتباهی متداول: تمایز ننهادن میان حتی و هیتی

حَتی با هیتی دو مفهوم جداگانه و متمایز هستند و آن دو را نمی‌باید با یکدیگر خلط کرد و بجای هم بکار برد. «حتی/ حتیان» (Hatti/ Hattians) نام زبان و سرزمین و مردمانی است که در هزاره سوم پیش از میلاد در آناتولی استقرار داشته‌اند. خانواده زبان حتی تاکنون شناخته نشده است. اما «هیتی/ هیتیان» (Hittite/ Hittites) نام زبان و سرزمین و مردمانی دیگر است که در هزاره دوم پیش از میلاد در آناتولی میانه استقرار داشتند و در اواسط همین هزاره امپراتوری‌ای را تشکیل دادند که مرکز و غرب آناتولی و بخش‌هایی از آسیای غربی را در بر می‌گرفت. سرزمین اصلی هیتیان که در شمال آناتولی میانه جای داشت «هاتوسا» (Hattusa) نامیده می‌شد. زبان هیتی برخلاف زبان حتی، جزو خانواده زبان‌های هندواروپایی است. زبان حتی را یک زبان «پیش‌هیتیایی/ ماقبل هیتیایی» (Proto-Hittite) نیز نمی‌نامند، چرا که این دو از یک خانواده زبانی نیستند. این اشتباه متداول به لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین نیز راه یافته است.

ادعای متداول صلح و شادی و دادگری در کتیبه حمورابی

منم حمورابی، شاهی که خدایان مرا برگزیدند تا برای مردم رفاه را به ارمغان آورم، تا عدالت و دادگری را در زمین گسترش دهم، تا ظلم و بدی را از بین ببرم، تا قوی نتواند بر ضعیف ظلم کند و زور بگوید. منم حمورابی، آن کسی که فراوانی و برکت را زیاد کند، آن کسی که بر چهار گوشه جهان گام می‌گذارد، آن کسی که بابل را بزرگ و باشکوه کرد، آن کسی که قلب خدای خود مردوک را متوجه خود کرد، آن کسی که نیایشگاه اسگیلا را آباد کرد، آن کسی که شهر اور را آبادان کرد، آن کسی که شهر اوروک را زیبا و با طراوت کرد. منم حمورابی، شاه چهارگوشه جهان، شاه بابل، شاه توانا، کسی که قانون و عدالت را در زمین برقرار کرد، کسی که به مردم آسایش بخشید. […]

ادعای متداول صلح و شادی در کتیبه نبوکدنصر

من صلح را در میان تمامی اقوام و همگی مردمان زیردست خود برقرار کردم. من برای همه مردم سرای شادی و خوشبختی فراهم کردم.

منشور کورش از آملی کورت

پیش از این ویرایش سوم منشور کورش هخامنشی را منتشر کرده بودم و در کتاب‌شناسی آن از چند ترجمه و گزارش دیگر منشور یاد کرده بودم. خانم آملی کورت نیز ترجمه‌ای از منشور کورش را در ضمن مقاله «استوانه کورش و سیاست شاهنشاهی هخامنشی» آورده است. این مقاله در مجله مطالعات عهد عتیق منتشر شده بود و اکنون نخستین ترجمه فارسی آن در اینجا آورده می‌شود. کورت یکی از هخامنشی‌شناسان برجسته و همراه با هلن سانسیسی وردنبورخ از ویراستاران مجموعه مقالات «تاریخ هخامنشی» است که محصول کارگاه‌های پژوهشی تاریخ هخامنشی در دانشگاه خرونینگن هلند بوده است. آملی کورت نگاهی واقعگرایانه و منتقدانه به منشور و سیاست‌های کورش دارد و محتوای منشور را ناشی از تعلق خاطر و نیاز کورش به خدایان بابلی و دروغ‌هایی برای توجیه حمله به بابل می‌داند و آنرا در بردارنده مطالبی نمی‌داند که بتوان عنوان منشور حقوق بشر را بر آن نهاد. […]

