Skip to content
 

ماجرای نمایش منشور کورش در ایران

بخش اول: نمایش موقت منشور کورش در ایران

برگرفتۀ ویرایش‌شده‌ای از گفتگو با آقای شاهرخ بهزادی، رادیو فرانسه، (بشنوید)

نگارش منشور کورش در ادامۀ یک سنتِ دیرینۀ پادشاهانِ بابل و آشور برای ثبت رویدادها بوده است. نیمه نخستِ این کتیبه از زبان گویندۀ ناشناسی که به احتمال یکی از رویدادنامه‌نگاران یا بزرگان بابل بوده، نویسانده شده و کورش با ضمیر سوم شخص خطاب شده است. نیمۀ دوم کتیبه با ضمیر اول شخص و از زبان کورش بازگو شده است.

اما به‌رغم برخی صفات نیکی که به کورش منسوب می‌شود، نمی‌باید او را سرای نقدناپذیری و مطلق‌اندیشی سوق داد و از او یک بُت مقدس و بی‌اشتباه تراشید. حمله کورش به کشور مستقل بابل و چندین کشور دیگر (بدون اینکه با آنها در حال جنگ بوده باشد) قابل دفاع نیست. ورود کورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل، نه بخاطر تمایلات شخصی او (که فرمانده یک سپاه بزرگ و مسلح بوده) که به دلیل تسلیم شدن بابل بوده است. پس از کورش، تمدن درخشان بین‌النهرین و نیز سنت دیرین رویدادنامه نگاری در آنجا برای همیشه از بین رفت و کتیبه کورش آخرین نمونه رویدادنامه‌های رایج در بین‌النهرین بوده است.

در پاسخ این پرسش که تناقض‌های موجود در حاکمه ایران را چگونه باید توجیه کرد باید عرض کنم که پاسخی برای این پرسش ندارم. از سویی، هویت تاریخی و آثار باستانی ایران در وضعیت نگران‌کننده و اسفباری هستند؛ و از سوی دیگر، در چند سالِ اخیر توجه غریبی به کورش و هخامنشیان می‌شود که معمولاً توأم با داستان‌سرایی و ادعاهای غلوآمیز است که نمی‌توان بدان احساس خوب و خوش‌بینانه‌ای داشت.

حال که منشور کورش به ایران امانت داده شده، امید است که دستمایه بعضی تحرکات نژادپرستانه قرار نگیرد. چرا که علاوه بر اینکه در منشور کورش نامی از ایران و آریا و پارس برده نشده، نفس چنین اعمالی ناپسند و حتی مغایر با محتوای ادعایی منشور کورش است.

بنده اطلاعی ندارم و در اخبار نیز نیامده است که منشور کورش در ازای چه بهایی به ایران امانت داده شده و آیا داد و ستدی منصفانه در میان بوده است یا خیر. اما اطمینان دارم که مسئولان ذیصلاح دقت کافی را برای اطمینان از اصالت آن بکار خواهند بست.

بخش دوم: نگرانی‌هایی پیرامون نمایش منشور کورش

۲۲ شهریور ۱۳۸۹

برگرفتۀ ویرایش‌شده‌ای از گفتگو با آقای نادر صدیقی، رادیو فردا (بشنوید)

امروزه تبادل فرهنگی و دادوستدِ امانیِ اشیای باستانی، امری متداول و مکرر در میان موزه‌های جهان است. اما به دلیل اینکه موزه‌های ایران تاکنون در چنین تبادلاتی شرکت نکرده بوده‌اند و صرفاً «دهندۀ آثار» بوده‌اند و نه «گیرندۀ آن»، چنین رویدادی برایشان بسیار مهم جلوه کرده است.

