چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۹
“به این کشور نیاید، نه سپاه دشمن، نه خشکسالی و نه دروغ”
فراوانی کتیبههای بازمانده از داریوش بزرگ (یکم) هخامنشی به تنهایی بیش از مجموع کتیبههای دیگر پادشاهان ایران است. همچنین داریوش بزرگ را میتوان به سبب نگاشتن کتیبه بزرگ و تاریخی بیسْتون، کهنترین تاریخنویسِ شناختهشده ایرانی دانست.
در بیرون از محوطه اصلی تختجمشید و بر بدنه سنگیِ جبهه جنوبی آن (جایی که در زمان داریوش قرار بوده در ورودی اصلی تختجمشید باشد)، چهار سنگنبشته در کنار یکدیگر جای دارند که همگی به فرمان او نگاشته شدهاند.
نخستین سنگنبشته از سمت چپ (DPd) به خط و زبان فارسی باستان، دومین سنگنبشته (DPe) نیز به خط و زبان فارسی باستان، سومین سنگنبشته (DPf) به خط و زبان عیلامی و چهارمین سنگنبشته (DPg) به خط و زبان اَکَدی (بابلی نو) هستند. هر چهار سنگنبشته، چهار متن مستقل و متفاوت هستند و هیچکدام ترجمه دیگری نیست. ادامه »
پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۸
برگرفته از کتابی به همین نام از این نگارنده، چاپ دوم، ۱۳۸۱
بخش چهارم
بخش نخست، بخش دوم، بخش سوم، بخش پنجم
نبشتههای میخی
بخش اعظم کتیبههای موجود در تختجمشید علاوه بر اینکه به زبان و خط میخی فارسی باستان نوشته شدهاند، به زبان و خط عیلامی و بابلی نیز ترجمه و در همانجا نویسانده شده است. این کار بجز اینکه نشان دهندۀ حضور مردمانی از سرزمینهای گوناگون است، نشانۀ ارزش و احترامی است که هخامنشیان برای صاحبان دیگر فرهنگها و تمدن ها قائل بودهاند.
داریوش، کاخ تچر، D pa
این سنگنبشته در شش سطر کوتاه و در بخش علیایی جناح داخلی درگاه جنوبی کاخ تچر نویسانده شده است:
«داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، آنکه این تچر را ساخت». ادامه »
پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸
سرزمین مصر در سال ۵۲۵ پیش از میلاد به تصرف کبوجیه/ کمبوجیه دوم، دومین پادشاه هخامنشی در آمد. با اینکه مصریان چندین بار شوریدند تا استقلال خود را باز یابند و یکبار نیز برای کوته زمانی موفق به این کار شدند، اما دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر که به غلبه اسکندر مقدونی پیوسته شد، دوران پایان تمدن درخشان و دیرینهٔ مصر و پادشاهی بومی فراعنه بود.
از دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر، آثار و یادمانهای پرشماری برجای مانده است که بیشترین آنها از زمان داریوش بزرگ است. این آثار، از کوشش هخامنشیان برای سازندگی و اصلاحات اداری در مصر و نیز از روحیهٔ مدارای مذهبی آنان حکایت دارد. یکی از مهمترین آثار بجای مانده از زمان داریوش در مصر، آبراهی است که رود نیل را به دریای سرخ پیوند میدهد. در طول مسیر این آبراه، تاکنون پنج ستون سنگی یادمانی از این پادشاه شناسایی شده است.
ساخت آبراهی که دریای سرخ (احمر) را به رود نیل و دریای مدیترانه متصل کند، سرگذشتی طولانی دارد. فراعنه مصر دستکم از هزاره دوم پیش از میلاد (و شاید از هزاره سوم) در اندیشه ساخت چنین آبراهی بودهاند و در زمان فرعون نخائو/ نخو (۶۰۹ تا ۵۹۴ پیش از میلاد) ساخت آبراه تا اندازه زیادی پیش رفته بود. ادامه »
شنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۷
کتاب «دینکرد» که به درستی «دانشنامه مزدیسنا» نامیده میشود، بزرگترین کتاب بازمانده به زبان پهلوی است. دینکرد تا این اواخر به زبان فارسی ترجمه و منتشر نشده بود، در حالیکه سالیان متمادی از انتشار ترجمههای انگلیسی و فرانسه آن میگذرد. این کتاب یکی از بنیادیترین و مهمترین منابع برای پژوهش در دین زرتشتی است.
در سال ۱۳۸۱ آقای فریدون فضیلت بخش نخست از کتاب سوم دینکرد را ترجمه و منتشر کرد (کتابهای یکم و دوم دینکرد از بین رفته و کتاب سوم، نخستین کتاب موجود دینکرد است). خانم دکتر ژاله آموزگار نیز که کتاب پنجم دینکرد را همراه با زندهیاد دکتر احمد تفضلی ترجمه کرده بود، آنرا در سال ۱۳۸۶ به همت انتشارات معین منتشر کرد.