اسکندر در بابل: به خانه‌های شما وارد نخواهم شد

یک اختربین بابلی که رصدهای شبانه خود از وضعیت سیارات را بر روی لوحه‌های گلی ثبت می‌کرده و آنرا با رویدادهای زمینی تطبیق می‌داده، به کوتاهی به تصرف بابل به دست اسکندر اشاره کرده است. او که در زمان تصرف شهر بابل به دست قوای اسکندر در این شهر زندگی می‌کرده است، در ضمن ثبت رصدهای روز یازدهم از ماه هفتم از سال پنجم پادشاهی داریوش سوم هخامنشی آورده است که در این روز اسکندر اطلاعیه‌ای صادر کرد و برای بابلیان سیپار خوانده شد. مضمون این اطلاعیه چنین بود که: «من به خانه‌های شما وارد نخواهم شد». […]

کتیبه‌های جعلی آریارمنه و ارشام

در جزو مجموعه کتیبه‌های فارسی باستان لوحه‌ای زرین منسوب به آریارمنه (پدر پدربزرگ داریوش یکم) وجود دارد که ادعا شده در بازار همدان خریداری شده است. این کتیبه طلا در موزه برلین نگهداری می‌شود. بجز این، لوح زرین دیگری منسوب به اَرشام (پدربزرگ داریوش یکم) وجود دارد که ادعا شده باز هم در بازار همدان خریداری شده است. این کتیبه طلا در مجموعه خصوصی مارسل ویدال در آمریکا نگهداری می‌شود. […]

منشور کورش هخامنشی، ویرایش سوم

کورش در مدت نزدیک به سی سال سراسر شرق باستان را درنوردید و آنرا به میدان بزرگ جنگ و ناامنی و خونریزی بدل کرد. میدانی که یک سوی آن در غرب آناتولی و سوی دیگرش در شرق آسیای میانه بود. تعداد مردانی که در طول این سالیان دراز کشته و معلول شدند، شمار زنان و اطفالی که بیوه و یتیم و بی‌خانمان و ربوده شدند، میزان اموالی که به غارت رفت، هزینه‌هایی که از دسترنج مردم بینوا تأمین شد و بر دوش آنان تحمیل گردید، و آسیب و رنجی که به جان و روان، و به فرهنگ و تمدن و آینده بشریت رسید، غیر قابل محاسبه و تخمین است.

دنیای باستان همواره از آتش جنگ‌ها و یورش‌های بی‌پایان در رنج بوده است؛ اما جهان امروز، علاوه بر چشمداشت بر خاک سرزمین‌ها، با تاختن بر اندیشه، باورها، غرور و هویت مردمان، و نیز با گسترش برتری‌طلبی و نفاق‌افکنی میان مردم، چیرگی بر آنان را در سر می‌پروراند. مردمانی که باورها و هویت تاریخی خود را به فراموشی سپارند، مردمانی که نیازمند دانش و فن‌آوری کشورهای دیگر باشند، مردمانی که چیزی برای عرضه در جهان امروز نداشته باشند، شکست‌خوردگان جهان امروزند. پیشینیان ما به‌رغم رنج‌های بی‌پایان بشری، گذشته‌ای سرافرازانه برای ما به ارمغان نهادند. ما برای فرزندان آینده خود چه دستاوردی داریم و برای شکسته نشدن در جهانِ سخت نامهربان امروز، چه راه‌هایی اندیشیده‌ایم؟ […]

The Order of Darius the Great: Preface


In the epitaphs left from the reign of the Achaemenid king, Darius the Great, one can clearly find instances of their thoughtfulness and wise belief. Some of these concepts had been present in the epitaphs of ancient east and shows that these concepts were in favour for a long period of time and that the public accepted them too. These words and expressions are inside other epitaphs and seldom-repeated speeches, but they are seldom given enough attention. In this book, I have tried to gather these original and ancient speeches that represent the view and mindset of the people from ancient times, having passed through the scrutiny of Darius the Great and other elite, and present them in more detail and more extensively as they deserve. […]