نگرانی پیرامون آسیب‌رسیدن به منشور کورش تا اندازه‌ای بجا و تأمل‌پذیر است و تا اندازه‌ای بی‌مورد. با توجه به اینکه گاهی در دستگاه میراث فرهنگی کشور بی‌توجهی‌هایی به آثار باستانی دیده شده و تخریب یا سرقت آنها به فراوانی و به تناوب روی داده است، چنین نگرانی‌هایی طبیعی هستند و حساسیت و سوءظن علاقه‌مندان را بر می‌انگیزد. اما از سوی دیگر، احتمال تخریب یا سرقت منشور کورش بعید به نظر می‌رسد. چرا که آسیب‌دیدگی، گمشدن یا دزدیده شدنِ آثار موزه‌ها، معمولاً عامل بیرون از موزه نداشته و عوامل آن در داخل موزه‌ها بوده‌اند. اما در این مورد خاص- با توجه به شهرت و پشتیبانی خبری گسترده- گمان نمی‌کنم که خطری «جسمی» منشور کوروش را تهدید بکند. (اما گونۀ دیگری از تخریب نیز وجود دارد که به تحریف متن، تحلیل و تفسیرهای نابجا، ادعاهای کذب و عموماً به رفتاری سوءاستفاده‌گرانه همراه با تبلیغات فراوان مربوط می‌شود که پیش از این در باره‌اش نوشته بودم و در آینده، باز هم بدان خواهم پرداخت).

در باره گمان‌های موجود مبنی بر اصیل نبودن این اثر باید گفت که در دادوستدهای میان موزه‌ها چنین متداول است که نمایندگانی از هر دو طرف در نشستی مشترک حاضر می‌شوند و اصالت و اعتبار اثر را بررسی می‌کنند. چنانکه در اخبار و گزارش‌های سازمان آمده است، چنین نشستی برگزار شده و اشخاصی که نام آنان اعلام شده، اصالت اثر را تأیید کرده‌اند. در این فهرست، نام آقای علی‌اکبر سرفراز- باستان‌شناس پیشکسوت- نیز دیده می‌شود و حتی نام ایشان در زیر بعضی از عکس‌های جلسه اعتبارسنجی و در زیر تصویر اشخاص دیگر به چشم می‌خورد. اما تا جایی که بنده اطلاع دارم، ایشان در آن جلسه شرکت نداشته‌اند.

بخش سوم: تداوم جعل و سوءاستفاده

گفتگو با رادیو فرهنگ در انتقاد به استفاده تبلیغاتی و عوام‌فریبانه از کوروش و هخامنشیان

آقای احمدی‌نژاد در مراسم افتتاح نمایش، بخش‌هایی از متن منشور کورش را قرائت کردند که هیچ ارتباطی با متن واقعیِ این منشور نداشت. همچنین رئیس سازمان میراث فرهنگی نیز در سخنرانی خود، بخش‌هایی مُثله‌شده از پیشگفتار بنده بر کتاب منشور کورش هخامنشی را از قول خود روخوانی کردند، بدون اینکه رضایت داشتن یا نداشتن صاحب اثر برایشان اهمیت داشته باشد. به این کار ایشان عمیقاً اعتراض دارم، اما شرایط را بگونه‌ای نمی‌بینم که بتوان حقی را استیفاء کرد.

بخش چهارم: ثبت آثار ملی، ممنوعیت خبررسانی و منشور کورش قلابی نیست!

۱۸ آذر ۱۳۸۹

برگرفته ویرایش‌شده‌ای از گفتگو با خانم لیدا پرچمی، رادیو فرانسه

۱- وضعیت ثبت آثار ملی یا آثار باستانی در ایران با دو معضل جدی روبرو است. نخست اینکه، ثبت شدن یا نشدن اثری در فهرست آثار ملی، تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. برای اثری که در فهرست آثار ملی ثبت می‌شود، هیچگونه برنامه پژوهشی یا حفاظتی طراحی و اجرا نمی‌شود. به استثنای تعدادی از آثار که می‌توانند به دلیل وجود بازدیدکننده فراوان، درآمدزا باشند. میزان تخریب در آثار ثبت‌شده و یا ثبت‌نشده، تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند و همگی در معرض آسیب‌های جدی هستند. از طرف دیگر، انتخاب آثار برای ثبت ملی با موازین و معیارهای مناسبی انجام نمی‌شود. برای مثال ممکن است خانه‌ای را به این دلیل به ثبت برسانند که فلان شخصیت، یک یا دو روز در آنجا اقامت داشته است. چنین تصمیم‌هایی موجب اعتراض صاحبان آن خانه و طرح شکایت در دستگاه‌ قضایی می‌شود. احتمال دارد که رأی اخیر دیوان عدالت اداری مبنی بر خروج چند اثر از فهرست آثار ملی با در نظر گرفتن همین ناهنجاری‌ها بوده باشد.

