Skip to content
 

مشخصه‌ها و نشانه‌های جوامع دارای خوی غارتگری

منشأ بسیاری از ناملایمات رفتاری و ناهنجاری‌ها و معضلات اجتماعی در «خوی غارتگری» نهفته است. سابقه طولانی بسیاری از جوامع بشری در «تجاوز» و «غارت» موجب شده تا این تمایلات به رفتار جمعی و سرشت عمومی راه پیدا کند و تبدیل به خوی و خصلت آنان شود. در این میان، برخی از جوامع کوشیده‌اند تا این خوی نهفته و ویرانگر را با عزم جدی و مشارکت همگانی تا حد زیادی بهبود بخشند و به صفات انسانی باز گردند. اما برخی دیگر از جوامع هنوز موفق به اجرای چنین برنامه‌ای نشده‌اند. به این دلیل که یا نتوانسته‌اند و یا اصل وجود چنین معضلی را انکار کرده‌اند. بدیهی است که انکارکنندگان صورت مسئله، قادر به پیدا کردن راه‌حلی برای یک مسئله نخواهند بود. البته اطلاق عنوان «جامعه» یا «اجتماع» برای چنین مجموعه‌ای از آدم‌ها تا حد زیادی توأم با ارفاق است. چرا که اصولی‌ترین لازمه پیدایش یک جامعه ابتدایی بشری، نوعی بیمه اولیه است که می‌توان آنرا «گذشت موقت از منفعت شخصی و کوتاه‌مدت بخاطر منافع عمومی و بلندمدت» نامید (بنگرید به کتاب «درآمدی بر شکل‌گیری مناسبات مدنی جوامع باستان و غلبه سلطه‌گری»). مجموعه‌ای از انسان‌ها را که عملاً در عصر توحش بسر می‌برند و هنوز متوسط غالب آنان با این اصل اساسی که در مغایرت کامل با خوی غارتگری است، آشنا نشده‌اند و بدان مرحله اولیه نرسیده‌اند، فقط با ارفاق می‌توان «جامعه» نامید. 

خوی غارتگری از سابقه دیرین جوامع غیرمولد در حمله به جوامع مولد و غارت آن کشور یا شهر یا روستا نشأت می‌گیرد. این حملات که برای مدت‌های مدید و طی نسل‌های طولانی ادامه داشته، موجب شده تا جوامع غارتگر و متجاوز عادت کنند هر گاه فرصت و امکان لازم را بدست آوردند، با تمسک به انواعی از توجیهات عرفی و مذهبی و تاریخی و اخلاقی، به جوامع دیگر که قدرت دفاعی کافی ندارند، حمله کنند و اموال و زنان آنجا را به دست غارت و چپاول و اسارت بسپارند و سپس به افتخار این پیروزی باشکوه، بازمانده‌های شهر مغلوب را برای تفریح و شادمانی به آتش بکشند و با شمشیرهای برافراشته و رقص با نیزه و قمه بر فراز ویرانه‌های سوخته به شادمانی و پایکوبی و هلهله‌کشی و شکرگزاری و برگزاری جشن پیروزی بپردازند.

اعضای جوامع یا کولونی‌های دارای خوی غارتگری و تجاوزگری عموماً قادر به تشخیص حریم و حدود و حقوق خود و دیگران نیستند و در نتیجه نه تنها رعایت حدود خود و حریم دیگران را نمی‌کنند، که در اغلب مواقع اصولاً توانایی ادراک آنرا نیز ندارند.

نشانه‌های پی بردن به وجود خوی غارتگری در جوامع بشری- بجز برخی مناسبات پیچیده در روابط سیاسی و اقتصادی- چندان دشوار نیست و به سادگی و با اندکی توجه در زندگی روزمره قابل مشاهده و تشخیص است. نشانه‌ها و مشخصه‌هایی همچون:

  • فساد مالی و اختلاس‌ها و رشوه‌ها و امتیازها و رانت‌های گسترده در بین حلقه‌های کوچک
  • وجود مسئولانی که پست و مقام خویش را به چشم فرصتی موقت و زودگذر برای غارت منابع عمومی می‌نگرند
  • مترصد فرصت بودن برای دست یازیدن به غارت و تصاحب اموال و فرصت‌ها و امکانات و موقعیت‌های دیگران
  • مترصد فرصت بودن برای غارت منابع عمومی و خروج از کشور
  • تملق و چاپلوسی اقویا و پایمال کردن ضعفا
  • فراوانی انواع جرم و جنایت، قتل، ضرب‌وجرح، چاقوکشی، نزاع، و در نتیجه پیدایش قوای انتظامی پرشمار و دستگاه‌های قضایی عریض و طویل با ساختمان‌های بزرگ و پرونده‌های انبوه و زندان‌های وسیع
  • تمایل عمومی به تصاحب مال مفت و جایزه و قرعه‌کشی و غارت اموال عمومی و دارایی‌های دیگران
  • تمایل سیری‌ناپذیر به تصرف زنان
  • فراوانی تقلب و فریبگری و حقه‌بازی (تقلب در تاریخ، در مذهب، در سیاست، در انتخابات، در علم، در اقتصاد، در تجارت، در مایحتاج اولیه و کالاهای مرتبط با جان و امنیت مردم و حتی در غیرانسانی‌ترین شکل آن یعنی تقلب در داروی بیماران و شیرخشک نوزادان)
  • فراوانی جعل اسناد و مدارک و منصب‌ها و مجوزها
  • فراوانی مراکز و مدارک و مقالات تحصیلی فرمالیته و بی‌اعتبار
  • وحشیگری و جنون در رانندگی همراه با سرعت و صداهای ناهنجار (که خوی نهفته غارتگری و جهانگشایی بواسطه تاخت‌وتاز و شیهه کشیدن اسب را در ضمیر ناخودآگاه بیدار می‌کند)
  • وجود رفتارهای مشابه با میدان جنگ در مراسم عمومی و مسابقات ورزشی و سوگواری و عزاداری و عروسی (همچون بُروز انواع و اقسام وحشیگری‌های عمومی، سروصداهای جنون‌آمیز، جیغ‌های بنفش، عربده‌ها و هلهله‌های سادیسمی، ویراژ دادن‌های مرگبار، راه بند آوردن‌ها، و انواعی از ظهورهای عصبی و هیستریک دیگر)
  • وجود جشن‌های مرتبط با آتش همراه با رقص و پایکوبی در کنار آتش
  • علاقه مفرط به تفریح و سرگرمی و خوشگذرانی و نیز تماشای صحنه‌های خشن و مراسم اعدام و فیلم‌های مرکب از خشونت و سکس و لطیفه‌های مستهجن (به عنوان نسخه‌بدلی از ‌آرزوها و حسرت‌ها)
  • علاقه و افتخار به جانوران درنده و خونریز اعم از شیر و پلنگ و ببر و گرگ و حتی خروس جنگی
  • زباله‌پراکنی رایج و عادی در محیط زندگی و آلوده کردن زمین و زیست‌بوم (چنانکه غارتگران نیز تعلق خاطری به زمین و سرزمین نداشته‌اند)
  • ناتوانی در رعایت نوبت و صف و حتی خطوط خیابان
  • ناتوانی در برنامه‌ریزی و اجرای اهداف بلندمدت
  • ناتوانی در فعالیت‌های گروهی و سازمان یافته
  • عمر کوتاه رسانه‌ها، نشریات، انجمن‌ها و دیگر نهادهای مدنی
  • شیوع حیرت‌انگیز اعتیاد به مواد مخدر، دخانیات، مشروبات الکلی و انواع مواد روانگردان
  • شیوع نژادپرستی، برترانگاری، مذهب‌گرایی رادیکال، ملی‌گرایی، احساس غرور و برتری در ظاهر و احساس سرشکستگی و حقارت در باطن
  • بیزاری از اظهارنظر مخالف و سخن متفاوت و لگدمال کردن فوری هر نوع ابراز عقیده و صدای مخالف حتی از سوی مدعیان مدرنیته و حقوق بشر و آزادی بیان
  • شیوع گسترده سرکوبگری، فحاشی، عربده‌کشی، بددهنی، بدگویی، هتک حیثیت، اتهام‌زنی، فضولی، تحریک‌پذیری
  • عادت به جلو زدن از دیگران و کسب منافع و موقعیت‌ها نه با تلاش خود که با خیانت به همنوع و زمین زدن دیگران
  • تعدی به حریم و حدود و حقوق فردی و اجتماعی دیگران و حتی ناتوانی از فهم و تشخیص و تفکیک حقوق خود و دیگران
  • دارنده آمار و رتبه‌ها و مقام‌های بالای جهانی در زمینه شیوع اعتیاد، قتل، تجاوز، درگیری، تلفات و تصادفات رانندگی، فساد اداری، رشوه‌خواری و انواع دیگری از مفاسد اداری و اجتماعی
  • دارنده آمار و رتبه‌های پایین جهانی در زمینه کیفیت تحصیلی، کیفیت تولیدی، ثبات اقتصادی، ارزش پول، رونق تجاری، امنیت شغلی، بهداشت و سلامت عمومی، رفاه همگانی، مسئولیت‌پذیری و انواع دیگری از محاسن اجتماعی
  • نداشتن جمیعت مهاجر و حتی جمعیت توریست از کشورهای دیگر در شهرهای خود به دلیل بیزاری و بی‌رغبتی دیگران از اقامت یا سفر به آنجا
  • تصور مالکیت تمامی دستاوردها و افتخارات ممکن بشریت در گذشته یا حال و جوامع دیگر را غاصب هرگونه مالکیت و افتخاری دانستن
  • و از همه مهمتر اینکه خود را گل سرسبد آفرینش و تحت توجهات خاص خدا و مقدسین دانستن و همه جهانیان را دشمن و بدخواه خود نامیدن!

هیچیک از مشکلات و معضلات و ناملایمات رفتاری و ناهنجاری‌ها و معضلات اجتماعی و عواقب مخرب آنها در جوامع بشری حل نمی‌شود، مگر آنکه بجای «آینه شکستن» و «سنگ از زمین برداشتن»، وجود منشأ این بلایا و بیچارگی‌ها که «خوی غارتگری» باشد، در این جوامع پذیرفته شود و سپس برای بهبود آن چاره‌ای اندیشیده شود.

همچنین بنگرید به: «بستنی خوران توچال».



web analytics