کورش هخامنشی در منابع کهن

1- کورش هخامنشی در متون اوستایی: نام کورش در متون اوستایی (اعم از یسناها، یشت‌ها، ویسپرد، وندیداد و خرده‌اوستا) نیامده است. 2- کورش هخامنشی در متون شرق‌ ایرانی: نام کورش در متون شرق ایرانی (اعم از سغدی، بلخی، خوارزمی، سکایی و جز آنها) نیامده است. 3- کورش هخامنشی در متون فارسی باستان: در متون فارسی باستان هخامنشی اطلاعاتی باره کورش وجود ندارد و فقط در دو جا نام او به شکل‌های زیر آمده است. یکبار در کتیبه‌های کوتاه و مکرر مشهد مادرسلیمان (پاسارگاد احتمالی): «من کورش، شاه هخامنشی»؛ و دیگری در کتیبه داریوش در بیستون که کمبوجیه و بردیا پسران کورش معرفی شده‌اند: «پسر کورش به نام کمبوجیه از دودمان ما در اینجا شاه بود»، «مغ گئومات به دروغ چنین می‌گفت که من بردیا پسر کورش هستم»، «وَهیَزداتَه به دروغ چنین می‌گفت که من بردیا پسر کورش هستم». […]

انگلیس و جعل کتیبه‌های باستانی بین‌النهرین

در سده نوزدهم میلادی، فرانسویان در ایران و انگلیسیان در عثمانی (بین‌النهرین و دیگر سرزمین‌های میان ایران تا اروپا) امتیاز انحصاری حفاری و فعالیت‌های عتیقه‌یابی را به دست آوردند. با اینکه فعالیت‌های فرانسویان در ایران محدود به پیدا کردن آثار باستانی و انتقال قانونی و غیرقانونی آنها به موزه لوور در پاریس بود، اما فعالیت انگلیسیان از این فراتر رفت و به جعل آثار باستانی و به ویژه جعل کتیبه‌های باستانی نیز منجر شد. سه انگیزه اصلی برای چنین جعل‌هایی وجود داشته است: القای مفاهیمی که مورد نیاز استعمارگران در کشورهای استعمارزده بوده است؛ ساخت نسخه بدل‌ و رونوشت از کتیبه‌ها؛ و سوداگری از محل فروش آثار باستانی قلابی که در آن زمان موزه‌ها و مجموعه‌داران فراوانی در سراسر دنیا خواهان آنها بوده‌اند. […]

سرود مانوی انگد روشنان

سرود اَنْگَد روشنان یکی از زیباترین سرودهای مانوی است که به خط و زبان پهلوی اشکانی نوشته شده است. «اَنْگَد» در زبان پهلوی اشکانی معادل با «هَنگَتَه» در اوستایی و به معنای «خوشبختی» است. «رَوْشَنان» نیز در همان زبان (و نیز در زبان فارسی) به معنای «روشنی‌ها» است و در کنایه معنای «ستارگان» را نیز می‌دهد. ترکیب «انگد روشنان» را می‌توان به چند شکل و از جمله «خوشبختی‌های درخشان» و یا «ستارگان خوشبختی» برگردان کرد. سرود انگد روشنان که ترجمه گزیده‌ای از آن در اینجا ارائه می‌گردد، یکی از پراحساس‌ترین، دلکش‌ترین، و در عین حال از دردمندانه‌ترین سرودهای مانوی است. […]

Découverte de la seconde inscription Persane géométrique

A Shahryar, d’Iran, une inscription géométrique a été découverte dans le tell de Kaftarlou, région d’Akhtarabad. En raison de sa similarité avec l’écriture dite géométrique des tablettes d’argile du site de Suse, elle est estimée remonter à ۵۰۰۰ ans. Ce n’est cependant que la seconde inscription en ancienneté trouvée en Iran, la plus ancienne ayant été également découverte dans le nord de la province du Kurdistan iranien, à Kan Tcharmî. Selon l’archéologue Reza Moradi Ghiasabadi, la similarité des signes utilisés avec ceux de Suse permettent d’estimer cette inscription à au moins 4200 to 4500 ans. Mais d’un autre côté, le fort taux d’oxydation peut aussi signifier que l’inscription est plus ancienne. […]