اکنون آقای فریدون فضیلت بخش دوم از کتاب سوم دینکرد را ترجمه و منتشر کرده است. این کتاب ۸۲ فصل از دینکرد را بر میگیرد که مترجم در ۹۰۰ صفحه آن، علاوه بر ترجمه فارسی، آوانوشت متن اصلی پهلوی را همراه با توضیحات و تعلیقات و نیز با پیشگفتاری مفصل و عالمانه آورده است. تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد، این نخستین آوانویسی از کتاب سوم دینکرد است.
این بخش از دینکرد، منبعی مهم برای بررسی الگوهای اخلاقی، احکام فقهی و قضایی، تأکید بر پیوند دین با سیاست، جهانبینی زرتشتی، و به ویژه باور عمیق و خدشهناپذیر به ثنویت (Dualism) یا آفرینش دوگانه و کاملاً مجزای نیکی و بدی در دین زرتشتی است. البته ریشه و خاستگاه چنین باوری را میتوان در بسیاری از آیینهای کهن ایران و جهان جستجو کرد. ادامه »
جمعه ۷ تیر ۱۳۸۷
Reza Moradi Ghiasabdi
Translated by: Yusef Amiri
فارسی
Even though in Nov 2007 I published a preliminary report of reading the newly-found Kharg inscription, this inscription still had complexities and unanswered questions with regards to authenticity and spelling, and especially in its translation and I was hoping to find answer to them or put forward hypotheses after more review and investigation. One of these questions came up during the reading of the third character of the second row where we encountered a totally unknown figure not found in any other known text written in Old Persian cuneiform. The author did not delve into that so he could investigate more. But now, unfortunately this exceptional inscription has suffered serious damages and destruction and the opportunity for more study is lost. Now, inevitably we have to suffice to the pictures that I took from the inscription at that time. ادامه »
جمعه ۷ تیر ۱۳۸۷
English
با اینکه گزارش مقدماتی از خوانش سنگنبشته نویافته خارک را در آبانماه سال گذشته منتشر کرده بودم؛ اما این کتیبه پیچیدگیها و پرسشهایی بیپاسخمانده در زمینه اصالت و آوانویسی و به ویژه ترجمه متن در بر داشت که امیدوارم بودم بتوان با بررسیهای بیشتر و به مرور، پاسخهایی برای آنها بیابم و یا فرضیاتی را مطرح کنم. یکی از این پرسشها در روند قرائت حرف سوم از سطر دوم کتیبه پیش آمد که دارای شکلی کاملاً ناشناخته در میان دیگر متون شناخته شده به خط میخی فارسی باستان بود. نگارنده در همان زمان به این موضوع نپرداخت تا بلکه بتواند آنرا بیشتر بررسی کند. اما اکنون این کتیبه استثنایی دچار تخریب و آسیبهایی جدی شده و فرصت مطالعات بیشتر بر روی آن از دست رفته است. اکنون به ناچار میباید تنها به عکسهایی که از آن تهیه کردهام، بسنده کرد. موضوع این گفتار را نخستین بار در ضمن سخنانم در همایش ارزندهای که یکشنبه گذشته به همت دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران و انجمن فرآوران ایران در مرکز مشارکتهای مردمی برگزار شد، بیان کردم و گزارشهایی از آن در خبرگزاریهای میراث فرهنگی و ایسنا منتشر شد.
میدانیم که در خط میخی فارسی باستان، آوای خیشومی «ن» غنه پیش از آواهای انسدادی یا سایشی (همچون «ک») بدون آنکه نوشته شود، خوانده میشود. همانگونه که برای نمونه نام آخرین فرد شورشی در سنگنبشته داریوش بزرگ در بیستون «سَـکـوخَـه» نوشته شده، اما «سْـکـونـخَـه» خوانده میشود. ادامه »
شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶
На острове в Персидском заливе найдены компас, настольные игры и другие древности. Возраст находок ۲—۳ тыс. лет.
Как сообщает сайт британской программы «Кружок исследований древнего Ирана», древний четырехконечный указатель частей света, а также вырезанные на камне настольные игры обнаружены на острове Харк в Персидском заливе. Открытие было сделано местным жителем Шахрамом Ислами, членом общества изучения культурного наследия острова Харк. Позднее возраст находок подтвердил доктор наук Реза Моради Гиасабади. ادامه »
دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۶
The Circle of Ancient Iranian Studies
فارسی
It is possible that Three words have been added to our knowledge of the Old-Persian language by the recent discovery of a stone inscription on Kharg Island in the Persian Gulf, the Persian service of CHN reported on Tuesday.