۲- اعتراض‌های سازمان میراث فرهنگی به شهرداری‌ها و برخی نهادهای نظامی که دست به تخریب آثار باستانی زده‌اند، قابل اعتنا و دفاع هستند اما کافی نیستند. چرا که سازمان در سال‌های اخیر نشان داده که فاقد توان و قدرت اجرایی کافی در میان نهادهای دولتی است و جز اعتراض‌های زودگذر، نمی‌تواند یا نمی‌خواهد که به وظایف قانونی خود عمل نماید.

۳- اطلاعیه تهدیدآمیز سازمان میراث فرهنگی مبنی بر ممنوعیت خبررسانی را از دو منظر می‌توان بررسی نمود. اول اینکه می‌توان احتمال داد چنین تصمیمی برای مقابله با حجم عظیم اطلاعات و اخبار دروغین در باره ایران باستان باشد که به فراوانی در نشریات و سایت‌ها و وبلاگ‌ها منتشر می‌شود. در این صورت می‌توان گفت که سازمان نیز در این زمینه از دیگران عقب نمانده است و با کنار گذاشتن شخصیت‌های صاحب‌نظر و فرصت دادن به کسانی که صلاحیت و تخصص کافی ندارند، عملاً به چالهٔ همین خیالپردازی‌ها افتاده است (برای مثال ادعای کشف ارتش کمبوجیه در مصر و خبر مومیایی کورش در پاسارگاد).

اما دوم اینکه، ممکن است سازمان با چنین اطلاعیه‌ای (که البته آکنده از اصطلاحات و معانی نادرست و آشفته حقوقی و باستان‌شناختی است) خواسته تا موج گسترده اعتراض علیه خود را نه با رویکردی عالمانه و منتقدانه، که با ابزار تهدید، واداشتن به سکوت، و سلب آزادی‌های قانونی بخواباند. اما در این زمینه نیز سازمان موفق و مؤثر عمل نکرده است. چرا که سازمان میراث فرهنگی، نه نهاد قضایی است که دیگران را تهدید به مجازات کند (آنهم مجازات برای عملی که در قوانین موضوعه کشور به عنوان جرم تعریف نشده است)؛ و نه نهاد قانون‌گذاری است که بتواند رأسا قوانین جزایی وضع کند و یا تصویب نماید. به دوستان دیگری نیز که در مورد این اطلاعیه اعتراض داشته‌اند، توجه می‌دهم که نیازی به اعتراض به مفاد این اطلاعیه نیست، بلکه می‌باید توجه داشت که اصولاً سازمان حق صدور چنین اطلاعیه غیرقانونی‌ای را ندارد و نمی‌تواند در مقام قضا و یا در مقام قانون‌گذار عمل نماید.

۴- موزه بریتانیا اعلام کرده که آن منشور کورش که به تهران فرستاده، برخلاف اخبار و گزارش‌هایی که به جریان افتاده، اصل است و قلابی نیست! گفته‌اند که دلیل تفاوت ظاهری این منشور کورش با آنچه که در عکس‌های قبلی آن در موزه بریتانیا دیده می‌شود، این است که اخیراً (و درست قبل از ارسال به تهران) مرمت‌هایی را بر روی آن انجام داده‌اند. این اطلاعیه را در اینجا ببینید: Statement on the conservation of the Cyrus Cylinder. البته لازم به یادآوری است که پیش از این سخنگوی سازمان میراث فرهنگی (برخلاف موزه بریتانیا) چنین تفاوت ظاهری را از اصل و اساس منکر شده و آنرا مونتاژ و دستکاری در عکس‌ها نامیده بود.

بنده خبر ندارم که بجز فیلم پخش شده از تلویزیون صدای آمریکا (VOA)، چه کسی گفته که این منشور کورش قلابی است (و اصلاً چه کسی جرأت می‌کند که بگوید). در بارهٔ آن گزارش‌ها و برنامه‌های رادیو فرهنگ نیز باید عرض کنم که در آنجا نه من و نه دیگران حرفی از قلابی بودن آن نزدیم، بلکه مردمی که در سطح شهر با آنان مصاحبه شده بود، چنین اعتقادی داشتند. حالا اینکه چرا آنان چنین باوری داشتند، باید از خودشان پرسید که چرا این ملتی که هر سخن کذبی را باور می‌کند، این یکی را باور نکرده است.