عیلام یا ایلام؟

در سال‌های اخیر دیده می‌شود که برخی از پژوهشگران و نویسندگان، نام کشور و تمدن «عیلام» را به صورت «ایلام» می‌نویسند. اما هر قدر کوشش می‌کنم، نمی‌توانم خود را متقاعد کنم که املای سنتی و شناخته‌شدهٔ یک نام را به نفع املای پیشنهادی و تازه‌ای کنار بگذارم که دلایل قانع‌کننده‌ای برای آن وجود ندارد. پیشنهاددهندگان بر این باورند که چون در زبان فارسی حرف و آوای «ع» نداریم، و نیز صورت «عیلام» از عهد عتیق (تورات) گرفته شده است، پس می‌باید «عیلام» را به شکل «ایلام» نوشت. این توجیه به چند دلیل کافی به نظر نمی‌رسد: […]

دستکاری در گاتهای زرتشت و گمراهی در مطالعات ثانوی

گاتهای زرتشت که بخش‌هایی پراکنده و نویافته از دل متون اوستایی است، به مانند دیگر متون باستانی و کتیبه‌ها، جزو اسناد و منابع دست اول دانسته می‌شود. منابع دست اول برای پژوهشگران مطالعات باستانی، مانند داده‌های آماری است برای یک تحلیلگر آمار و یا مانند مواد و عناصر است برای یک شیمیدان. چنانچه منابع و داده‌های اولیهٔ آماری به شکلی غیرواقعی و دستکاری‌شده در اختیار تحلیلگر قرار گیرد، تمامی استنتاجات او نادرست خواهد شد و برنامه‌ریزی‌ها و آینده‌نگری‌های مبتنی به آنرا به هرج‌ومرج و آشفتگی سوق خواهد داد. اینچنین است اگر آزمایش‌ها و تحقیقات یک شیمیدان با مواد و عناصر غیرواقعی، دستکاری‌شده و یا ناخالص انجام شود. در این صورت نیز حاصل تحقیقات، نادرست و گمراه‌کننده خواهد بود و نه تنها آزمایشگر را دچار نتیجه‌گیری غلط خواهد نمود، بلکه همهٔ کسانی که با اتکای به داده‌های او به مطالعات ثانوی پرداخته‌اند، گمراه خواهند شد و نتایج مصیب‌باری از خود برجای خواهد نهاد. […]

گاتهای زرتشت- ترجمه و توضیحات

متن کامل گاتها به مرور به ادامه این صفحه افزوده می‌شود: با دست‌های برافراشته در تجلیل از «او»، آن حامی من، از همه شمایان نخستین حالت الهام را درخواست می‌کنم. ای مزدا، ای که به واسطه نظم کیهانی‌ تو/ من زندگی می‌بخشی. ای که به واسطه عمل من و به خاطر آن، به پندار راهنمایی‌کنندهٔ پندار نیک من و نَفَس روحِ ماده گاو به خوبی گوش فرا می‌دهی. من خواستار طواف به دور همه شما هستم. ای مزدا اهوره، با پندار نیکی که نسبت به تو دارم، غنیمت هر دو عالم هستی را به من ارزانی بدار. آن عالمی که استخوان دارد و آن عالمی که پندار است. مطابق با نظم کیهانی، غنیمت‌هایی که هر کس می‌تواند به واسطهٔ آنها حامیان خود را در آسایش قرار دهد. من می‌خواهم همه شما را و نظم کیهانی را و پندار نیکی را که قبلاً چیزی از خود نداشت را و همچنین مزدا اهوره را در تاروپود شاعرانهٔ خود در هم بتنم. فروتنی‌ام برای همه شما افزون خواهد شد (هر دو نظم کیهانی؟) و فرمان ملوکانه شما بی‌کم و کاست اطاعت خواهد شد. درخواست‌های مرا برای حمایت از من اجابت کن! […]