The cuneiform inscription, comprising six words on six different horizontal lines inscribed on a piece of uneven rock encrusted with corals, has been found last week during a road construction project. Measuring about a meter square, the rock has become detached from its original terrain.
Initial studies show the artefact dates back to the Achaemenid dynastic era (550-330 BCE).
The first, second, fifth and sixth words are quite easily legible, but the third and fourth words are difficult to make out due to erosion, explained expert on ancient languages Reza Moradi Ghiasabadi.
Moradi Ghiasabadi has deciphered the inscription from photos sent to him by the locals. ادامه »
دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۶
English
این کتیبه در خردادماه ۱۳۸۷ تخریب شد: تخریب و نابودی سنگنبشته خارک
صخره حامل سنگنبشته
کتیبه خارک با اندازه ۲۰ در ۳۰ سانتیمتر بر روی سنگ مرجانی بومی جزیره نوشته شده است. این کتیبه در روند تسطیح و ساخت جادهای در جزیره خارک/ خارگ و از زیر خاک پیدا شده است.
در کنار کتیبه، آثاری از محل گردآوری آب شیرین و بازماندههای پلکان دسترسی به آن دیده میشود که امروزه خشک شده است. همچنین کتیبه در سایه یک درخت بزرگ «لیل» یا انجیر معابد قرار دارد.
ظاهر سنگنبشته
این کتیبه بر سطح بالایی و رو به آسمان این صخره، و بدون تراش یا صیقلکاری و یا قاببندی سطح حامل آن نویسانده شده است. هر چند که نگارش کتیبه بر کف زمین عجیب به نظر میرسد، اما این تصمیم ظاهراً به دلیل کمبود مفرط صخرههای سنگی سخت در منطقه است. جزیره خارک از صخرههایی مرجانی تشکیل شده که تنها لایهای نازک از سطح بالایی آن سختی مناسبی دارد و لایههای زیرین و برش عمودی آن، دارای ترکیبی از بقایای مرجانها و دیگر جانداران دریایی با شن و ماسه است که امکان ایجاد سطحی هموار برای کتیبهنویسی بر روی آنها بدست نمیآید.
کتیبه از شش سطر تشکیل شده که ظاهراً دربردارنده شش واژه به خط و زبان فارسی باستان متداول در عصر هخامنشی بوده و هیچیک از هشت کوتهنوشت فارسی باستان در این کتیبه بکار نرفته است. از آنجا که هر واژه در یک سطر مستقل نوشته شده، کاتب نیازی به استفاده از یک علامت کجمیخ به عنوان واژهجداکن متداول در این خط را نداشته و از آن بهرهای نبرده است. در پیرامون صخره، نشانهای میخی دیگر که گاه بسیار محو و ناخوانا هستند، دیده میشود. ادامه »
سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۶
شهر کردنشین وان در پنج کیلومتری شرق دریاچهای به همین نام در آناتولی شرقی (ارمنستان پیشین و ترکیه امروزی) قرار دارد. ناحیهای که این شهر در آن واقع شده، درهای سرسبز و حاصلخیز به طول تقریبی بیست و عرض شش کیلومتر است که از کوهستانهای بلند پیرامون سیراب میشود. خط راهآهن تهران- استانبول نیز از همین دره و از شمال شهر وان عبور میکند و در حاشیه دریاچه به پایان میرسد. در اینجا، قطار و یا محموله آن سوار کشتیهای بزرگی میشود تا در آن سوی دریاچه بر روی ادامه خط آهن قرار گیرد. ناحیه وان همچنین به سبب گربههای سپیدِ زیبا و معروفش که چشمانی دورنگ دارند، شهرتی جهانی دارد.
شهر وان و دشتهای پیرامون آن، کهنترین استقرارگاه کشور باستانی «اوروآتری» Uruatri ( در فارسی باستان: «اَرمـیـنَـه Arminah/ ارمنیه، در بابلی و آشوری: «اورارتو» Urartu) بوده است. این شهر و دریاچه در زبان اورارتویی با نامهای «بـیـائـیـنـی» Biaini و «نائیری» Nairi شناخته میشده و شهر قلعهمانند «توشپا» Toushapa/ Tospa پایتخت اورارتوییان در سدههای نخستین هزاره یکم پیش از میلاد نیز در همین ناحیه بوده است. بازمانده بناها و آثار اورارتویی توشپا، در قلعه و تپههایی در غرب شهر امروزی وان (که به نام «وان قدیم» خوانده میشوند) و در فاصله دو کیلومتری از کرانه دریاچه، همچنان برجای مانده است. ادامه »