بخش پنجم: نامه سرگشاده به رئیس سازمان میراث فرهنگی

۲۴ فروردین ۱۳۹۰

ریاست محترم سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور

پس از انتقال موقت و نمایش منشور منسوب به کورش هخامنشی در موزه ایران باستان، طبیعتاً لازم بوده است که متن فارسی منشور و توضیحاتی پیرامون آن به بازدیدکنندگان موزه و وب‌سایت آن ارائه شود.

از آنجا که ظاهراً آن سازمان محترم و موزه ایران باستان به دلیل ناتوانی پژوهشی عاجز از این کار بوده‌اند، برای رفع این نیاز به کتاب منشور کورش هخامنشی از این نگارنده روی آورده و از محتوای آن استفاده غیرقانونی و تصرف غیرمجاز شده و متن آن بدون اجازه و رضایت پدیدآورنده و بدون اشاره به مأخذ در رسانه‌های سازمان و موزه و نیز در متن سخنرانی شما منتشر شده است (برای نمونه بنگرید به ترجمه متن منشور در وب‌سایتی که به همین منظور تدارک دیده‌اید).

بدیهی است که چنانچه قبلاً نیز اقدام به اخذ اجازه و کسب رضایت برای انتشار می‌گردید، نگارنده با آن درخواست موافقت نمی‌کرد.

همچنین شخص جنابعالی نیز در سخنرانی مراسم افتتاح نمایش منشور، پیشگفتار همین کتاب را از قول خود و به عنوان سخنان خودتان روخوانی نموده‌اید. تقاضا دارم برای نگارش متن سخنرانیِ خود به اشخاص ذی‌صلاحیتی که لابد در آن سازمان هستند، مراجعه بفرمایید و اگر نیستند، می‌توانید چنین اشخاصی را در دانشکده‌ها و مراکز آموزش عالی و پژوهشکده‌های متعدد و عریض و طویل سازمان تربیت نمایید.

از آنجا که این اعمال در مغایرت صریح و آشکار با قوانین موضوعه کشوری و بین‌المللی و نیز مغایر با مفاد قانون حمایت از مؤلفین و مصنفین بوده، تقاضا دارم که:

۱- تمامی بازنشرهای غیرقانونی و غیرمجازی که از کتاب منشور کورش هخامنشی انجام شده است، حذف و بلااثر گردند.

۲- متن اعتراض اینجانب- مطابق با تصریح قانون مطبوعات- در رسانه‌هایی از سازمان که آن متن را بازنشر کرده بودند، منتشر گردد و وفاداری و باورمندی به قانون و عدالت در عمل نشان داده شود.

۳- هیچیک از نوشته‌های مرا چه با یادکرد از نام نویسنده و چه بدون آن، در خبرگزاری و دیگر رسانه‌های سازمان منتشر نکنند و شما نیز در سخنرانی‌های خود از آنها استفاده ننمایید. چنانکه در نامه‌ای دیگر به تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۸۸ خطاب به خبرگزاری میراث آریا همین تقاضا را کرده بودم و کمترین ترتیب اثری بدان داده نشد.

به نظر می‌رسد که آن سازمان محترم و دوایر وابسته به آن، خود را مالک مادی و معنوی و صاحب اختیار هر اثری می‌دانند که آنرا برای خود مفید تشخیص می‌دهند. نه نیازی به کسب رضایت از پدیدآورنده در خود احساس می‌کنند و نه خود را موظف می‌دانند که پاسخگوی اعتراض صاحبان حق باشند.

دریغ است که دستگاه عریض و طویل سازمان میراث فرهنگی بجای بهره‌گیری از کارکنان خود به آثار پژوهشگر مستقلی روی آورد که در خدمت آن سازمان نبوده و راضی به نشر و مثله‌شدن نوشته‌هایش توسط دستگاه‌های دولتی نیست. از دستگاه‌های دولتی و به ویژه سازمان میراث فرهنگی انتظار می‌رود که قدرت و نفوذ خود را صرف اعتنا و اعتلای قانون نمایند و نه پایمال کردن حقوق نویسنده‌ای مستقل که از دستمایه کردن تبلیغاتیِ تاریخ و فرهنگ برای منافع و مصالح روزمره بدور است.

با احترام- رضا مرادی غیاث آبادی



web analytics