در تفاوت سلام و درود

گاه دیده می‌شود که «سلام» و «درود» را بجای یکدیگر بکار می‌برند و بجای سلام دادن، درود می‌گویند. اما این دو واژه معنا و کاربردی متفاوت دارند و نمی‌توان همواره آنها را معادل و همتراز با هم بر زبان آورد. سلام، نخستین خطابی است که در مواجهه دو شخص با یکدیگر بر زبان رانده می‌شود. این کلام را هر کس به هر کس می‌تواند بگوید و محدودیتی در بکارگیری آن وجود ندارد. سلام را می‌توان به هنگام روبرو شدن با دشمنان و بدکاران و دُژاندیشان نیز بر زبان آورد و حتی از نظر فقهی، در مقام جواب واجب است. سلام به معنا و مفهوم «ابراز صلح و آشتی» در کشورهای فارسی‌زبان تداول دارد و در کشورهای عربی‌زبان عموماً کلمه «مرحبا» برای این منظور بکار برده می‌شود. اما درود، نه به صرف مواجهه دو شخص با یکدیگر، که به هنگامی بیان می‌شود که یکی از طرفین، کاری بزرگ یا پسندیده و شایسته انجام داده باشد و طرف دیگر در مقام بزرگداشت و قدردانی و آفرین‌گویی به او «درود» گوید. در نتیجه، گویندهٔ درود تنها یکی از طرفین است و برخلاف سلام نیاز به جواب متقابل ندارد. […]

گاتهای زرتشت- پیشگفتار

گاتها/ گاثا بخش‌های پراکنده و منفصلی در کتاب اوستا و منسوب به زرتشت است. این بخش‌ها در سده نوزدهم میلادی و با پژوهش‌های پیگیرانهٔ اوستاشناسان اروپایی شناسایی شد و از دل اوستا استخراج گردید. واژهٔ گاتها در متون اوستایی به شکلِ گاثا (gatha) و برای نامیدن پنج سرود زرتشت بکار رفته است. گاثا اسم مؤنثی است که معنای سرود یا سرودخوانی را می‌دهد و در متون سانسکریت نیز به همین معنا کاربرد دارد. واژهٔ گاتها اکنون به شکل‌های گاتا/ گاثا/ گاثه‌ها/ گاهان/ گاسان نیز نوشته می‌شود. سومین حرف اوستایی در واژه گاثا حرفی است که آوای ترکیبی و توأمان «ت» و «هـ» را دارد و در زبان فارسی معادل با «ث» و در زبان‌های اروپایی معمولاً معادل با «th» است. حرف «ث» برخلاف اصرار برخی لغت‌دانان اساس عربی صرف ندارد و خاستگاهی در زبان‌های ایرانیِ باستان نیز دارد. تلفظ و نگارش این واژه به شکل «گاتها» («ت» و «هـ» مجزا) هر چند که متداول است، اما دقیق نیست و در صورت استفاده می‌باید توجه داشت که جزء «ها» نشانه جمع نیست و جدا نوشته نمی‌شود. […]

آرزونامه مشهور داریوش‌شاه در تخت‌جمشید

فراوانی کتیبه‌های بازمانده از داریوش بزرگ (یکم) هخامنشی به تنهایی بیش از مجموع کتیبه‌های دیگر پادشاهان ایران است. همچنین داریوش بزرگ را می‌توان به سبب نگاشتن کتیبه بزرگ و تاریخی بیسْتون، کهن‌ترین تاریخ‌نویسِ شناخته‌شده ایرانی دانست. در بیرون از محوطه اصلی تخت‌جمشید و بر بدنه سنگیِ جبهه جنوبی آن (جایی که در زمان داریوش قرار بوده در ورودی اصلی تخت‌جمشید باشد)، چهار سنگ‌نبشته در کنار یکدیگر جای دارند که همگی به فرمان او نگاشته شده‌اند. نخستین سنگ‌نبشته از سمت چپ (DPd) به خط و زبان فارسی باستان، دومین سنگ‌نبشته (DPe) نیز به خط و زبان فارسی باستان، سومین سنگ‌نبشته (DPf) به خط و زبان عیلامی و چهارمین سنگ‌نبشته (DPg) به خط و زبان اَکَدی (بابلی نو) هستند. هر چهار سنگ‌نبشته، چهار متن مستقل و متفاوت هستند و هیچکدام ترجمه دیگری نیست. […]

تخت‌جمشید: بخش چهارم، کتیبه‌ها

بخش اعظم کتیبه‌های موجود در تخت‌جمشید علاوه بر اینکه به زبان و خط میخی فارسی باستان نوشته شده‌اند، به زبان و خط عیلامی و بابلی نیز ترجمه و در همانجا نویسانده شده است. […]

کتیبه‌های داریوش و ساخت کانال سوئز در مصر

سرزمین مصر در سال ۵۲۵ پیش از میلاد به تصرف کبوجیه/ کمبوجیه دوم، دومین پادشاه هخامنشی در آمد. با اینکه مصریان چندین بار شوریدند تا استقلال خود را باز یابند و یکبار نیز برای کوته زمانی موفق به این کار شدند، اما دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر که به غلبه اسکندر مقدونی پیوسته شد، دوران پایان تمدن درخشان و دیرینهٔ مصر و پادشاهی بومی فراعنه بود.

از دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر، آثار و یادمان‌های پرشماری برجای مانده است که بیشترین آنها از زمان داریوش یکم است. یکی از مهم‌ترین آثار بجای مانده از زمان داریوش در مصر، آبراهی است که رود نیل را به دریای سرخ پیوند می‌دهد. در طول مسیر این آبراه، تاکنون پنج ستون سنگی یادمانی از این پادشاه شناسایی شده است.

ساخت آبراهی که دریای سرخ (احمر) را به رود نیل و دریای مدیترانه متصل کند، سرگذشتی طولانی دارد. فراعنه مصر دستکم از هزاره دوم پیش از میلاد (و شاید از هزاره سوم) در اندیشه ساخت چنین آبراهی بوده‌اند و در زمان فرعون نخائو/ نخو (۶۰۹ تا ۵۹۴ پیش از میلاد) ساخت آبراه تا اندازه زیادی پیش رفته بود. […]

دیرینگی زبان فارسی و تأثیر آن بر ادبیات عربی دوره جاهلیت

نوشته: توردی بردی یوا برگردان: رضا مرادی غیاث آبادی دستنویس مقالهٔ مهم و روشنگرانهٔ زیر را استاد تُردی‌بانو بردی‌یوا در سال ۱۳۷۴ به من سپرد تا پس از برگردان به فارسی در ایران منتشر نمایم. من نیز آنرا در نخستین شماره «مجموعه‌ مقاله‌های پژوهش‌های ایرانی» (سال ۱۳۸۰، ص ۵۳ تا ۵۹) منتشر کردم. از آنجا […]

درباره واژه ایرانیا

ایرانیا نوعی تغییر در نام‌های خاص بر اساس قواعد و دستور فارسی باستان است. چنانکه می‌دانیم نام «ایران» در زبان فارسی باستان هخامنشی بکار نرفته است؛ اما اگر بکار رفته بود، به شکل «ایرانیا/ ایرانیَه» نیز نوشته و خوانده می‌شد. پسوند «یا/ – ای‌یا» در یک واژه فارسی باستان، ساختی صفتی و انتسابی است که ممکن است جانشین نامی خاص شود. این پسوند معمولاً به دنبال نام یک قوم/ تیره/ تبار می‌آید و سپس جانشین نام سرزمین متبوعه همان قوم می‌شود. […]

تلطیف آوایی یکسان دو واژه تیر و تشتر

در زبان فارسی معانی گوناگونی برای واژه «تیر» آمده است. تا آنجایی که موضوع این گفتار است، واژه «تیر» در زبان فارسی برای نامیدن سیاره عُطارِد، ستاره شباهنگ (شِعرای یَمانی)، ماه نخست تابستان، روز سیزدهم ماه، و نیز به معنای خدنگ، ناوک، آنچه با کمان انداخته می‌شود، و عموماً تندی و تیزی و شتابندگی بکار […]

کورش در تاریخ‌نامه‌های سنتی رومانیایی

کشور رومانی در زمان‌های دور و حدود سده‌های آغاز میلادی، «داچیا» نامیده می‌شده است. رومانیاییان هم به مانند بسیاری از ملل، دارای تاریخ‌نامه‌هایی کهن و سنتی هستند که در آنها باورها و استنباط‌های مردمان از آفرینش جهان و رویدادهای اسطوره‌ای و تاریخی باز آمده است. این سرگذشت‌ها مانند همه نمونه‌هایی که در میان دیگر مردمان […]

انتشار مأخذی مهم در زمینه ثنویت زرتشتی

کتاب «دینکرد» که به درستی «دانشنامه مزدیسنا» نامیده می‌شود، بزرگترین کتاب بازمانده به زبان پهلوی است. دینکرد تا این اواخر به زبان فارسی ترجمه و منتشر نشده بود، در حالیکه سالیان متمادی از انتشار ترجمه‌های انگلیسی و فرانسه آن می‌گذرد. این کتاب یکی از بنیادی‌ترین و مهم‌ترین منابع برای پژوهش در دین زرتشتی است.

در سال ۱۳۸۱ آقای فریدون فضیلت بخش نخست از کتاب سوم دینکرد را ترجمه و منتشر کرد (کتاب‌های یکم و دوم دینکرد از بین رفته‌‌ و کتاب سوم، نخستین کتاب موجود دینکرد است). خانم دکتر ژاله آموزگار نیز که کتاب پنجم دینکرد را همراه با زنده‌یاد دکتر احمد تفضلی ترجمه کرده بود، آنرا در سال ۱۳۸۶ به همت انتشارات معین منتشر کرد.

اکنون آقای فریدون فضیلت بخش دوم از کتاب سوم دینکرد را ترجمه و منتشر کرده است. این کتاب ۸۲ فصل از دینکرد را بر می‌گیرد که مترجم در ۹۰۰ صفحه آن، علاوه بر ترجمه فارسی، آوانوشت متن اصلی پهلوی را همراه با توضیحات و تعلیقات و نیز با پیشگفتاری مفصل و عالمانه آورده است. تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد، این نخستین آوانویسی از کتاب سوم دینکرد است.

این بخش از دینکرد، منبعی مهم برای بررسی الگوهای اخلاقی، احکام فقهی و قضایی، تأکید بر پیوند دین با سیاست، جهان‌بینی زرتشتی، و به ویژه باور عمیق و خدشه‌ناپذیر به ثنویت (Dualism) یا آفرینش دوگانه و کاملاً مجزای نیکی و بدی در دین زرتشتی است. البته ریشه و خاستگاه چنین باوری را می‌توان در بسیاری از آیین‌های کهن ایران و جهان جستجو کرد. […]

سنگ‌نبشته خشیارشا شاه در شهر وان

شهر کردنشین وان در پنج کیلومتری شرق دریاچه‌ای به همین نام در آناتولی شرقی قرار دارد. ناحیه‌ای که این شهر در آن واقع شده، دره‌ای سرسبز و حاصل‌خیز به طول تقریبی بیست و عرض شش کیلومتر است که از کوهستان‌های بلند پیرامون سیراب می‌شود. خط راه‌آهن تهران- استانبول نیز از همین دره و از شمال شهر وان عبور می‌کند و در حاشیه دریاچه به پایان می‌رسد. در اینجا، قطار و یا محموله آن سوار کشتی‌های بزرگی می‌شود تا در آن سوی دریاچه بر روی ادامه خط آهن قرار گیرد. ناحیه وان همچنین به سبب گربه‌های سپیدِ زیبا و معروفش که چشمانی دورنگ دارند، شهرتی جهانی دارد.

شهر وان و دشت‌های پیرامون آن، کهن‌ترین استقرارگاه کشور باستانی «اوروآتری» Uruatri ( در فارسی باستان: «اَرمـیـنَـه Arminah/ ارمنیه، در بابلی و آشوری: «اورارتو» Urartu) بوده است. این شهر و دریاچه در زبان اورارتویی با نام‌های «بـیـائـیـنـی» Biaini و «نائیری» Nairi شناخته می‌شده و شهر قلعه‌مانند «توشپا» Toushapa/ Tospa پایتخت اورارتوییان در سده‌های نخستین هزاره یکم پیش از میلاد نیز در همین ناحیه بوده است. بازمانده بناها و آثار اورارتویی توشپا، در قلعه و تپه‌هایی در غرب شهر امروزی وان (که به نام «وان قدیم» خوانده می‌شوند) و در فاصله دو کیلومتری از کرانه دریاچه، همچنان برجای مانده است. […]



web analytics